درباره وب

«ما باید امروز، به سمت تغییر خودمان، به سوی الگوهایی که اسلام معیّن کرده است، پیش برویم باید خودمان را اصلاح کنیم، اخلاق خودمان را درست کنیم، خودمان را از لحاظ باطن، به خدا نزدیک کنیم. به عنوان یک فرد، مجاهدت شخصی بکنیم. آیات خدا را به دل خودمان بخوانیم و دل را به خدا نزدیک کنیم. این وظیفه ماست. مقام معظم رهبری
لینک دوستان
جستجوی وب

شادگان ابتکار /رفتارهای غیرمتعارف همسرم به گونه ای است که حتی بازگو کردن آن نیز شرم آور است و کسی نمی تواند این ماجراها را باور کند، اما ضعف اعتقادات دینی و گرایش به فرهنگ غربی، این گونه رفتارهای زشت و زننده را با عناوینی مانند تجدد در میان برخی افراد سست ایمان به وجود می آورد.

این زن از ترس بی عفتی به پلیس پناه برد

این‌ها بخشی از اظهارات زن 27ساله‌ای است که برای چاره جویی درباره رفتارهای غیرمتعارف و بی‌شرمانه همسرش به دایره مددکاری اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد مراجعه کرده بود.

این زن جوان درباره ماجرای ازدواجش با مردی بی بند و بار گفت: پدرم کارگری ساده و بی سواد بود که به سختی می توانست هزینه های زندگی خانواده 5 نفره اش را تامین کند. به همین دلیل هم هیچ کدام از خواهران و برادرانم نتوانستند حتی تا مقطع دیپلم تحصیل کنند. من در خانواده ای بزرگ شدم که نه تنها از اوضاع مالی نامناسبی برخوردار بود بلکه پدر و مادرم هیچ گاه توجهی به نیازهای عاطفی و روحی ما نیز نداشتند. با وجود این من با همه سختی ها به تحصیلاتم ادامه دادم و برای ادامه تحصیل در مقطع کاردانی وارد دانشگاه شدم. این در حالی بود که باز هم خانواده ام اهمیتی به این موضوع نمی دادند و از من حمایت نمی کردند.

هنوز یک ماه بیشتر از حضورم در دانشگاه نگذشته بود که با «سالومه» آشنا شدم. او همکلاسی ام بود و پدرش وضعیت مالی خوبی داشت.

خیلی زود ارتباط من و او صمیمی شد و مدام با یکدیگر در ارتباط بودیم. اما وقتی می دیدم «سالومه» چگونه در رفاه و آسایش زندگی می کند و هر چیزی را دوست داشته باشد به راحتی می خرد، از نظر روحی به هم می ریختم و از خانواده ام متنفر می شدم، چرا که در برابر سالومه احساس سرشکستگی می کردم و به اوضاع اقتصادی خودم افسوس می خوردم.

تا این که روزی سالومه از من خواست در شرکت تجاری برادرش مشغول کار شوم. اگرچه حقوقش اندک و ناچیز بود اما به دلیل آن که طعم بی پولی را چشیده بودم از پیشنهادش استقبال کردم. دو سال بعد از این ماجرا در حالی که تحصیلاتم به پایان رسیده بود، سالومه مرا برای برادرش خواستگاری کرد.

«انوش» که از وضعیت مالی پدرم خبر داشت، منزلی در بهترین نقطه شهر اجاره کرد و همه اسباب و اثاثیه ام را یک جا خرید تا پدرم مجبور به تهیه جهیزیه نشود. من هم که از این ازدواج در پوست خودم نمی گنجیدم، سعی کردم زندگی عاشقانه ای را برایش فراهم کنم.

خلاصه یک سال بعد از آغاز زندگی مشترکمان صاحب یک فرزند پسر شدم و تصور می کردم با تولد آراد، زندگی ما زیباتر خواهد شد اما نمی دانم چه حادثه ای رخ داد که این زندگی عاشقانه رنگ باخت و روابط من و «انوش» سرد و بی روح شد.

با این که بیشتر از یک ماه از تولد فرزندم نمی گذشت ولی دیگر همسرم توجهی به نیازهای عاطفی و روحی من نداشت، به گونه ای که هر روز بیشتر از هم فاصله می گرفتیم. این اوضاع آشفته از من زنی افسرده ساخته بود.

زنش از ترس بی عفتی به پلیس پناه برد !

ساعت ها گریه می کردم یا با پسرم سرگرم می شدم تا غصه هایم را فراموش کنم. وقتی مشکلم را با خانواده ام در میان گذاشتم، نه تنها حمایتی از من نکردند بلکه اموال و دارایی های انوش را به رخم کشیدند و این گونه تحقیرم کردند. از سوی دیگر زمانی که همسرم متوجه شد خانواده ام هیچ حمایتی از من نمی کنند و پشتیبانی در زندگی ندارم، رفتارهای غیرمتعارف و نامعقولش را شدت بخشید و به حد شرم آوری رساند.

او نه تنها در منزل را قفل می کرد و اجازه بیرون رفتن به من نمی داد بلکه شب ها برخی از دوستانش را به همراه همسرانشان به منزلم دعوت می کرد و تا پاسی از شب انواع فسق و فجور را مرتکب می شدند.

آن ها حجابی نداشتند و به بهانه آزادی و تجدد و به تقلید از فرهنگ غربی با پوشش زننده کنار هم می نشستند و با خنده های مستانه خودشان مرا آزار می دادند. این دعوت های گروهی هر روز شکلی جدید به خود می گرفت به طوری که غیرت و مردانگی هم از بین رفته بود و خجالت و حیا از رفتار آن ها شرمنده می شد. این رفتارهای زننده به حدی رسید که دیگر نمی توانستم شاهد این صحنه های شرم آور و درخواست های گستاخانه شوهرم باشم تا اینکه انوش از من خواست با لباس های کوتاه بین دوستانش حضور یابم و حتی با آنها برقصم دیگر دیدم بی غیرت ترین مرد شوهر من است و در این میان برای یافتن چاره ای به کلانتری آمدم.

شایان ذکر است، به دستور سرهنگ باقی زاده (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) این زوج جوان پس از انجام مشاوره های مقدماتی در کلانتری به مرکز مشاوره پلیس معرفی شدند.

منبع: روزنامه خراسان


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۲ | 23:52 | نویسنده : |

شادگان ابتکار : رکنا: مادرسنگدل مشهدی پس از تولد نوزادش وی را در سرویس بهداشتی خانه شان به قتل رساند.

 

این جنایت Crime شامگاه 29 اسفند سال گذشته در شهرک شهید رجایی مشهد رخ داد و قاضی Judge کاظم میرزایی، بازپرس جنایی این شهر و کارآگاهان اداره آگاهی را به محل حادثه Incident که خانه‌ای مسکونی بود کشاند. بررسی‌های اولیه از این حکایت داشت که نوزاد یک‌روزه دقایقی پس از تولد با ضربه جسمی برنده به قتل Murder رسیده است.

مادر نوزاد که پس از تولد فرزند پسرش به بیمارستان منتقل شده بود نخستین کسی بود که تحت بازجویی قرار گرفت. این زن 20ساله در تحقیقات گفت: زمستان سال94 با همسر اولم ازدواج کردم. اما ازدواج ما دوام چندانی نداشت و اسفند همان سال از هم جدا شدیم. با این حال چند‌ماه بعد دوباره تصمیم گرفتیم با هم زندگی کنیم ولی باز هم نتوانستیم به این زندگی مشترک ادامه دهیم و در نهایت باز هم جدا شدیم.

زن جوان ادامه داد: مدتی بعد با همسر دومم آشنا شدم و با او به‌صورت موقت ازدواج کردم. وقتی زندگی مشترکمان شروع شد، فهمیدم که از همسر اولم باردارم. ماجرا را از او پنهان کردم و ابتدا به او می‌گفتم که به یک بیماری مبتلا هستم و وضعیت ظاهری‌ام به‌خاطر کیستی است که در بدنم است. اما در نهایت او در جریان ماجرا قرار گرفت و سر ناسازگاری گذاشت. تا اینکه زمان به دنیا آمدن فرزندم رسید. از آنجا که تصور می‌کردم به دنیا آمدن او مانع خوشبختی من و شوهرم است، به بیمارستان نرفتم و خودم در سرویس بهداشتی خانه فرزندم را به دنیا آوردم و دقایقی پس از تولدش او را به قتل رساندم و وانمود کردم که فرزندم مرده به دنیا آمده است تا اینکه پس از انتقال به بیمارستان دستم رو شد.

اعترافات زن جوان عجیب به‌نظر می‌رسید. اینکه زنی با قساوت نوزاد تازه متولد شده‌اش را به قتل برساند دور از ذهن بود و به همین دلیل قاضی جنایی و کارآگاهان اداره آگاهی تصمیم گرفتند به تحقیقات خود ادامه دهند. آنها این بار به سراغ شوهر این زن رفتند اما او مدعی شد که در ماجرا نقشی ندارد و اصلا خبر نداشته که همسرش باردار است.

با این حال حرف‌های او مشکوک به‌نظر می‌رسید و به همین دلیل کارآگاهان بار دیگر به بازجویی از زن جوان پرداختند تا اینکه وی این‌بار موضوع تازه‌ای را مطرح کرد. او گفت: شوهرم حاضر نبود فرزندم را بپذیرد و از پس مخارج او برنمی‌آمد. می‌ترسیدم که تولد او باعث به‌هم خوردن زندگی مشترکمان شود. از طرفی از شوهر اولم بی‌خبر بودم و نمی‌دانستم کجاست.

شب حادثه وقتی زمان زایمان رسید، خودم فرزندم را به دنیا آوردم و با قیچی بند نافش را بریدم اما پس از آن شوهرم او را به گوشه‌ای برد و به قتل رساند.با اعترافات جدید زن 20ساله شوهر او نیز بازداشت شد و با دستور قاضی میرزایی، هر دوی آنها راهی بازداشتگاه شدند. از سوی دیگر پدر مقتول که در یکی از شهرهای اطراف زندگی می‌کرد نیز شناسایی و به دادسرا احضار شد. او وقتی مقابل قاضی جنایی قرار گرفت، گفت: همسر سابقم زندگی سختی داشت.

هنوز کودک بود که پدرش در جریان یک درگیری، به جرم Crime قتل دستگیر و به قصاص محکوم شد.

مادرش هم او را ترک کرد و وی نزد پدربزرگش بزرگ شد. پس از آن به خانه عمویش در مشهد آمد و از آنجا که عمویش هم زندگی سختی داشت، می‌خواست هر طوری شده زندگی مشترکش را حفظ کند تا مجبور نشود نزد عمویش برگردد. مرد جوان اعلام کرد که در این ماجرا از همسر سابقش شکایتی ندارد و حاضر است شوهر او را نیز به شرط اینکه همسرش را به عقد دائم خود درآورد، ببخشد.در چنین شرایطی، زن و شوهر متهم به قتل در بازداشت به‌سر می‌برند تا پرونده آنها پس از تکمیل تحقیقات به دادگاه کیفری فرستاده شود


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۶ | 8:47 | نویسنده : |

شادگان ابتکار : روز سه شنبه انتشار فیلمی دلخراش از آتش زدن مردی در خوردوی خود در پارک گمبوعه در نزدیکی اهواز باعث وارد آمدن شوک مردم خوزستان شد.

 

اینکه این تصاویر زجرآور چگونه به بیرون و شبکه های اجتماعی درز پیدا کرده اند خود بحث مفصلی است ولی انتشار این تصاویر دلخراش که جسد مردی را به صورت کاملا سوخته نشان می داد و قسمتی از پاها و دست هایش بر اثر سوختگی کاملا از بین رفته بود به شدت باعث جریحه دار شدن احساسات مردم شد.

 

 

طبق تصایر منتشر شده، مردی حدود ۲۵ تا ۳۰ ساله با دست های بسته در صندوق عقب خودروی پژو پارس خود به شدت سوخته بود. ظاهرا قاتل یا قاتلان پس از کشتن مقتول دست و پاهای وی را بسته و برای رد گم کردن وی را در صندوق عقب قرار داده و خودور را آتش زده اند ولی بعد از حضور آتش نشانی و مهار آتش، بقایای جسد کاملا مشخص بود.

 

در همین زمینه سرهنگ سیدمحمدصالحی جانشین رئیس پلیس استان خوزستان با اشاره به اینکه قاتل در کمتر از ۲۴ ساعت دستگیر شد، اعلام کرد: قاتل پس از کشتن مقتول، جسد وی را در صندوق عقب خودرو سواری انداخته بود.

 

وی گفت: قاتل برای رد گم کنی اقدام به آتش زدن خودروی حامل جسد کرده است.

صالحی تصریح کرد: اقدامات شناسایی و تعیین هویت جسد و سایر اقدامات پلیسی انجام شد و پیگیری موضوع به صورت جدی در دستور کار پلیس قرار گرفت.

 

جانشین رئیس پلیس استان خوزستان اظهار کرد: با همکاری و تعامل لحظه به لحظه پلیس و مقامات قضائی در کمتر از ۲۴ ساعت یکی از مظنونین به قتل را در شهرستان اهواز شناسایی و در بامداد چهارشنبه در یک عملیات غافلگیرانه در مخفیگاهش دستگیر و تحویل مقامات قضائی شد و با قرار قانونی روانه زندان شد.

