شادگان ابتکار : در مورد محلِ دقیقِ غارِ اصحابِ کهف، اجماعی وجود ندارد. به همین دلیل سه غار، که هریک به دلایلی، غار اصحاب کهف نامیده میشود، وجود دارد.
غاری در اردن و غاری در ترکیه و غاری در سوریه، منسوب به اصحاب کهف قلمداد میشود.

اصحاب کهف عدهای مسیحی بودند که در دوران حکمرانی یکی از حکمرانان محلی روم باستان بنام دقیانوس، در شهر اِفِسوس در ترکیه امروزی زندگی میکردند و همگی جز یکی از آنان که یک چوپان به همراه سگش بود از اشراف زادگان و درباریان بودند و دین خود را مخفی نگاه میداشتند.
اینان سرانجام از ظلم حاکم روزگار به ستوه آمده بر اساس الهامی که از خداوند دریافت کردند «پس هنگامی که از خدایان دروغین دوری جستید به غار پناهنده شوید تا پروردگارتان رحمتش را بر شما ارزانی دارد». چون به غار رسیدند. به خواب عمیقی رفتند و در حدود سیصد سال به خواب بودند؛ پس از سیصدسال که بیدار شدند فکر کردند که چند ساعتی بیش نخوابیده اند. چون به شهر شُدند همه چیز را دیگرگونه یافتند. سرانجام به غار بازگشته و دیگر اثری از انها یافت نشد.
برخی باستانشناسان، محل غار اصحاب کهف را در میان دو روستای رقیم و ابوعلند واقع در هفت کیلومتری امان، پایتخت اردن می دانند که بر فراز آن نیز مسجدی کشف شده است.
برخی نیز آن را در دمشق پایتخت سوریه دانستهاند. برخی دیگر نیز محل آن را غار اِفِسوس در ایونیه ترکیه دانستهاند.
غار اصحاب کهف در اِفِسوس ترکیه
نخست اینکه این حادثه در شهر «افسوس» واقع شده و این غار در نزدیکی آن قرار داشته است. ویرانه های این شهر، هم اکنون در نزدیکی «ازمیر» در «ترکیه» به چشم می خورد، و در کنار قریه «ایاصولوک» در کوه «ینایرداغ» هم اکنون غاری دیده می شود که فاصله چندانی از «افسوس» ندارد.
![]()
این غار، غار وسیعی است که می گویند آثار صدها قبر در آن به چشم می خورد و به عقیده بسیاری غار «اصحاب کهف» همین است.
به طوری که گفته میشود، دهانه این غار به سوی شمال شرقی است و همین سبب شده که بعضی مفسران بزرگ در اصالت آن تردید کنند.
![]()
موضوعات مرتبط: گوناگون
شادگان ابتکار :خیلی زود زمزمهها بالا گرفت. بعضی از بازیکنان تیم هم که فهمیده بودند چرا این بازیکن افت کرده، در گوش هم میگفتند همه چیز به خاطر خانهای است که در شهران اجاره کرده است.
موضوعات مرتبط: گوناگون
وی افزود: در روز بدون کتاب دانشآموزان به فعالیتهای هنری یادگیری مهارت های زندگی میپردازند. وزیر آموزشوپرورش اظهار داشت: کارگروهی از معاونت پرورشی آموزش و پرورش ،کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ،معاونت تربیت بدنی، معاونت ابتدایی ومتوسطه ،در حال بررسی این طرح است. فانی خاطرنشان کرد: این طرح در ابتدا برای مدارس مقطع ابتدایی و اول متوسطه اجرایی خواهد شد.
موضوعات مرتبط: گوناگون ، استخدام
شادگان ابتکار :جادوی رختخواب گرم و نرم کاری می کند که بلند شدن از خواب یکی از بزرگترین چالش های خیلی از مردم باشد.
