از امشب می خوام نامه های دخترانی را که با مشکلات مختلفی در رابطه با تأخیر ازدواج مواجه شده اند جهت اطلاع شما و هم اندیشی و یافتن راهکارهای مناسب برای رفع مشکل تأخیر ازدواج بدون اشاره به نام آن ها منعکس کنم . خواهشم این است که با دقت بخوانید و چنانچه پاسخ مناسبی داشتید بنویسید .
خانم ن - ر نوشته :
نسرین نوشته
با سلام من یک خواهر 28 ساله دارم خیلی نگرانم که چرا هرخواستگاری که میاد میگن خوبه اما بعد از جلسه دوم یه بهانه ای میارن خواهش میکنم کمکم کنید تا حالا هیچ دوست پسری هم نداشته خیلی بچه پاکیه
مونا نوشته :
سلام من تبلیغ فایلی را که تهیه کرده اید در یک سایت اینترنتی دیدم من الان 32 سالمه و مذهبی متعادل هستم یک خواستگار خوب داشته ام و او را دوست نیز داشتم که با ندانم کاری خودم و نداشتن هنر خوب حرف زدن برای رسیدن به توافق و تفاهم او را از دست داده ام و حالا خیلی پشیمانم او الان ازدواج کرده است ولی من ماندم و دیگر هیچ خواستگار خوبی ندارم فکر می کنم دیگر مجرد بمانم و این موضوع من را عذاب می دهد.
می خواهم بدانم چگونه فایلتان را تهیه کنم و راهکارهای مناسب را پیدا کنم.
با تشکر
آذین نوشته :
سلام من 21سالمه و تاحالا حدود 9-8 خواستگار داشتم اما خونوادم به امید یکی از این بهتر یکی یکی این خواستگارارو رد میکردن تاحالاکه سالی 1پیشنهاد فقط میشه و اونم طبق معمول باید بگیم نه پدرم تاحالا خواستگار تو خونه راه نداده وفکرمیکنه که چون ماغرببه ها رو نمیشناسیم نباید قبول کنیم ازطرفی با ازدواج فامیلی هم موافق نیست حالا من موندم و این اخلاق غیرنرمال خونوادم و جوونیم که داره غیر مفید حروم میشه تروخدا بهم بگید چکار باید بکنم؟ بابام اصلا به هیچ صراطی مستقیم نمیشه
خانم ش نوشته :
سلام .من 27 سالمه خواستگار زیاد داشتم دانشجوی کارشناسی ارشد هستم تک دختر با یه پدر عصبی وخشن.اصلا خودش همه رو رد میکنه دوس دارم سر وسامون بگیرم تو رو خدا اگه دعایی یا نذری هست بهم بگین.مرسی
مریم نوشته :
سلام میخوام ازدواج کنم ولی هرخواستگاری میاد خوباش میپرن معتاداش پافشاری میکنن زیبا هستم وضع مالیمون زیاد خوب نیست 30سالمه پیش دعاگرهم رفتم اما جواب نداد یه تیکه نخ داد بسوزونم ویه تیکه تو اب ندازم واینا ولی جلسات بعدیشو نرفتم چون واقعا بی پولم واینکه الانم 30سالمه تو رو خدا کمکم کن
سارا نوشته :
سلام
دختری هستم 31 ساله ، با مدرک لیسانس کامپیوتر که در آموزشگاه خودم مشغول به کار هستم . موقعیت های زیادی پیشنهاد میشه ولی شرایط ایده آل من رو ندارند . در ضمن حین کار با پسری که همسن خودم هست و واقعا شرایط تحصیلی و کاری خوبی داره آشنا شدم . پسر خوبی هست و خیلی به پیشرفت من کمک کرده ولی بحث ازدواج که پیش میاد غیر مستقیم فهمیدم که من رو در نظر نداره . در صورتیکه از همه لحاظ همخوانی داریم به نظر شما چه نذری بکنم که بتونم باهاش ازدواج کنم و خوشبخت بشم . من واقعا دوستش دارم ............................
دوست دارم یا با اون ازدواج کنم یا کسی که حتی بهتر از اونه
کسانی که فعال هستند اهل مطالعه و زندگی اکتیو دارند را خیلی دوست دارم چون به منم انگیزه پیشرفت میدند و هر روز یه کار و ایده جدید ارائه میدند.
.........................
میخواستم اگه براتون ممکنه من رو راهنمایی کنید چه نذری انجام بدم که به فرد مورد علاقم برسم و واقعا منو دوست داشته باشم .دوست دارم وارد خانواده ای بشم که از وجود من خوشحال باشند
..... نوشته :
سلام خانومی 32 سالمه 8 سال پیش بعد از 50 روز عقد، طلاق گرفتم و تا
یکسال پیش اصلا راضی به ازدواج نمی شدم الان به شدت راضیم اما خواستگار
مناسبی که کفوم باشه برام نمیاد یه ختم قرآن نذر کردم و 40 تا حدیث کسا
که دارم می خونم تا حالا 15 تا خوندم نماز جعفر طیار و آیه 74 سوره
فرقان درقنوت نمازم می خونم یکی گفت آیاتی از سوره شوری رو تو ماه رمضون
بنویس بذار لای قران گذاشتم به لطف خدا دعای خیر پدر و مادرم خیلی همراهم
روزای جمعه زیارت جامعه کبیره و گاهی شب جمعه ها دعای کمیل می خونم آخه
دو بار توی دو تا خواب دو تا خانم سید بهم گفتن برای ازدواجت اینا رو
بخون من اون موقع قصد ازدواج نداشتم من این همه نسخه پیچیدم حالا بگو شما
چی بلدی که من از تنهایی نجات بدی آخه مامانم فوت کرده و بابام 72 سالشه
خدا عوضت بده راستی سوره احزابم وشتم گذاشتم توی اتاقم
....... نوشته :باسلام،ساراخانوم میخواستم بگم من 22سالمه.یکبارعقد کردم و به خاطر بداخلاقی و ناپاکیه نامزدم ازش جداشدم.ما یکسال طول کشید که طلاق بگیریم،اما فقط 4ماه باهم بودیم.الان6ماهه که قانونی طلاق گرفتیم.الان 2تاخواستگار دارم که یکیش فوق دیپلم کامپیوتره.70درصد به پاک بودنش که دخترباز نیست ایمان دارم.اخلاقشم خیلی خوبه.اما ازنظر مادی خیلی ضعیفه و هیچی نداره.28سالشه ومجرده.یکی دیگه ازخواستگارامم لیسانس مترجمی زبانه.30سالشه.وضع مالیشم خوبه.تو آموزشگاهی که زبان میخونم معلمه.اما قبلأ زن داشته یکساله که جداشده.خیلی هم بهم محبت میکنه.به نظرشما کدوم بهتره و من باید چیکارکنم؟به نظرشما میتونم الان ازدواج کنم؟
1.به جای خواستن از بشر خدا از خود خداوند بخواید.