 

وی افزود: تلاش پلیس برای مشخص شدن جزئیات قتل ادامه دارد.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : جمعه سیزدهم اسفند ۱۳۹۵ | 15:32 | نویسنده : |

شادگان ابتکار :چند روز قبل دختر 15ساله‌ای همراه با پدرش به پلیس آگاهی رفت و مدعی شد که از 3‌ماه قبل پسر همسایه‌شان او و خواهر بزرگ‌ترش را ربوده و در خانه‌ای متروکه مورد آزار و اذیت قرار داده است. به‌دنبال اظهارات دختر نوجوان پرونده روی میز قضات شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت و آنها حکم جلب متهم را صادر کردند.

در این شرایط مأموران توانستند از طریق دختر همسایه مخفیگاه برادرش را در سرآسیاب ملارد شناسایی و او را دستگیر کنند. در نخستین جلسه تحقیق که صبح دیروز برگزار شد دختر نوجوان درباره آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: مدتی قبل پدرم به دلایلی توسط پلیس دستگیر و زندانی شد.

در این مدت من و خواهرم گاهی به خانه همسایه مان می‌رفتیم و برای دختر همسایه درد دل می‌کردیم. در این مدت ما با یکدیگر صمیمی شده بودیم و رفت آمدهای مان ادامه داشت تا اینکه یک روز پسر همسایه با چند نفر از دوستانش وارد خانه شدند. آنها حرف‌های نامربوطی می‌زدند. به همین دلیل ما هم می‌خواستیم به خانه مان برگردیم اما آنها مانع شدند.

پسر همسایه و دوستانش به ما حمله کردند و ما را به زور سوار خودرویی کردند و به خانه دیگری بردند. هیچ‌کس در آنجا نبود. آنها من و خواهرم را زندانی کرده بودند و در این مدت بارها ما را مورد آزار و اذیت قرار دادند. هرچه به آنها التماس می‌کردیم فایده‌ای نداشت 3‌ماه تمام مورد شکنجه قرار گرفتیم.

دختر نوجوان ادامه داد: علاوه بر پسر همسایه و دوستانش افراد دیگری نیز به آن خانه رفت‌وآمد می‌کردند تا اینکه چند روز قبل من توانستم از آنجا فرار کنم. چون جایی نداشتم یک هفته آواره بودم تا اینکه پیرزنی به من پناه داد و همزمان پدرم هم آزاد شد و همراه او نزد پلیس رفتم اما هنوز خواهرم در آنجا زندانی است و معلوم نیست تا حالا چه بلایی بر سرش آمده است.

در ادامه جلسه تحقیق، پسر 26ساله که پیش از این 2مرتبه به اتهام سرقت دستگیر و زندانی شده حرف‌های شاکی 15ساله را انکار کرد و گفت: من مکانیک هستم و آخرین بار وقتی از زندان آزاد شدم تصمیم گرفتم که دیگر سراغ کارهای خلاف نروم. حالا هم بی‌گناهم. او ادامه داد: شاکی و خواهرش گرفتار چند معتاد بودند و من آنها را نجات دادم و به خانه‌ام بردم و به آنها پول دادم و کمک کردم اما حالا آنها از من شکایت کرده‌اند. حرف‌هایی که آنها درباره آزار و اذیت می‌زنند قبول ندارم. من از خواهر بزرگ‌تر شاکی هیچ اطلاعی ندارم.در پایان این جلسه حکم دستگیری سایر متهمان صادر شد و قاضی پرونده دستور داد درباره سرنوشت خواهر بزرگ‌تر شاکی تحقیق شود./ همشهری آنلاین


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : سه شنبه سوم اسفند ۱۳۹۵ | 16:33 | نویسنده : |
شادگان ابتکار : عصر هفتم دی ماه امسال فریادهای گوشخراش یک زن میانسال در یکی از خانه‌های قدیمی بخش شیب‌کوه فسا پیچید. همسایه‌ها که هراسان از خانه‌هایشان بیرون دویده بودند، با عفت 60 ساله روبه‌رو شدند که درخواست کمک می‌کرد. همسایه‌ها وقتی وارد خانه این زن شدند با پیکر نیمه‌جان عروس 23 ساله‌اش به نام طاهره روبه‌رو شدند که از ناحیه سر به شدت زخمی شده بود. پیکر نیمه‌جان عروس به بیمارستان فسا منتقل شد؛ اما وی به خاطر شدت خونریزی به کما رفت.

صحنه سازی برای گمراه کردن پلیس

این مادرشوهر در بازجویی‌ها به پلیس شیب‌کوه گفت: «از وقتی پسرم به خدمت سربازی رفت، عروس و نوه سه ساله‌ام میهمان خانه ما شدند. من و نوه‌ام به خانه همسایه رفته بودیم اما وقتی برگشتیم با پیکر خونین طاهره روبه‌رو شدیم. گمان می‌کنم دزدها به خانه‌مان حمله کرده‌اند.»

به دنبال اظهارات زن میانسال، تحقیقات پلیس آغاز شد. وقتی پلیس در بازرسی خانه با یک ساطور در آشپزخانه روبه‌رو شد که شواهد نشان می‌داد تازه شسته شده است، شکش به عفت بیشتر شد و وی تحت بازجویی قرار گرفت. این زن که ادعا می‌کرد زن‌دایی طاهره است و هیچ اختلافی با وی نداشته، در مسیر تحقیقات بعدی لب به اعتراف گشود و به جنایت خانوادگی اعتراف کرد.

زن میانسال گفت: «چون پسرم به خدمت سربازی رفته و عروس و نوه‌ام برای زندگی به خانه ما آمده بودند، شوهرم بدون اطلاع من 12 میلیون تومان به حساب شخصی عروسم واریز کرده بود تا سود بانکی آن را بگیرد و خرج خودش و فرزندش کند. وقتی این ماجرا را فهمیدم عصبانی شدم و از عروسم خواستم پول را به من پس بدهد اما قبول نکرد. آخرین بار در غیاب شوهرم با طاهره درگیر شدم و با ساطور آشپزخانه، ضربه‌ای به سرش زدم. من برای گمراه کردن پلیس همراه نوه‌ام به خانه همسایه رفتیم و چون حالم خوب نبود از زن همسایه خواستم یک آمپول آرام بخش برایم تزریق کند. یک ساعت بعد به خانه برگشتیم و با داد و فریاد از همسایه‌ها کمک خواستم.»

شایعات پس از انتشار خبر

تحقیق از این مادرشوهر ادامه دارد و وی در بازداشت به سر می‌برد. زن میانسال به جنایت با انگیزه اختلاف‌های قدیمی اعتراف کرده و قرار است به زودی صحنه جرم را بازسازی کند. شایعاتی که درباره انگیزه این جنایت در فضای مجازی منتشر شده، بی‌اساس است. بلافاصله پس از انتشار این خبر در سایت‌های خبری، شایعات مختلفی درباره انگیزه جنایت در فضای مجازی منتشر شد.

اهدای اعضای بدن عروس جوان به بیماران نیازمند

در حالی که تلاش پزشکان برای نجات جان عروس 23 ساله بی‌نتیجه مانده بود، خانواده وی اعلام کردند حاضرند اعضای بدنش را به چندین بیمار نیازمند اهدا کنند.

یک پزشک دانشکده علوم پزشکی فسا در این باره گفت: «با رایزنی‌های بسیار، خانواده این عروس رضایت خود را نسبت به انجام عمل پیوند اعلام کرده‌اند و قرار است بعد از استعلام نهایی از بیمارستان‌های تهران، کلیه، کبد، پانکراس و قلب وی به چندین بیمار نیازمند اهدا و به آنها زندگی دوباره‌ای بخشیده شود.»

پزشکان مرگ مغزی این عروس جوان را تائید کرده‌اند و قرار است به زودی اعضای بدن وی اهدا شود. البته گفته شده پرونده اهدای عضو این عروس باید در کمیسیون پزشکی بررسی شود که به زودی تکلیف آن مشخص می شود.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۵ | 18:24 | نویسنده : |
شادگان ابتکار به نقل از خوز نیوز:طی تماسی از سوی یکی از کاربران خوزنیوز مطلع شدیم سه‌شنبه گذشته (23 آذرماه) یکی از بانوان هنرمند صنایع‌دستی استان خوزستان به‌وسیله اصابت تیر، از ناحیه دست‌وپا  در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز مجروح می‌شود که پس‌ازآن جهت مداوا به یکی از بیمارستان‌های اهواز منتقل می‌شود.
 
تیرِ غیب در انتظار دانشگاهیانِ دانشگاه آزاد اهواز؟! / عکس
 
خانم ایمان دلفی، هنرمندی که این حادثه برای وی اتفاق افتاده به خبرنگار ما گفت: سه‌شنبه‌شب حدود ساعت 6 بعدازظهر این اتفاق برای من افتاد. در زمان حادثه در غرفه خودمان در نمایشگاه صنایع‌دستی در دانشگاه آزاد اهواز نشسته بودم که صدای ضعیفی را شنیدم که متوجه شدم از ناحیه دست و پای راست مورد اصابت شیء ای قرار گرفتم و بلافاصله پس از تماس با 115 به بیمارستان جهت مداوا منتقل شدم. امروز دست‌وپایم را عمل کردند و تیر را خارج کردند و متأسفانه مفصل شست دستم هم متلاشی‌شده بود که پین خورد و امروز مرخص خواهم شد.
 
این هنرمند خوزستانی که تنها میناکار سفال استان و دارای پروانه تولید و کارگاه تولیدی می‌باشد، ادامه داد: متأسفانه از طرف دانشگاه و حراست دانشگاه آزاد هیچ توجهی به من نشد و جز یک تماس از سوی یکی از کارکنان حراست تماسی با من گرفته نشد. آن‌ها مشکل من را پیگیری نکردند درحالی‌که در محوطه دانشگاه و جهت برگزاری نمایشگاه صنایع‌دستی آنجا حضور داشتم.
 
خانم دلفی گفت: لازم است از سازمان میراث فرهنگی خوزستان و اهواز تشکر کنم که به عیادت من آمدند و حمایت کردند. همچنین امروز از طرف معاونت ریاست جمهوری هم تماس گرفتند و جویای احوال من شدند.
 
در همین زمینه دکتر شهرام لک، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز ضمن تائید وقوع این حادثه گفت: متأسفانه این اولین بار نبوده و پیش‌ازاین نیز اتفاقات مشابهی رخ‌داده است. در منطقه کوی علوی (شلنگ‌آباد) در اطراف دانشگاه برخی از افراد مرتباً اقدام به تیراندازی هوایی می‌کنند که همیشه بوده است. غالباً این تیراندازی‌ها برای مراسم جشن و یا عزاداری که وجود دارد اتفاق می‌افتد و ازآنجایی‌که نزدیک دانشگاه است بعضی‌اوقات این اتفاق هم می‌افتد که متأسفانه این بار این حادثه برای این هنرمند اتفاق افتاد.
 
وی در پاسخ به این پرسش که برای جلوگیری از این اتفاقات پیگیری صورت گرفته اظهار داشت: حتماً حراست پیگیری کرده است، جلوگیری از تیراندازی هم وظیفه و در اختیار ما نیست. قبلاً در جلوی دانشگاه کانکس نیروی انتظامی مستقر بود که مدتی است جمع‌آوری‌شده است.
 
لازم به ذکر است که مناطق پردیس و شهرک دانشگاه یکی از پرجمعیت‌ترین مناطق اهواز هستند که علاوه بر منازل مسکونی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز، یکی از بزرگ‌ترین شعب دانشگاه آزاد در کشور ، دانشگاه پیام نوراهواز و دانشگاه جهاد دانشگاهی خوزستان در این مناطق واقع اند. تیراندازی‌های متعدد و مداوم در طول شبانه‌روز متأسفانه در حاشیه این مناطق اتفاق می‌افتد که می‌تواند خطری بالقوه برای شهروندان ساکن در این مناطق و همچنین هزاران دانشجو و دانشگاهی مشغول در آن به‌حساب آید که متأسفانه تاکنون از سوی نهادهای مربوط چاره‌ای برای آن اندیشیده نشده است.

موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۵ | 11:50 | نویسنده : |

شادگان ابتکار : دادستان آمل از متلاشی شدن باند خانه فساد و دستگیری هشت زن و مرد در شهرستان خبر داد.


 علی طالبی ازمتلاشی شدن باند خانه فساد دراین شهرستان خبر داد و  گفت: این باند توسط زن وشوهری درآمل هدایت می شدند.

طالبی افزود: در این رابطه هشت نفر توسط اطلاعات و مامورانتظامی دستگیر و برای سیر مراحل  قانونی تحویل مراجع قضایی شدند، همچنین دستگاه قضایی این شهرستان با افرادی که باعث سلب آرامش و مزاحم نوامیس مردم شوند به شدت برخوردخواهدکرد.

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان آمل افزود: با همکاری تیم اداره اطلاعات شهرستان آمل و مازندران، دهیار منطقه کلاکسر آمل و پنج تن از اعضای شورای این منطقه به اتهام اختلاس ۶۶۰ میلیون تومانی دستگیر شدند.

