درباره وب

«ما باید امروز، به سمت تغییر خودمان، به سوی الگوهایی که اسلام معیّن کرده است، پیش برویم باید خودمان را اصلاح کنیم، اخلاق خودمان را درست کنیم، خودمان را از لحاظ باطن، به خدا نزدیک کنیم. به عنوان یک فرد، مجاهدت شخصی بکنیم. آیات خدا را به دل خودمان بخوانیم و دل را به خدا نزدیک کنیم. این وظیفه ماست. مقام معظم رهبری
لینک دوستان
جستجوی وب

 

پورسانت چیست؟

لغت پورسانت از زبان فرانسه گرفته شده است. در کشور ما برای آن کلمه «درصدانه» در نظر گرفته شده است. درصدانه در واقع درصدی از مال محسوب می‌شود. پورسانت از یک طرف می‌تواند یک حق کمیسیونی باشد که در قالب پرداخت میزان مشخص از مبلغ معامله نمایان می‌شود.

از طرف دیگر این لغت در معنای مبالغی نیز به کار می‌رود که مستخدمان دولتی به صورت پنهانی و غیرقانونی در هنگام انجام معاملات دولتی به نفع خود دریافت می‌کنند. پورسانت به صورت‌های مختلفی نظیر حق کمیسیون، هدیه یا پاداش پرداخت می‌شود. 

سوال: کسب درآمد از طریق بازاریابی شبکه ای چه حکمی دارد؟ آیا پورسانتی که گرفته می شود، حلال است؟

پاسخ: اگر در بازاریابی شبکه ای سود در مقابل معرفی مشتری و خریدار واقعی و یا بازاریاب دیگر داده شود، اشکال شرعی ندارد، البته چنین فعالیتهایی بنا بر احتیاط نباید بر خلاف قانون باشد؛ اخذ پورسانت برای کار حلال اگر خلاف مقررات نباشد، اشکال ندارد.

استفتائات آیت الله شبیری زنجانی

سوال: آيا پورسانت حلال است؟ 

پاسخ: فى نفسه اشكال ندارد ولى اگر كارمند دولت باشد و قانون أن را منع كند جايز نيست.

استفتائات آیت الله سیستانی

سوال: آیا پرداخت پورسانت به همکاران در مشاغل وابسته (به طور مثال: پرداخت پوسانت لوازم فروش به تعمیر کار) برای معرفی مشتری اشکالی دارد؟

پاسخ: اين كار شما در صورتى صحيح است كه فروشنده مقدارى از منافع عادى خود را به واسطه واگذار كند بى آن كه چيزى بر مبلغ جنس بيفزايد، مثلا جنس را معمولا با ده درصد مى فروشند ولى در اين مورد قسمتى از ده درصد منافع را به واسطه واگذار مى كنند و امّا تنظيم فاكتور دروغين بااضافه بر مبلغ، حرام است و خداوند رازق است.

استفتائات آیت الله مکارم شیرازی

سوال: شخصی پول را که همان اجرت کار است و بیشتر نیست را در قبال انجام کاری از صاحب کار دریافت می کند ولی به صاحب کار اعلام می کند که من این کار را انجام نمی دهم و انجام آن را به دیگری محول می کنم و صاحب کار نیز این را قبول کند حال سوال این است که اگر از کل مبلغ دریافتی مقداری را برای خود برداشته و مقدار باقی مانده را به عامل پرداخت کند و عامل نیز راضی شود و با همان کیفیت کار را انجام دهد حکم مبلغی که واسطه برای خود برداشته چیست؟ در صورتی که عامل به واسطه بگوید که بخاطر شما با مبلغ کمتر یا بدون دریافت دستمزد حاضرم کارتان را انجام دهم باز هم اشکال دارد؟

پاسخ: درصورتی که خودش هیچ کاری روی آن انجام نداده باشد گرفتن این پول اشكال دارد مگر این که کسی که عامل بوده به واسطه بگوید حق من بیشتر از این مبلغ می باشد که به من پرداخت کرده اید و من آن مقدار را به شما هدیه کردم در این صورت دریافت ما به التفاوت توسط واسطه مانعی ندارد.

استفتائات آیت الله مکارم شیرازی

سوال: آیا کارمند یا کارگر شرکت دولتی یا خصوصی که وظیفه اش وکالت در تأمین نیازهای اداره یا شرکت از مکانهای فروش است، می تواند بر کسی که کالاهای موردنیاز را می فروشد، شرط کند که درصدی از سود حاصل از خرید، از آن او باشد؟ آیا دریافت این سود برای او جایز است؟ در صورتی که مسئول مافوق چنین شرطی را اجازه دهد چه حکمی دارد؟

پاسخ: اين شرط از طرف کارمند صحيح نبوده و او نمی تواند سودی را که به نفع خود شرط کرده، دريافت کند و مسئول بالاتر هم حق اجازه چنين شرطی را نداشته و اجازه او در اين باره اثری ندارد.

مطابق نظر آيت الله خامنه ای

سوال: اگر شركتی پیشنهاد دهد در صودت یافتن مشتری و بازاریابی محصولاتش كه جزو كالاهای مجاز در شرع میباشد و قیمت كالاونوع كالاومقدار ان نیز مشخص است به من مبلغی بعنوان پورسانت میدهد كه میزان ان نیز مشخص است ایا این رقم دریافتی حلال است و اگر بر اساس توافق هر كسی كه من مستقیما به انها معرفی نمایم یا از طریق بازاریابانی كه من انها را اموزش داده ام به انها معرفی شوند و یا افرادیكه به نوعی با بازاریابان من یا خود من در ارتباط بوده ا ند یا ما و مشخصاتمان را بعنوان معرف به ان شركت اعلام نمایند از انها خریداری نمایند این پورسانت به من تعلق میگیرد(هیچ اجباری نه برای من و نه برای شركت وجود ندارد و هر دو به این شرط رضایت داریم) ایا پورسانت اشكال دارد؟

پاسخ: عمل مذكور فی نفسه مجاز بوده و درآمد حاصله از آن نیز حلال است.

مطابق نظر آيت الله خامنه ای

سوال: شخصی بین صاحب کار و کارگران واسطه است، به این صورت که صاحب کار پولی را به عنوان دستمزد آنان به او می‏دهد و او هم مبلغی کمتر از آن را به کارگران می‏پردازد، این عمل او چه حکمی دارد؟

پاسخ: واسطه اگر از جانب صاحب کار وکيل باشد واجب است، مقدار اضافه بر آن مبلغ را به مالک بپردازد و جايز نيست در آن تصرّف کند مگر آنکه علم به رضايت مالک داشته باشد.

مطابق نظر آيت الله خامنه ای

سوال: همراه دلاّلی برای دیدن منزلی رفتیم که پس از بازدید، از خرید آن منصرف شدیم، سپس با شخص دیگری به دیدن همان منزل رفتیم و بدون اینکه دلاّل توسط فروشنده یا خریدار مطلع شود خانه را معامله کردیم، آیا دلاّل در این رابطه حقّی دارد یا خیر؟

پاسخ: دلاّل حق دارد در برابر راهنمايی و همراهی کردن مشتری برای نشان دادن منزلی که در معرض فروش گذاشته شده، مطالبه اجرت کند، ولی در صورتی که واسطه در انجام معامله نباشد و در اين ارتباط نقشی نداشته باشد، حق مطالبه اجرت در برابر تحقّق معامله بين فروشنده و خريدار را ندارد و اگر در اين زمينه قانون ومقرّراتی وجود داشته باشد بايد مراعات گردد.

مطابق نظر آيت الله خامنه ای

کارمند دولتی حق دريافت اجرت ديگر و يا هديه در برابر ارائه خدمات دولتی که در برابر آن حقوق می‏گيرد را ندارد.

منبع: بیتوته 


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : شنبه سوم خرداد ۱۳۹۹ | 12:37 | نویسنده : |
Image result for ‫تصاویر خانواده‬‎



✅ در اعماق قلب هر مردی این آرزو وجود دارد که همسرش با تمام وجود به او اعتماد داشته باشد.

👈 جمله "من به تو اعتماد دارم"، به اعتماد به نفس او کمک می کند.

✅ با گفتن این جمله به او می فهمانید که به او مطمئن هستید و از این بابت که او توسط فرد دیگری گمراه نمی شود، خیالتان راحت است.


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : جمعه بیستم اسفند ۱۳۹۵ | 17:29 | نویسنده : |



🍴 مواد لازم:

نان تست: یک بسته یا به تعداد لازم
سینه مرغ پخته شده ریز شده: دو تکه
سیب زمینی پخته و رنده شده: ۶ عدد
خیار شور: ۳۰۰ گرم
پیازچه خردشده: ۲۵۰ گرم
جعفری خردشده: ۲۰۰ گرم
سس مایونز: به مقدار لازم
نمک و فلفل: به مقدار لازم
گردو خردشده: ۲۵۰ گرم
دانه ذرت پخته شده: ۲۰۰ گرم

🍽 طرز تهیه:

🔸 برای درست کردن سالاد این کیک اول مواد را به ترتیب سیب زمینی، خیار شور، پیازچه، مرغ ریش ریش شده، جعفری و کمی نمک و فلفل با مقداری سس مایونز کاملاً مخلوط می‌کنیم.

👈 می‌توانیم برای این سالاد از مقدار بیشتری ماست چکیده و کمی سس مایونز استفاده کنیم.

🔸 قسمت‌های برشته نان تست را بگیرید و چند تا از آن‌ها را کنار هم قرار دهید؛ سپس روی نان تست مقداری سس زده و از مواد مرغ روی آن گذاشته و صاف می کنیم و یک برش نان دیگر روی آن قرار می دهیم و می‌توانیم به همین ترتیب چند بار تکرار کنیم.

🔸 بعد روی آن را سس زده داخل یخچال می‌گذاریم تا کاملاً جا بیفتد و سپس تزئین کرده و میل نمایید.
👇👇👇

Image result for ‫تصاویر کیک مرغ‬‎

موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : یکشنبه سوم بهمن ۱۳۹۵ | 17:26 | نویسنده : |
شادگان ابتکار : در اینجا لیستی از جملاتی آورده شده است که اغلب به پسران خود می‌گوییم، درحالی‌که نباید تلاش کنیم تا این‌گونه پیام‌های بی‌مفهوم را به پسران خود آموزش دهیم.
 
 در اینجا لیستی از جملاتی آورده شده است که اغلب به پسران خود می‌گوییم، درحالی‌که نباید تلاش کنیم تا این‌گونه پیام‌های بی‌مفهوم را به پسران خود آموزش دهیم.

تلاش کنید کودک خود را تشویق نمایید که فردی خاص و منحصربه‌فرد باشد.

مردها گریه نمی‌کنند

این مورد در بالای لیست شما قرار دارد. نه‌تنها گفتن این حرف درست نیست و به‌گونه‌ای تبعیض جنسی است بلکه گفته‌ای نامناسب و ناسالم است. گریه روشی سالم و مناسب برای آزاد کردن ترس، ناراحتی و غم فرد است و اگر ما به آن‌ها القا کنیم که نباید گریه کنند ممکن است به شخصیتشان آسیب وارد نماییم.