خواب آلودگی و کسلی که ناشی از تنبلی برای بلند شدن از جا و شروع فعالیت های روزانه است باعث می شود کل روز ما خراب شود و بازده مفیدی نداشته باشیم.برای اینکه بتوانید بر این دشمن غلبه کنید و روز خوبی را آغاز کنید، ادامه دهید و به پایان برسانید انجام این هفت کار را جدی بگیرید. انجام هر یکی از این کارها می تواند روح و روانتان را تازه کند و حکم یک دوپینگ برای انجام فعالیت های روزانه را دارد:
۱. از شب قبل برای فردا برنامه ریزی کنید
۲. ۱۵ دقیقه مدیتیشن انجام دهید
۳. اول صبح چند جمله الهام بخش بخوانید
۴. چشم هایتان را به روی گل ها و درختان زییا و تناور باز کنید
۵. چای سبز بنوشید
۶. یوگا کار کنید
۷. یک قرار ملاقات امیدوار کننده یا شادی بخش بگذارید
موضوعات مرتبط: گوناگون
چند روز پیش محمود سریع القلم مشاور رییس جمهور با توهین به رانندگان گفته بود: یک لبو فروش یا راننده تاکسی از 5 صبح تا 12 شب باید در این خیابان ها بدود تا هزینه 3 بچه دانشجویش را در آورد، نه اینکه سر چهار راه از او می پرسند نظر شما در باره برنامه هسته ای و مذاکرات ژنو چیست؟ یک راننده تاکسی چه دانشی دارد که واکنش منطقی به این سوال بدهد
این اظهار نظر سریع القلم باعث ایجاد موجی از نارضایتی میان رانندگان تاکسی شد و تعدادی از آنها در تهران و مشهد در مقابل استانداری ها تجمع کردند و برخی از آنها خواستار عزل سریع القلم شدند. برخی نیز از مسئولان خواستار حفظ حرمت و احترام به اقشار مختلف جامعه شدند
اگر یک شخص کارگر از روی بدبختی و فشار زندگی فحش و ناسزا بگوید قابل توجیه است ولی وقتی یک نفر مسول که از هزاران فیلتر رد شده باید بداندکه پستش و مقامش و حرف و تفکرش متعلق به خودش نیست و باید مواظب باشد نسنجیده حرف نزند ، چنین شخصی که براحتی به قشر کارگر و زحمتکش جامعه لقب نفهمی می زند و امثال خودش را روشنفکر می داند فردا براحتی حرفهای دیگری بر علیه مسئولین درجه یک نطام میزند و آن وقت مورد لطف رسانه های بیگانه قرار می گیرد این آقای محترم بهتر است عذرخواهی رسمی کندیا کنار برود
موضوعات مرتبط: گوناگون
شبکه تلویزیونی ام بی سی که به خاندان پادشاهی عربستان سعودی وابسته است، در یکی از مسابقه های هدایت شده خود، سوالی طراحی کرده و در ان از مخاطبان خود می خواهد تا "نجس ترین و حقیرترین مردم" دنیا را انتخاب کنند
این شبکه چهار گزینه ایران، اسراییل، امارات و سعودی را برای پاسخ در نظر گرفته بود و در نهایت با وقاحت تمام جواب درست(!) ایران بود...
وهابی های بدبخت عقده ای بی شعور نمی دونند عقده شون راچه جوی خالی کنند ... دیر نیست طومار شما وهابی های ازخدابی خبر پیچیده میشود وبه زباله دان تاریخ انداخته میشود وسرزمین وحی از لوث وجودتان پاک میشود . نصرمن الله وفتح قریب
موضوعات مرتبط: گوناگون


موضوعات مرتبط: گوناگون

اولین کار، گرفتن چادر بود از زنان ما... گفتند چادر حجاب برتر است و میشود برتر نبود! بین خوب و خوبتر، خوب را هم انتخاب کنی به جایی بر نمیخورد. میشود مانتوی گشاد و مقنعه بزرگ پوشید و با حجاب بود... حرف قابل قبولی بود کسی نمیتواست به این حرف اعتراض کند حتی مذهبیها!
گام دوم، گرفتن مقنعه بود... میشود روسری بزرگ سر کرد! هم تنوع دارد هم حجاب است. یادم میآید روسریهایی بود با ضلع بیشتر از یک متر که تا کمر خانمها هم میرسید... خوب البته روسری مثل مقنعه نبود گاهی ریشه مو بیرون میزد.