وی گفت: این افراد ۷۰۰ میلیون تومان وجوه دولتی که از سوی استانداری به منظور عمران و آبادی این محل اختصاص یافته بود را اختلاس کرده اند و ردپای برخی از مدیران دولتی به این پرونده باز خواهد شد.

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان آمل افزود: متهمان این پرونده همچنین به تضییع حقوق بیت المال به مبلغ یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان و اخذ رشوه به مبلغ ۶۰ میلیون تومان اقدام کرده اند.

وی در ادامه بیان کرد: پرونده در شعبه ۳ بازپرسی در حال بررسی است و سه نفر از متهمان با قرار بازداشت موقت روانه زندان شده اند  و پرونده دو نفر از آنان در مرحله تحقیقات است.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : جمعه بیست و ششم آذر ۱۳۹۵ | 19:30 | نویسنده : |

شادگان ابتکار :زنی که روی خواهرشوهرش اسید پاشیده بود، دیروز به اتهام اسیدپاشی منجر به ایراد صدمه بدنی روانه زندان شد. متهم در جریان جلسه بازپرسی درخواست کرد، هرچه زودتر اعدامش کنند.

زن جوان که الهام نام دارد، متهم است صبح بیست و چهارم آبان امسال در خانه‌شان واقع در خیابان 30 متری اول افسریه، خواهرشوهرش فاطمه را هدف اسیدپاشی قرار داده است. این زن 20 روز در بیمارستان بستری بود و بعد بازداشت شد.

متهم، چهارشنبه برای دومین جلسه بازپرسی در شعبه هشتم تهران نزد قاضی Judge ایلخانی حاضر شد. ابتدا شوهر متهم به قاضی پرونده گفت: همسرم، خواهرم را بدبخت کرد و در جوانی زیبایی‌اش را گرفت. خواهرم قرنیه چشمش بشدت آسیب دید و تحت عمل جراحی قرار گرفت و علاوه بر آن، دو عمل جراحی روی بدنش انجام داده است. بچه‌هایم امنیت جانی ندارند و نمی‌توانم اجازه دهم آنها با مادرشان ملاقات کنند.

الهام به قاضی پرونده گفت: من مرتکب اسیدپاشی نشدم و مرد غریبه‌ای این کار را کرده است. من با خواهرشوهرم اختلاف نداشتم. اگر اختلاف داشتم در خانه خودم این کار را انجام نمی‌دادم، کسی را بیرون خانه اجیر می‌کردم. روز حادثه Incident حتی بچه 9 ماهه‌ای کنار عمه‌اش خوابیده بود و من در را به گمان این‌که همسایه است، باز کردم.

وی افزود: او روی هردویمان اسید پاشید. خواستم از همسایه‌ها کمک بگیرم که مرد اسیدپاش فرار Escape کرد. نمی‌دانم لباس زنانه‌ام در کنار لباس‌های به‌جامانده از اسیدپاش فراری در حمام خانه چه می‌کند. دیگر تحمل این همه درد را ندارم. شوهرم اجازه نمی‌دهد فرزندانم را ببینم. من بدون آنها می‌میرم، زودتر مرا اعدام execution کنید، نمی‌خواهم زنده بمانم.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۵ | 16:43 | نویسنده : |

 دخترم مضطرب و نگران به خانه آمد / او واقعیت تلخی را برایم تعریف کرد شادگان ابتکار : هفته گذشته زن جوانی با مراجعه به پلیس و تسلیم شکایتی از ناپدید شدن دختر ١٤ ساله‌اش خبر داد.« دخترم المیرا دیروز برای خرید از خانه خارج شد اما دیگر برنگشت. هر چه با تلفن همراهش تماس می‌گیرم در دسترس نیست به همین خاطر احتمال می‌دهم برایش اتفاقی افتاده باشد.»به دنبال این شکایت، با دستور بازپرس سهرابی از شعبه نهم دادسرای جنایی تهران، تحقیقات پلیسی برای یافتن دختر ١٤ ساله آغازشد.

کارآگاهان درنخستین گام، به بررسی بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و کلانتری‌ها و پزشکی قانونی پرداختند اما هیچ رد و نشانی از دختر نوجوان به‌دست نیامد. این درحالی بود که دوستان و آشنایان المیرا نیز از او اطلاعی نداشتند.

باتوجه به اینکه موضوع آدم ربایی هم درمیان نبود، مادر دختر ١٤ ساله تحت تحقیق قرارگرفت تا اینکه از اختلاف ‌های شدید با دخترش سخن به میان آورد که بدین ترتیب احتمال فرار دخترنوجوان قوت گرفت.تحقیقات پلیسی دراین باره ادامه داشت تا اینکه روزبعد زن جوان همراه دخترش المیرا به دادسرا مراجعه کرد و به بازپرس جنایی گفت: شب گذشته دخترم مضطرب و نگران به خانه آمد و از واقعیت تلخی برایم حرف زد.

المیرا هم درتشریح ماجرا گفت: «همیشه با مادرم مشکل داشتم. او بارها به من هشدار داده بود که با افراد مطمئن ارتباط برقرار کنم اما من به حرف‌هایش توجه نمی‌کردم.تا اینکه مدتی قبل در یک گروه تلگرامی عضو شدم و پسری به نام ساسان به من ابراز علاقه کرد. اختلاف‌های کوچک با مادرم و ابراز علاقه شدید ساسان باعث شد خیلی زود از خانواده‌ام فاصله بگیرم و زمانی که ساسان از مشکلات من با خبر شد گفت می‌خواهد با من ازدواج کند و مرا تشویق به فرار کرد.

من هم به بهانه خرید از خانه خارج شدم و به همراه ساسان راهی مخفیگاهش که شبیه مسافرخانه‌ای کوچک بود، شدم. آنجا به غیر از ساسان چند نفر از اعضای گروه تلگرامی نیز حضور داشتند. ساعتی بعد به من آبمیوه تعارف کردند که بعد از خوردن آن بی‌هوش شدم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم که دوستان تلگرامی‌ام به من تجاوز کرده‌اند.»

 به دنبال این اظهارات، بازپرس جنایی دستور شناسایی و دستگیری عاملان جنایت سیاه را صادر کرد.

 

موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : یکشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۵ | 18:12 | نویسنده : |
زن جوان وقتی دید شوهرش فقط به او 5000 تومان خرجی می‌دهد به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق داد.
شوهرم فقط 5000 تومان خرجی می‌دهد شادگان ابتکار :زن جوان جوان با مراجعه به دادگاه خانواده تهران درخواست طلاق داد و به قاضی گفت: شوهرم روزی 5000 تومان به من خرجی می‌دهد.

چند سال است روال همین است و او هر روز برایم5000 تومان می‌گذارد و سرکارش می‌روم. هرچه به او می‌گویم من با این 5000 تومان هیچ کاری نمی‌توانم انجام دهم و این پول خیلی کم است، حرفم را گوش نمی‌دهد و کار خودش را می‌کند. در صورتی که درآمدش خوب است و می‌تواند بیشتر از اینها به من خرجی بدهد، اما این کار را نمی‌کند.

چند سال است حتی با وجود گرانی‌ها باز هم‌‌ همان 5000 تومان را به من می‌دهد. برای همین دیگر از این وضعیت خسته شدم و می‌خواهم اول مهریه‌ام را بگیرم و بعد از آن از شوهرم جدا شوم.

 

موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : پنجشنبه بیستم آبان ۱۳۹۵ | 18:47 | نویسنده : |
 
مرد افیونی که برای نصب ماهواره به خانه دختر آشنا رفته بود ناگهان روی زمین افتاد و تسلیم مرگ شد و دختر جوان به کمک دایی اش جسد مرد آشنا را در بیابان های اطراف تهران رها کردند.
 
شادگان ابتکار : بهمن ماه سال گذشته خانواده ای با مراجعه به پلیس از ماجرای ناپدید شدن پسر 30 ساله شان خبر دادند و تیمی از ماموران پلیس آگاهی تهران برای تحقیقات فنی و پیدا کردن ردی از شهرام گمشده وارد عمل شدند.

 

تجسس های پلیسی ادامه داشت تا اینکه شامگاه 25 بهمن ماه سال 94 زنی درتماس با امدادگران اورژانس از رها شدن جسد مردی در کنار بیابان های جنوب تهران خبر داد و تیمی از امدادگران و ماموران پلیس برای بررسی این صحنه در محل حاضر شدند و با جسد مردی 30 ساله روبرو شدند.

 

 

هیچ مدرک شناسایی همراه جسد نبود و در این مرحله تیمی از ماموران پلیس آگاهی همراه بازپرس ویژه قتل و تیم تشخیص هویت در محل کشف جسد حاضر شدند.

 

در این شاخه از تحقیقات هیچ آثاری نشان از کشته شدن مرد 30 ساله نبود و با توجه به اینکه مقتول کفش به پا نداشت ماموران فرضیه اینکه جسد از محل دیگری به بیابان انتقال داده شده است را مورد تحقیق قرار دادند.

 

در این مرحله بازپرس محسن مدیر روستا از شعبه ششم دادسرای امور جنایی دستور داد تا جسد برای شناسایی علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شود و تیمی از کارآگاهان نیز به سراغ پرونده های افراد ناپدید شده رفتند و خیلی زود جسد کشف شده همان شهرام گمشده است.

 

تحقیقات پلیسی نشان از آن داشت که مقتول شهرام 30 ساله است که اعتیاد به مواد مخدر داشته و در زمینه نصب ماهواره فعالیت داشته است.

 

تجسس ها در حالی ادامه داشت که کارشناسان پزشکی قانونی علت مرگ شهرام را مشکل تنفسی ناشی از مصرف مواد مخدر اعلام کردند و ماموران در این مرحله پی بردند که شهرام آخرین بار به خانه دختر جوانی به نام سمیرا مراجعه کرده است.

 

سمیرا خیلی زود با اقدامات فنی پلیس دستگیر شد و زمانیکه پیش روی ماموران قرار گرفت پرده از راز مرگ شهرام برداشت.

 

این دختر جوان به بازپرس مدیر روستا گفت: مدتی بود که با شهرام دوست شده بودم و زمانیکه فهمید ماهواره خانه مان خراب است عنوان کرد که در این زمینه تخصص دارد و قرار شد برای تعمیر ماهواره و شبکه های تلویزیونی به خانه مان بیاید.

 

وی افزود: هنوز دقایقی از ورود شهرام به خانه مان نگذشته بود که حالش بد شد و روی زمین افتاد. ترسیده بودم و خیلی زود در تماس تلفنی از دایی ام کمک خواستم که وی به سرعت به خانه ام آمد و شهرام را که بیهوش روی زمین افتاده بود سوار بر خودرویش کرد تا به بیمارستان برسانیم.

 

سمیرا ادامه داد: در مسیر بیمارستان بودیم که متوجه شدم شهرام دیگر نفس نمی کشد به همین خاطر از ترس او را به بیابان های اطراف تهران بردیم و رها کردیم سپس خودم با اورژانس تماس گرفتم و از ماجرای پیدا شدن جسدی در کنار بیابان خبر دادم و منتظر ماندم تا تیم پلیسی و امدادگران در محل حاضر شدند و بعد آنجا را ترک کردیم.

 

در گام بعدی دایی سمیرا نیز برای تحقیقات بیشتر دستگیر شد و همان حرفهای خواهرزاده اش را زد و گفت: ما قاتل نیستیم.

 

بنا به این گزارش، بازپرس مدیر روستا با توجه به اظهارات سمیرا و دایی اش و در حالیکه تحقیقات نشان از آن داشت که شهرام به خاطر مصرف مواد مخدر به کام مرگ فرو رفته است دستور آزادی 2 متهم پرونده را صادر کرد.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۵ | 15:24 | نویسنده : |
 
مشکل من و نامزدم از میهمانی خانه برادرش شروع شد. برادرزنم جشن سومین سالگرد ازدواجش را گرفته بود و فامیل زنش سبیل‌ در‌ سبیل و قروقاطی نشسته بودند.
 
شادگان ابتکار : نامزدم از من خواست کمی خودمانی‌تر باشم و مثل آن‌ها جلف‌بازی دربیاورم. بعد از چنددقیقه صدای موسیقی بلند شد و همه می‌گفتند من باید برقصم. در این لحظه نامزدم با لباسی زننده از اتاق بیرون آمد و دست مرا گرفت تا مثل برادرش و عروسشان با هم برقصیم. به چشمانش خیره شدم تا شاید شرم کند. فایده‌ای نداشت. من زیربار نرفتم؛ چون اصلا اهل این حرف‌ها نبوده و رقص بلد نیستم.


در آن جلسه تمامی زوج‌های جوان شروع به رقصیدن کردند. من گوشه‌ای نشسته بودم و خودخوری می‌کردم؛ ولی چیزی نمی‌گفتم که توهین به خواسته دیگران یا بی‌احترامی تلقی نشود. نرقصیدن من بهانه‌ای شد تا مادرزنم کینه به دل بگیرد و با رفتارهایش عذابم بدهد. اولین کار آن‌ها مسافرت خانوادگی بیست‌روزه بدون اطلاع من بود و هرچه زنگ می‌زدم، رد تماس می‌دادند. متاسفانه مادرهمسرم از روز اول جلوی پای ما سنگ می‌انداخت.