2.این خواسته صرفا از روی تنهایی و ... نباشه از ته دل بخواهید .
3.اصولا حرفهای مردم رو رها کنید که اگه زودتر بله نگی میترشی چون ازدواج یک معنی دیگه داره که ما ایرانی ها نمی فهمیم چیه
4.از هر نوع قشری دوست دارید همسرتون باشه سعی کنید در مکان هایی بیشتر فعالیت دارن شرکت کنید .
5.از عشق یک طرفه جدا خودداری کنید چرا که هیچ پسری رو نمیشه با زور عاشق یا فارق کرد .
6.دست نیافتنی باشید یعنی حضور داشته باشید خوشتیپ باشید و همه ی صفات که دوست دارید همسر آینده تون داشته باشه رو در خودتون ایجاد کنید و خودتون رو به راحتی عرضه نکنید باور کنید پاکی یکی از راه های پیدا کردن یک همسر ایده آل است
7.به دوستان و اقوام بگویید که قصد ازدواج دارید شاید آنها هم موردی داشته باشند اما نه مستقیم که شما را وقیح جلوه دهد مثلا بگویید " به تازگی خواستگاری برایم آمده بود ولی با این خصوصیاتی که من میخواهم جور نبود ای کاش این موارد را داشت آنوقت بله میگفتم "
بهتر است از مادر خود بخواهید این موارد را ذکر کند چرا که شما را بهتر جلوه میدهد.
امیدوارم کمکی کرده باشم
" هرچه دلم خواست نه آن شد
هرچه خدا خواست همان شد "
به امید فردایی بهتر برای جوانان عزیز میهنم ایران
عزیزم
من یک دوست دارم اسمش ..... هست
یکساله از عشق یکی از اساتید بی تابی میکنه
منو یکی از دوستای دیگه ام هم رفتیم با استاده حرف زدیم
گفت نه نامزد دارم نه دوست دختر ولی عشق دوستتونم بنظرم منطقی نیست
و گفت خواستگاریش نمیام
حالا این دوستم خونریزی معده کرده ازناراحتی
خوابم دیده که امام رضا و علی اصغرم بهش گفتند حاجتت بر آورده میشه ولی خب استاده اینجوری گفته
میشه کمک کنید
من پایه ام آخه دوستم مثل خواهرم می مونه و داره جلو چشمام نابود میشه
خیلی ممنون
یعنی اینقدر زیاد بودند که اعصابمو بهم ریخته بودند ولی حالا دوسه ماه یکبار یه نفر که یا قدش کوتاه تره یا لاغره و کوچولو
اون موقع که خواستگارام زیاد بودند مامانم به همه میگفت
یکی دونفرم بدجور باهام لجند
من شخص خاصی مدنظر ندارم
برای منم دعایی هست؟
ممنون میشم کمکم کنی
من یه سوال داشتم.یکیو دیوونه وار میپرستم
الان 9 ماهه ترکم کرده ولی هر چن ماه یه زنگی میزنه و باز میره و خطشم خاموش میکنه
دارم نابود میشم
چطوری میتونم دلشو بدس بیارم و اون بیاد طرفم
وقتی باش حرف میزنم دستو پام میلرزه نمیتونم درس حرفامو بزنم
راهنمایی کنین

موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
برخی مردهای متاهل یک وجه مشترک دارند که برای انجام آن تلاش زیادی هم میکنند. این وجه مشترک فریبکاری است. این مردهای تنوع طلب در پی روابط خارج از ازدواج هستند و سعی می کنند خود را مجرد جلوه دهند و متاسفانه بسیاری از خانم ها براحتی دروغهای آنها را باور کرده و ناخواسته خود را درگیر چنین روابطی میکنند و وقتی در نهایت متوجه متاهل بودن طرف مقابل می شوند دلشکسته و سرخورده میشوند. در زیر به مواردی اشاره میکنیم که نشان میدهد مردی که با او وارد رابطه شدهاید متاهل است.
پولی برای اینکه شما را شام بیرون ببرد ندارد زیرا همسرش همه پولهای او را کنترل میکند
احتمالاً خانوادهای را تحت حمایت دارد که شما از آن بیاطلاع هستید. احتمال اینکه ازدواج کرده باشد بسیار زیاد است. ممکن است شما را به مکانی ببرد که ادعا میکند برای خودش است یا اجاره کرده است. اما ممکن است فریبتان داده باشد و آن مکان متعلق به دوست او باشد.
از چند خط تلفنهمراه استفاده میکند و احتمالاً شمارهای که به شما داده سیمکارت اعتباری است
نسبت به آقایانی که از چند خط تلفن همراه استفاده میکنند کمی بیشتر نگران شوید. این میتواند نشانه این باشد که پشت سر شما اتفاقات عجیبی میافتد که شما اطلاعی از آن ندارید. ممکن است خط ثابت او متعلق به خانواده یا همسرش باشد. او هیچوقت اطلاعات دقیقی نسبت به خانوادهاش به شما نمیدهد یا وقتی بعضی ساعات خاص با او تماس میگیرید پاسخگوی شما نیست یا شما را از سرش باز میکند.
دروغش را رو میکنید
کمی در مورد او تحقیق میکنید و به بعضی دروغهای او پی میبرید. متوجه میشوید که همه چیزهایی که از او سوال میکنید را انکار میکند اما قطعاً میدانید که صحت دارد. شناسنامهاش که در آن ازدواجش ثبت شده را پیدا میکنید اما طلاقی برای او به ثبت نرسیده است. این نشان میدهد که او هنوز به همسرش متعهد است.
فقط زمانهای مشخصی میتواند با شما تلفنی صحبت کند
خانمها، اگر عادت دارد فقط در ساعتهای عجیبی با شما صحبت کند، معنیاش این است که یک جای کار میلنگد. اگر میگوید بخاطر مشغله کاریاش فقط میتواند نیمهشب با شما حرف بزند، گول نخورید. هر مردی که ازدواج نکرده باشد، میتواند طی ساعتهای عادی روز با شما حرف بزند.