در فیلمهای سینمایی فکل گذاشتن زنهای هنرپیشه مد شد و به تبع آن دختران جوان هم از آنها یاد میگرفتند... آن سالها عدهای با چماق به جان جوانان میافتند و این فکلیها را تنبیه میکردند...
چشمهای ما متوجه این آب رفتن نمیشد و آنقدر کمکم این کار را کردند که چشم ما عادت میکرد...
مانند بچهای که جلوی چشم پدر و مادرش بزرگ میشود و قد میکشد و والدینش حس نمیکنند اما دیگران که کمتر او را میبینند و چشمانشان عادت نکرده متوجه رشد هفتگی او میشوند... ما عادت کردیم به روسریهایی که هر روز آب میرفت و تبدیل شد به نواری باریک و بعضا توری... مانتوهایی که شاید بهتر باشد بلوز و پیراهن راحت نامیدشان تا مانتو...
به هر حال کم کم کار به این جا کشید و مدام گفتند بیحجابی معضل فرهنگی است، برای حل آن باید کار فرهنگی کرد... سالها گذشت و لباسها آب رفت و کار فرهنگی در زمینه عفت و حجاب مشاهده نشد. برعکسش فراوان کارهای ضد فرهنگ در کوبیدن حجاب و عفت و حیا و غیرت در فیلمهای سینمایی و مجلات و برنامههای عمومی یافت میشد...
امسال اما مد پوشش خانمها تغییر کرده است، پوشیدن ساق شلواری جای شلوار... یعنی دیگر شلوار جین تنگ هم نه! ساق شلواری!
یعنی پس از آنکه چادر، مقنعه، مانتو، روسری از زنان گرفته شد حالا رفتهاند سراغ شلوار! چشمهای ما هنوز عادت نکردهاند... اگر به این هم عادت کنیم سرنوشت چادر و مانتو و روسری در انتظار این ساق شلوارها هم هست... خدایی نکرده اینها هم روز به روز نازکتر و کوتاهتر میشود و ما عادت میکنیم.... آن وقت... نمیدانم بعدش سراغ چه خواهند رفت...؟
نمیدانم لحن نوشتهام چگونه باید باشد؟ تند و خشن؟ آرام و فرهنگی؟ غصهناک و غمگین؟ حیرتزده و بیمناک؟ به هر حال تقاضا داریم اولا کار فرهنگی کنید در و دیوار شهر بنر نصب کنید که خانمها شلوار لباس مهمی است. انیمیشن بسازید، باور کنید گیر سهپیچ نیست... فاجعه فرهنگی پیش روی ماست... کاش سیاستبازیها پایش را به فرهنگ نکشد...
امروز اگر تدبیری اندیشیده نشود شاهد نسل جدید بیحجابی خواهیم بود. دختران آستین کوتاه، ساق شلوار پوش. پیراهنهای در شلوار زده. روسریهای تا پشت گوش عقب رفته ... خدا وند همه را به راه راست هدایت کند انشالله
موضوعات مرتبط: گوناگون
دختری هستم که به درس خواندن بسیار علاقه مند بودم و این علاقه مرا به درس و دانشگاه کشاند، اما تاکنون که ۲۵ سال دارم هیچ خواستگاری نداشتم و حالا که سرشار از احساسات پاک هستم و نیاز به یک همدم دارم که خلأ های روحی ام را پر کند این موقعیت برایم پیش نمی آید.