 

هر عید و مناسبتی که فرا می‌رسید، مرا خون جگر می‌کرد و می‌گفت باید کادوی گران‌قیمت و ریخت‌وپاش آن‌چنانی کنی. کارم به جایی رسیده بود که از عهده خرج‌ومخارج لوازم آرایشی و هزینه‌های سنگین سالن آرایش و زیبایی نامزدم برنمی‌آمدم. خسته شده‌ام. اگر تا حالا چیزی نگفته‌ام، به‌خاطر احترام پدرم بود؛ چون نامزدم دختر دوست قدیمی‌اش بود و او برایم انتخاب کرده است. اما حالا دست‌به‌دامان مرکز مشاوره شده‌ام. با این وضعیت نمی‌توانم ادامه بدهم.

آریا


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : جمعه بیست و سوم مهر ۱۳۹۵ | 14:1 | نویسنده : |

پسر 18 ساله که پس از طرح دوستی با دختران نوجوان در تلگرام، آنها را به بهانه ازدواج فریب داده و عکس‌های خصوصی و فیلم‌های غیراخلاقی‌شان را به دست می‌آورد، دستگیر شد. متهم در بازجویی پلیسی مدعی شد که می‌خواسته در زمانی مناسب از فیلم‌ها و عکس‌های دختران نوجوان سوء استفاده کند.

شادگان ابتکار :هفته گذشته زنی با حضور در پلیس فتای استان خراسان رضوی از پسر جوانی به اتهام اغفال دخترش در تلگرام شکایت کرد.

پس از این شکایت دختر 16 ساله او برای ادامه تحقیقات به پلیس فتا فراخوانده شد و به ماموران گفت: مهشید یکی از همکلاسی‌هایم در کلاس زبان با پسری به نام فرهاد دوست بود. او از من خواست برای امتحان کردن آن پسر، با او طرح دوستی بریزم. آن زمان، گوشی هوشمند نداشتم. پدرم قول داده بود اگر معدلم بالا شود، برایم گوشی هوشمند بخرد که با دستکاری کارنامه‌ام او را مجبور کردم به قولش عمل کند. بعد از خرید گوشی هوشمند، شروع به گفت‌وگوی تلگرامی با آن پسر جوان کردم. زمانی که متوجه شد من قرار است او را امتحان کنم، مدعی شد به آن دختر علاقه‌ای ندارد و می‌خواهد با من دوست شود.

شاکی ادامه داد: دوستی تلگرامی‌مان ادامه داشت تا این که او مدعی شد بزودی می‌خواهد همراه خانواده‌اش به خواستگاری‌ام بیاید. من که به او علاقه‌مند شده بودم، گمان می‌کردم گفته‌هایش صحت دارد. فریب گفته‌های دروغین او را خوردم و طبق خواسته‌اش عکس‌های خصوصی و فیلم‌های غیراخلاقی از خود تهیه کرده و برای او فرستادم.

وی گفت: چند روز پیش دوستم به طور اتفاقی متوجه این دوستی شد و موضوع را به مادرم گفت. یک روز بعد از آن پسر مورد علاقه‌ام در تلگرام پیام داد که اگر خانواده‌ام از او شکایت کنند، عکس و فیلم‌ها را منتشر می‌کند. همان جا متوجه شدم او از این دوستی هدف دیگری داشته است.

همزمان با تشکیل پرونده قضایی، ماموران او را در یکی از روستاهای بجنورد شناسایی و دستگیر کردند. این در حالی بود که در بررسی گوشی تلفن همراه و رایانه متهم، هشت گیگا بایت اطلاعات از جمله فیلم‌های غیراخلاقی متعلق به شاکی و چهار دختر دیگر را به دست آوردند.

متهم 18 ساله گفت: دختران نوجوان را در تلگرام فریب داده و با آنها دوست می‌شدم. سپس وانمود می‌کردم قصد ازدواج با آنها را دارم. با این ترفند عکس‌های خصوصی و حتی فیلم‌های غیراخلاقی از آنها می‌خواستم. قصد داشتم در فرصتی مناسب از این فیلم و عکس‌ها سوء استفاده کنم تا آنها اسیر نقشه‌های شیطانی‌ام شوند که دستگیر شدم.

سرهنگ جواد جهانشیری، رئیس پلیس فتای استان خراسان رضوی در این باره گفت: تحقیقات برای رازگشایی از دیگر جرایم سیاه متهم ادامه دارد


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : دوشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۵ | 10:56 | نویسنده : |

یک دختر برای اینکه رییس شرکت را به دام باجگیری های میلیونی اش بکشاند توطئه پلیدی را طراحی کرد.

شادگان ابتکار : مونا 27 ساله با مهربانی و ابراز علاقه به رییس 35 ساله خود با او به سفری رفت و با گرفتن عکس های غیراخلاقی خواست تا پول میلیونی به جیب بزند.

برنامه ریزی مونا دقیق بود و او تنها یک اشتباه داشت که همین برای زندانی شدنش کافی بود.

مردی شیک پوش با مراجعه به دادسرا ادعا کرد یکی از کارکنان زن قصد دارد از او باجگیری کند.

جمشید که خیلی ناراحت بود گفت:از مدتی پیش دختری به نام مونا به من ابراز علاقه کرد و من هم پذیرفتم تا با او صیغه کنم وقتی پیشنهاد دادم پذیرفت و بلافاصله با هم به دوبی سفر کردیم و وقتی برگشتیم مونا با ارسال عکس هایی که دور از چشم من گرفته بود و عکس های خیلی خصوصی به حساب می آید در ویدیویی در تلگرام تهدیدم کرد اگر مرتب به او پولی میلیونی ندهم این عکس ها را به همسرم نشان می دهد و آبرویم برده و زندگی ام را نابود می کند.

وی افزود: فهمیدم ابراز علاقه او بی دلیل نبود و بدون اینکه جوابی بدهم تصمیم به شکایت گرفتم مونا مثل بقیه همکارانم نمی دانست که من و همسرم یکسال پیش از هم جدا شده ایم و اگر من به او علاقه مند شدم بخاطر تنهایی ام بود و اگر او را صیغه کردم بخاطر وجود دختر خردسالم بود.

جمشید ادامه داد:نمی خواستم کسی در محل کارم از طلاق باخبر شود چون باعث می شد تمرکزم به هم بریزد و مونا را انتخاب کردم چون تصورم این بود واقعا دوستم دارد.

بازپرس با شنیدن ادعاهای این مرد و دیدن تصویر مونا که سعی در باجگیری داشت دستور بازداشت را صادر کرد و این دختر فریبکار به دام افتاد.

مونا وقتی شنید که رییس بدون ترس از تهدیدهای او شکایت کرده است ادعا کرد که از سوی مرد متاهل اغفال شده است و به بهانه ماموریت کاری به دوبی رفته و در آنجا هدف آزارو اذیت قرار گرفته است.

مونا وقتی شنید که جمشید از یکسال پیش همسرش را طلاق داده فهمید نقشه اش ایراد داشته است و رییس می خواست در آینده به او پیشنهاد ازدواج بدهد گریه افتاد و گفت:اشتباه کردم دوستم وسوسه ام کرد و پشیمانم.

بنابه این گزارش،باتوجه به رضایت جمشید بازپرس مونا را با سپردن کفالت آزاد کرد تا پس از صدور کیفرخواست پرونده در دادگاه جزایی عمومی تحت رسیدگی قرار گیرد


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۵ | 13:18 | نویسنده : |

خانه متروکه ای که پاتوق فساد مردان هوسران عراقی در شهر آبادان شده بود به دستور مقام قضایی تخریب و گرداننده این خانه فساد دستگیر شد.

شادگان ابتکار : چندی پیش اهالی کوچه دهم خیابان امیرکیبر شهر آبادان با مراجعه به پلیس از وجود خانه فسادی در این کوچه اعتراض کردند که در این مرحله تیمی از ماموران برای پیگیری این اعتراض مردمی وارد عمل شدند.

ماموران در تحقیقات پلیسی پی بردند که مردی معروف به ناخدا همراه همسر و فرزندانش خانه ای متروکه را برای خود تهیه کرده اند و چند زن غریبه نیز در این خانه زندگی می کنند که پاتوق فساد و محل فروش مواد مخدر شده است.

در ادامه تحقیقات ماموران از اهالی محل شنیدند که مردان عراقی پس از سفر به آبادان برای هوسرانی هایشان به این خانه مراجعه می کنند که باعث بدنام شدن این منطقه از شهر شده اند.

تیم پلیسی در گام بعدی پی بردند که این خانواده و زنان خیابانی بارها از سوی ماموران دستگیر شده اند اما پس از آزادی دوباره به کارهای سیاهشان ادامه می دهند.

بدین ترتیب با اطلاعات به دست آمده تیمی از ماموران کلانتری 16 آبادان برای دستگیری مرد میانسال که معروف به ناخدا است وارد عمل شدند و وی پس از دستگیری به جرم فروش مواد صنعتی شیشه به 10 سال زندان محکوم شد.

در ادامه صاحب این خانه متروکه از سوی ماموران شناسایی شد و با هماهنگی مقام قضایی دستور تخریب این خانه فساد صادر شد.

ساعت 12 روز سه شنبه 14 مهرماه تیمی از ماموران پلیس آبادان به دستور سرهنگ محسن تقی زاده برای تخریب این خانه متروکه در محل حاضر شدند و این خانه فساد با حضور صاحب ملک و در برابر اهالی محل بوسیله لودر تخریب شد.

گفتنی است اهالی این منطقه پس از تخریب خانه فساد و خارج شدن اهالی این خانه از منطقه از پلیس و مقام قضایی تقدیر و تشکر کردند.

علی رنجکش


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۵ | 13:15 | نویسنده : |
 
 
شادگان ابتکار :: رئیس مرکز فوریت های پزشکی استان خوزستان گفت: بر اثر آتش سوزی صبح روز سه شنبه در یک واحد مسکونی در اهواز یک خبرنگار در آتش سوخت.
 
شهیار میرخشتی بیان کرد: یک واحد مسکونی در منطقه خیابان نظامی، نبش کافی، ساختمان المهدی در طبقه چهار دچار آتش سوزی شد که در این حادثه یک مادر در آتش سوخت.
 
میرخشتی با بیان اینکه حادثه به اندازه ای شدت داشته که از جسد، بقایای زیادی نمانده اضافه کرد: علت این حادثه اتصالی برق کولر اعلام شده است.
 
پیشتر میرخشتی اعلام کرده بود که فرزند خانم فتحی نیز در این حادثه فوت کرده است که ظاهرا اینگونه نبوده است و تنها خانم فتحی در این آتش سوزی جان باخته است.
  
  قربانی این حادثه خانم فتحی از فعالان حوزه رسانه و مطبوعات در اهواز بوده است. علت وقوع این آتش سوزی توسط کارشناسان سازمان آتش نشانی اهواز در دست بررسی است.
 
 
 
 
 
 ایرنا

موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : سه شنبه ششم مهر ۱۳۹۵ | 18:2 | نویسنده : |

شادگان ابتکار :ماجرای بیمار 68 ساله‌ای که براساس نظر پزشکان کشیک بیمارستان امیرالمومنین (ع) مراغه علائم حیاتی خود را از دست داده و نیم ساعت پس از انتقال به سردخانه دوباره به زندگی بازگشت، توسط دادستانی شهرستان در حال پیگیری است. 

 
خسرو طالب آغ‌بلاغ ساعت یک و 50 دقیقه بامداد 30 تیر امسال به علت عارضه قلبی همراه همسر خود به بیمارستان شهید بهشتی مراغه مراجعه و در حین انجام مراقبت‌های اولیه، دچار ایست قلبی شده و با آمبولانس به اورژانس بیمارستان امیرالمومنین(ع) این شهرستان منتقل می‌شود. 
 
متخصص اورژانس همراه پزشک معین بیمارستان که متخصص قلب و عروق است، اقدام به احیای علائم حیاتی این بیمار می‌کنند اما به رغم این تلاش‌هاساعت 2 و 45 دقیقه بامداد، فوت این بیمار توسط پزشکان اعلام و به سردخانه منتقل می‌شود. 
 
پس از حدود 30 دقیقه بیمار دیگری در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان جان خود را از دست می‌دهد که هنگام انتقال بیمار دوم به سردخانه، کارکنان بیمارستان متوجه وجود علائم حیاتی در بیمار 68 ساله قبلی شده و این بیمار به سی‌سی‌یو منتقل و پس از اقدام‌های درمانی در این بیمارستان، برای تکمیل درمان به بیمارستان آیت‌الله مدنی تبریز (بیمارستان تخصصی قلب و عروق) منتقل می‌شود. 
 
محمدعلی و رقیه طالب، پسر و دختر این بیمار 68 ساله می‌گویند: در حال حاضر بیمار ما هوشیاری خود را از دست داده و پاهایش به خاطر سرمای سردخانه فلج شده است. به دلیل نبود هوشیاری، مدتی آنژیوگرافی پدرمان به تاخیر افتاده و به منظور بازگشت سلامتی وی باید عمل باز روی او انجام شود. 
 