مثل دخترها رفتار نکن

ما باید متوجه باشیم در زمانی زندگی نمی‌کنیم که جامعه قوانین قدرتمندی داشت که برای کارهایی که دختران یا پسران می‌توانستند انجام دهند تبعیض می‌گذاشت.

مثل پدرت باش

تأکید شما نباید روی درست کردن یک نسخه‌ی کوچک‌تر از پدر یا هر فرد دیگری باشد. به‌جای آن تلاش کنید کودک خود را تشویق نمایید که فردی خاص و منحصربه‌فرد باشد.

اگر کسی شروع به دعوا کرد توهم با او دعوا کن

دو کار اشتباه باعث یک کار صحیح نمی‌شوند. هیچ‌کدام از ما دوست نداریم ببینیم که کودک ما مرتباً در حال دعوا باشد. نباید پسر خود را ترغیب کنید که برای دعوا دستان خود را بلند کند، حتی اگر این کار برای دفاع از خود در حیاط مدرسه باشد.

پسرها باید محکم و خشن باشند

اگرچه ما هنوز واکنش‌ها و رفتارهای کلیشه‌ای زیادی را می‌بینیم، اما افرادی هستند که متوجه می‌شوند برخی از آسیب‌پذیری‌ها مردم را به هم نزدیک‌تر می‌کنند. بهتر است به پسر خود یاد بدهیم که باید انسان باشد و نیازی نیست به خود فشار وارد کند تا تظاهر نماید که مانند صخره سخت است.

پسرها نیازی نیست احساسات خود را بروز دهند

یادگیری بیان آزادانه و راحت احساسات یکی از چیزهای باارزشی است که اگر ما در یک‌راه بامعنی و باهدف زندگی خود را با دیگران در شریک شویم می‌توانیم آن را یاد بگیریم. اگر کاری کنیم که پسر ما تصور کند بیان احساسات موضوعی نیست که بخواهد به آن فکر کند به‌جای آنکه به او خوبی کرده باشیم به شخصیتش آسیب‌زده‌ایم.

همه‌ی دخترها یک پسر پولدار را دوست دارند

مشکلات زیادی در این طرز فکر وجود دارد. اگر از کلماتی مانند همه یا هیچ‌کس برای هر موضوعی استفاده کنید به رشد کودک خود کمک نکرده‌اید. این طرز گفتار سبب استمرار یک طرز فکر کلیشه‌ای در او شده و به‌جای آنکه شما را در کنار یکدیگر نگه دارد از هم دور می‌کند. بهتر است فکر کنید این طرز فکر چه زمانی وارد ذهن شما شد و حالا که بزرگ‌تر شده‌اید آیا هنوز هم به این نصیحت منفی خود اعتقاددارید؟ شاید متوجه شوید با برخی از این تصاویر منفی جنسیتی خودتان بزرگ‌شده‌اید، حتی بدون اینکه واقعاً در زندگی آن را حس کنید.

پول بیشتر بهتر است

با آموزش دادن به پسرانمان که ارزش یک مرد به میزان دارای اوست به ارزش‌های دیگر توجه نکرده و به آن‌ها بها نداده‌ایم. اما بهتر است به او یاد بدهیم چگونه مستقل شده و به جامعه خدمت کند. همچنین به او کمک کنیم تا ارزش را در چیزهایی به‌جز پول و مادیات بداند.

موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۵ | 21:30 | نویسنده : |
گذرمان که به اداره ی  .... افتاد گمان میکردیم که با عده ای انسان جدی ومحکم طرفیم اما وارد ساختمان شیک وپیک که شدیم انبوهی کارمند(!!) دیدیم که به اس بازی وبلوتوث کردن مشغول بودند و عده ای دیگر نیز به گپ وگفتهای عاشقانه تلفنی با نامزدهای شرعی وآزاد خویش مشغول بودند تو این وسط یک نفر با قیافه ای رنجور به رتق وفتق امور مشتریان مشغول بود!!

ارام بهش گفتم جریان چیست که فقط تو کار میکنی ومابقی ویلون تشریف دارند؟

گفت حقیقتش من تنها کارمند معمولی اینجا هستم! گفتم یعنی چه جور؟

گفت چون به طریق قانونی استخدام شده ام ...

گفتم متوجه نشدم!

گفت اخه یکی عموش اطلاعاتی بوده اون یکی بنیاد شهید اوردتش واین یکی سفارش فلان مقام مسئوله و...باور کن بعضی وقتا نماز مغربم را هم همین جا می خوانم هیچکس کمکم نمیدهد و نمیتوانم اعتراضی کنم...


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ | 12:30 | نویسنده : |

 

روزنامه شرق سال گذشته در شماره روز شنبه 27 خرداد 1391 با انتشار کاریکاتوری به قلم هادی حیدری و با عنوان "توزیع فقر" به سیاست توزیع یارانهنقدی اینگونه واکنش نشان داد.

با توجه به کم توجهی به حاشیه های تاثربرانگیز توزیع سبد کالا توسط دولت یازدهم، این سوال مطرح است که آیا شرق مجددا این کاریکاتور را منتشر خواهد کرد؟


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ | 18:8 | نویسنده : |

در اوج تيرگي و ظلمت و جهل و عداوت، ولادت فرزندي پاك، پيام‌آور نور و رحمت و آزادي و سعادت بشريت شد. گرچه شيعي و سني در روز ولادت آن حضرت اختلاف نظر دارند اما در سال و ماه ولادتش تقريباً وحدت نظر است. شيعيان روز 17 ربيع‌الاول سال 570‌م را روز ولادت و اهل تسنن روز 12 ربيع‌الاول همان سال را روز ولادت پربركت منجي عالم بشريت مي‌دانند.1 بنابراين هفته وحدت يا سالروز ولادت آن حضرت مناسبت بسيار خجسته‌اي است تا در سايه نزديكي قلوب، در پي تحكيم وحدت و يكپارچگي بين يكديگر و همسو ساختن اهداف بلند اسلامي و حل مشكلات كشورهاي مسلمان بيش از پيش همت گماريم.


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ | 14:55 | نویسنده : |
عسر سیري برکب شعري ولا احدي
واحس اگضي بظهر سبتي ولا احدي
أبـات اتــحــلــم بــمــوتــي و لحدي
الـحـلـم مـا هـو حـلـم بـل عـلـم لیه.
ملافاضل السکرانی

لا تبگی بمجلس ال عذبوک نس ما
ألـومــک واسـتـراح ابــعـذب نسمه
ألـو بـس نـعـمـل الـمـعـروف نسما
ابـعـمـل مـعـروفـنـا لـهـام الـثـریـه

شادگان ابتکار ::  می خواهم امروز به فارسی بگویم نه به عربی، آنهم در باره مردی که رفتنش همه مردم عرب ایران را اندوهگین کرد. به فارسی یعنی زبان همه فهم، تا همگان بدانند چه هموطن ارزشمندی دارفانی را وداع گفته است.او استوانه اصلی شعر عربی به ویژه شعر "ابوذیه"بود. ابوذیه را میتوان از حیث اندازه و مقدار به رباعی تشبیه کرد،اما هر حرفش و هرقسمتش معنایی متفاوت ،به بلندای همت و دل شاعرش دارد.
ملا فاضل چنان زیبا ابوذیه میگفت که علاوه بر نسل قدیم، حتی نسل جدید و جوانان دور مانده از ادبیات خاکی و پر محبت بومی را هم شیفته کرد و گسست نسل ها در زمینه ادبیات را به حدا اقل رساند.
ملا فاضل مدرسه ای فرهنگی آنهم از نوعی بود که بدون برنامه و جدول زمانی مدام در حال آموزش بود. او ابوذیه را به بازیی شیرین با کلمات بدل نمود که در حین این بازی، آموزشٍ زندگی،عشق ناب،معرفت، انسانیت،محبت،وطن دوستی و بسیاری مفاهیم بلند دیگر میداد.
ابوذیه شعری ست که هر قسمتش وسعتی به سان دشت خوزستان دارد وعمقی به عمق تاریخ کارون. و ملافاضل چه صحراگرد خوب و چه شناگر قابلی بود.
ملافاضل شعر را بر "سعف"همه نخل های خوزستان آویزان کرد. و نخلبانان را با شعرش برای صعود بر بالای نخل ها انگیزه داد.
ملافاضل میراث گرانقدری را بر جای گذاشت که تا دنیا دنیاست یکی از علائم مشخصه هر عرب در این سرزمین خواهد ماند....
یادش گرمی و روحش شاد

نویستده : وادی عبیات


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ | 14:8 | نویسنده : |

باسمه تعالی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

جناب آقای حجت الاسلام والمسلمین روحانی

سلام علیکم                                      

در ابتدای سخن از حسن انتخاب شما در قرار دادن استان خوزستان در صدر سفرهای خود و اولین حضور شما در استان تشکر می نماییم . خوزستانی که دین خود را به اسلام ادا کرد و در راه حفظ اسلام و انقلاب  در تمام دوران پربار جمهوری اسلامی هیچگاه کوتاهی ننموده  است و ارزشمندترین سرمایه های خود را چه از نظر سرمایه های انسانی و چه مادی و معنوی در راه اعتلای اسلام و انقلاب به عرصه آورده است.  خوزستانی که دروازه ورود تشیع به کشوراست، خوزستانی که محل عروج شهیدان و محل هبوط ملائکه بوده وهست.

استانی که علی رغم استعدادهای کم نظیر از نظر معادن، نهرهای  خروشان، سدهای عظیم، زمین های حاصل خیز، داشتن مرزهای آبی و خاکی، مناطق گردشگری ویادگارهای هشت سال دفاع مقدس، پالایشگاه ها، مناطق آزاد، صنایع مادر کشور و از همه مهمتر نیروی انسانی مستعد برگرفته از قومیت های مختلف همچنان با مسائلی از جمله بیکاری  و فقر دست و پنجه نرم می کند.

ما جامعه ی دانشگاهیان استان خوزستان از آنجا که با انتخاب گزینشی طیف خاصی در دیدار نخبگان  و دانشگاهیان اجازه ورود و دیدار با حضرتعالی داده نشد و شاید چون برگزار کنندگان این همایش از نقدها و پیشنهادات دیگر می ترسیدند فقط طیف خاصی را به این جلسه دعوت کردند یا اینکه علت بی تدبیری استانداری را می رساند؛ بر آن شدیم تا پاره ای از دغدغه های خود را با حضرتعالی در میان بگذاریم.

در ابتدا اشاره ای به ظرفیت های استان شد و امیدواریم رئیس جمهور محترم بتواند با ارائه تدابیر از ظرفیت ها و پتانسیل استان نهایت استفاده را برده و موجبات شکوفایی استعداد ها را فراهم نماید و از نگاه ناعادلانه به این استان جلوگیری کند.