با وجود همه امید هایی که به خدا دارم گاهی تنهایی بر سرم سایه می افکند و فکر می کنم که تا لحظه مرگ باید تنها باشم. شاید مواردی را که من به عنوان یک دختر بیان کردم در پسری هم وجود داشته باشد، اما چرا باید اینگونه باشد؛ دختران و پسرانی که دوست دارند به عنوان همسر کنار هم باشند و باعث آرامش روحی هم شوند، مانند تشنه ای هستند که آبی را به لبهایش برسانند و از او دریغ کنند؟ انسان هرچند پدر و مادر و خواهر و برادر و دوست مهربان و دلسوز داشته باشد اما هرگز جای همسری مهربان و خداجو را نمی گیرد! باوجود همه این مسایل به دلیل نداشتن رابطه با پسری (به جز در مسایل درسی) اگرروزی برایم خواستگار آمد نمی دانم چطور برخورد کنم. خواهش می کنم به خاطر خدا هم شده مرا مفصل راهنمایی کنید (خواهش میکنم از بیان پاسخی تکراری بپرهیزید چرا که من تمام سایت شما را همیشه مطالعه می کنم). همین که بدانم بعد از خدا کسی هست که به احساساتم اهمیت می دهد بسیارخوشحال می شوم. با تشکر فراوان.
قبل از پرداختن به موضوع اصلی شما یعنی دلایل خواستگار نداشتن تذکر چند نکته ضروری است.
خواهر گرامی؛ دغدغه شما برای ازدواج در سنین جوانی، امری طبیعی است؛ زیرا ازدواج یکی از مسائل اساسی زندگی است که در دوره جوانی اتفاق میافتد اما اهمیت این مسئله نباید موجب نگرانی شدید شده و زندگی شما را مختل سازد. نگران این که چرا تا به حال موفق به ازدواج نشده اید ،نباشید چرا که:
۱٫ نداشتن خواستگار یکی از مشکلات رایج در میان دختران امروزی است. این مشکل بسیار فراگیر شده و اختصاصی به شما ندارد. با توجه به شرایط موجود، نداشتن حتى یک خواستگار چیز بعیدی به نظر نمیرسد، چرا که همه ما در
پیرامون خود شاهد دخترهای بسیار شایستهای هستیم که به هر دلیلی حتى یک خواستگار نداشتهاند.
۲٫ امروزه سن ازدواج در جامعه ما بالا رفته است و طبیعتاً دخترها هم دیرتر ازدواج می کنند. الآن مثل قدیم نیست که دختری که مثلاً به سن ۲۰ سالگی رسیده دیگر امیدی به ازدواج و یافتن همسر نداشته باشد. در حال حاضر میانگین سن ازدواج در دختران حدود ۲۴ سال است که شما فاصله چندانی با میانگین ندارید. گذشته ازآن در حال حاضر امتیازات فراوانی از جمله تحصیلات دانشگاهی، اعتقاد دینی سالم و … دارید که بسیاری از دختران ندارند.
۳٫ شاید در سنین پایین تر موقعیت های بهتری برای ازدواج فراهم شود اما خداوند بهتر می داند صلاح هر فردی در ازدواج در چه سنی است. بىتردید خداوندى که شما را آفریده ، کفو و همسر مناسب و متناسب با شما را نیز در نظر گرفته است و به موقع او را روانه منزل شما خواهد کرد ،به گونه ای که هیچ چیزى نخواهد توانست مانع ایجاد پیوند و ازدواج شما شود.
و اما نداشتن خواستگار و علل آن:
متاسفانه در جامعه ما قانون نانوشته ای در میان مردم باب شده که خوبی دختر را می توان از تعداد خواستگارانش فهمید. یعنی هر دختری که تعداد خواستگارانش زیاد باشد معلوم می شود که دختر خوبیست و اصل و نسب دار است اما اگر دختری در زمان متعارف جامعه ازدواج نکند یا خواستگار زیادی نداشته باشد این طور تعبیر می شود که حتماً مشکلی دارد که کسی سراغش نمی رود!
آن وقت است که دختران و خانواده هایشان روز به روز نا امیدتر، نگران تر و دستپاچه تر می شوند و اعتماد به نفس خود را در زمینه ازدواج از دست می دهند.
معمولاً افراد در مقابل این مساله (نداشتن خواستگار) به دو نحو برخورد می کنند. برخی با آن کنار آمده و منتظر فراهم شدن شرایط خوب می شوند ولی برخی دیگر مدام در تلاشند تا از طرق مختلفی چون برقراری آشنایی های نادرست، دعانویسی و… خود را از این مهلکه نجات دهند.