سرپرست دانشکده علوم پزشکی مراغه نیز در این ارتباط به ایرنا گفت: این بیمار در مسیر انتقال به بیمارستان امیرالمومنین(ع) بدون علائم حیاتی در اورژانس پذیرش شده است. 
 
علی جنتی افزود: طبق گزارش پرونده، علائم حیاتی این بیمار توسط پزشک متخصص اورژانس همراه با پزشک متخصص قلب (پزشک معین بیمارستان) بررسی و تلاش برای احیای علائم حیاتی توسط این دو پزشک حدود 45 دقیقه انجام شده است.پس از عملیات احیا و پاسخ ندادن بیمار و نبود علائم حیاتی، براساس علائم مشاهده شده در دستگاه مونیتورینگ، بیمار به عنوان فوتی به سردخانه منتقل شده که پس از نیم ساعت کادر بیمارستان متوجه علائم حیاتی وی در سردخانه می‌شوند. 
 
وی با اشاره به این‌که در صورت اثبات هرگونه کوتاهی بشدت با عوامل آن برخورد می‌شود، گفت: این اتفاقات در گذشته در نقاط مختلف دنیا مشاهده شده که بیمار پس از اعلام پایان علائم حیاتی دوباره به زندگی بازگشته است. 
 
علی دلداری، دادستان عمومی و انقلاب مراغه نیز در این‌باره گفت: دادستانی پیگیر این مساله است که مشخص شود صدمات وارده ناشی از اقدام‌های پزشکان بیمارستان امیرالمومنین(ع) در آن شب بوده یا پیش از آن وجود داشته است. / مرجع: جام جم

 


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : دوشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۵ | 19:0 | نویسنده : |
زمانی که به هوش آمدم از دیدن پسر جوان که بالای سرم بود وحشت کردم

در خانه همه به من می گفتند: "دست وپا چلفتی!"... خواهر، برادر، همکلاسی ها، همه و همه... همیشه دست یا پایم زخم و زیلی بود. طفلک مادرم همیشه نگران من بود، حتی نگران راه رفتن و دویدن من!

موفقیت زمانی که به هوش آمدم از دیدن پسر جوان که بالای سرم بود وحشت کردم

شادگان ابتکار :وقتی بزرگ شدم با تمام دست و پا چلفتی بودنم در کنکور شرکت کردم و در رشته مورد علاقه ام قبول شدم. روزی که نتیجه ها اعلام شد، همه خوشحال بودند به جز مادرم. مادرم با نگرانی می گفت: "همیشه مواظب این بچه بودم، زخم و زیلی بود. حالا توی شهر غریب اونم شهری مثل تهران من چه خاکی تو سرم بریزم؟ " پدر هم فیلسوفانه چنین جواب می داد:وقتی چشم تو دنبالش نباشه، سعی می کنه حواسش رو جمع کنه. بهاره که دیگه بچه نیست!

 بعد از مدتی سرانجام در جمع گریانی متشکل از پدر، مادر، دو خواهر و سه برادر سوار هواپیما و راهی پایتخت شدم. و با ز همون دست و پاچلفتی باقی موندم.

 وقتی که سال سوم دانشگاه بودم. مثل همیشه مجبور بودم در صف اتوبوس بایستم و گردن بکشم. زمستان بود و من حواس پرت، فراموش کرده بودم کاپشن بپوشم و به همین حسابی سرما به مغز استخوانم نفوذ کرده و و نوک دماغم مثل لبو قرمز شده بود.

 هرچند مدت یک بار با دستمال کاغذی، بینی ام را پاک می کردم. تمام روز را با استادهای جورواجور طی کرده بودم و سرم از مباحث تئوری و علمی انباشته بود. هرچقدر سرم پر بود، در عوض شکمم خالی خالی بود. مرتب برمی گشتم تا اتوبوس را که امیدوار بودم هر چه زودتر پیدایش شود ببینم. یک دفعه احساس کردم چیزی شدیدا به من برخورد کرد و بعد از این برخورد دیگر هیچ چیزی احساس نکردم. فقط زمزمه هایی می شنیدم و بعد خلا و سکوت...

 مدتی طول کشید تا به هوش آمددم. چشمانم را که باز کردم هیکلی را دیدم که عرض شانه هایش، سه- چهار برابر آدم های معمولی بود. با خودم گفتم: "حتما "ملک الموته" و برای گرفتن جون من اومده"... در همین افکار بودم که صدای ملایم زنی من را به خود آورد:به هوش اومده... حالت خوبه؟! نترس... با این تاکسی تصادف کردی...

 و فهمیدم کسی را که تا حالا ملک الموت می پنداشتم راننده تاکسی زوار دررفته ای است که من با آن تصادف کرده و حالا من را با آن به بیمارستان می بردند.

 وقتی رسیدیم مرد کنار دستی من شتابان پیاده شد و وارد اورژانس شد و سریع با صندلی چرخ داری برگشت. پیشانی ام سه تا بخیه خورد. آن زن و مرد که خواهر و برادر بودند می خواستند من را به خوابگاه برسانند اما من با سماجت مخالفت کردم...

 دو، سه روز از ماجرا گذشت و من تازه متوجه شدم کاپشنی که هر روز به تن می کنم کاپشن خودم نیست! در این چند روز حتما کلی به من خندیده بودند. دیدن دختری لاغر مردنی و ریز میزه با کاپشنی بزرگ و مردانه، در محیط دانشگاه واقعا خنده دار بود. من حواس پرت تازه فهمیده بودم که چه دسته گلی به آب داده ام! تمام جیب های کاپشن را خالی کردم تا بتوانم آدرسی از آن خواهر و برادر پیدا کنم. اما از آدرس خبری نبود و فقط چند مدرک و کارت ورود به جلسه امتحان استخدامی بانک با تاریخ امتحان برای دو روز بعد وجود داشت. کارت امتحان به اسم" فرهاد ملکوتی" بود.

 روز بعد راهی کارگزینی بانک شدم. و با کلی دنگ و فنگ سرانجام آدرس فرهاد ملکوتی را پیدا کرد و در اختیار من گذاشت.

 فاصله آدرس از جایی که من بودم مثل فاصله زمین تا کره مریخ بود. این فاصله برای منی که فقط بلد بودم مسافت خوابگاه تا دانشگاه را طی کنم بسیار مشکل بود.

 بعد از کلی اتوبوس سواری و پیاده روی به کوچه ای که باید خانه آن خواهر و برادر در آن می بود، رسیدم. سربالایی کوچه خیلی تند و تیز و بود و سرما دیگر رمقی برایم نگذاشته بود. آرام، آرام داشتم کاپشن را از تنم بیرون می آوردم. زشت بود. آن ها نباید مرا با کاپشن می دیدند. در حالی که داشتم کاپشن را در می آوردم؛ متوجه شدم ماشینی خیلی آرام و بی سر و صدا درست پشت سر من درحال حرکت است.

 ترسی عمیق در وجودم رخنه کرد. سریع شروع به دویدن کردم. اما ماشین همچنان دنبال من در حال حرکت بود.صدای بوق ماشین ترس مرا مضاعف کرد. زیر لب با خودم حرف می زدم:خدایا! توی این کوچه خلوت، من تنها و غریب چیکار کنم...صدایی من را به خود آورد: "خانوم... خانوم..." فوق العاده عصبانی شده بودم. تند و سریع برگشتم و گفتم:

 چی می خوای مزاحم... اِ... ببخشید آقای ملکوتی!خواهر و برادر از ماشین پیاده شدند. خواهر با تعجب گفت:

ما رو از کجا شناختی؟تمام امروز تو بانک بودم، آقای ملکوتی فردا امتحان داره... ببخشید... بفرمایید، این کاپشن رو اون روز فراموش کردم پس بدم.خواهر خیلی دلش می خواست مرا به خانه دعوت کند اما من باز سماجت کردم و گفتم:

 باید برگردم خوابگاه... هوا داره تاریک می شه...پس اجازه بده برسونیمت...

 از خدایم بود. از سرما تمام موهای دستم، سیخ شده بود. ولی باز مکث کردم... اینبار فرهاد ملکوتی گفت: "ما داشتیم می رفتیم بیرون.. لطفا سوار شین"...

 در راه کلی با آن ها حرف زدم و بعد از آن رفت و آمدها بیشتر و بیشتر شد... خلاصه آن دختر دست و پا چلفتی، حالا همسر فرهاد ملکوتی رییس شعبه بانک و صاحب یک دختر و یک پسر شیطان است.

 

آری، من با کوشش فراوان از رهگذراعتماد به نفس و تربیت صحیح خانوادگی خود هرچند با امکانات محدود مادی، سرانجام توانستم در شهری غریب تحصیلات خود را با موفقیت به پایان رسانده و در بستر یک حادثه طبیعی و سپس شناختی فراگیر، پا در زندگانی مشترک گذاشته و با همسرم زندگانی خوبی را سپری کرده و با گذشت زمان صاحب فرزندان صالحی شوم وهمواره آرزو می کنم که آنان چون من و پدرشان مراحل موفقیت را در فراز ونشیب های زندگی، یکی پس از دیگری پیموده و موفق به فتح قله سعادت در گذر از پرتگاه های سهمیگن آن شوند.

 

نظر کارشناس روانشناسی، مشاوره ومدد کاری اجتماعی:

زنانی که اعتمادبه‌نفس بالایی دارند لزوما زیباترین، باهوش‌ترین و یا مغرورترین افراد نیستند بلکه زنانی هستند که دیگران همواره از بودن در کنار آنها حس خوب و مثبتی دارند چراکه افراد با اعتمادبه‌نفس بر اطرافیان خود تاثیر مثبت می‌گذارند.

 

زنان با اعتماد به نفس بالا نه تنها عیب‌های خود را می‌پذیرند بلکه از آنها به عنوان اتفاق‌ها و تجارب مثبت یاد می‌کنند. تلاش برای کامل بودن در هر زمینه‌ای نیاز به زمان زیادی دارد و این افراد زمان خود را برای آن هدر نمی‌دهند. آنها به خاطر آنچه که هستند و آن چیزهایی که ندارند خود را دوست دارند.

 زنان با اعتماد به نفس بالا به خوبی می‌دانند که انجام همه امور به تنهایی غیرممکن است و برای کمک گرفتن از دیگر افراد و مشاوران معذب نیستند و همواره نزدیکانی دارند که به آنها کمک کنند.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : چهارشنبه ششم مرداد ۱۳۹۵ | 13:39 | نویسنده : |

شادگان ابتکار :شامگاه جمعه دخترجوانی که خود را پزشک معرفی می کرد باصدای لرزان با پلیس 110 تماس گرفت و ازمرگ خواهرپزشک اش درخانه خبرداد.

دقایقی پس ازاعلام این خبر نیز ماموران کلانتری ولنجک راهی محل حادثه درمحله زعفرانیه شدند.
آنها پس ازورود به خانه با پیکر بی جان دخترجوانی روبرو شدند.

خواهر وی که خود را پزشک معرفی می کرد با چشمان اشکبار به ماموران گفت:امروز به محل کارم رفته بودم که پس ازبازگشت به خانه و به محض ورود با جسد خواهرم روی کاناپه روبروشدم.

وی با بیان اینکه والدین شان درمسافرت خارج هستند گفت:خواهرکوچکترم هم پزشک است و نمی دانم به چه علت جان سپرده است.

همزمان باحضور کارشناس پزشکی قانونی و تیم تحقیق درمحل حادثه جسد خانم دکتر جوان برای تحقیقات تخصصی درباره علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : یکشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۵ | 12:41 | نویسنده : |
 
جسد پسر 21 ساله که با به خطر انداختن جان خود در رودخانه کرخه، جان دختر نوجوانی را نجات داده بود، پس از پنج روز در رودخانه پیدا شد.
 
پسر جسد پسر فداکار در رودخانه کرخه پیدا شد
 
شادگان ابتکار :ساعت 14 بعد از ظهر جمعه گذشته پسر 21 ساله‌ای به نام علی دیناروند که تازه دوره خدمت سربازی را گذرانده بود، همراه دوستش برای تفریح از شهرستان شوش به رودخانه کرخه رفتند.

 

در فاصله کمی از آنها نیز خانواده‌ای کنار رودخانه چادر زده بودند. بچه‌های این خانواده در حال بازی بودند که دختر نوجوان آنها به داخل رودخانه افتاد.

 

پدر برای نجاتش اقدام کرد اما کاری از دستش بر نیامد. دو پسر جوان خود را به آب زدند تا او را نجات دهند که یکی از آنها نتوانست در مقابل جریان آب مقاومت کند و بازگشت اما علی همچنان در میان امواج رودخانه تلاش می‌کرد تا دختر نوجوان را نجات دهد.

 

دختر نوجوان را به سختی نجات داد و در حالی که رمقی برایش نمانده نبود، او را به کنار رودخانه کشاند. در همان موقع امواج، علی را با خود برد.