 در خصوص دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی این استان با ظرفیت بالغ بر 300هزارنفر جامعه ی دانشگاهی یکی از استان های فرهیخته کشور عزیزمان است؛ خوب بود در این سفر وزیر محترم علوم حداقل جلسه ای را با جامعه ی دانشگاهی تدارک می دید و از پیشنهادات و نقدهای  جامعه ی دانشگاهی استفاده میکرد.عدم برگزاری چنین برنامه ای این را به ذهن میرساند که وزیرمحترم خود را محتاج به مشورت نمی دید یا از نقد های منصفانه می هراسید که حتی معاونین  وزیر نیز در جمع دانشجویان حاضر نشدند؛ از طرفی از وزیر محترم  بهداشت تشکر می کنیم که علاوه بر جلسه با جامعه ی دانشگاهی، معاون خود را در میان دانشجویان فرستاد تا از نظرات آنان استفاده کند.

جناب آقای رئیس جمهور از آنجا که فرصتی برای حضور دکترفرجی دانا وزیر محترم علوم پیش نیامد خدمت شما عرض می کنیم  که بعد از انتصابات وزیرعلوم تعدادی از اساتید و دانشجویان که به علت مسائل ساختار شکنانه و اخلاقی از جامعه ی دانشگاهی اخراج شده بودند باز به دانشگاه سرازیر شده اند که نمونه های مصداقی آن را در برخی دانشگاه های اصلی استان خوزستان شاهد هستیم این امر فضای بدبینی به دولت و عدم اعتماد به دولت را به وجود می آورد و از لحاظ امنیت اخلاقی و علمی جامعه ی دانشگاهی را نگران کرده است.

در ماه های اخیر عده ای از افراد که سوابق مدیریتی و عملکردشان در گذشته نه چندان دور حاکی از عدم مدیریت و توانایی هایشان دارد و مخصوصا در جریانات فتنه منحوس 88 از جمله کسانی بودند که آگاهانه در صف فتنه گران قرار گرفتند با نامه نگاریها و فعالیتهایی قصد دارند خود را به شما و دولت شما نزدیک کنند؛ نمونه آن را در سفر اخیرتان به خوزستان شاهد بودیم که در جلسه نخبگان فقط همان افراد با مدیریت و هماهنگی هم طیفی هایشان گروه خاصی را به جلسه با نخبگان دعوت کردند و سایر تشکلها و نخبگان را از دیدار شما محروم نمودند تا هرچه می خواهند سیاه نمایی کنند. جالب تر اینکه حتی مسئول خانه نخبگان استان هم از افراد دعوت شده خبر نداشت وحتی رئیس  بزرگترین دانشگاه استان نیز جزء مدعوین نبود وبا وساطت سایرین وارد این جلسه شده است. هرچند این عدم تدبیر نشات گرفته از مدیریت ضعیف مسئولین استانداری و اداره کنندگان آن جلسه بود لیکن این امر به نام دولت  شما تمام شده است و خاطر جامعه دانشگاهی را مکدر کرده است.

جناب آقای دکتر روحانی اگر کسی آگاهانه به اصل و اساس دین خدشه وارد کند، نباید با او برخورد شود؟ سوءاستفاده از فضای مقدس آموزشی برای برقراری ارتباطات خلاف شرع، سوءاستفاده ازتریبون علم برای اشاعه فحشا، نشریات دانشجویی برای توهین به مقدسات و پیامبر(ص)، راه اندازی تشکلهای ساختار شکن ، اینها به معنای نشاط در محیط علمی است؟ شما که خود هم روحانی هستید و هم حقوقدان، آیا باید به چنین افرادی اجازه فعالیت داده شود؟ آیا اگر قانون اجرا شود فضای امنیتی به وجود می آید؟ ما می دانیم جواب شما چیست ولی عده ای در دولت راستگویان خیالهای دیگری در سر می پرورانند و این امر در وزارت علوم نگران کننده است.

مقام معظم رهبری متذکر شده اند که فضای دانشگاه باید آرام باشد، نباید دانشگاه جولانگاه احزاب و جریانات سیاسی گردد، لزوم حرکت پرشتاب علمی که در چند ساله اخیر به اوجش رسیده وهزارن مطالبه به حق دیگر رهبر حکیم انقلاب برایمان  بسیار روشن است که فرصتی برای حاشیه سازان و حاشیه سازی نداریم و باید در جهت برآوردن این مطالبات به سرعت حرکت کنیم.

آقای رئیس جمهور در حال حاضر افرادی در همین استان با جلسات شبانه ومخفیانه در دانشگاه وتحریک برخی جریانات دانشجویی سعی دارند این فضا را برهم زده و موجب تنش شوند.انتظار ما از دولت شما و خصوصا وزیرعلوم این است که با تدبیر خود به ما امید دهید که این رشد علمی وفضای علمی حاکم بر مجموعه های دانشگاهی استان به فضای پرتنش سیاسی بازی و سیاست زدگی تبدیل نمی شود و ازعزل ونصب های بی مورد وتحت فشار لابی های ایجاد شده به دور خواهید بود چون معتقدیم که این افراد وجریانات نه صلاح شما را می خواهند ونه صلاح کشور را.

آنچه گفته شد دغدغه های جامعه دانشگاهی استان خوزستان به محضر رییس جمهور بود باشد که شاهد اجرای مطالبات عمومی آینده سازان کشور باشیم


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : جمعه بیست و هفتم دی ۱۳۹۲ | 14:36 | نویسنده : |

ای زن! ای دخترک پاک و معصوم امروز و مادر فردای  شهرمون، ای شاهکار خلقت، ای قلب تپنده عالم ؛ چه بر سرت آورده اند ای بی وجدان؟ لطافت و صداقت و پاکی و سنگینی و متانتت کو؟عفت و حیا را چه کرده ای؟ به کجا داری میروی ای ...؟ تازگی ها به زیر پایت نگاه کرده ای؟!

چی بهت بگم ؟ دلم برای نجابتت تنگ شده است. و دیر زمانیست که نگرانم! نگران تو، نگران آینده! دخترک پاک و معصوم  شهرم؛ با چه زبانی بگویمت نگرانم؟ آخر تو نمی دانی چه بر سرت آورده اند!!!

به خودت نگاه کرده ای؟ تازگی ها فقط یک جالباسی پر قیمت شده ای، همین و بس!!!!! آنگاه که پا در میدان مسابقه دیده شدن گذاشتی تا با اندام و سر رویت ارزش گذاری شوی دیگر بر باد رفته ای بیش نبودی! همواره در تمنای نگاهی هرزه بودی تا دیده شوی که ناگهان اسیر روز مرگی شدی و نامردان مرد نما، تو را به کالای شهوت رانی خویش مبدل ساختند و یادشان رفته بود و تو نیز نگفتی، که هستی!

و سالها گذشت و تو دیگر آن دخترک پاک و معصوم  و مادر آینده شهرم نبودی تو برای خودت مردی شده ای، معمار و نانوا و فروشنده و راننده تاکسی و نان آور خانواده ای که دیگر خانواده نیست شده ای! تو برای اینکه اندامت حفظ شود بچه دوست نداری یا اگر هم بچه ای باشد او را با شیر خشک تناول نموده و از سینه پر ز مهرت دور می نمایی تا خدایی ناکرده استیل بدنت بهم نریزد!!!

خلاصه بگویمت؛ تو ای زن، برای خودت باش!

اصلا خودت باش نه وسیله لذت دیگران. بجای اینکه تمام فکرت این باشد رنگ و روی صورتت را با رنگ لباست ست کنی ، قدری دلت را آرایش کن !


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ | 13:46 | نویسنده : |
شادگان ابتکار : به بهانه ی هفته ی بهزیستی  با خانواده ی   اصلانی قرارملاقاتی گذاشته وبه منزلشان رفتیم.

پرستو ،مهستی ویعقوب هرسه به بیماری دیستروفی مبتلا شدند. البته پرستو ومهستی یکی دوسال پیش بارسفر آخرت بستند و در جوار حق به آرامش ابدی رسیدند.مرور کردم خاطرات زمان کودکی ام را که مادرپرستو اورا برپشت خود کول کرده  وبه مدرسه می آورد .

aslani2

باز یادم می آیدوقتی ما با دو پای سالم به مدرسه می رفتیم در روزهای بارانی مادرپرستو اورابردوشش گذاشته وبارانی مشکی ای روی پرستو کشیده تا دخترش خیس نشود اورا به مدرسه می آورد.و وقتی ماپشت نیمکت می نشستیم پرستوروی ویلچرمی نشست.

خدایشان رحمت کند وجایگاهشان بهشت باشد.

و اکنون یعقوب اصلانی آخرین بیمار بازمانده ی این خانواده است . گزارشی از زندگی او تهیه کرده ایم تا تاملی برای من وشما خواننده ی گرامی باشد و یاد بگیریم برای هم وغم کاستی هایمان دست وپا نزنیم!

یعقوب از زمان کودکی اش که دستان کوچک اش هنوز نیروئی برای نوشتن داشت با ما حرف زد.توانی که خیلی زود آن را از دست داد.

aslani3

او گفت: پدرم را وقتی خیلی کوچک بودیم از دست دادیم. از او فقط چند عکس قدیمی وتصویر کم رنگی از نوازش پدرانه اش به یادگار دارم. از همان موقع  بود که مادرم کمر همت بست و باحقوق ماهی ۲هزار تومان مسئولیت سنگین زندگی را با  سه  فرزند خردسال عهده دار شد.

یعقوب دوباره به گذشته بر می گردد : درکودکی بیشتر از هم سن وسال های مان زمین می خوردیم و وقتی دست بر زانو می گذاشتیم به سختی بلند می شدیم.

هربهار ازسال نو برای دوستان مان نوید جوشش وسرزندگی بود وسرشار از بازی های کودکانه  اما برای من وخواهرانم هفتمین بهار زندگی مان ،  پائیزی غم انگیز را به ارمغان آورد و به خاطر عدم آگاهی و مشاوره ای قبل از ازدواج والدین مان که مانند امروز مرسوم نبود ، ما به این بیماری ژنتیکی مبتلا شدیم .

 بعد از آن ناگزیر باوسیله ای به نام ویلچر انس گرفتم  چرا که این وسیله  گاه گداری مرا از تنهائی وگوشه نشینی می رهانید.

 یعقوب ادامه می دهد  : با وجود علاقه واشتیاقی که به تحصیل علم داشتم اما با پیشرفت بیماری درسن سیزده سالگی از ادامه ی تحصیل باز ماندم و این وضع برایم ناراحت کننده بود.

aslani6

او از نقش یک روحانی در زندگی اش گفت : باتحکیم اعتقاداتم جای پای خدا را در زندگی ام پر رنگ تر دیدم .  وجود شخصیتی روحانی ودوست داشتنی به نام حاج آقا سواری در زندگی ام که مرا راهنمائی کرد تاثیر بسزائی دردوستی من باخداوند متعال داشت. او رغبت ام رابرای انجام فرایض بیشتر کرد و باورم شد که این قسمت از زندگی ام امتحانی الهی است وباید به این بیماری راضی باشم وشکوه وگلایه نکنم واز درگاه باری تعالی صبوری بخواهم.