اما به واقع علت اصلی نداشتن خواستگار چیست؟ به طور کلی علل و عوامل نداشتن خواستگار را می توان در دو دسته تقسیم کرد:
۱) عوامل فردی: عللی که خود فرد باعث ایجاد آنها شده است.
۲) عوامل بیرونی: عللی که عامل ایجاد آن ها خود فرد نبوده است.
طبیعی است که اگر مانعی بر سر راه شما وجود دارد ابتدا باید سعی کنید آن را برطرف نمایید. ( از آنجا که ما در مورد بسیاری از مسایل زندگی شما اطلاعی نداریم مطالب زیر را بیان می کنیم و این خود شما هستید که باید با دقت در این مطالب و بررسی وضعیت خود پاسخ مناسب را بیابید).
۱) عوامل فردی
- گاهی دختر دچار خطا یا انحراف اجتماعی، اخلاقی و… شده و یا یک صفت اخلاقی ناپسند دارد که تمام اهل محل آن را می دانند. این امر از سویی باعث سلب اعتماد مردم محل و از سوی دیگر باعث مردود شدن وی در تحقیقات محلی افراد غریبه می شود. به همین دلیل کسی به خواستگاری ایشان نمی رود که البته باید تا حدودی در این رابطه به مردم حق داد. تنها راه رهایی از این مشکل توبه حقیقی دختر به درگاه خداوند و کمک خواستن از او برای تغییر و اصلاح است. اگر فرد واقعاً توبه کرده و درستکار شود، مردم با دیدن رفتار تغییر یافته اش، به مرور زمان دوباره به وی اعتماد می کنند.
- گاه برخی از دختر خانم ها به علل مختلفی چون خجالتی بودن، کمرویی، درونگرایی و… از حاضر شدن در جمع های خانوادگی یا دوستان سر باز می زنند و به قولی انزواجو می شوند. در این حالت نیز اولاً به دلیل این مشکل شخصیتی شان و ثانیاً به خاطر دیده نشدن توسط واسطه ها دچار تاخیر در ازدواج می شوند. راه چاره این مشکل، توسعه روابط اجتماعی دختر و خانواده او است. در چنین مواردی پیشنهاد می گردد چنین دخترانی با حفظ عفت و رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی در مجامع و محافل زنانه نظیر روضه های خانگی، مراسم هیأت های مذهبی و … حضور یابند تا زمینه آشنایی مادران نیازمند عروس و یا واسطه ها با چنین دختری مهیّا گردد.
همچنین شرکت در جمع های جدید به شما فرصت دیده شدن می دهد و در محیط های جدید می توانید عقاید خود، شخصیت و ظرفیت اداره یک زندگی را به دیگران نشان دهید.
به عبارتی، پختگی شما تا زمانی که پشت پرده باشد، کسی را به سوی شما جلب نمی کند. شما باید در محیط های اجتماعی سالم رفت و آمد داشته باشید و قابلیت های خود را نشان دهید. حتما منظورمان را از قابلیت متوجه می شوید. یعنی آن چه که احترام دیگران را نسبت به شما برمی انگیزد و نشان می دهد شما یک سر و گردن از دیگر دختران بالاترید و آمادگی یک زندگی واقعی را دارید.
- مشکل دیگر برخی از دختران ایراد گرفتن های زیاد از خواستگاران است. البته هیچ دختری در خودآگاهش خود را یک آدم سخت گیر نمی داند. پای صحبت بیشتر این دخترها که بنشینید می شنوید: «مگر من چه توقعی دارم؟ من که خانه و ویلا و مهریه و شیربها نخواستم. همین قدر که پسری مرد زندگی باشد برای من کافی است»
اما خیلی از همین دختران پای انتخاب که می رسد، دچار وسواس های بیهوده می شوند: «نکند تک پسر بودنش باعث لوس شدن او شده باشد؟ نکند پرجمعیت بودن خانواده او بعدها برایم مشکل تراشی کند؟ این خواستگار را نمی پسندم چون چاق است… این یکی پدرش را از دست داده و باید سرپرست خانواده خودش هم باشد … مگر می شود با پسری که دانشجو است ازدواج کرد؟ و…» همین وسواس هایی که به نظر خیلی از خانواده ها منطقی به نظر می رسد، باعث بالا رفتن سن دخترها و در نهایت نبود خواستگار می شود.