 

یکی از اهالی با اورژانس و آتش‌نشانی تماس گرفت و درخواست کمک کرد. بلافاصله گروه‌های امدادی در محل حاضر شدند. امدادگران ابتدا دختر نوجوان را مداوا کردند. این در حالی بود که آتش‌نشانان و گروهی از غواصان برای یافتن پسر جوان در میان امواج رودخانه، عملیات خود را آغاز کردند اما موفق به یافتن او نشدند. خانواده علی که متوجه ماجرا شده بودند، پریشان به کناره رودخانه آمدند.

 

شیون‌های مادر علی و دیگر اعضای خانواده‌اش یک لحظه قطع نمی‌شد و حاضر نبودند لحظه‌ای آنجا را ترک کنند و همراه غواصان، امدادگران و آتش‌نشانان محوطه رودخانه را جست‌وجو می‌کردند تا شاید ردی از پسرشان پیدا کنند.

 

دیگر امیدهایش را بر باد رفته می‌دیدند. عملیات جست‌وجو با تاریک شدن هوا به پایان رسید و روز دیگر این جست‌وجو‌ها ادامه پیدا کرد. با گذشت پنج روز از عملیات جست‌وجو، سرانجام شامگاه سه‌شنبه یکی از اهالی متوجه جسدی روی آب شد.

 

او سراسیمه موضوع را به خانواده علی اطلاع داد. آنها نیز سوار قایق شده و با جست‌وجوی منطقه، جسد این قهرمان جوان را یافتند.

 

 


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : جمعه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۵ | 9:34 | نویسنده : |
شادگان ابتکار : پس از 10سال زندگی شیرین تحت تاثیر حرف های شیطنت آمیز زن همسایه قرار گرفتم و بدون آن که به عاقبت سخنان او بیندیشم دچار سوء ظن نسبت به همسرم شدم و این گونه زندگی ام را با دستان خودم به آشوب کشاندم به طوری که همسرم مرا از خانه بیرون کرد و حالا هم قصد ازدواج دارد...
طلاق دتسگیری زن زن جوان: تحت تاثیر حرف های شیطنت آمیز زن همسایه قرار گرفتم
زن 28 ساله درحالی که چشمانش از شدت گریه به سرخی گراییده بود و عنوان می کرد نگران فرزندانم هستم و اکنون نیز زندگی ام در معرض سایه شوم طلاق است به کارشناس اجتماعی کلانتری سجاد مشهد گفت: زمانی که 18 سال داشتم به طور سنتی و با راهنمایی بزرگ ترها با «رحیم» ازدواج کردم.

 

او از هر نظر مرد خوبی بود و هر روز عشق و علاقه ما به یکدیگر بیشتر می شد. همسرم کارمند یک اداره دولتی است به همین خاطر هم از نظر مالی زندگی متوسطی داشتیم این درحالی بود که صفا و صمیمیت و مهر و محبت در فضای آرام زندگی ما موج می زد، اما تیره روزی های من از حدود یک سال قبل و زمانی آغاز شد که با خرید منزل ویلایی بزرگ تر  به محله دیگری در مشهد نقل مکان کردیم.

 

همه خانواده و بستگانم در شهرستان زندگی می کنند به همین خاطر هم من با کسی رابطه نزدیک نداشتم تا این که روزی هنگام خرید مایحتاج زندگی در فروشگاه محله با نغمه آشنا شدم او در همسایگی ما زندگی می کرد و همسرش نیز مردی آرام و خوش اخلاق بود.

 

طولی نکشید که من و نغمه دوست صمیمی شدیم به طوری که ساعت های زیادی را کنار یکدیگر سپری می کردیم و از تمام رازها و مشکلات خانوادگی هم با خبر بودیم. در این میان روزی نغمه به من گفت باید خیلی مواظب آقارحیم باشی چرا که او همکاران زن دارد و ممکن است با یکی از آن ها ازدواج کند.

 

آن روز خندیدم و گفتم نه بابا! همسرم در سال های جوانی از این کارها نکرد او فقط برای خوشبختی و سعادت ما تلاش می کند و ...اما با وجود  این، حرف های نغمه همانند موریانه در فکر و ذهنم رخنه کرده بود. به طوری که ناخودآگاه تلفن های رحیم را پاسخ می دادم و با همکارانش با بی ادبی صحبت می کردم همسرم که متوجه تغییر رفتار من شده بود، سعی می کرد با نصیحت مرا از این کارها باز دارد.

 

اما نغمه هر روز بیشتر مرا وسوسه می کرد که همسرم را تعقیب کنم و نزد فالگیر و رمال بروم. جنگ روانی و مشاجرات شدید خانوادگی در منزل ما اوج گرفته بود اما هیچ گاه ندیدم که رحیم جز اداره و منزل جای دیگری برود این درحالی بود که من پول زیادی را برای تعقیب همسرم می پرداختم و یا به فالگیرها می دادم.

 

تا این که رحیم نتوانست این وضعیت را تحمل کند و مرا از خانه بیرون کرد. وقتی نزد نغمه رفتم همسرش گفت: او بیمار است و من به خاطر فرزندانم با او مدارا می کنم این درحالی است که شنیده ام رحیم نیز قصد ازدواج مجدد دارد حالا مانده ام که ...

 


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۴ | 16:53 | نویسنده : |

شادگان ابتکار :مسئول روابط عمومی مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی خوزستان گفت: واژگونی یک دستگاه خودروی تاکسی پژو در محور ماهشهر - شادگان (ورودی سربندر) در روز چهارشنبه دو کشته و یک مصدوم برجای گذاشت.

رضا رفیعی چهارشنبه اظهار کرد: این تصادف در ساعت 9:22 دقیقه صبح اتفاق افتاد و نیروهای امدادی اورژانس 115 برای امداد رسانی در محل حادثه حضور یافتند.

وی افزود: ماموران امدادی فرد مصدوم را توسط آمبولانس به یکی از مراکز درمانی ماهشهر انتقال دادند.

علت بروز این حادثه در دست بررسی است.

سرعت غیرمطمئنه ، توجه نکردن به جلو ، واژگونی ، سبقت غیرمجاز و خواب آلودگی از عوامل اصلی تصادفات جاده ای است.

در نیمه نخست سال جاری ، تصادفات رانندگی منجر به فوت در جاده های خوزستان روند کاهشی داشته است.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۴ | 15:25 | نویسنده : |
 
 
خبرگزاری فارس: حادثه تیراندازی در دزفول فاقد انگیزه فردی و طایفه‌ای است/گزارش‌ها‌ حاکی از امنیتی بودن ‌حادثه دارد
 
 
شادگان ابتکار :حادثه تیراندازی در دزفول فاقد انگیزه فردی و طایفه‌ای است/گزارش‌ها‌ حاکی از امنیتی بودن ‌حادثه دارد

دادستان عمومی وانقلاب شهرستان دزفول، امنیتی بودن تیراندازی اخیر در شهر صفی آباد را تأیید کرد و گفت: گزارش پلیس حاکی از امنیتی بودن این حادثه است و موضوع فاقد هرگونه انگیزه و جنبه فردی و طایفه‌ای است.

شادگان ابتکار به نقل از روابط عمومی دادگستری خوزستان:  احمد قهرمانی دادستان عمومی و انقلاب شهرستان دزفول، ضمن حضور در مجلس سوگواری کشته شدگان این حادثه، با بازماندگان حادثه دیدار و از آنان دلجویی کرد و در حاشیه این دیدار گفت: بر اساس گزارش کلانتری 15 صفی آباد و پلیس آگاهی این شهرستان در ساعت 22: 15 جمعه شب مورخ 24 مهر سال جاری یک دستگاه پژو پارس نقره‌ای رنگ با پلاک نامشخص حامل سه نفر نا‌شناس با سر و صورت پوشیده به افرادی که در کنار هیئت قمر بنی هاشم صفی آباد ایستاده بودند، هجوم آورده و با شلیک گلوله اسلحه کلاشینکف باعث قتل 2 نفر به هویت بهمن رضایی و حسن کریمی یگانه و جراحت دو نفر دیگر به هویت کاظم بختیاری و امین جدید الاسلام شدند.

وی ادامه داد: به محض اطلاع از موضوع و قبل از روشن شدن ابعاد حادثه و فوت مجروحان، معاون دادستان به محل اعزام و دستورات اولیه برای رسیدگی به موضوع از سوی وی صادر و اظهارات مطلعان استماع شد.

این مقام مسئول افزود: متاسفانه 2 نفر در این حادثه کشته شدند و یک نفر دیگر به دلیل شدت جراحات وارده به مراکز درمانی اهواز اعزام شد که با پیگیری‌های صورت گرفته، مسئولان بیمارستان حال جسمی وی را مساعد ارزیابی کردند.

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان دزفول، تصریح کرد: اینجانب به همراه سایر مسئولان انتظامی و اجرایی شهرستان دزفول از دیگر مجروح این حادثه دیدار کردیم که به لطف خداوند حال جسمی ایشان نیز مساعد است.

وی با تأکید بر اینکه با استفاده از تمام ظرفیت‌های ممکن، موضوع پیگیری می‌شود، اضافه کرد: بدیهی است کشف تمام زوایای موضوع و شناسایی و دستگیری تمام عوامل پیدا و پنهان حادثه، همکاری گسترده و جدی عوامل اطلاعاتی و انتظامی استان را می‌طلبد.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۴ | 14:7 | نویسنده : |

 

خبرگزاری فارس: دعوای بچه‌گانه 2 همسایه به قتل یک پدر منجر شد

درگیری دو همسایه در شهرک ابوذر غفاری شهرستان شوش منجر به قتل پدرِ یکی از آنها شد.

 شادگان ابتکار :درگیری دو پسر بچه نیمه شب یکشنبه، با دخالت والدین آنها، منجر به قتل «عبدالله عبدالخانیِ» پدر  شد.

یکی از شاهدان عینی در شوش تصریح کرد: پسر عبدالله با پسر یکی از همسایگان درگیر شد که در این میان عبدالله برای ادب کردن فرزند خود، وی را تنبیه کرد، اما در مقابل پدر ِ فرزند همسایه با چاقو از پشت سر ضرباتی را به عبدالله وارد کرد و او را به قتل رساند.

گفتنی است که قاتل بعد از ارتکاب جرم، خود را تسلیم مراجع قانونی کرده است


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۴ | 14:2 | نویسنده : |

 

تجاوز به 14 دختر در یک پراید شیشه دودی (عکس)

شادگان ابتکار : زن ۳۰ ساله اردبیلی به دنبال شدت اختلافات خانوادگی با همسر و خانواده وی، در یکی از روستاهای سردآبه دست به خودسوزی زد.

 این زن که به بیمارستان تبریز منتقل شده بود بر اثر شدت جراحات وارده در سوختگی، جان خود را از دست داد.

پس از این حادثه خانواده متوفی و همسر وی چندین بار نزاع و درگیری داشته و تهدیدهای مکرر مبنی بر انتقام جویی احتمال شدت درگیری را بیشتر کرده است.

چند روز قبل نیز خانواده متوفی با حمله به برادر شوهر متوفی او را مجروح کرده و بر ادامه گرفتن انتقام اصرار کرده اند.

اهالی این روستا در گفتگو با آذرسلام از عدم حضور کلانتری مربوطه در این درگیری ابراز نارضایتی کرده و اعلام کردند: در صورت عدم استقرار و حضور بموقع عوامل انتظامی احتمال تلفات زیاد بر اثر درگیری بیشتر خواهد بود.

گفتنی است با توجه به اینکه جنازه متوفی هنوز تشییع و تدفین نشده بنایراین احتمال درگیری بعد از تدفین بالا بوده و نیاز به هوشیاری مسئولان انتظامی جهت جلوگیری از نزاع دسته جمعی و تلفات احتمالی است.

حدود ۲۴ روستای سردآبه اردبیل تابع کلانتری ۱۶ اردبیل بوده که عملا حضور بموقع در موارد فوریتی را کند یا غیرممکن ساخته است.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ | 13:22 | نویسنده : |

 

شادگان ابتکار : دو دوست شیشه‌ای با یک پراید شیشه دودی راهی خیابان‌های پایتخت می‌‌شدند تا نقشه‌های شومشان را عملی کنند.

آنها پس از سواركردن زنان و دختران با تهديد چاقو طعمه‌هايشان را مي‌ربودند و با انتقال به اطراف تهران مورد آزار و اذيت قرار مي‌دادند.

اين 2جوان شيطان‌صفت، هفتم فروردين‌ماه سال‌جاري با شكايت دختر 22ساله‌اي تحت تعقيب كارآگاهان اداره 16پليس آگاهي تهران قرار گرفتند.

شاكي به مأموران گفت: ساعت22ديشب (ششم فروردين) از محل كارم كه يك مانتوفروشي در ميدان هفت‌تير است بيرون آمدم تا به خانه‌ام در خيابان گرگان بروم. آن شب سوار يك پرايدمشكي رنگ كه تصور مي‌كردم مسافركش شخصي است، شدم. علاوه بر راننده، پسر جواني هم روي صندلي جلو نشسته بود كه فكر كردم مسافر است. مسافت زيادي طي نكرده بوديم كه راننده يك‌دفعه تغيير مسير داد. وقتي اعتراض كردم جواني كه روي صندلي جلو نشسته بود به سمتم حمله‌ور شد و با چكشي كه در دست داشت تهديدم كرد كه اگر سكوت نكنم به سرم مي‌كوبد و مرا مي‌كشد. او حتي يك فندك از كيفش در آورد و مرتب آن را روشن مي‌كرد و مي‌گفت اگر سر و صدا كني، با آتش مي‌سوزانمت.