بعضی وقتها که به او زنگ میزنید پاسخ نمیدهد
وقتی میگوید که وقتی به او زنگ زدید پیش مادرش بوده و به همین دلیل نمیتوانسته صحبت کند، باور نکنید. مطمئناً چیزی را از شما پنهان میکند، مخصوصاً اگر خودش هم فقط سر ساعات غیرعادی به شما زنگ میزند. میتوانید هر سوالی که داشتید از او بپرسید اما مطمئناً انکار خواهد کرد، مگراینکه مدرک درست در دست داشته باشید. کسی که تلفن شما را پاسخ نمیدهد، مطمئناً شما را فریب داده است و پای یک شخص سوم وسط است.
نداشتن عکس و اطلاعات پروفایل درصورتیکه اینترنتی با او آشنا شده باشید
برخی از مردهای متاهل در سایتهای دوستیابی اینترنتی، عکسی روی پروفایل خود نمیگذارند اما اگر بخواهید عکسشان را برایتان ایمیل میکنند. دلیل آن این است که نمیخواهند کسی از حضور آنها در این سایتها مطلع شود.
فقط از طریق ایمیل یا پیامک با شما تماس برقرار میکند
خیلی از افراد این روشهای ارتباطی را ترجیح میدهند. اما اگر این تنها روش ارتباطی آنها باشد، قطع بر یقین مشکلی وجود دارد. یک فرد متاهل میتواند خیلی راحت از طریق اینترنت یا پیامک با شما ارتباط برقرار کند اما صحبت کردن تلفنی برای او مشکل خواهد بود.
هیچگاه شما را با خانواده یا دوستان خود آشنا نمیکند
مردان متاهل معمولاً دوستدخترشان را به کسانی که همسرشان را میشناسند معرفی نمیکنند.
هیچوقت آدرس خانه اش را به شما نمی دهد
اگر آدرس خانهاش را به شما نمیدهد، نشانه هشدار مهمی است. خیلیها این بهانه را میآورند که از نظر خانوادگی مشکل دارند و نمیتوانند شما را به خانهشان دعوت کنند. اما خیلیوقتها این بهانه واقعیت ندارد و مشکل جای دیگری است.
میگوید متارکه کرده است
مردان متاهل معمولاً ادعا میکنند که متارکه کردهاند نه اینکه قانوناً طلاق گرفته باشند. کاری که شما باید بکنید این است که از آنها بخواهید هر زمان به طور قانونی از همسرشان جدا شدند با شما تماس بگیرند.
هیچوقت شما را به مکانهای عمومی نمیبرد
اگر هیچوقت شما را بیرون نمیبرد، ممکن است پول کافی نداشته باشد یا برای بیرون رفتن تنبل باشد؛ اما ممکن است موضوع چیز دیگری باشد و بخاطر متاهل بودن نخواهد کسی شما را با او ببیند.
اگر رابطهتان از راه دور است، فقط وقتی در شهر شماست با شما تماس برقرار میکند
اگر وقتی در خانه است ناگهان گم میشود و هیچ خبری از او به دستتان نمیرسد، نشانه یک مشکل جدی است.
هیچوقت شما را در لیست دوستان اینترنتیاش در شبکههای اجتماعی اضافه نمیکند
اگر مدتی است با او رابطه دارید اما شما را به لیست دوستانش اضافه نکرده است، احتمالاً چیزی را از شما پنهان میکند.
در روزهای تعطیل و آخرهفتهها کاملاً ناپدید میشود
اینکه به همسرش بگوید آخرهفتهها را باید کار کند تا بتواند با شما وقت بگذراند برای او قطعاً سختتر خواهد بود.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
شادگان ابتکار : اگر شما، بتوانید زبان بدن پسران را رمزگشایی کنید، میتوانید تا حدودی از درست بودن حرفهای شان مطمئن شوید و بدانید خود واقعیشان، همین فرد است یا نه! پس پیش از آنکه جواب نهایی را به پسر مورد علاقه خود بدهید، در خواندن زبان بدن حرفهای شوید.
آیا او ادعاهایش درست است یا تنها برای به دست آوردن دل شما دروغ می گوید؟ و آیا او همینقدر آرام و قابل اعتماد است یا قرار است بعد از رسیدن به شما، نقاب از چهرهاش بردارد و فرد دیگری شود؟ جواب دادن به این سۆالها کار هر کسی نیست. اما اگر شما، بتوانید زبان بدن پسران رمزگشایی کنید، میتوانید تا حدودی از درست بودن حرفهایش مطمئن شوید و بدانید خود واقعیاش، همین فرد است یا نه! پس پیش از آنکه جواب نهایی را بدهید، در خواندن زبان بدن حرفهای شوید.
گذاشتن دست در جیب
خواستگار دست به جیب شما، احتمالا اطلاعات با ارزشی را پنهان میکند و نمیخواهد بخشی از زندگیاش را برایتان فاش کند.
پنهان کردن دست چپ
اگر دست چپش را پنهان میکند، به احتمال زیاد، مسائل شخصیاش را از شما مخفی میکند و دوست ندارد از زندگیاش سر دربیاورید.
پنهان کردن دست راست
اگر دست راست را پنهان میکند، احتمالا مسائلی را که ارتباط زیادی به خودش ندارد و به دیگران یا محیط بیرون مربوط است را از شما مخفی میکند.
پوشاندن دهان
پوشاندن دهان هنگام صحبت کردن یعنی ترس از بیان، پنهان کاری و خجالتی بودن.
دست به آسمان
اگرکف دستهایش را روبه بالا و با انگشتان کشیده نشان میدهد، صادق است و به شما علاقه دارد.اما اگر کف دستهایش به سمت پایین باشد، احتمالا در زندگیاش فردی گشادهرو نیست.
چه قدر از شما فاصله میگیرد؟
اگر او در فاصله نیم تا یک متری شما میایستد، میتوانید به او اعتماد کنید، زیرا نه خود را با شما بیگانه میداند و نه بیش از آنکه شایسته این موقعیت باشد به شما نزدیک میشود.