مادرفداکارم درطی این راه دشوار یار ومددکار من و خواهرانم بود. حتی وقتی اطرافیان پیشنهاد دادند که مارا به مراکز بهزیستی و.. ببرند مادرم باتمام مهر مادریش به این حرف ها اعتنایی نکرد و ایثار را پیشه خود کرد وبا فداکاری عمر وجوانیش را وقف ما کرد.

تا پرسیدم بهزیستی برای شما چه می کند فوراً جواب داد: بگذار گله ی کوچکی از مسئولین وبهزیستی کنم که در حق ما کم لطفی کرده و سراغی از ما نمی گیرند ودر پاسخ به درخواست هائی که داشتیم فقط وعده دادند .

aslani5

یعقوب با ناراحتی می گوید :  یا وعده ندهند یا اگر وعده می دهند عمل کنند.

او ساده وبی آلایش دنیای کوچک آرزوهایش را به روی ما گشود و گفت : شاید این توقع زیادی باشد اما ای کاش لب تابی داشتم تا به وسیله ی آن با دیگر آدم ها ارتباط برقرار می کردم و اوقات فراغتم را پر می کردم.این جور می توانستم نداشتن پاهایم را برای ساعاتی در طول روز جبران کنم.

اما یک سوال که حتماً شما هم برایتان پیش آمد که :

به راستی دیستروفی چیست؟


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ | 13:49 | نویسنده : |

  من یه دختر 26 ساله ایرانی ساکن  خوزستانم (ببخشید که نمیتونم خودم رو کامل معرفی کنم) امیدوارم  مطلب منو کامل بخونید. من متاهلم ، سه ساله که عقد کردم اما به خاطر مشکلات مالی نمیتونیم عروسی کنیم، شوهرم دانشجوی دکتراست و کار پیدا نمیکنه ...بی پولی و بی کاری دمار از روزگار ما در آورده، پدرم یه بازنشسته ست و از پس خرید جهزیه بر نمیاد.

من اخیرا کارشناسی ارشد نوبت روزانه قبول شدم، یکی از دانشگاه های عالی تهران، یکی از بهترین رشته ها، هفته ای 3 روز میرم تهران. شاید باورتون نشه اما من از پس کرایه اتوبوسم به تهران بر نمیام ...من نمیتونم هفته ای ۸۰ هزارتومن برای غذا و کرایه و ... هزینه کنم... شوهرم توان حمایت منو نداره و از پدرم هم نمیتونم پول بگیرم، وام دانشجویی هم که به جایی نمیرسه و هنوز ندادن ...بارها به انصراف از تحصیل فکر کردم اما بغض گلومو میگیره، چون من برای قبولی خیلی زحمت کشیدم... نمیدونم شما بچه دارین یا نه ، نمیدونم خودتون و بچه هاتون چطور درس خوندین اما همه امکانات خودتونو بذارید کنار و درس خوندن تو بدترین شرایطو تصور کنید.

 مدام فکر میکنم اینایی که میرن دانشگاه بین الملل چقدر پول دارن؟؟؟ چطوری من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن پول بدم برای درس و اونا .... دیگه دارم افسرده میشم. همین برنامه رو برای جهزیه هم دارم...همیشه عقد کردن برای دخترا یعنی مهمونی، گردش، خوشی، خرج کردن، مسافرت... منم نوعروسم، اما از این زندگی فقط یه چیز بهم رسیده ، اونم حسرته. من نمیخوام بهم بگین " متاسفم".

من خودمو معرفی نکردم چون ترحم کسی رو نمیخوام. من فقط حقمو میخوام... من ایرانی ام، چرا تو مملکت خودم، جایی که کل طایفه ام بخاطرش شهید و جانباز دادن رفاه ندارم؟؟؟ چرا بی کارم؟؟؟ چرا تغذیه خوب ندارم؟؟؟ چرا بی پولم؟؟؟ چرا با این معدل و این رزومه باهام مثل یه تفاله برخورد میشه؟؟؟ این انرژی هسته ای کو؟ کجاست؟ چیش به من رسیده؟ منو تو انرژی اتمی استخدام میکنن؟؟؟ یا شوهر استعداد درخشانمو؟؟؟

قبضامون که مدام گرونتر و زیادتر میشه، تابستونا که برق قطعه، پس کو تامین انرژی؟؟؟؟ ..چرا مملکت من راحت از دزدی 3 هزار میلیارد تومنی میگذره ولی 24 ساعت بنده به دو ریال یارانه ی مردم؟؟؟ یارانه ای که بودنش برای آدمایی مثل من معنی حفظ آبرو رو داره. تو این وضع گرونی... من فقط یه بار زندگی میکنم... میخوام شاد باشم... دیگه بسمه غصه خوردن... در عوض کار میخوام و پول و یه خونه نقلی با یه جهزیه ساده یه دفترچه بیمه نمیدونید این آخری شده رویای من... من نمیدونم مشکل کمر شما چیه ولی درد شمارو خوب میفهمم. درد از کمر شروع میشه تا مچ پا میاد... انگار یه رشته داغ تو پای آدمه که کشیده میشه. من نمیتونستم برم دکتر اما علائم و دردامو تو اینترنت سرچ کردم و فهمیدم چه بیماری دارم. نه میشه ایستاد، نه میشه نشست، نه میشه خوابید... من اینجا به درد تسلیم میشم ... من میمیرم از درد اما نمیتونم برم دکتر ،نمیتونم ام آر آی بگیرم. چون بیمه ندارم، چون پول ندارم، هزینه های درمان سرسام آوره، سلامتی شده به قیمت خون آدم...

خوش بحال شما که برای دردتون طبیب دارید (البته هرچی که دارید حلال و خوشتون. خدا به روزیتون برکت بده. انشاءالله که حالتونم خوب بشه.)، من از ترس اینکه شوهر و پدرم شرمنده م نشن به کسی نمیگم چقدر درد میکشم... میبینید ... فرق من و شما همینه... زندگی من به یه تاره مو بنده ولی شما مسئولین زندگی آروم و قشنگتونو بی استرس ادامه میدین. واسه همینه که شما با خیال راحت خبر از مذاکرات بعدی میدید و من اشک تو چشام حلقه میزنه که ای خدااااااااا پس کی تموم میشه؟؟؟ همه اینارو گفتم که بدونید کسایی مثل من هستند که فقط زنده اند اما بارها و بارها آرزوی مرگ میکنند.

کاری کنید که تحریما تموم بشه، یه کاری کنید ارزونی بشه ، کرایه خونه کم بشه ، مواد غذایی ارزون بشه، بازار کار رونق پیدا کنه، دارو و درمان به قیمت خون آدم نباشه، امنیت و رفاه داشته باشیم. کاری کنید که منه بچه درس خون، منی که تو زندگیم فقط تلاش کردم، صبر کردم و پامو کج نذاشتم، بخاطر فشار اقتصادی تو این سن وسال این همه مریضی عصبی نداشته باشم و فکرم مدام پی انصراف از تحصیل نباشه، یه کاری کنید جوونا راحت ازدواج کنن اینطوری فسادم کم میشه. فقط یکم سریع تر ... میترسم آخرش به عمر ما قد نده. تو رو خدا... دیگه بسه تحریم... یکی میگفت باید قبر دهه شصتیا رو گودتر بکنند چون آرزوهای زیادی دارن که باید با خودشون به گور ببرن...


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ | 13:42 | نویسنده : |

حدود یک هفته پیش، قرار بود مطلبی با عنوان «من معنی این چادر را نمی‌فهم؟!» بنویسم و اشاره‌ای داشته باشم به پوشش و منش خواهران اشراقی که مصداق بارز بلاتکلیفی و تناقض هستند-که عنوان نوه‌های امام خمینی(ره) را یدک می‌کشند و زیر سایه این عنوان سنگین برخی -با عرض معذرت- اراجیف تحویل مردم می‌دهند؛ که حالا به دلایلی منصرف شدم ولی وقتی خودشان دست‌بردار نیستند، مجبورم که کمی تندتر از آنچه که قرار بود بنویسم، بنویسم!

بنده به عنوان یک  جوان  خوزستانی می‌خواهم سخنی چند با خواهران اشراقی داشته باشم که یکی‌شان (زهرا اشراقی) چند روز پیش طی مصاحبه‌ای با یک شبکه عربی سخنانی بر زبان رانده که حقیقتاً من به عنوان یک ایرانی از اینکه نوه امام مرحوم آن عارف وارسته، این چنین سخیف سخن می‌گوید متأسف شدم.

 

مادرِ من ببخشیدها خب شما همسنّ مادر من هستید و البته خیلی خوب‌تر مانده‌اید ماشاالله- از قدیم‌الایام چادر به عنوان نماد سادگی و وقار و پوشش برتر شناخته می‌شود و همگان با شنیدن چادر تصویری از یک دختر یا زن متین و موقّر در ذهن خود مجسم می‌کنند؛ اصلاً فلسفه چادر دوری از به معرض نمایش گذاشتن زیبایی و زینت است، آنگاه شما اصرار دارید نوع جدیدی از یک زن چادری را معرفی کنید که آرایش غلیظ می‌کند تا جذّاب به نظر آید که بدین وسیله بقیه هم به حجاب روی بیاورند؟! کسی که بخواهد جذّاب باشد، می‌تواند به راحتی و به شیوه‌هایی که امروز متأسفانه غفلت دین‌داران باعث شده تا روز به روز در حال رشد باشد، جاذبه پیدا کند، دیگر چه لزومی دارد که سختی نگه داشتن چادر را هم به جان بخرد؟!

 

شما که شیک‌پوش هستید هنوز متوجه نشده‌اید ترکیب چادر-چکمه بسیار ناهمگون و ناموزون است و اصلاً هم خوش‌تیپی به حساب نمی‌آید؟! و حاصل‌جمع چادر و آرایش غلیظ یک عبارت نامعین است که به هیچ وجه قابل فهم نیست؟! بسیاری از افرادی که ما آنان را بدحجاب می‌نامیم هم این را می‌فهمند، تعجب می‌کنم که شما هنوز به آن پی نبرده‌اید!

 

 

بسیار متأسفم که شماها موقعیت و درجه یک زن را آنقدر تقلیل می‌دهید که آن را یک موجود مصرف‌گرا و تجمل‌گرا معرفی می‌کنید که تنها وظیفه‌اش این است که در جامعه‌اش شیک‌پوش باشد -آن هم به شیوه‌ای که شما می‌پسندید- و پیرو افراد شیک‌پوش باشد و حتی در هنگام رأی دادن هم به طریقه لباس پوشیدن افراد اهمیت دهد! نه عزیز من، دختران ما آرایش غلیظ نمی‌کنندو چکمه هم نمی‌پوشندو آهنگ‌های هایده و گوگوش را هم گوش نمی‌دهند ولی قادر هستند تا مقاطع بالا تحصیل کنند و در مقام آموزش هم فرزندان این مرز و بوم را از خطر برنامه‌های بی‌محتوا و صرفاً وقت‌تلف‌کن همچون فیس‌بوک و سریال‌های بی‌مفهوم ترکیه‌ای آگاه کنند و آنگاه شما به عنوان نوه امام خمینی(ره) با افتخار از دیدن سریال حریم سلطان سخن می‌گویید... ما ماهواره  اروپایی نداریم ولی قادر هستیم وقتی چند توریست خارجی را می‌بینیم با لبخند و مهربانی راهنمایی و کمک کنیم تا بعدها وقتی خاطرات سفر به ایران را مرور می‌کنند، از دختر ایرانی مسلمان چادری و بدون آرایش! با نام نیک یاد کنند.