دختر جوان ادامه داد: راننده به سمت تهرانپارس رفت. جواني كه فندك و چكش در دستش بود از من خواست هرچه پول و طلا دارم تحويلش دهم. من التماسشان كردم رهايم كنند اما آنها بدون توجه به گريه‌ها و التماس‌هايم مرا به زور مورد تجاوز قرار دادند و نيمه شب در همان خيابان رهايم كردند.

آدم‌ربايي‌هاي سريالي

با اين شكايت، كارآگاهان به دستور قاضي مديرروستا، بازپرس شعبه ششم دادسراي جنايي تهران وارد عمل شدند. در شرايطي كه هنوز ردي از متهمان به‌دست نيامده بود دومين شاكي هم به اداره آگاهي رفت. 25خرداد‌ماه بود كه اين زن با طرح شكايتي مدعي شد در دام 2شيطان‌صفت كه پرايدي با شيشه‌هاي دودي داشتند گرفتار شده است.

اظهارات اين زن نشان مي‌داد كه او هم قرباني همان 2جوان تحت تعقيب قرار گرفته است. با اطلاعاتي كه شاكيان در اختيار تيم تحقيق قرار داده بودند سرنخ‌هايي از پرايد شيشه‌دودي به‌دست آمد و در نهايت هر دو متهم شناسايي و دستگير شدند. آنها وقتي از سوي هر دو شاكي شناسايي شدند، چاره‌اي جز اقرار نديدند و به ربودن و آزار و اذيت دست‌كم 8زن و دختر در خيابان‌هاي پايتخت اعتراف كردند. از آنجا كه احتمال مي‌رود متهمان افراد زيادي را قرباني نقشه‌هاي شوم خود كرده‌اند، قاضي پرونده مجوز انتشار تصاوير آنها را صادر كرده و از شاكيان احتمالي خواسته با اطمينان از محفوظ‌ماندن هويت و مشخصات‌شان نزد پليس و دستگاه قضايي، براي شكايت از متهمان به اداره 16پليس آگاهي مراجعه كنند.

توهم شيشه

يكي از متهمان دستگيرشده 21ساله و ديگري 25ساله و سابقه‌دار است. آنها مدتي قبل در پاتوقي شيشه‌اي با هم آشنا شدند و از همانجا بود كه نقشه ربودن زنان و دختران و آزار و اذيت آنها را طراحي كردند. گفت‌وگو با آنها را بخوانيد.

خودروي پرايد متعلق به كدامتان است؟

پسر 25ساله كه فرهاد نام دارد و از دوستش كمي بزرگ‌تر است، پاسخ مي‌دهد: پرايد متعلق به پدرمن بود كه به بهانه مسافركشي گاهي از او مي‌گرفتم. او از اين كارهاي من خبر نداشت.

شيشه‌هايش را خودت دودي كردي؟

راستش را بخواهيد شيشه‌ها را دودي كردم تا كسي از بيرون به راحتي نتواند داخل ماشين را ببيند. از قبل نقشه كشيده‌ بودم كه گير نيفتم.

چند نفر را ربوديد؟

فكر مي‌كنم حدود 8نفر كه گويا فقط 2نفر شكايت كرده‌اند. مابقي هم شايد از ترس آبرويشان هنوز تصميم به شكايت نگرفته‌اند.

چه شد كه اين نقشه به ذهنت رسيد؟

من و دوستم سعيد هر دو اعتياد شديدي به شيشه داريم. وقتي دختران و زنان را سوار مي‌كرديم، بدجوري توهم مي‌زديم و همين توهم شيشه بود كه باعث مي‌شد پس از سرقت به آنها تجاوز كنيم.

معمولا كدام سمت تهران ‌طعمه‌هايتان را به دام مي‌انداختيد؟

معمولا غرب تهران يا جايي كه نزديك اتوبان باشد و ما بتوانيم خيلي سريع وارد اتوبان شويم. چون اگر داخل شهر مي‌گشتيم قطعا همه متوجه نيت ما مي‌شدند.

با اموال طعمه‌هاي‌تان چه‌كار مي‌كرديد؟

سعيد متهم 21ساله پاسخ اين سؤال را مي‌دهد و مي‌گويد: يك قاچاقچي را مي‌شناختيم كه از او مواد مي‌خريديم. هرچه از طعمه‌هايمان سرقت مي‌كرديم تحويل همان قاچاقچي مي‌داديم و شيشه مي‌گرفتيم. البته اين را هم بگويم كه من در اين ماجرا نقش راننده را داشتم و فقط به يك نفر تجاوز كردم.

راننده؟! مگر ماشين براي پدر فرهاد نبود؟

براي پدر فرهاد بود اما بيشتر وقت‌ها من راننده بودم. البته گاهي هم جايمان را عوض مي‌كرديم. اما بيشتر فرهاد با چاقو، فندك و چكش طعمه‌ها را تهديد و به آنها تجاوز مي‌كرد. يك‌بار هم جايمان را عوض كرديم همين.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ | 11:24 | نویسنده : |

 

شادگان ابتکار : رئیس پلیس فتای استان خراسان رضوی گفت: در پی گزارش دفاتر امور مشترکین مبنی بر کلاهبرداری با شگرد جدید مشخص شد افراد کلاهبردار با ترفند برنده شدن خط رند با سیم‌کارت ثابت با طعمه خود ارتباط برقرار می‌کنند.

سرهنگ سیدمحسن عرفانی افزود: در این شگرد، کلاهبردار با بیان اینکه شما در طرح**برنده شده‌‌اید به کاربر وعده می‌دهد شما سیم‌کارت ثابت نزدیک به شماره خود را برده‌اید و برنده خوش شانس ما هستید.  فرد کلاهبردار در ادامه با بیان اینکه سیم‌کارت متعلق به شما دارای حجم نامحدود اینترنت یا ویژگی‌های منحصر به فرد دیگری است از وی می‌خواهد تا مبلغ 700هزار ریال را به پست تحویل داده و سیم‌کارت را از وی تحویل بگیرد.

فرد فریب خورده با مراجعه به دفاتر امور مشترکین  متوجه می‌شود که باید مبلغ یک میلیون و 400هزار ریال دیگر  بابت هزینه فعال‌سازی بپردازد  درصورتی که هزینه یک عدد سیم‌کارت ثابت یک میلیون و 600هزار ریال است. از طرفی برابر اعلام اپراتور دفتر خدمات امور مشترکین این سیم‌کارت‌ها هیچگونه خدمات مازاد و ویژه ندارد و فرد فریب خورده در اینجا حدود 500هزار ریال از وی کلاهبرداری شده است.

سرهنگ عرفانی با اشاره به تحقیقات پلیسی کارشناسان پلیس فتا برای دستگیری افراد کلاهبردار ادامه داد: هرگونه تماس تحت عنوان برنده شدن جایزه، استخدام و غیره که در متن آن به نحوی هزینه‌هایی را درخواست کرده‌اند حتماً هویت فرستنده را از طریق نمایندگی‌های معتبر خارجی بررسی کنند تا در دام کلاهبرداران اینترنتی گرفتار نشوند.


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ | 13:11 | نویسنده : |
 
شادگان ابتکار : علیرضا عنایتی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در کویت گفت : ایرانیانی که در حادثه تروریستی روز گذشته در مسجد امام صادق(ع) کویت مجروح و به شهادت رسیدند از اعضای سفارت نبوده، بلکه از ایرانیان مقیم در این کشور بودند، اظهار کرد: سید رضا موحدی و بوماجد دو ایرانی هستند که در این حادثه تروریستی به شهادت رسیدند.
 
سیدرضا موحدی که در کویت در یک بقالی کار می‌کرده اصالتا از شهرستان لار استان فارس و بوماجد نیز که در یک پارچه فروشی مشغول به کار بوده اصالتا اهوازی است.
 
علیرضا عنایتی همچنین در مورد اسامی مجروحان ایرانی در این حادثه تروریستی نیز گفت: حاج فضل‌الله وفادار ، فرج‌الله قائدی حیدری ، جاسم بیت سیاح ، رحیم عظیم بیت‌سیاح و محمودی ایرانیانی هستند که روز گذشته در انفجار مسجد امام صادق (ع) مجروح شدند.
 
وی خاطر نشان کرد: تعدادی از مقامات سفارت ایران در کویت به عیادت این مجروحان رفته‌اند .
 

سفیر ایران در کویت همچنین گفت: قرار است پیکر بوماجد یکی از شهدای ایرانی برای تشییع به آبادان منتقل شود و مقامات کنسولگری ایران در کویت در حال انجام مراحل اداری این موضوع هستند


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ | 15:34 | نویسنده : |

شادگان ابتکار :  خالد الشمری عضو داعش است که با منفجر کردن کمربند انفجاری اش در مسجد امام صادق، باعث کشته شدن نزدیک به 30 نفر و زخمی شدن بیش از 200 نفر شد.

داعش در بیانیه ای ضمن برعهده گرفتن مسؤولیت این حمله، عامل انتحاری آن را "ابو البراء الشامی" معرفی کرد.

وی با پوشیدن لباس کویتی به هنگام برگزاری نمازجمعه وارد مسجد شد و خود را منفجر کرد.

مهاجم انتحاری به مسجد کویت (عکس)


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ | 15:30 | نویسنده : |
شادگان ابتکار : حوالی ساعت هشت و سی دقیقه چهارشنبه شب، درگیری دو مرد در خیابان امام (بازار ته لنجی آبادان) باعث شد که گروهی به هواخواهی از طرفین یا برای میانجیگری وارد منازعه دسته جمعی شوند. برخی شاهدان حادثه می گویند جرقه درگیری با متکلک پرانی یک از طرفین دعوا به همسر فرد دیگر آغاز شد. درگیری به سرعت گسترش پیدا کرد و چندین مرد خشمگین در مقابل چشم مردم به ضرب و شتم یکدیگر پرداختند. گقته می شود که دعوا به درون یکی از مغازه های خیابان کشیده شد و یکی از مردان که برای میانجیگری وارد منازعه شد به ضرب چاقو زخمی شد.

درگیری چنان شدید بود که ورود پلیس به صحنه هم باعث نشد که تا طرفین درگیر دست از ضرب و شتم هم بردارند. سرانجام پلیس با توسل به اسپری اشک آور منازعه را پایان داد اما ظاهرا افراد اصلی شرکت کننده در درگیری گریخته بودند. فرد مصدوم نیز به بیمارستان منتقل شد.

در حالیکه پلیس پیگیر این ماجراست؛ عدم استقرار پلیس در بازارهای اصلی شهر که گاه و بیگاه شاهد درگیری های دسته جمعی و مزاحمت برای مردم است سوال برانگیز شده است. برخی مردم معتقدند حضور پلیس در بازارها ضمن پیشگیری از وقوع جرایم، مانع از شدت یابی درگیری ها و بروز تلفات به دلیل طولانی شدن زمان رسیدن پلیس به صحنه، می شود. این موضوع به خصوص برای بازار ته لنجی ضروری است چرا که این بازار به مرکز خرید و گشت و گذار مردم آبادان  خرمشهر  و شادگان تبدیل شده است.


موضوعات مرتبط: اخبار شهرستانها ، حوادث

تاريخ : جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ | 6:52 | نویسنده : |
به گزارش شادگان ابتکار  روز چهارشنبه مورخ ۲۰/۰۹/۱۳۹۲  در هنرستان پسرانه باقرالعلوم  (ع) شادگان  یکی از هنرجویان  سال دوم رشته نقشه کشی معماری  این هنرستان بنام م. ج. که به دلایل بی انضباطی مکرر توسط معاون آموزشی آقای سید عبدالامام محمدی راد  اخراج گردیده  واین هنرجو پس از بحث عصبانی شده وپس از ترک هنرستان  پس از دقایقی به مدرسه برگشته وآن هم با اسلحه(شکاری سوزنی) به دست  وقصد داشت که به معاون هنرستان تیر اندازی  کند که با وساطت پرسنل  وزنگ زدن به پلیس ۱۱۰ وشنیدن این مورد پابه فرار گذاشت  ناگفته نماند که این محصل  فرزند فرهنگی بوده وپدر ایشان جناب آقای س. ج.  مسئول ت. ف.  میباشد . 

 خبر رسیده روز شنبه رئیس ومسئولین اداره آموزش وپرورش شادگان با مراجعه به هنرستان خواستار شدند تا معاون آموزشی در مورد این شکایت رضایت بدهد   


موضوعات مرتبط: اخبار  شادگان ، حوادث

تاريخ : شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۲ | 22:49 | نویسنده : |
  319575_321ساعت  ۹ صبح 

 شادگان ابتکار : صبح امروز همزمان با شروع کار بانک ها  تردد یک نفر با لباس نظامی در جنب بانک انصار شوش موجب می شود تا ماموران نیروی انتظامی به او مشکوک می شوند و از وی درخواست کارت شناسایی کنند اما او پا به فرار می گذارد .