اگر او در دایرهای به شعاع 15 سانتیمتر تا نیم متری شما میایستد، احتمالا شما را از همین حالا همسر آیندهاش میداند و میخواهد با شما صمیمیتر باشد. البته او نمیداند که هنوز برای ایجاد چنین حسی زود است و با این کارش شما را از خود دور میکند، زیرا این فاصله تنها متعلق به والدین، همسر، دوستان صمیمی و کودکان اطرافتان است.
اگر او در فاصله یک متری و بیشتر از شما دور میایستد، یا به شما بیعلاقه است یا آنقدر خجالتی است که هنوز نمیتواند شما را به عنوان یکی از عزیزان خود بداند. چون این فاصله، مناسب غریبههایی است که در خیابان از کنارتان رد میشوند یا فروشندههایی که از آنها خرید میکنید.
با پاهایش چه میکند؟
_ تکان دادن پا :
اگر مدام پاهایش را تکان میدهد، احتمالا از این خواستگاری پشیمان شده و بعد از جداشدن از شما، دیگر سراغتان را نمیگیرد.
_ گذاشتن هر دو پا روی زمین :
اگر پاهایش را در کنار هم و محکم روی زمین قرارداده، روی راستگوییاش حساب کنید، چون فردی صادق و متعادل است. اما اگر پایش را روی پنجه یا پاشنه تکیه داده، احتمالا او فرد صادقی نیست و تمام حقیقت را نمیگوید.
_ انداختن پا روی پا :
اگر یک پا را بالاتر از زانوی یک پای دیگر قرارداده، احتمالا همه حقیقت را به شما نمیگوید یا از اینکه در شرایط امنی قرار دارد مطمئن نیست.
_ جفت کردن پاها :
اگر او در حالتی ایستاده که پاهایش کنار هم هستند، احتمالا حالت دفاعی بهخود گرفته و چندان با گفتهها یا کارهای شما موافق نیست.
با چشمهایش چه میکند؟
اگر نمیخواهد به شما نگاه کند، موضوعی را از شما پنهان میکند.
اگر او مدام به پایین نگاه میکند، احتمالا به شما دروغ میگوید.
اگر او چشم در چشم شما میدوزد، دوست دارد با شما صمیمیتر شود.
چشمهایش را پنهان میکند؟
بررسیها نشان میدهد دروغگوها با مالیدن چشمها، پوشاندن آنها با دست یا بستن آنها میخواهند از دیدن آنچه در مقابل چشمانشان میگذرد جلوگیری کنند؛ پس خاراندان چشمش را پای حساسیت فصلی نگذارید.
زیاد پلک میزند؟
فردی که ریگی به کفشش نباشد و در شرایط عادی قرار داشته باشد، در هر دقیقه، حدود6 تا 8 بار پلک میزند. اما بررسیها نشان میدهد افراد در زمان استرس، بیشتر پلک میزنند. پلک زدن بیش از اندازه، به شما میگوید فرد مقابلتان از لحاظ روانی چندان در آرامش قرار ندارد یا دلیلی برای اضطراب و نگرانی دارد.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
شادگان ابتکار : در برخی فیلمها میبینیم که عشاق نیمهشب در جنگل زیر نور ماه یا در هلیکوپتر هنگام سقوط، عشقشان را ابراز میکنند، اما بهتر است شما منطقیتر باشید. براساس زندگی خودتان موقعیت مناسب را بیابید و درخواستتان را مطرح کنید.
وقتی به او فکر میکنم، قلبم میزند. دست و پایم را گم میکنم، تمام حواسم پیش اوست...
آیا این عشق است، یعنی عاشق شده ام؟ همیشه به او فکر میکنم، میخواهم همه جا حضور داشته باشد، اگر نباشد دلتنگ میشوم، وقتی میخندد خوشحالم و وقتی گریه میکند، ناراحت میشوم، همانی را میخواهم که او میخواهد. به طور حتم این عشق است.
آیا واقعا عاشقی؟
برخی نشانهها میتواند به شما اثبات کند که عاشق طرف مقابل هستید و او هم به همان اندازه شما را دوست دارد.
1 - به سمت هم کشیده میشوید
یکی از نشانههای عشاق این است که از کنار هم بودن احساس غرور میکنند و همدیگر را در مقابل دیگران بهگونهای توصیف میکنند که انگار برترین هستند. در مقابل افرادی که همدیگر را دوست دارند اما عاشق واقعی نیستند، عیوب همدیگر را بیشتر از خوبیهای هم میبینند و هر یک در رابطه احساس حقارت میکنند.
2 - با هم خوش میگذرانید
وقتی عاشقید حضور طرف مقابل لذتبخش است و در عین داشتن اضطراب، فرد عاشق احساس لذت میکند و این در واقع همان تقابل عقل و احساس است. وقتی با فردی قراری عاشقانه دارید، اما احساس افسردگی خستگی و سردرگمی میکنید یعنی یا شما عاشق نیستید یا طرف مقابلتان.
3 - همیشه برای هم حاضرید
وقتی با او تماس میگیرید حتی اگر در جلسه کاری باشد پاسخ شما را کوتاه هم که شده میدهد. همیشه خوش خلق است و به دنبال فرصتی برای دیدنتان میگردد. تمامی این کارها یک معنا دارد طرف مقابل عاشق شماست. شما اولویت اول او هستید، او میخواهد این حس را نشانتان دهد. اگر طرف مقابلتان به شما زنگ نمیزند خود را با کار سرگرم کرده و وقتی با شماست مرتبا با تلفن حرف میزند یعنی عاشقتان نیست.
4 - نگران هم هستید
وقتی با هم هستید از شما میپرسد که روز خوبی را گذراندهای یا نه و اینکه شما مشکلی نداری؟ به عبارت دیگر فرد عاشق نیازهای نارسیسیک خود را فراموش میکند و به دیگری گرایش مییابد. این گرایش نه از روی احترام، بلکه به خاطر عشق است. اگر طرف مقابلتان توجه زیادی به شما نشان نمیدهد و مشکلات درگیریهایتان برای او مهم نیست، چشم و گوشتتان را بهتر باز کنید.
5 - آسیبپذیرید
فرد عاشق دوست دارد برای طرف مقابل از خود بگوید؛ از هر آنچه که دوست دارد از کودکیاش و موقعیتهایی که از دست داده. او سعی میکند اعتماد طرف مقابل را به دست بیاورد البته با توصیف آنچه که هست نه آنچه که باید باشد. معمولا خود را آسیبپذیر نشان میدهد تا در پناه دیگری امنیت و محبت را بیابد. اگر طرف مقابل شما اظهار میکند که مردها و زنها را خوب میشناسد، مراقب باشید. او تنها میخواهد مدتی را با شما خوش بگذراند.