 

اما چند پیشنهاد به این خواهر گرامی دارم:

 

همه معتقدیم افکار و اعتقادات به ارث نمی‌رسد، پس خودتان را از زیر سایه عناوینی چون نوه و یادگار امام بیرون بیاورید و از استقلال رأی و نظر خود دفاع کنید. مطمئن باشید آنگاه به راحتی خواهید توانست در جهت مستدل نمودن نظریات شریف‌تان از نتانیاهوی بی شرف هم کمک بگیرید و دیگر نگران نباشید که دیگران بگویند آیا این نوه همان امامی است که فرمود اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود؟! چادر را از سر بردارید و راحت باشید؛ به همین سادگی... مطمئن باشید هیچ کس به شما خرده نخواهد گرفت که نوه‌های امام خمینی(ره) چنین و چنان... حداقل همه خوشحال خواهند شد که بالاخره یا رومی روم یا زنگی زنگ...


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ | 22:48 | نویسنده : |
 


لقمه اگرحلال باشد هرجای دنیا باشی خداوند راه را بهت نشان میدهد.

چندی پیش خبری پخش شد درباره یک خیّر ایرانی که حاضرشده بود برای پرداخت جریمه فسخ قرارداد خلعتبری1میلیون دلار پرداخت کند.
اما مسلمان فرانسوی میلیونر درمصاحبه ای با یکی ازشبکه های فرانسوی گفت: من یک میلیون یورو کنار گذاشته ام تا وقتی زنان مسلمان فرانسه خواستند با حجاب از منزل بیرون بیایند راحت باشند، چون جریمه شان را من میدهم

موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه دهم مهر ۱۳۹۲ | 10:30 | نویسنده : |
                 

 

من "زندگی" را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم

"دین" را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم

"قانون" را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم

"عشق" را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم

"کودکان" را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم

"سلام" را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم

من می ترسم پس هستم!

این چنین می گذرد روز و روزگار من!

من "روز" را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم...!

                                                        (مرحوم حسین پناهی


موضوعات مرتبط: جملات زیبا ، مطالب اجتماعی

تاريخ : پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ | 21:2 | نویسنده : |

یادش بخیر ساعت پنج که میشد ما پای تلویزیون درازکش منتظر شروع برنامه کودک بودیم و اصلا هم حاضر نبودیم از دستش بدیم آخه جز محدود سرگرمی هامون بود…وگ وگ وگ…وگ وگ وگ…

سرکارخانم رضایی و سرکار خانم خامنه اون سالها مجری برنامه کودک و نوجوان بودن،درسته مقنعه ها و مانتوهای بلند و نسبتا تیره می پوشیدن و پشت یه میز می نشستن و دکور پشت سرشون هم تعریفی نبود و این از اشکالات برنامه های کودک اون زمان بود اما وقار و متانت مجری های خانم اون زمان با مجری های الان رو مقایسه کنید!!!

وای من وقتی برنامه های یکی از این به اصطلاح خاله ها رو گذری موقع عوض کردن کانال ها می بینم یه حس خیلی بدی بهم دست میده،نمی دونم الان هم برنامه اجرا می کنه یا نه چون خیلی وقته صبح تلویزیون ندیدم؛لباس پوشیدنش در حد یه عروس خانم هست،لحن بچگانه حرف زدنش که دیگه وامصیبت؛نمی دونم چه اصراری هست که برای گوشزد کردن نکات اخلاقی و تربیتی از همچین لحن لوسی که اصلا در شأن یک خانوم نیست استفاده بشه!

زمان کودکی ما کارتون های متنوعی پخش میشد که البته هنوز که هنوز داره تکرار میشه اما مجریهای متنوع و دکورهای رنگاوارنگ و چیزهایی که حسابی جذبمون کنه نبود و شاید این موضوع کمی باعث کسالت بود و نمیشه انکار کرد که این حُسن برنامه های امروزی است که بسیار متنوع هستند مثل فیتیله و عموپورنگ و عموها و خاله های دیگه که من اسم شون رو نمی دونم و … و همچنین شبکه ای به اسم شبکه ی کودک یا شبکه ی پویا دایر شده و مجریها با موسیقی شاد و داستان های نمایشی نکات بسیار مهمی رو به کودکان امروزی آموزش میدن،اما از درک من یکی خارج هست که چه اصراری هست که این نکات حتما با رقص گردن گوشزد بشه؟؟ببخشید این لفظ رو به کار می برم اما چرا حتما باید یه قری تو این برنامه ها داده بشه؟؟؟

تازگیا هم که زدن رو دست برنامه های آشپزی و جناب سامان گلریز و کلی کالای مختص بچه ها رو تبلیغ می کنند!!!

شاید زمان کودکی ما این همه تنوع و امکانات جورواجور نبود اما بچگی واقعی رو ما گذروندیم نه نسل جدید


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ | 20:55 | نویسنده : |

بطور کلی سه مدل گوشی بیشتر نداریم :

۱- گوشی که خالی از عکس ، کلیپ و اس ام اس های مبتذل است ( گوشی مومن)

۲- گوشی که پر از عکس و کلیپ و اس ام اس مبتذل است . ( گوشی کافر)

۳- گوشی که هم عکس ، فیلم و اس ام اس مبتذل دارد و هم مداحی و قرآن و … ( گوشی منافق)

گوشی مومن که موجب هدایتش میشه یا حد اقل موجب گمراهیش نمیشه

گوشی کافر اون رو به گراهی و ظلالت میکشونه و آخرتش رو تباه میکنه

گوشی منافق در دنیا و اخرت صاحبش را خار و ذلیل میکنه و موجب جاودانی اون در عذاب میشه

حالا با  این اوصاف لطفا بگین که چه نوع گوشی  در دست دارید؟؟


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ | 15:40 | نویسنده : |
 


موضوعات مرتبط: مذهبی ، مطالب اجتماعی

تاريخ : شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ | 23:12 | نویسنده : |
 

برداشت اول

 

4سال پیش حالم خیلی گرفته بود وتوخونه بودم دیدم بابام داره لباس هاشو عوض میکنه که بره بیرون ازش پرسیدم کجا میری؟ گفت: میرم که جواب آزمایش رو بگیرم منم گفتم من میرم میخوام حال وهوام عوض شه با اصرار رفتم خلاصه چون غروب بود بدجور تو ترافیک گیر کردم و... رفتم داخل آزمایشگاه دیدم دوتا دختر جوون داخل نشستن با یه وضعی وشوخی میکردن وحواسشون نبود که من رفتم داخل منم اومدم بیرون گفتم که نکنه تازه اومدن وهنوز ساعت کارشون شروع نشده بذار برم بیرون 5دقیقه دیگه بر میگردم به دم در که رسیدم خشکم زد تابلو رو که دیدم نوشته بود انستیتو زیبایی ... نگو که اشتباهی رفته بودم داخل سالن آرایش زنونه ای که کنار آزمایشگاه بود ...

برداشت دوم

امروز رفتم دفتر خدمات ارتباطی دیدم چندتا دختر با وضعی شبیه همونایی که داخل سالن بودن نشستن خواستم برگردم بیرون تابلو رو ببینم ولی ازچیدمان اونجا متوجه شدم که اشتباهی نیومدم . سلام علیک که کردم دختره بایه ناز خاصی حرف می زد جو عجیبی بود دنبال رئیسشون گشتم ولی نبود خواستم بهش بگم توکه فکر مانیستی ، فکر خودت باش چطور میخوای روزی 8ساعت پیش اینا باشی ودست از پا خطا نکنی؟

برداشت سوم

این روزها اگه به دفاتر خدمات ارتباطی ، دفاتر بیمه ، بیمارستان ها وشرکت های خصوصی ... مراجعه کنید بیشتر شبیه سالن های آرایش زنونه ست تا محل کار همیشه هم جو بصورتیه که آدم خجالت میکشه با اون منشی پرستار یا... حرف بزنه 

برداشت چهارم

چه کسی مسئول است ؟

این بی حجابی ها را اکثراً برای جذب مشتری استفاده میکنند که مشتری خجالت بکشد وتخفیف نگیرد( مثلا فروشنده زن در بوتیک های مردونه ، موبایل فروشی ها و... فروشنده مرد در بوتیک های زنانه ، لوازم آرایشی و... که باید اتحادیه مربوطه پیگیری های لازم را انجام دهد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کند .) اما در اماکن دولتی این پوشش وادبیات مقبول نیست چون مردم مجبورند به این دفاتر و... مراجعه کنند پس دولت باید نظارت خود را بیشتر کند – من یادم نمیاد در بیمارستان یا داروخانه و... زنی با حجاب چادر دیده باشم حتی اگر چادریست از چادر استفاده نمیکندوحتی در بیمارستان ها ظاهر پرستارها وپزشکان خیلی زننده است (البته نه همه)

برداشت آخر

پس بهتر است در دولتی که داعیه دار نام اسلام است و در اکثر اوقات از نهادهایی مانند کمیته انقلاب اسلامی وگشت ارشاد استفاده کرده بهتر نیست به جای اقداماتی مانند گیر دادن به وضع مو وپوشش خیابانی بعضی اشخاص قانونی را وضع کندکه اول خود را اصلاح کنند تا خود به خود جامعه اصلاح شود (البته این موضوع دیگریست)؟یعنی در بیمارستان ها ودفاتر خدماتی حتی پلیس10+ از کارمندانی با پوشش مناسب استفاده شوذ که در شان این نظام وآن اداره باشد که مراجعین در برداشت اول فکر نکنند وارد سالن های آرایش شده اند؟

(توضیح: در این نوشته فقط برای روشن شدن قضیه از بعضی اقشار نام برده شد که همیشه در چشم هستند تا مفهوم مطلب راحت به مخاطب منتقل شود ونویسنده قصد توهین به قشر خاصی تدارد


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ | 13:16 | نویسنده : |


این رستوران به نام مروارید در نزدیکی یکی از جزیره های مالدیو در اقیانویس هند واقع است.
 این رستوران در عمق 5 متری عمق دریا قرار دارد و در اطراف آن، ماهی ها حرکت می کند.


هزینه سرو غذا در این رستوران حدود 120 دلار برای دو نفر است. این رستوران تنها گنجایش 14 نفر مشتری دارد و تنها با رزرو قبلی، مشتری می پذیرد
.


موضوعات مرتبط: مطالب خارجی ، مطالب اجتماعی

تاريخ : پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ | 15:11 | نویسنده : |

 اخیرا چند زن بی شرف و خود فروخته در شهر های مختلف کشور اقدام به کشف حجاب کرده اند تا بی عفتی در جامعه را ترویج نمایند و پروژه کشف حجاب که توسط گروه های ضد انقلاب و بی دین القا شده است را اجرا نمایند!