۲) عوامل بیرونی
- اما همه انتقادها به دختر خانم ها مربوط نمی شود. خیلی وقت ها این پسران و خانواده آنها هستند که این مشکلات را دامن می زنند. مثلا با عرض تاسف یکی از مهمترین ملاک های انتخاب همسر در این روزها چه از سوی پسر و چه از سوی خانواده او داشتن زیبایی بسیار دختر است. یک دختر همه چیز تمام دختری است که زیبا، خوش ظاهر، مقید باشد و خانواده داری او با تمکن مالی خانواده تعبیر می شود. همین امر باعث شده که دخترانی که از زیبایی کمتری برخوردارند یا متمکن نیستند با مشکل عدم خواستگار مواجه باشند.
- گاهی مشاهده می شود که برخی از دخترها به دلیل وجود نقص عضو یا مشکل جسمی با این مشکل درگیر می شوند که یقیناً این امر نوعی آزمایش از جانب خداوند برای محک فرد می باشد. البته افراد این دو دسته می توانند با گسترش استعدادها و توانمندی های خود در زمینه های متفاوت علمی، هنری و… نواقص خود را جبران و توانمندی هایشان را به رخ دیگران بکشانند.
- مشکل دیگر برخی از دخترهای جوان بزهکاری و شرایط نامساعد اخلاقی پدر، مادر، برادر و دیگر افراد خانواده شان است. والدین باید بدانند که اشتباه هر یک از اعضا و بدنامی خانواده ابتدا به پای جوانان در شرف ازدواج آن خانواده به خصوص دخترهایشان نوشته می شود. به همین دلیل باید تمام سعی خود را برای اجتناب خود و اعضای خانواده از مشکلات اجتماعی و اخلاقی بکنند.
- نداشتن هم کفو و همتا معضل دیگر برخی از دختران است. مثلاً دختری تحصیل کرده که در محیطی کوچک و روستایی زندگی می کند و همتایی برایش وجود ندارد. در چنین مواردی یکی از راهکارها هجرت و نقل مکان کل خانواده به محله و یا شهر بزرگتر و یا میهمان شدن خود دختر( در صورت نبودن مانع و با رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی) در منزل یکی از محارم در شهری بزرگتر است.
- گاه دیده می شود که خانواده ای محترم در محله ای بدنام و یا معروف به فساد زندگی می کنند. یقیناً دختر این خانواده با مشکل نبود خواستگار مواجه می شود. زیرا هر کسی که قصد ازدواج با وی را داشته باشد ابتدا وارد محله می شود تا از همسایه ها تحقیق کند و اگر ببیند که محل سکونت دختر در محله ای بدنام می باشد گمان می کند که خانواده یا خود دختر نیز مشکل دارند. راهکار مقابله با این مشکل ترک محل است. هجرت حرکتی مقدسی است که شاید یکی از مصادیقش همین جا باشد.
- فرهنگ های اشتباه و کوته نظرانه، عامل بیرونی دیگری است در ایجاد نبود خواستگار برای برخی از دختران. فرهنگ هایی چون «دختر کوچک ازدواج کرده و دختر بزرگتر مانده. حتماً ایراد و اشکالی دارد که کسی دختر اول را نگرفته است.»، «سطح مالی پایین خانواده دختر و عدم تامین جهیزیه از طرف آنها» و… همه و همه فرهنگ های غلطی هستند که متاسفانه مثل قارچ های سمی در جامعه ما رشد یافته اند و کسی به بیهودگی شان نمی اندیشد.