6 - در رویای هم هستید
داشتن یک خانه، فرزندان زیاد و زندگی رویایی. عاشقها رویاهای هم را همانند یک پازل کنار هم میچینند و زندگی آینده را کنار هم میسازند. اگر فردی که در کنار شماست، زندگی را یکنواخت میبیند و اشتیاقی به رویاپردازی ندارد و اهمیتی به برنامهریزیهای شما برای آینده نمیدهد، خود را گول نزنید او عاشق شما نیست. وقتی عاشق کسی هستید، بزرگترین نگرانی این است که چگونه فرد مقابل را از احساسات خود نسبت به او باخبر کنید. اکثر افراد فکر میکنند باید این کار را به صورت ناخودآگاه و در کمتر از 3 ثانیه انجام داد اما این بدترین روش است. اگر جزو افرادی هستید که تصور میکنید برای ابراز احساساتتان باید جلو بروید و به فرد مقابل بگویید «سلام من شما را دوست دارم و میخواهم با هم باشیم»، تکنیکی است که تنها باعث دورشدن طرف مقابل از شما خواهد شد. پس به این 6 روش عمل کنید. به طور حتم این روشها موثرتر خواهد بود.
7 - دلتان را به دریا بزنید
میگوید 4 ماه است که عاشق او شده اما جرات نمیکند به او بگوید. اما چرا؟ چون نمیداند عکسالعمل او چه خواهد بود؟!
اگر عاشق هستید به جای انتظار کشیدن راهی برای بیان خواستهتان پیدا کنید با انتظار چیزی درست نمیشود. پا پیش بگذارید و به نحوی باب صحبت را باز کنید.
8 - نگویید عاشق شما هستم
هرگز در برخورد اول به فرد مقابل نگویید که عاشقانه او را دوست دارید. میتوانید پیشنهاد رفتن به سینما یا رستوران را به او بدهید تا با هم بیشتر آشنا شوید. به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید و قدم به قدم پیش روید.
9 - منتظر موقعیت باشید
مطمئنا نمیشود در یک جمع دوستانه به خانمی گفت که عاشقش هستید. برای اظهار عشق همه چیز باید برنامهریزی شده باشد. بهترین زمان از روز برای بیان احساسات، عصر است. البته برای بیان احساساتتان موقعیت فرد را در نظر بگیرید، اگر فرد مقابل شما درگیر کار و رسیدگی به دستورات رییس خود است یا به تازگی بحثی با دوستان یا والدینش داشته، مطمئنا توجهی به اظهار عشق شما نخواهد کرد. بهتر است بعد از اینکه موقعیت مناسبی یافتید رودررو ( نه تلفنی یا با فرستادن اساماس و ایمیل ) اظهارات خود را ابراز کنید و خجالت را کنار بگذارید.
10 - اصرار نکنید، از نو شروع کنید
به عکسالعملهای طرف مقابل احترام بگذارید. اگر او درخواست شما را رد کرد، بیش از حد اصرار نکنید. شانس دیگری به خود بدهید و بعد از مدتی صبر (مثلا پس از گذشت چند روز) دوباره درخواستتان را مطرح کنید. اگر در نهایت موفق نشدید به احساسات طرف مقابل بها دهید.
11 - اعتماد به نفس داشته باشید
آنچه زنان را عاشق مردان میکند، ثباتقدم و اعتمادبهنفس آنهاست. پس با ترس و لرز برای اظهار عشق قدم برندارید. اگر واقعا نمیدانید چگونه باید عشقتان را ابراز کنید چند کتاب و مجله بخوانید یا در سمینارهای مربوطه شرکت کنید. وقتی اعتمادبهنفستان به اندازه کافی بالا رفت، عشقتان را ابراز کنید.
12 - بیش از حد رمانتیک نباشید
در برخی فیلمها میبینیم که عشاق نیمهشب در جنگل زیر نور ماه یا در هلیکوپتر هنگام سقوط، عشقشان را ابراز میکنند، اما بهتر است شما منطقیتر باشید. براساس زندگی خودتان موقعیت مناسب را بیابید و درخواستتان را مطرح کنید.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
ناگهان می فهمند رودست خورده اند و طرف مقابل فقط قصد داشته احساسات او را به بازی بگیرد. دختری می گوید" تا به حال سه مورد این چنینی برای من اتفاق افتاده است. اولی در دوران دبیرستان بود که حس کردم خام بودن من باعث شده که آن پسر را نشناسم. بعد از آن در دوره دانشگاه به پسری که دو ترم از من بالاتر بود دل بسته شدم و به او و حرف های عاشقانه ای که می زد، اعتماد کردم اما خیلی اتفاقی فهمیدم که او این رفتار را با دو دختر دیگر هم دارد و به خاطر رابطه چندماهه ای که داشتیم آن قدر سرخورده شدم که چند واحد درسی ام را افتادم و مدتی افسرده شدم. حالا هم که 26 ساله هستم و در یک شرکت کامپیوتری کار می کنم با یکی از همکارانم که در بخش دیگری مشغول است، دوست شده ام. او می گوید تمایل دارد فعلا با من فقط دوست باشد و اگر شرایط ازدواج مهیا شد شاید ازدواج کنیم. نمی دانم باید چه کار کنم؟ اگر به او اهمیت ندهم، شاید دیگر به چنین موقعیتی برنخورم و بعدها افسوس بخورم اما از طرفی می ترسم که او نیز مثل قبلی ها با احساسات ام بازی کند و دست آخر هم از ازدواج طفره برود. کاملا گیج شده ام و نمی توانم تصمیم بگیرم..."
دکتر بدری سادات بهرامی روان شناس و مشاور
یکی از نیازهای اساسی ما آدم ها نیاز به دوست داشته شدن و دوست داشتن است. اگر نتوانیم کسی را دوست بداریم، از سلامت روانی فاصله داریم. به دلیل اهمیت این نیاز، فرد تامین کننده آن نیاز می تواند در ما تاثیر فراوانی بگذارد و گویا کمندی نامریی بر گردن ما بیندازد و ما را دنبال خود بکشاند. بنابراین ما در هر نوع رابطه عاطفی که قرار بگیریم، به درجاتی وابستگی های عاطفی روانی را تجربه خواهیم کرد. البته میزان وابستگی در کسانی که خلأهای عاطفی روانی را از گذشته داشته باشند عمیق تر و سریع تر خواهد بود. آنچه اهمیت دارد این است که ماهیت رابطه داشتن به خاطر جذابیت هایی که دارد ما را به خود وابسته می کند.
وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می بینیم که دوست مان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت می شود. برعکس، وقتی می بینیم کسی دوست مان ندارد و یا از رابطه ای که با ما دارد، خارج می شود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می شود، احساس بی ارزشی است.
اگر در شما هیچ وابستگی ایجاد نشود و بی اهمیت پس از پایان یک دوستی، همه چیز را فراموش کنید و انگار نه انگار، از کنار آن بگذرید، واقعا جای نگرانی دارد و باید برای این مشکلی که دارید تحت بررسی قرار بگیرید. به طور کلی، وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می بینیم که دوست مان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت می شود. برعکس، وقتی می بینیم کسی دوست مان ندارد و یا از رابطه ای که با ما دارد، خارج می شود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می شود، احساس بی ارزشی است.
یکی از مسیرهایی که دو فرد را در یک رابطه عاطفی قرار داده و ممکن است عوارضی را برای هر دو به وجود آورد دوستی های دختر و پسر است. شاید تنها راهی که بتوان با آن به این دختر و پسرها کمک کرد آن است که انواع رابطه ها را برایشان تعریف کنیم تا با شناسایی تغییر رفتارهای خود بتوانند بر اوضاع مسلط شوند. می توانند به این موضوع فکر کنند که چه طور رفتار کنند تا کسی نتواند احساسات و عواطف آنها را به بازی بگیرد.
چرا بعضی ها با احساسات دیگران بازی می کنند؟
وابستگی دختر و پسر
وقتی کسی آنچه در درونش نیست را به شما منتقل کند، در واقع عواطف شما را به بازی گرفته است. در این بازی، هر یک از دوطرف که آگاهانه بازی را شروع می کنند در جستجوی یک رابطه جدی و هدف مند نیستند اما وانمود می کنند لبریز از عشق و عاطفه اند و احساس خوشایندی به هم دارند. آنها به دروغ با بیان الفاظی محبت آمیز و کلیشه ای قصد دارند احساسات طرف مقابل را به بازی بگیرند. زیربنای این بازی شاید امری طبیعی و بیولوژیک باشد و به نوعی کشش درونی برای رسیدن به ازدواج تعبیر شود اما آنها یکدیگر را به بازی می گیرند.
برخی معتقدند در صورت سلامت نفس طرفین و وجود انگیزه های سالم و غیرفریبکارانه این بازی حرکت به سوی رفتارهای پخته و آمادگی برای ازدواج است. شک دارم که تا به حال، برخی الفاظی را که توسط برخی دختر و پسرهای جوان به کار برده می شود نشنیده باشید: «طرف را به تور انداختم... مخ طرف را زدم...» اما وقتی در مورد به کار گرفتن دروغین الفاظ محبت آمیزی که قاعدتا در عشق های واقعی رد و بدل می شود از این جوان ها می پرسم، در توجیه رفتار خود می گویند: «اینها را می گم چون عادتمه؛ چون قاعده بازی همینه. اگر من نگم، دیگری می گه و خلاصه من قوانین بازی را بلدم...»
پسرهایی که وارد زندگی یگانه "دختر مذکور" شده اند دچار مشکلات روانی نبوده اند اما آنها قوانین بازی فریبکارانه را از هم سالان خود آموخته و می دانستند چه طور باید رفتار کنند تا بتوانند احساسات او را به بازی بگیرند. دو دختری که در دانشکده با آن پسر رابطه داشته اند نیز می دانستند چه طور باید حرکت های مقابل او را انجام دهند تا رودست نخورند. این دختر و پسرها دنبال رابطه های ابزاری و یا دوستی ساده و شاید هم رابطه ای حمایتی باشند و به هر جهت، خواهان رابطه ای عاشقانه و به قصد تشکیل خانواده نیستند.
اگر حتی می دانیدقرار است با خواستگار خود آشنا شوید و هدف هر دو شما ازدواج است، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایطش شود.
درس دوم اینکه اگر حتی می دانیدقرار است با خواستگار خود آشنا شوید و هدف هر دو شما ازدواج است، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایطش شود. چه بسا جواب شما در نهایت به درخواست او منفی باشد، پس نباید کاری کنید که زمینه بازی با عواطف تان فراهم شود و اگر روزی خواستید به هر دلیلی این رابطه را ختم کنید و او را مورد مناسب ازدواج ندانستید، نباید کارتان به مراکز اعصاب و روان بکشد و یا در کنج خانه افسردگی بگیرید یا متقابلا چنین مشکلاتی را برای او ایجاد کنید.
به یاد داشته باشید که رعایت حدود شرعی و اخلاقی لازمه حفظ سلامت شما و طرف مقابل شماست. مثلا اگر می بینید به سمت وابسته شدن در حرکت اید و مغز شما در حال شرطی شدن و دریافت تغذیه عاطفی از اوست و یا آن قدر احساساتی هستید که با شنیدن کلمات عاشقانه از او بین زمین و آسمان معلق می مانید، باید هوشیارانه عمل کنید. گاهی موبایل تان را خاموش کنید و یا به او بگویید دیگر نباید از این کلمات استفاده کند، وگرنه به تماس هایش پاسخ نمی دهید.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
مواردی برای شاد بودن در یک رابطه
در همه ی موارد مساوی باشید.
همیشه در نظر داشته باشید که شما و شریکتان با هم مساوی هستید از تمامی جهات. صرفنظر از اینکه چه کسی بیشتر پول در می آورد و یا اینکه یا تا دیر وقت کار می کند و یا اینکه در خانه کار می کند هیچ وقت این مسائل را با هم مقایسه نکنید. این مسئله فقط منجر به یک دعوای غیر ضروری می شود که بسیار زشت است. پس سعی کنید و همیشه به جای اینکار خیلی دوستانه وظایف و مسئولیت هایتان را کنار بگذارید. زمانی که شما به این مطلب برسید که شریک شما هم مانند شما از همه لحاظ خوب است آنوقت این مسئله به شما کمک می کند تا از کاری که او برای شما انجام می دهد متشکر و ممنون باشید.