خوشبختانه با اقدامات پیشگیرانه ماموران وزارت اطلاعات و پلیس پیشگیری نیروی انتظامی این اقدامات خنثی گردید و عوامل تشویق کننده آن در چند روز گذشته دستگیر شده اند.

عکس   کشف حجاب زن بی بند و بار در تهران! +تصاویر

یکی از شهروندان با غیرت  تهرانی با پیگیری هایی که انجام داده است توانسته با همکاری نیروی انتظامی تهران بزرگ و وزارت اطلاعات یکی از زنان  بی آبرو  و بی بند وبار که در تهران اقدام به کشف حجاب کرده و یکی از سرکردگان و خودفروخته های ضد انقلاب را شناسایی و دستگیر کنند

عکس   کشف حجاب زن بی بند و بار در تهران! +تصاویر

این زن ضد دین بی حیا که در چند روز گذشته در تهران بصورت آزادانه گشت و گذار می کرده است و کسی هم متوجه زن بودن وی نشده در صحبت کردن با این شهروند تهرانی بصورت اتفاقی و از روی لحن صحبت کردن و اندام وی مشخص شده که او زن است و اقدام به کشف کرده که با پیگیری و تعقیب کردنش بدست سربازان گمنام امام زمان (عج) و پلیس پیشگیری نیروی انتظامی دستگیر شد.

این زن دستگیر شده که پس از پانزده سال خارج نشینی به ایران بازگشته است و لیدر اصلی جریان بی عفتی در تهران بوده است رسما در بازجویی خود پس از دستگیری اش در وزارات اطلاعات هدفش را ترویج بی حیایی در جامعه اسلامی ایران عنوان کرده این زن در وزارت اطلاعات رسما همکاری خود را با مخالفان نظام افشا کرده است و اینکه قصد داشته با برخی عناصر خود فروخته دیگر در تهران و چند شهر دیگر اقدام به کشف حجاب نمایند که خوشبختانه نتوانسته به جایی برسد و اقدامی انجام دهد و در اولین روز از کشف حجاب در تهران بدست سربازان گمنام امام زمان (عج) دستگیر شد


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ | 12:55 | نویسنده : |
 
عکس / تفاوت طلاق برای زن و مرد! (طنز) 
مدتی بود  که نداشتیم ولی الان داریم!!!!!

دیدم هر چه سکوت میکنم بی ثمر است گفتم بهتر است بنویسم ...بنویسم  از  دردهای این  روزگار  و  این فیلمسازان...

نمی دانم از کجایش شروع کنم،ولی باید شروع کرد،پس شروع میکنم...

قدیما،نه خیلی قدیم شاید ۳۵ سال پیش زمانی که من یا شما هنوز نبودیم ،طلاق یک چیز بسیار زشت بود،انقدر زشت بود که اطرافیان و مردم به هر دو طرف قضیه به یک چشم دیگه نگاه میکردند....

بین زن و شوهر حرفی از طلاق نبود و باید مشکلات بین انها خیلی بزرگ می بود تا،تازه حرفی از طلاق به میان  می آید.ولی امروزه به لطف فیلم سازان عزیز طلاق شده نمک زندگی !!!آنقدر طلاق عادی شده که زن و شوهر سرکوچکترین مشکلی حرف ازطلاق و جدایی میزنند....

اقایان و خانم های فیلم ساز  خاک بر سر شما که در تمام تولیدات با ارزشتون حرف از طلاق میزنید و ان را ترویج میدهید، راستی هدفتون چیه ؟؟ایا فیلمی بدون طلاق ساخته نمیشه یا فروشش کم میشه!!؟؟طلاقی که کلی اثار بد روی جامعه دارد،دیگر اثار بد طلاق رو همه ی ما میدانیم پس لازم نیست که بیان کنیم.....

دیگه از کجای زحمات شما بگوییم...از اینکه ازدواج دوم خیانت است،شماها مگه از خدا و پیامبر و امامان و مراجع تقلید بالاتر هستید،شما با اجازه چه کسی در تولیداتتون این عمل را خیانت و جرم نشان میدهید،کمی به خودتان بیایید،وقتی کسی میتواند اعتدال را رعایت کند،می تواند مخارج یک نفر دیگر را هم بدهد چر انباید زن دوم بگیرد....

گرفتن زن دوم خیانت است ولی تن فروشی زنی در کنار خیابان به خاطر نبود حامی خیانت نیست!!!!

جدیدا هم دارید تلاش میکنید دوستی های خیابانی را ترویج دهید.....

 خدا شما را لعنت کنه که تیشه به دست گرفتید و ریشه اسلام و فرهنگ و کشور را می زنید......

 از بقیه شاهکارهایتان مثل لودگی،ترویج ناسزا،ترویج رفتارهای سبک،ترویج توهین به والدین و... و... از شما میگذرم...کاش به خود  بیایید


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : سه شنبه یکم مرداد ۱۳۹۲ | 0:3 | نویسنده : |
 

گاف وحشتناک جواد خیابانی!

جواد خیابانی که دیشب مسئول گزارش مسابقه تیم ملی با تیم ۹۸ بود، مطابق معمول دچار اشتباهاتی شد که بینندگان تلویزیونی را حیرت‌زده کرد. در یکی از بدترین نمونه‌ها، وقتی مردم در تقبیح گلزنی‌های پیاپی ملی‌پوشان کنونی علیه آنها شعار «عقده‌ای، عقده‌ای» سر می‌دادند، خیابانی با تعجب گفت: «خب حالا من می‌شنوم که تماشاگران باقری را تشویق می‌کنند. من که کریم را نمی‌بینم. شاید او به ورزشگاه آمده باشد!» این همه آدم از خانه کلمه عقده‌ای را شنیدند، اما خیابانی درست در قلب ماجرا آن را باقری تشخیص داد


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ | 16:12 | نویسنده : |
حجت‌الاسلام ابراهیمی، امام جمعه یکی از شهرهای استان یزد روز جمعه ۲۱ تیر در سخنانی گفت: زنانی که آرایش کنند و به خارج از خانه بروند، اگر به همسرانشان گفته شود "دیوث"، حق‌شان است!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

 بله دوستان... حرفهای این امام جمعه مستند به روایات اسلامی است... اما این امام جمعه می‌توانست در نماز جمعه که جمعی از زنان و مردان حضور داشتند و یک مکان عمومی است، به جای کلمه "دیوث" به دلیل بار معنایی بسیار زشتی که دارد، از کلمه دیگری استفاده کند تا منظور را برساند اما به این  بدی و زشتی نباشد.

ضمن اینکه در حال حاضر اکثر زنان جامعه، کم یا زیاد آرایش می‌کنند... آرایش جزوی از زیبایی زن تلقی می‌شود و  جمهوری اسلامی نیز آرایش زنان را ممنوع نکرده است. بر همین اساس و با توجه به اینکه نظر حکومت بر ممنوعیت آرایش زنان نیست، به همین دلیل می‌توان نتیجه گرفت از نظر حاکم شرع، مردان این جامعه را به دلیل اینکه زنان‌شان آرایش می‌کنند، نمی‌توان "دیوث" خطاب کرد. بر همین اساس بهتر بود در بیان موضوع آرایش زنان، ظرافت بیشتری به خرج داده می‌شد


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ | 13:36 | نویسنده : |
تیر امسال با اون گرمای خفه کننده‌اش توی اتوبوس نشسته بودم. یه دختر کوچولوی ۸-۹ ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی ته اتوبوس.  دختر کوچولو روسری‌اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عبا سرش کرده بود.

خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد می‌زد با افسوس گفت: «توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟ از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس… تو گرمت نمی شه بچه؟».

همون موقع اتوبوس به ترمینال رسید و ایستاد.
دختر کوچولو گرهٔ روسری‌اش رو سفت‌تر کرد و محکم و با اقتدار گفت: «چرا گرممه… ولی آتیش جهنم از تابستون امسال خیلی خیلی گرم تره…».

دختر کوچولو پیاده شد و اون خانم بدحجاب سخت به فکر فرو رفت

موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۲ | 5:10 | نویسنده : |
با حلول ماه رمضان در  شهرستان شادگان آئین و مراسم ویژه ای برگزار می‌شود  که در این شهر از تنوع بالایی برخوردار است

برگزاری مراسم  ۲۵روز روضه خوانی در خانه ها و اغلب حسینیه ها  و  بیشتر در میان مردم  شادگان رایج است که در این روضه خوانی ها، پذیرایی غالب قهوه مخصوص  شادگانی ها است. در واقع  مردم شادگان برای خوردن قهوه مراسم و قوانین خاصی دارند و با اعتقاد و باورهایی که دارند آن را انجام می دهند. چای دارچین نیز پذیرایی  شادگانی هاست اما در  دیگر  مناطق خوزستان هم  چای زعفران در روضه خوانی ها پذیرایی میشود.

شب 15 ماه رمضان بچه های کوچک  شادگانی بعد از افطار به کوچه و پس کوچه‌های  شادگان  می‌روند تا آئین سنتی را که اجدادشان در کودکی بجا می‌آوردند برپا کنند. بچه ها با شور و شعف به کوچه ها روانه می شوند، دختر و پسر با بر گردن انداختن کیسه هایی از پیش تهیه شده برای جمع آوری عیدی و شیرینی و پوشیدن لباس های محلی خود (پسران با پوشیدن دشداشه و دختران با پوشش عبا (چادر عربی بر سر) به درب خانه ها برای گرفتن شیرینی و عیدی ماه مبارک می روند.

اجرای مراسم گرگیعان با شعارهای مختلفی همچون نام آن در بین مردم  شادگان همراه است. در این میان بچه های  شادگانی پشت در خانه ها شعر می خوانند: «ماجینه یا ما جینه؛ حل الکیس و انطینا» (آمدیم و آمدیم؛ در کیسه را باز کن و به ما عیدی و شیرینی بده) اگر اهالی خانه مثلا در پشت بام باشند خطاب به آنها می گویند: «یا اهل سطوح تنطونه لو نروح» (ای افرادی که بالای پشت بام ایستاده اید به ما عیدی می دهید یا برویم؟) همچنین ممکن است بچه هایی که جمعی برای گرفتن عیدی به کوچه ها می روند، دو گروه شوند و گروه نخست بگوید: «گرگیعان و گرگیعان» و گروه دوم جواب دهد: « الله یعطیکم الرضعان» (خدا به شما بچه دهد) یا اینکه " گرگیعان و گرگیعان - الله ایخلی اولیدکم ( خدا پسر کوچولوی شما را نگه دارد) این دو گروه ممکن است به دو گروه دختر و پسر نیز تقسیم شوند.

در این مراسم، اهالی خانه ها به بچه ها که هر یک سبدی را در دست دارد ، باسورک (بادام)، شیرینی و عیدی می‌دهند این مراسم تا پاسی از شب نیمه ماه رمضان ادامه می‌یابد.