حال چه کنیم؟ در شرایط کنونی چه کار باید کرد؟ دختر خانمی که خواستگار ندارد چگونه می تواند این آرامش فکری را داشته باشد؟ آیا می توان جایگزینی برای نیازهای ارضاء نشده معرفی کرد؟ آیا می توان این نیازها را مهار کرد؟
انشاءالله توجه و عمل به نکات زیر بسیاری از مشکلات شما را حل خواهد کرد :
۱٫ شما تنها فردى نیستید که با این مساله مواجه هستید؛ لذا آن را به عنوان یک مساله ببینید نه یک معضل و مشکل لاینحل.
۲٫ زود ازدواج کردن نشانه موفقیت در امر ازدواج و تأمین خوشبختى و سعادت همیشگى نیست. با کمى دقت و تفحص در بین همسایگان، فامیل و دیگران، مشاهده می کنید که فرآیند خواستگارى و ازدواج، معمولاً یک فرآیند طولانى مدت و نیازمند زمان و دقت کافى است. چه بسا همین تأخیر، شناخت و آگاهىتان را از موضوعات و معیارهاى ازدواج بیشتر و عمیقتر کند و موفقیت در این امر مهم و حیاتى را چندین برابر کند که در نتیجه به صلاح شما خواهد بود.
۳٫ ازدواج همه زندگی نیست ، بلکه تنها یک بعد از ابعاد زندگی است . پس تا زمانی که شرایط ازدواج برایتان فراهم نشده، از فرصت استفاده کنید و در سایر ابعاد مثل تحصیل در مقاطع بالاتر و … بکوشید.
۴٫ از منفی بافی و افکار منفی باید اجتناب شود. اگر می خواهید سالم بمانید و جوانی خود را حفظ کنید ناراحتی و افکار مزاحم را از خود دور کنید و بدانید که آنچه باعث ناراحتی و مشکل می شود افکار منفی و نوع دید ما به دنیا و وقایع است. در بسیاری موارد ما از یک حادثه طبیعی، برداشتی داریم که کاملا متفاوت با واقعیت آن است. سعی کنید بدبینی را کنار بگذارید و به دنیا با عینک خوشبینی نگاه کنید اجازه ندهید افکار منفی بر شما پیروز شود، آرامش را در زندگی به خودتان هدیه دهید.
۵٫ طرز برخورد با خانواده و دوستان : رفتار مناسب ، با ادب و احترام و به دور از شوخی زیاد و جلف بودن می تواند برای یک خانم مناسب باشد و نظر یک آقا را جلب کند. طرز برخورد در جامعه نیز در این باره موثر است، بعضی خانم ها ممکن است فکر کنند، برخورد مناسب در مواجهه با یک آقای نامحرم، اخم کردن و بدخلقی است ولی این درست نیست، ما نباید با رفتار محرک، دیگران را تحریک کنیم، ولی اخم کردن و بدخلقی هم مناسب نیست.
۶٫ کم کردن توقعات: یکی از موانع مهم پیش روی ازدواج جوانان توقعات بالا می باشد که با کم کردن این توقعات و بیان این مساله در موقعیت های مناسب می توانند زمینه ازدواج را ایجاد کنند. همچنین یکی از مواردی که می تواند مانع ازدواج باشد و آقا را از اقدام به خواستگاری منصرف سازد موقعیت اقتصادی خوب خانواده خانم است یعنی آقا این جرات را ندارد که اقدام به ازدواج کند، که بیان کردن این مساله در جمع دوستان و بستگان که انتظارات من برای ازدواج بالا نیست می تواند راه حل مناسبی برای آن باشد.
۷٫ افزایش مهارتها: تلاش بیشتر و روزافزون برای شکوفایی استعدادها و تواناییهای خود و یادگیری فنون و هنرهای مختلف و پر کردن اوقات فراغت داشته باشید. دخترانی که شایستگی های لازم در زمینه های اخلاقی، اجتماعی، مهارت های زندگی و امتیازات ویژه دیگر در جامعه کسب می کنند، نسبت به دیگر دختران خواهان بیشتری دارند.
۸٫ نیکو کردن اخلاق حسنه و خوش برخورد بودن: در محیط اطراف به خصوص در خانه سعی کنید با کمال متانت و گذشت و فداکاری رفتار کنید.