ارتباط برقرار کنید
مهمترین نکته ای که برای شاد باقی ماندن در رابطه وجود دارد تلاش برای برقراری رابطه است. اکثر زوج ها برای این بینشان فاصله به وجود می آید چون که نمی توانند با هم ارتباط برقرار کنند. این فاصله های کوچک اکثرا باعث می شود تا دعواهای بسیار جزئی بالا بگیرند و از کنترل خارج شوند. اغلب مشاوران روابط اعتراف می کنند که صحبت نکردن زوج ها با یکدیگر منجر به انهدام رابطه می شود. بهترین چیز این است که اگر چیزی در ذهنتان دارید در موردش با او صحبت کنید هیچ چیزی نباید از طرف مقابلتان پنهان شود. چرا که اگر همینگونه انباشته شود به شدت عمیق تر، بزرگتر و زشت تر می شود.
جرقه های آتشین را دوباره برگردانید
معمولا دیده شده است که رابطه ها بعد از مدتی خسته کننده و یکنواخت می شود. هر کاری که هر یک از طرفین انجام می دهند تکراری و کسل کننده به نظر می رسد هیچ عشقی باقی نمانده است. در این موارد بهترین کار این است که جرقه ها را دوباره به رابطه برگردانید. به مسافرت بروید، در کلاس رقص با هم شرکت کنید یا در مورد ایده های خلاقانه که باعث می شود شما دو نفر زمان بیشتری را با هم بگذرانید، فکر کنید. در آخر تنها چیزی که به درد می خورد این است که شما یک تفریحی برای سرگرم کردن یکدیگر در دست داشته باشید. نگذارید رابطه تا اندازه ای دچار رکود شود که ضربات ناشی از آن غیر قابل کنترل باشد.
به یکدیگر فضا بدهید
رابطه باید به فرد احساس آرامش بدهد. شما نباید وقتی با فرد دیگری بیرون هستید احساس اضطراب و خفقان کنید. شما باید زمان بی نظیری را با هم سپری کنید در حالی که باید به یکدیگر فضای لازم را نیز بدهید. به او اجازه بدهید با دوست های خود بیرون برود همچنین دختر ها هم نیاز دارند تا زمانی را با دوست های دخترشان سپری کنند. به سرعت مشکوک نشوید و اجازه ندهید که هر گونه حسادت چیزهای خوبی را که با هم دارید به خطر بیندازد. اجازه بدهید تا هر اندازه ای که می تواند با دوست هایش خوش بگذراند آنجاست که کم کم دلش برای شما تنگ می شود. شما هیچوقت تا از کسی دور نباشید دلتنگش نمی شوید.
در آخر مهم نیست که شما چه اندازه نصیحت می شنوید و میخوانید اما تا زمانی که خودتان نخواهید که رابطه تان کار کند و به جایی برسد، این اتفاق هرگز نخواهد افتاد هیچ کسی هم نمی تواند به شما کمک کند. الان که فهمیدید که چگونه می توانید رابطه شاد داشته باشید بروید و آن جادو را دوباره برگردانید.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
مردها میگویند دنیای زنان عجیب و غریب است. آنها به راحتی همسرانشان را به بیفکری و غیرمنطقی بودن متهم میکنند و گاهی به حال این زنهای همیشه حساس و همیشه مشکوک افسوس میخورند اما واقعیت این است که زنان نه از مردها کمهوشترند و نه بی فکرتر. آنها تنها دنیا را از دریچه دیگری میبینند و به موضوعات از بعد دیگری نگاه میکنند.
با وجود این، برای مردهایی که حتی اگر احساساتی ترین فرد روی زمین باشند، باز هم دوست دارند مثل آهنربا زندگی کنند، پذیرش این واقعیت آسان نیست. اگر شما هم یکی از این مردها هستید، بهتر است تا دیر نشده، دست از این برچسب زدنها بردارید و از آنچه در دنیای زنان میگذرد باخبر شوید. شاید تمام مشکلات به این دلیل اتفاق میافتد که شما هیچ چیز از زنی که قرار است شریک زندگیتان باشد نمی دانید.
اگر می خواهید بدانید چگونه به راحتی می توانید زنان را جذب خودتان کنید با ما همراه شوید :
بگذارید جای زندگی را انتخاب کند
شاید فکر کنید علاقه همیشگی زنها به همسرانشان برگ برنده شماست؟ شاید اینطور باشد اما گاهی هم این ویژگی مسئولیت شما را در مراقبت از همسرتان و تامین نیاز عاطفیاش بیشتر میکند. تا پایان عمر باید به یاد داشته باشید که ارتباطات برای زنها از آب حیات هم واجبتر است. آنها حتی بعد از ازدواج هم بیشتر از مردها به بودن در کنار دوستان، خانواده پدری و اعضای فامیلشان احتیاج دارند. قرار نیست بهخاطر در نظر گرفتن این اصل، به همسرتان اجازه دهید که به خانواده یا اطرافیانش وابستگی اغراق شده داشته باشد و استقلال زندگی بعد از ازدواجش را از بین ببرد، بلکه باید به او این حق را بدهید که در صورت دور بودن از عزیزانش به شکل غیرقابل جبرانی دلتنگ و افسرده شود. قرار نیست همه وقت تان را در کنار نزدیکان او بگذرانید و از بودن با کسانی که دوستشان دارید محروم شوید، بلکه کافی است کمی هم احساسات لطیف او را درنظر بگیرید و به او اجازه بروز این احساسات را بدهید.
کافی است دوستش داشته باشید
برای یک زن، ارتباطاتش باارزش ترین داراییهای زندگی است. از همان دوستیهای کودکی گرفته تا روابط خانوادگی و بعد هم ارتباط عاطفی، همه و همه برای زنها از هر داشته دیگری باارزشتر است. شاید زنها هم مثل هر آدم دیگری در زمان ازدواج به امکانات مالی، خانوادگی و تحصیلات خواستگارشان توجه کنند اما آنچه برایشان ملاک تصمیم گیری است، پاسخ این سؤال است:«چقدر دوستم دارد؟» پس اگر دلبسته دختری شدهاید و دیگران گمان میکنند که شما را نمی پذیرد، حرفهایشان را نادیده بگیرید و برای اثبات عشقتان به او، تمام توانتان را خرج کنید. باور کنید بیشتر خانمها برای خوشبختبودن، به هیچ چیز جز آرامش خاطر نیاز ندارند.