به اعتقاد مردم  شادگان ریشه این رسم قدیمی به تولد امام حسن مجتبی (ع) و خوشحالی رسول خدا(ص) برای تولد اولین نوه اش برمی گردد. آنها می گویند که مردم برای عرض تبریک به امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) «قرة عین قرة عین» گویان به درب منزلشان می رفتند و کم کم به صورت مناسبتی هر ساله در میان مسلمانان رواج گرفته است. این رسم البته یک رسم بین المللی در میان  مردم شادگان  به حساب می آید که با نام‌های مختلف در بین  همه عرب‌های مسلمانان جهان  اجرا می شود.


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲ | 23:20 | نویسنده : |


 


 

 

 

 

 

"دختر زیبا روی ایتالیایی با نام سیلویا والریا که دو سال پیش کاندیدای زیباترین دختر سال ایتالیا شده بود عاشق محمود احمدی نژاد  شده است."

 سیلویا  می گوید "می خواهم با احمدی نژاد رییس جمهوری ایران ازدواج کنم. احمدی نژاد چیز کمی نیست."

 "احمدی نژاد یک نوآور و مبدع در عصر ما است. او اپوزیسیون را خاموش و آمریکا را تهدید می کند."

سیلویا والریو دختر ۲۰ ساله ایتالیایی و مولف کتاب "یک روزی یک رییس جمهوری بود"، محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران را تنها مرد واقعی در عرصه جهانی دانسته و گفته است که "احمدی نژاد تنها مرد روی زمین است، چرا که او هزاران فرسنگ به دور از هر نوع مد، پوچی و خودبینی است."

 "البته او به زنان اجازه نمی دهد تا حجاب خود را بردارند، اما این به هیچ وجه یک مساله نیست. چرا زنان ایرانی آنقدر علاقه دارند تبدیل به زنان غربی شوند؟"

 


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲ | 13:35 | نویسنده : |

معصومه دختر شش ساله اهل شهرستان شوش دانیال  که به بیماری نادری دچار شده و هیچکس تا به امروز قادر به درمان او نبوده مخارج این بیماری هم خیلی زیاده.


بیماری معصومه طوریه که پوست بدنش بی دلیل و بدون تماس باچیزی کنده میشه

پدر معصومه آقا قاسم میگه که کارش طوری نیست که دائمی باشه و حقوق ثابتی هر ماه بگیره بعضی ماه ها سر کار میره و بعضی وقتها هم بیکاره

آقا قاسم میگه خیلی سخته که دخترت جلوت زجه بزنه و فقط نگاش کنی و کاری ازدستت برنیاداون میگه خیلی وقته که خنده و شادی با خونه ما قهر کرده.

آقا قاسم میگه من از خانوادم شرمندم چون همه زندگیمو فروختم واسه خرجهای معصومه والان روزمرگیمون رو به سختی میگذرونیم

از همه بزرگواران میخوام واسه معصومه جان که واقعا این اسم برازندشه دعا کنن که انشاء الله شفا پیدا کنه


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۲ | 15:21 | نویسنده : |

عجیب‌ترین کشور دنیا فقط با شش نفر جمعیت!!

عجیب‌ترین کشور دنیا فقط با شش نفر جمعیت!!یک مرد میانسال آمریکایی به همراه دو فرزندش با سکنی گزیدن در بخشی از نوادا

 سال هاست این منطقه را کشور خود معرفی کرده است.


این مرد که همسرش را از دست داده، دارای دو پسر و سه قلاده سگ است و با

 احتساب حیوانات خانگی اش، جمعیت کشور او شش نفر است.


وی با اعلام مرز رسمی، نام کشورش را جمهوری مولوسیا گذاشته و قصد دارد به زودی

 وزرای دفاع و اطلاعاتش که همان فرزندانش باشند را به جهانیان معرفی کند.


نکته قابل توجه اینکه افرادی که بخواهند از این جمهوری دیدار کنند باید حین ورود به

 این کشور روادید دریافت کنند. جالب اینجاست که روند صدور روادید برای گردشگران

 هم توسط شخص کوین بائو که خود را رییس جمهور این جمهوری می‌داند صادر

 می‌شود.


این کشور شش نفره دارای پستخانه و سایت نمایشی پرتاب موشک نیز هست که

 همه آنها توسط رییس جمهورش کنترل و مدیریت می شود.


کوین بائو در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست گفت: ما مرفه ترین کشور دنیا را داریم

 چون اینجا خبری از اختلاف طبقاتی نیست و خدمات درمانی نیز کلا مجانی است. هر

 کس بیمار شد به صندوق کمک های اولیه مراجعه می‌کند و داروی مورد نیازش را

 مجانی استفاده می‌کند. هوا را آلوده نمی‌کنیم و به همین دلیل امیدواریم سازمان ملل

 متحد از ما که هنوز عضو آن نشده ایم، حمایت و تشکر کند.


وی در مورد سابقه حمله دشمن برای اشغال این کشور افزود: تا به حال افراد زیادی به

 ما حمله کرده اند اما با تکیه بر سربازان ارتش که فقط دو نفر هستند، آنها را به عقب

 رانده ایم


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ | 15:45 | نویسنده : |
 

آپلود عکس

همین چند شب پیش تو خیابون نادری یا همون مرکز شهر اهواز با دو تا از دوستام در حال عبور از پیاده رو بودیم که به صورت اتفاقی با دو مامور پلیس با درجه سرهنگی مواجه شدم،ظاهرا میخاستن همین افراد که دو سه تا عینک و آینه و لباس و همچین چیزایی که بساطی میکنن و میفروشن،دست فروشا رو جم کنن!ما هم که از اونجا رد میشدیم دیدم که سرهنگه میگه:"هووی عنتر جمش کن!افغانی با توم!جمش کن بینم"!خیلی متعجب و متحیر شدم،وقتی این تیکه کلام شریف رو از زبان ماموران زحمت کش حافظ امنیت اجتماعی شنیدم با خودم گفتم اینا همونایی که ما شب خوابیم و اونا بیدارن،هستن دیگه!؟خلاصه تو همین صدم ثانیه ها که مشغول فکر کردن بودم با چند تا لگد و ضربه شتک،زدن بساط این جوونا که تنها امیدشون برای پول راه حلال درآوردن همین کار بود،رو به باد فنا دادن!با نگاهی مبهوت به این بنده خداها میدیدم همچین سریع و خیلی تند تند چیزای که اومده بودنو بفروشن جم میکردن که نگو،لامصب،اینگاری عزرایل اومده بود جونشون بگیره!

اصن مهم نیست که این جوونا داشتن چیز غیر مجازی رو نمیفروختن و تنها فقط چیز های رو میفروختن که هیچ مشکلی از همه نظر به هیچ کسی و هیچ چیزی نداشت!من میخام با همین ماموران دوست داشتنی دو کلوم حرف حساب بزنم:مطمئن باشید اگه فرصت داشتم و این اتفاقات خیلی سریع نمیفتاد در حال انجام وظیفه و ماموریت ازتون فیلم میگرفتم و اون فیلم تو سایت منفور یوتیوب میذاشتم،اون موقه و بوقتش جناب سرهنگ حساب کار دست میفتاد که دیگه حرمت اون لباسی که تنت کردی رو بدونی و دیگه احترام افغانیان رو بدونی که اینا به قیافشون نمیومد افغانی باشن،بهرحال میدونم از نظر شما افغانی انسان نیست و جدیدا هم به عنوان یک فحش از اون در مواقع این چنینی استفاده میکنید!یه چیز خیلی کوچولو بگم!"من مثل خواننده های زیر زمینی نیستم که وقتی از لبه مرز میگذرن تازه یادشون میاد که دهنشون رو باز کنن!بنظرم شجاعت یعنی باس تو کشور خودت از هر کی که راه کج میره ازش انتقاد کنی حال فرقی نمیکنه کی باشه چی باشه میخاد هر کی باشه!من اینکارو میکنم تاوانش هم هر چی میخاد باشه،به سر من میاد نه کسی دیگه!پس شما که بام مخالفی و ترس که فقط تنها چیزه ای که تو مغزت رژه میره،لطفا نصیحت نکن"!

بگذریم!جناب سرهنگ عزیز آخه تو به این بنده خداها چیکار داری!چی از جونشون میخای!میخای همین دو قرون پولی که از این راه در میارن رو هم قط کنی!حالا نه که کار ریخته و همچین بشون کار دادین که از اینکه اینجا دارن کار میکنن متنفر و خشمگین شدی!کاش همه ی کارهای غلط و اشتباهتون به اینجا ختم میشد!و آبرو و حرمت یک انسان رو جلوی ملاً عام خورد نمیکردید!هیچ وقت یاد نگرفتید و نفهمید که دیگه دوره ای زور و خشونت تموم شده و یک نفر مثل من میتونه این کارتون رو با یک مطلب به تمام دنیا برسونه،جناب سرهنگ صدای منو میخای خفه کنی بقیه رو میخای چیکار کنی!آقایان حافظ امنیت اجتماعی نمیدانید چقد ناعادلانه و غیر منصفانه با مردم از نظر شما متخلف برخورد میکنید و چقدر بد و زشت غرور یک جوون که در اون حرف اول میزنه رو در میان مردم زیر پاهایتان له میکنید!بجای سر و کله با این مردم بخور نمیر و جمع کردن بساط آنها!برید یکم بشینید و فکر کنید و ببینید عامل اینکه یه جوون داره به همچین کاری تکیه مالی میکنه چیه؟جز اینکه یه پولی در بیاره و شکم خودشو سیر کنه و گرنه با این هزار و دو هزار تومنیا چی میشه گذاشت،چی میشه خرید؟آخه مرد مومن د میبنی دارن چیزی که به جامعه ضربه بزنه رو نمیفروشن،مگه از بالای دیوار مردم بالا رفتن،دزدی کردن؟د نکردن!برادران نیروی انتظامی بگم شب چقد دزد و لاشخور زیاد شده که بجای این ارازل و اوباش جم کنید نشستید واسه اینجور آدمای بدبخت و ندار وقت میزارید.!.بگم؟!؟

 پ ن:نگو تند حرف زدم که خیلی مراعات خیلی خیلی چیزا رو کردم وگرنه این مردم از دست این رفتار نسنجیده و ناشایسته شما دل پری دارند،قبل از اینکه خدای نکرده زبونم لال،اتفاقای که واسه افرادی که مثل شما همچین کارای رو میکردن واسه شما هم بیفته،برید رفتار خودتون رو درست،اصلاح کنید!این یک تهدید نیست یک تذکری از یک شهروند  خوزستانی است!لطفا بعضی ها گوش های خود را سنگین نکنید!کاش روزی برسه که هر کی با هر لباسی با هر پست و مسئولیتی اگر اشتباهی مرتکب شد قانون همونطور که یک فرد عادی رو به سزای اعمالش میرسونه،برخورد کنه!!!!


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ | 22:56 | نویسنده : |

 



حکـم اعــدام بود ...

اعدامـی لحظه ای مکث کرد و بـوسه ای بر طنــاب دار زد .. !