۹٫ صبور و بردبار بودن: چرا که صبر و شکیبایی کلید معنویات و گشایشهای نعمتها و الطاف الهی است.
۱۰٫ توجّه به ضعفها و خصلتهای ناپسند خود و رفع آنها: چه بسا به دلیل وجود یک صفت بد یا یک رذیله اخلاقی و رفتاری در ما، خداوند نعمتی و یا لطفی را از ما دور کند.
۱۱٫ توجه نکردن به حرف و حدیث های مردم و برخورد کردن با آنها به صورت سعه صدر و گذشت از آنها با کمال بزرگواری.
۱۲٫ حضور در جمع ها با شرکت کردن در مجالس مذهبی- فرهنگی- هنری و … و نشان دادن توانمندی های و کمالات روحی و اخلاقی خود.
۱۳٫ توجه به این مطلب که دنیا به آخر نرسیده و اساساً هدف اصلی و نهایی زندگی که ازدواج کردن نیست. با ازدواج نکردن نیز می توان به آن اهداف متعالی دست یافت.
۱۴٫ برای تعجیل در ازدواج به حضرات ائمه اطهار علیهم السلام بویژه امام جواد علیه السلام متوسل شوید.
۱۵٫ آیه «رَبّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیاتِنا قُرّةَ أَعْینٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتّقینَ إِمامًا»(سوره فرقان آیه ۷۴) را زیاد بخوانید.
۱۶٫ در مهمانی های خانوادگی و مراسم گوناگون در میان سخنان خود به صورت غیر مستقیم نسبت به ازدواج با جوان پاک و متدینی ابراز علاقه کنید.
۱۷٫ یک احتمال را هم نباید ندیده گرفت و آن اینکه شاید خواستگارانی برای شما آمده یا می آید اما چون در حال تحصیل هستید والدینتان چیزی در مورد آنها به شما نمی گویند و یا اینکه آنها دارای معیارهای لازم نیستند لذا والدینتان ترجیح می دهند صحبتی در مورد آنها نکنند تا شما با فکری آسوده به تحصیلتان بپردازید. لذا بدون خجالت با والدینتان در این مورد صحبت کنید و تمایلتان به ازدواج را به اطلاع آنها برسانید. اگر صحبت رودررو با آنها برایتان سخت است با شخص دیگری از خانواده یا بستگان که راحت ترید صحبت کنید تا نظر شما را به اطلاع والدینتان برساند.
و حرف آخر این که:
توجه به امتحانات و آزمایش های الهی داشته باشیم که مبادا با بی صبری، اجر خود را از دست داده و مشکلات را بیشتر نماییم. ضمن اینکه خداوند متعال کسانی را که به هر جهت اسباب و امکانات ازدواجشان فراهم نشده و نتوانستهاند ازدواج کنند، دستور داده که تقوی و پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بینیاز گرداند. «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتّی یُغْنِیَهُم اللهُ مِنْ فَضْلِهِ»[ نور/۳۳٫]. پس آنچه که در زندگی در درجه اول اهمیّت دارد، بندگی و اطاعت خداوند و حفظ پاکدامنی و عفّت است.
خواهر محترم، در پایان شاخه گلی از گلستان نبوی پیش کش شما می کنیم: پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «آنچه از دنیا نصیب تو باشد، اگر ناتوان هم باشى، به تو مى رسد و آنچه به زیان تو باشد، به زور نمى توانى آن را از خود دور کنى. هرکس به آنچه از دستش رفته امید نداشته باشد، آسوده است و هر کس به آنچه خداوند روزى اش کرده، خرسند باشد، شادمان مى گردد ».
خواهر گرامی به یاد داشته باشید که باد با شمع های خاموش کاری ندارد، اگر بر تو سخت می گذرد بدان که روشنی.
تو شاهکار خالقی تحقیر را باور مکن
بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست، تقدیر را باور مکن
تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن، تصویر را باور مکن
خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور مکن
موضوعات مرتبط: گوناگون
.: Weblog Themes By Pichak :.