وی هنگام فرار به بانک انصار شوش پناه می برد و با اسلحه سرباز، تمام کارمندان بانک انصار شعبه شوش دانیال را به گروگان می گیرد .

اکنون قریب به سه ساعت است که  کارمندان در بانک گروگان هستند ، ماموران نیروی انتظامی در تلاش هستند که گروگان ها را بدون تیراندازی آزاد کنند .

تمام خیابان ها و راههای منتهی به بانک توسط ماموران نیروی انتظامی بسته شده است ، به طوری که حتی از ورود عابران پیاده نیز جلوگیری می شود .

این حادثه باعث حساسیت در بین مردم شهر شده است ...

------------------------------------------ 

ساعت ۳۰/۱۲ ظهر 319577_437

متعاقب این خبر نیروهای امنیتی و انتظامی شوش در محل گروگانگیری حاضر شدند. بر این اساس یکی از گروگان‌ها که کارمند بانک بود پس از وقوع حادثه موفق به فرار از معرکه می شود. چند دقیقه بعد نیز با تلاش ماموران نیروی انتظامی دومین گروگان که نگهبان بانک بود نیز آزاد می شود. با آزادی گروگان دوم ، صدای شلیک گلوله در محوطه اطراف بانک محل حادثه شنیده شد. این فرد مسلح با تیراندازی به سمت شیشه‌های بانک موجب رعب و وحشت کارمندان و ساکنان محل حادثه شد.

بلافاصله ماموران انتظامی شوش به محل حادثه رفته و پس از آن ماموران یگان ویژه از اهواز نیز به این محل اعزام و موفق شدند فرد گروگانگیر را تسلیم و دستگیر کنند


موضوعات مرتبط: اخبار شهرستانها ، حوادث

تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ | 13:35 | نویسنده : |


شادگان ابتکار به نقل از  التزام : بنابر منابع موثق و غیررسمی ، نیروهای تلاشگر انتظامی شادگان موفق شدند یک کارگاه پیشرفته تولید شیشه و مواد مخدر که در اعماق زمین ساخته شده را در روستای آبشار از توابع دهستان بوزی شادگان کشف کنند .

 

بنابراین گزارش تا کنون 5 نفر در رابطه با این جریان دستگیر شده اند . گویا برای ورود به این کارگاه تمام اتومات و مدرن می باید یکی از کاشیهای ساختمان را فشار داد تا در ورودی آن باز شود

کشف چنین کارگاه پیشرفته ای تعجب مسئولین را برانگیخته است جایی که می توانست هزاران نفر از جوانان منطقه را به کام مرگ و اعتیاد بکشاند

کادر هفته نامه التزام و گروه  شادگان ابتکار ضمن تقدیر و تبریک به نیروهای انتظامی و در راس آنها سرگرد پارسایی سرپرست ستاد فرماندهی انتظامی شادگان اعلام می دارد که متعاقبا خبرهای تکمیلی را به اطلاع شما هموطنان عزیز خواهند رساند


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ | 9:42 | نویسنده : |
 

  به گزارش شادگان ابتکار :ویراژ دو جوان پرایدسوار و برخورد آنها پایه بتنی برق در خیابان شیرازی شادگان باعث شد تا برق منطقه قطع شود و مردم تا پاسی از شب در تاریکی بسر ببرند .

 

در این حادثه خوشبختانه به دو جوان آسیب جدی وارد نشد و تنها 3 پایه برق به کلی از جا کنده یا از وسط به دو نیم شده اند !  و با ورود سریع و تلاش پیگیر اداره برق به قضیه باعث شد تا چند ساعت بعد برق منطقه نیز وصل شود .

جا دارد از اهتمام ویژه مهندس عبدالله زاده رئیس اداره برق و مهندس هاشم مقدم تشکر و قدردانی نماییم

خبرنگار  جعفر زرگانی


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : چهارشنبه دهم مهر ۱۳۹۲ | 10:20 | نویسنده : |

 

فاضل شاوردی کارمند بانک سپه شادگان بطرز معجزه آسایی از مرگ حتمی نجات یافت .

شاوردی که برای طی یک دوره آموزشی در اهواز به سر می برد در راه برگشت و در حوالی روستای دابوهیه به علت خواب آلودگی به گارد ریل وسط جاده برخورد کرد و ماشین پژو 206 او از میان شکافت و حدود 30 متر را در گارد ریل طی کرد و نجات حیرت آوری را برای راننده خود رقم زد

اکنون این شهروند در بیمارستان بستری است در حالی که از ناحیه هر دو پا و دست به شدت آسیب دیده است


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : دوشنبه هشتم مهر ۱۳۹۲ | 23:43 | نویسنده : |

به گزارش  شادگان ابتکار: این حادثه به علت تصادف یک دستگاه تریلر با یک دستگاه موتور سیکلت در کیلومتر چهار جاده دارخوین – شادگان  و روبروی پارک سید محمود روی داد و دو راکب موتور سیکلت  بنامهای  ابراهیم منیعاوی  ۱۸ ساله و  کرارسالمی ۱۷ ساله جان خود را از دست دادند.

پلیس  راه  علت وقوع این حادثه را بی احتیاطی راننده موتور سیکلت در انحراف به چپ اعلام کرد


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : شنبه ششم مهر ۱۳۹۲ | 23:50 | نویسنده : |

به گزارش  شادگان ابتکار به نقل از امین آلسیوف خبرنگار  هفته نامه التزام  ؛ حادثه گروگانگیری روستای آلبوحصار با شلیک تیر به فرمانده ستاد فرماندهی انتظامی خاتمه یافت .

 

پیرمرد 55 ساله روستای آلبوحصار که از بی توجهی و اهمال زن و دخترانش به ستوه آمده بود در مقابل تهدید آنها مبنی بر راه ندادن او به منزل ، اقدام به گروگان گرفتن زن و دخترانش کرده آنها را به مرگ تهدید کرد .

به دنبال این حادثه ، یگان ویژه عملیات با فرماندهی سرگرد پارسائی وارد عمل شده و با محاصره منزل سعی کردند پیرمرد افسرده و اندوهگین را از این اقدام منصرف کنند .

لحظاتی بعد ، عملیات وارد فاز اجرایی شد و یگان سریع و آموزش دیده ؛ گروگان ها که در واقع خانواده گروگانگیر بودند را آزاد کردند ولی در عملیات خلع سلاح ، از آنجا که پیرمرد کلت کمری خود را به دست خود بسته بود و به دنبال مقاومت او در تسلیم سلاح به ناگاه تعداد پنج تیر از اسلحه رها شد که یکی از تیرها به پای گروگانگیر و چهارتای دیگر به پاهای سرگرد فتح الله پارسائی فرمانده ستاد فرماندهی انتظامی خورد و هر دو را مجروح نمود .

آخرین وضعیت سرگرد پارسایی حاکی از آن است که تیرها بصورت سطحی به پاهای او برخورد کرده و جراحات سنگینی را وارد نساخته است .

اکنون پیرمردی که مورد بی مهری زن و دخترانش شده بود با سه اتهام : 1. اقدام به گروگانگیری 2. حمل غیرمجاز اسلحه 3. تیراندازی به مامور دولت در حین انجام وظیفه متهم است .

جا دارد که قدر پدران زحمتکشی که جوانی خود را به پای ما هدر دادند و از خواب و خوشی خود گذشتند تا ما به راحتی بیاساییم بدانیم و حرمت آنها را نگه داریم .

کادر شادگان ابتکار  و هفته نامه التزام   ضمن تقدیر از ورود سریع و قدرتمندانه نیروهای انتظامی ، برای سرگرد پارسائی آرزوی شفای عاجل و برای شهروند پا به سن گذاشته ما آرزوی شفا و فرج دارد


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ | 13:43 | نویسنده : |

شادگان ابتکار : ساعت 22:48 شب گذشته (شنبه) سفینه فضایی یکی از وسایل بازی پارک شهربازی اهواز در حال حرکت دچار نقص شد.

در این حادثه 9 تن از سرنشینان این وسیله بازی مصدوم شدند و برای مداوا به بیمارستان امام‌خمینی(ره) اهواز انتقال یافتند


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۲ | 15:10 | نویسنده : |

 يازدهم مهرماه سال ۹۰ بود كه دختر جواني به نام پريناز به خاطر خونريزي روده به يك جراح عمومي در اروميه مراجعه كرد و قرار شد وي در يكي از بيمارستان‌هاي خصوصي اروميه تحت عمل جراحي قرار گيرد و اين در حالي بود كه پزشك معالج در يكي از مراكز دولتي به صورت تمام وقت مشغول به كار بود و اجازه جراحي در بيمارستان خصوصي را نداشت. ندای ارومیه نوشت، با هماهنگي رئيس بيمارستان و بدون اين‌كه بيمار از پشت پرده اين عمل جراحي اطلاعي داشته باشد اتاق عمل آماده شد.

فرار جراح مرموز

در حالي كه پزشك جراح به صورت غيرقانوني در حال بريدن روده دختر جوان بود، ناگهان خبردار شد بازرس دانشگاه علوم پزشكي آذربايجان در حال سركشي به بيمارستان است و وي از ترس، بيمار را رها كرده و جلوي چشمان حيرت‌زده خانواده پريناز و بازرس از اتاق عمل پا به فرار گذاشت تا اين‌كه پس از ۸ ساعت رئيس بيمارستان از راه رسيد و شكم باز بيمار را بخيه زد.

تهديد پدر براي شهادت دروغ

وقتي پريناز با وضعي نامساعد در اتاق عمل به سر مي‌برد و هيچ پزشكي بالاي سرش نبود، متخصص بيهوشي به سراغ پدر بيمارش رفت و از وي خواست كه به بازرس نام پزشك ديگري را به عنوان پزشك جراح معرفي كند و تهديد كرد چنانچه اين كار را نكند جان دخترش به خطر مي‌افتد و هيچ پزشكي به بالين وي نمي‌رود اما با اين حال بازرس دانشگاه كه خود شاهد فرار جراح از اتاق عمل بود، بدون شهادت‌هاي دروغين گزارش خود را تهيه كرد.

پيچ و خم‌هاي پر دردسر

پريناز به‌ دليل نقص كامل عضو و مشكلات و دردسرهاي فراواني كه اين جراحي اشتباه برايش به ‌همراه داشت، در شعبه ۶۴ شوراي حل اختلاف اروميه دست به شكايت زد و پس از تكميل كميسيون پزشكي، شكايت او نتيجه‌اي جز محكوميت به پرداخت ۵ درصد از ديه كامل به شرط امكان عمل جراحي روده شد و اين در حالي است كه هيچ پزشكي حاضر به جراحي و درمان پريناز نيست و همه پزشكان معالج، اين كار را غيرممكن دانسته‌اند.

پريناز گفت: پس از گذشت مدتي پرونده خود را به شعبه ۹ دادسراي عمومي و انقلاب بردم و با دستور بازپرس پرونده، هيات بررسي انتظامي نظام پزشكي اروميه موظف شد كه گزارش مركز پزشكي قانوني و گزارش اداره بازپرسي را تحت بررسي قرار دهند كه بر طبق نظر اين هيات، هر دو پزشك مقصر شناخته شدند و قرار بر اين شد كه با توجه به قصور انتظامي، براي هر يك از اين پزشكان پرونده‌اي جداگانه تشكيل و رأي انتظامي صادر شود اما به‌ دلايل مرموزي مجازات اين دو پزشك مسكوت مانده و به بهانه‌هاي دروغين مثل تأخير در تنظيم صورتجلسه، به جريان نيفتاد.

اشك‌هاي دختر جوان

پريناز كه با يك اشتباه و سهل‌انگاري پزشكي دچار نقص عضو شده است و بايد يك عمر را با عواقب اين اشتباه پزشكي سپري كند، با چشماني گريان گفت: اين ۵ درصد ديه هيچ دردي از من دوا نمي‌كند، كم شدن روز به‌روز وزنم و غم و غصه به هم خوردن نامزدي‌ام را از دل من نمي‌برد و حسرت مادر شدن تا آخر عمر بر دلم مي‌ماند. پزشكان به من گفته‌اند نمي‌توانم مادر شوم و حتي نبايد يك كودك كم وزن را هم در آغوش بگيرم. اين دردها تا آخر عمر با من هستند و مخارج تهيه ‌دارو كه ماهانه به يك ميليون مي‌رسد و پدري بازنشسته، كمر خانواده‌ام را خم كرده است و دائماً با تماس‌هاي تهديد‌آميز از سوي اين دو پزشك روبه‌رو هستيم، اما با اين وجود حاضرم روي اين ۵ درصد ديه، ۵درصد ديگر بگذارم و ۱۰ درصد آن را بدهم تا سلامتي‌ام را به من بازگردانند و از مسئولان تقاضا‌ دارم با رسيدگي به اين پرونده و ابطال پروانه پزشكي اين پزشكان متقلب و سودجو، از تكرار اين اتفاق ناگوار براي افراد ديگر جلوگيري كنند. زيرا برحسب قانون بايد پروانه پزشكي آن‌ها باطل شود و همين امر هم باعث شده كه پرونده را در نظام پزشكي نگه ‌دارند و آن را به جريان نيندازند


موضوعات مرتبط: حوادث

تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ | 13:51 | نویسنده : |
مطالب قدیمی تر