دادسـتان گفت :

صبر کنید , آقــای زنـدانـی این چــــه کـــاریست !؟

زنــدانی خـــنده ای کــرد

و گفت : بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ،

ولی آدم ها . . . ! بدجـــور زمــینــم زدن 


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ | 22:19 | نویسنده : |

یک دست‌فروش مهابادی به عنوان نفر دوم وارد شورای اسلامی این شهر شد.

 در انتخابات این دوره شورای شهر مهاباد، 205 نفر نامزد شدند و 80 درصد مردم هم شرکت کردند و آقای محمد ابراهیمی ملقب به ممد چکول به معنی «ممد کوچولو» که یک بساط بلال فروشی در میدان ساعت شهر داشت، توانست به عنوان نفر دوم به شورای شهر راه یابد.

وی مدرک لیسانس شیمی دارد و با توجه به شرایط زندگی‌اش فقط دست فروش بوده... ابراهیمی در بخشی از شهر که بساط داشت و در برخی مناطق عشایرنشین شهر بسیار محبوب بود. او در قسمتی از شهر (میدان استقلال) زندگی می‌کند که منطقه فقیرنشین مهاباد محسوب می‌شود.
اموال ممد بلال فروش را در زیر  بخوانید

ای کاش  اعضای شورای شهر شادگان  همانند ممد بلال فروش یک لیستی از اموال خود  را به مردم  شادگان   ارائه میدادند

موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 22:46 | نویسنده : |
  

چند وقته پیش سالن غذاخوری مجلس شورای اسلامی ، شاهد صحنه هایی زشت و زننده توسط یکی از نمایندگان و درگیری عجیب او با یک خبرنگار بود.

گفته میشه خبرنگار هفته نامه آسمان ، در نمازخانه مجلس شورای اسلامی ، به سراغ مهدی کوچک زاده (عضو جبهه پایداری )می رود و از او می خواهد وقتی برای مصاحبه اختصاص دهد.
 
کوچک زاده در پاسخ می گوید که هفته نامه آسمان را نمی شناسد و خبرنگار یک نسخه از نشریه را برای بررسی به کوچک زاده می دهد.

دقایقی بعد ، این خبرنگار برای پرسیدن نتیجه سراغ کوچک زاده را می گیرد و او را در رستوران مجلس می یابد تا در حد یک کلمه که "آیا حاضر است در فرصتی دیگر با این نشریه گفت و گو کند؟" ، از او جواب مثبت یا منفی بگیرد و بازگردد.

به  گفته شاهدان عینی که در رستوران مجلس حضور داشتند، کوچک زاده از خبرنگار می پرسد که "آسمان" متعلق به کیست؟ و خبرنگار جواب می دهد که محمد قوچانی - روزنامه نگار اصلاح طلب - آن را اداره می کند.

در این لحظه ، کوچک زاده شروع به پرخاشگری می کند و حرف های رکیکی را درباره قوچانی به کار می برد و نسبت به او فحاشی می کند.

 خبرنگار به کوچک زاده می گوید که شما سر میز غذا هستید و درست نیست در حضور برکت خدا این گونه دهان به فحش باز کنی و حرمت نان و غذایی که می خوری را بشکنی.
 
کوچک زاده با عصبانیت بیشتر جواب می دهد که به تو ربطی ندارد و خبرنگار را تهدید می کند که از مجلس بیرونش خواهد کرد.
 
خبرنگار هم می گوید: اگر شما "بیرون بنداز" بودید ، سعید مرتضوی را از دولت بیرون می انداختید.
 
با این سخن خبرنگار ، کوچک زاده از جایش بر می خیزد و در حالی که فریاد می کشید قوچانی از سگ مرتضوی هم کمتر است و [...] ، با خبرنگار گلاویز شده و از وسط رستوران تا دم در ، ضمن درگیری ، او را با خشونت هل می دهد.

کار که به اینجا می رسد ، بقیه نمایندگان که با تعجب و حیرت رفتار زننده همکار خود را می دیدند ، از جا بر می خیزند و به سمت آن دو می روند و نهایتاً خبرنگار را از دست کوچک زاده نجات می دهند
!

عکس تزیینی است


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی

تاريخ : پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ | 13:46 | نویسنده : |
 
 

تا حالا دقت کردین که تو خبرهای سراسری شبکه یک بخصوص ساعت 9 شب وقتی تو

کشورهای اروپایی و آمریکایی برف میاد و جاده ها بسته میشن طوری اونو نشون میده که

انگار تقصیر دولته و حکومت بی کفایته ولی وقتی تو ایران برف میاد و ماشینا تو برف گیر

میکنن آهنگ محلی پخش میکنه؟؟؟؟؟؟


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی
برچسب ها: سوتی جالب اخبار شبکه یک

تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ | 22:34 | نویسنده : |

 

نادر قاضي‌پور يکي از اين نمايندگان است که چندي پيش رقم دقيق حقوق دريافتي(حقوق فروردين‌ماه) خود را اعلام کرد.

ميزان دريافتي نماينده اروميه به شرح زير است:

حقوق پايه: 24.753.750
عائله‌مندي: 966.000
روند ماه قبل: 375
حق اولاد:483.000
حق ايثارگري و جانبازي:1.066.625 به عبارت ديگر مبلع دريافتي حقوق نادر قاضي پور بيست و هفت ميليون و دويست و هشت هزار ريال است.


تصوير آخرين فيش حقوقي نادر قاضي‌پور نماینده  ارومیه

موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی
برچسب ها: میدونی شهر هرت کجاست

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲ | 2:26 | نویسنده : |
 
 
در آستانه  ۱۳ فروردین و روز طبیعت:
 
شورای شهر  و شهردار محترم شادگان  لطفا  بگویید فضای سبز و جاهای دیدنی شادگان  کجاست؟؟؟؟
 
و لطفابگویید در این۷ سال چه کار مهمی  از شما بجا مونده؟؟؟

موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی
برچسب ها: روز طبیعت شادگانیها کجاست

تاريخ : دوشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۲ | 19:22 | نویسنده : |

دوستان امروز داشتیم با یک نفر  صحبت میکردیم به ما گفت:یکی از دوستام تومور گرفته.

قضیه اینه ک ایشون ب خاطر موقعیت شغلی و کاریشون مجبور بودن مدام از موبایل استفاده

کنن.حالا چ اس ام اسی چ صحبت کردنی میدونید که امواج تشعشعاتی موبایل خیلی

بالاست.این آقا شادگان زندگی میکنه اما ب خاطر این بیماری ک دچارش شده الآن بیمارستانه

4-5 تا بچه داره ک یکی از پسراش تقریبا ۲۵ سال میشه.هنوز

مشخص نشده ک تومور خوش خیم یا بد خیمه.ولی دوستان و همشهریانم دعا کنید برای

سلامتیش و این ک سایه این مرد از سر زن و بچه هاش کم نشه از همه شما خواهش میکینم

ک زیاد از موبایل استفاده نکنید و شبا اونو زیر بالشت نزارید یا حداقل خاموشش کنید ...برای

شفای همه بیماران و فرج آقا صاحب الزمان ۵ تا صلوات محمدی بفرستید


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی
برچسب ها: یه نفر به دعای شما نیازمند است

تاريخ : یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ | 16:48 | نویسنده : |


اول خرداد 91 بود که مسعود ۳۰ ساله به دفتر ما آمده بود ، تشکیل پرونده داده بود ، آزمایشگاه رفته بود ، برگه پیش‌نویس توافقات را دانه به دانه امضا کرده بود ، مهریه را قید کرده بود ، مقدار طلا را نوشته بود ، روز عقد را مشخص کرده بود و قرار بود ۲ روز بعد برای ثبت بزرگترین واقعه زندگی‌اش شانه به شانه  الهام به دفتر ما بیاید و برای زندگی جدیدش پیمان ببندد.... اما...

مراسم عقد چند ساعت قبل ، طی تماس تلفنی مسعود، کنسل شد و به تعویق افتاد ... یک هفته بعد برادر داماد آمد و شناسنامه مسعود را برد و گفت : شناسنامه‌شو لازم داریم. بعدا میارم.

9 ماه گذشت و از مسعود خبری باز نیامد .. تا امروز و در آستانه عید نوروز که پدر عروس مسعود آمد و شناسنامه دخترش  الهام را همراه عکسش که در کنار مسعود بر روی برگه آزمایش الصاق شده بود.. برد.

حالا که این مطلب را می‌نویسم عکس مسعود بر روی برگه آزمایش و در کنار جای خالی یک عکس کنده شده به من خیره شده و بغض راه گلویم را بسته است.. طاقت نمی‌آورم و برگه را جمع می‌کنم و درون پاکت می‌گذارم... پاکتی که همکارم با خودکار قرمز بر روی آن نوشته است : داماد فوت شده است.

بله پدر عروس تعریف کرد که داماد حالا فوت شده‌اش دچار درد کلیه می‌شود و به پزشک مراجعه می‌کند. پزشک تشخیص سرطان بدخیم می‌دهد و مسعود در آستانه بزرگترین رویداد زندگی‌اش ، چندماه بعد در آغوش خاک جای می‌گیرد.

تجربه یک عاقد اهوازی : مرگ واقعی‌ترین و قطعی‌ترین رخداد زندگی است و  زمان نمی‌شناسد...
موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی
برچسب ها: خاطرات یک عاقد در اهواز

تاريخ : شنبه دهم فروردین ۱۳۹۲ | 22:51 | نویسنده : |
 

برنامه "هزار و شصت و شونزده" که ظاهراً براي کودکان از سيماي جمهوري اسلامي پخش مي‌شود در هفته‌هاي اخير به تدريج از فضاي کودک و نوجوان دور شده و تبديل به صحنه رقص و شوخي‌ها و حرکات مستهجن گرديده است.

اين روند که ابتدا با به کارگيري برخي تکيه کلام‌ها مثل "چقدر خوشگلي تو" شروع شد در روزهاي اخير با اجراي ترانه‌اي توسط مجريان اصلي برنامه دنبال گرديد که شعر آن به وضوح براي اجراي دو صدايي توسط زن و مرد سروده شده است. يکي از عناصر اين برنامه نيز که لب و لوچه رنگ شده دارد مکرر و با لحن معني‌دار به کودکان حاضر در استوديو مي‌گويد "حالا ده سال ديگه بيست سال ديگه تو مال مني."

با توجه به کثرت موارد ديده شده در تلويزيون، سينما، تاتر و ساير فضاهاي فرهنگي به نظر مي‌رسد جرياني در پي عادي سازي کامل اينگونه صحنه‌ها در راستاي حساسيت زدايي در جامعه و اخلاق زدايي مورد نظر دشمنان انقلاب و اسلام است و با تأسف بايد منتظر امواج بعدي اين برنامه وسيع ضداخلاقي نيز بود.

 


موضوعات مرتبط: مطالب اجتماعی
برچسب ها: ترویج دختر بازی در برنامه ی عمو پورنگ

تاريخ : جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ | 20:37 | نویسنده : |