پای سقراط را وسط نکشید
اگر میخواهید چالشهای میان شما و همسر آیندهتان زیاد نشود، بهتر است دنیا را از دریچه دید او ببینید. درست است که زنها به همان اندازه مردها ذهنی رشد یافته دارند و از پس دیدن واقعیات زندگی بر میآیند، اما آنها در اغلب موارد، واقعیات را به شکل دیگری میبینند. اگر شما در مورد یک موضوع جدی برای همسرتان استدلال بیاورید، در کمال ناباوری، واکنش عاطفی و هیجانی او را میبینید و گاهی از ادامه دادن بحث منصرف میشوید. باید بپذیرید که زنها به اندازه شما از پس کنترل احساسات و حفظ خونسردی شان برنمیآیند، پس اگر میخواهید در مورد موضوعی با او بحث کنید و به نتیجه منطقی برسید، از کوره در نروید و به جای سرکوب احساساتش به او برای کنترل آنها کمک کنید. البته این اتفاق همیشه به ضرر شما نیست، چراکه با استفاده از این ویژگی، میتوانید با گفتن «دوستت دارم» به دلخراشترین بحثها پایان دهید.
مشکلات را در همان لحظه حل نکنید
دنیای زنها، دنیای توصیف و جزئیات است. برخلاف مردها که همیشه به دنبال کوتاهکردن راه و حل کردن مشکلات هستند، زنها دوست دارند در زمان دلتنگی در مورد مشکلاتشان صحبت کنند و به جای حل کردنشان، احساس همدردی فرد مقابلشان را به دست بیاورند. وقتی همسر آیندهتان با شما از نگرانیهایش درمورد مراسم عروسی صحبت میکند، انتظار ندارد که شما مراسم را به شکلی دیگر برگزار کنید، بلکه تنها میخواهد این جمله را بشنود : « نگران نباش، همه چیز را درست میکنم. » اگر نمیخواهید زن مورد علاقهتان را ناامید کنید، در زمان صحبت کردنش به فکر راه حل نباشید و به بحث پایان ندهید، بلکه به او اجازه بیان آنچه در سر دارد را بدهید و با یک همدردی ساده، مشکلی که در ذهن آزارش میدهد را حل کنید. گمان نکنید که همیشه باید با یک جمله دندانشکن به حرفهای همسرتان پاسخ دهید.
گاهی تنها کافی است شنونده خوبی باشید و به او اطمینان دهید که درکش میکنید.
حرفهایش را وارونه ببینید
گرچه مردها حرفهایشان را صریح و مستقیم میزنند، اما زنها همیشه دقیقا آنچه میگویند را نمیخواهند. زنها گمان میکنند که همسرشان باید از ذهن آنها خبر داشته باشد و بدون هدایت آنها، همه چیز را بفهمد. اما مردها عقلشان به گوششان است و تنها آنچه را که میشنوند باور میکنند.
اگر نمیخواهید این موضوع زندگی مشترک شما را به خطر بیندازد، بعد از شنیدن هر جمله از طرف همسر آینده یا امروزتان، به منظور احتمالی که میتواند پشت حرفش باشد توجه کنید. یادتان نرود که زنها حتی در زمانی که آزاردهنده ترین جملات را بیان میکنند، در انتظار جلب محبت شما هستند. پس اگر واقعا نمی دانید که مشکلش چیست و چه میخواهد، با مهربانی و آرامش پیشقدم شوید و از حرفهای او سر دربیاورید. باور کنید که یک صدای آرام، یک چهره حمایتگر و بیان چند جمله عاشقانه میتواند پیچیدهترین مشکلات را هم حل کند.
به حسادت احترام بگذارید
چه بخواهید و چه نخواهید این حس در همسر شما وجود دارد. ممکن است او یک زن منطقی و آرام باشد و حسادتش را در دلش نگه دارد و ممکن است کمی هیجانیتر رفتار کند و مدام شما را سؤال پیچ کند. اما حتی زنهایی که وانمود میکنند حساس و حسود نیستند، هم از پشت پرده همسرشان را زیر نظر دارند و تا زمانی که احساس کنند محدوده زندگی شان تهدید نمیشود، ساکت میمانند. زنها آدمهای انحصار طلبی هستند که دوست دارند همیشه برای همسرشان اولین باشند. آنها دوست ندارند هیچکس دیگری به دل همسرشان نفوذ پیدا کند و گذشته از این، حتی اگر بدانند همسرشان یکی از اعضای خانواده خود را بیشتر از آنها دوست دارد، آشفته و مضطرب میشوند. نمیخواهیم شما را ناامید کنیم چون این مشکل هم مثل مشکلات دیگر چاره ای دارد. برای آنکه آرامش زندگی مشترکتان تهدید نشود، بهتر است همیشه به محدوده همسرتان احترام بگذارید و این حس را به او منتقل کنید که هیچ کس و هیچ چیز قرار نیست تخت پادشاهیاش را تصرف کند.
بگذارید علیه شما حرف بزند
شما به عنوان یک مرد میتوانید رازهای دوستانتان را تا پایان عمر در دل نگه دارید و حتی خودتان کارهایی بکنید که هیچ کس هرگز از آنها باخبر نمیشود. اما زنها رو تر از شما رفتار میکنند و حتی اگر در مورد خودشان رازی داشته باشند، به خاطرش زجر میکشند. گرچه شما حتی بعد از سختترین دعواها هم در مقابل دیگران طوری رفتار میکنید که انگار اتفاقی نیفتاده است، اما همسرتان احتمالا بعد از رنجیدن از شما، سراغ پیامک فرستادن برای یکی از دوستانش یا صحبت کردن با او میرود. زنها میتوانند با کسی که تاکنون برایشان کاملا غریبه بوده، هم از مشکلات بزرگ زندگی شان حرف بزنند و اگر بخواهید در این مورد مانعشان شوید، هیچ وقت دلتنگیهایشان از بین نمی رود و به آرامش نمیرسند. پس به همسرتان این حق را بدهید که مشکلاتش را به اشتراک بگذارد و گاهی علیه شما با یکی از دوستانش حرف بزند.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
بگذارید جای زندگی را انتخاب کند
شاید فکر کنید علاقه همیشگی زنها به همسرانشان برگ برنده شماست؟ شاید اینطور باشد اما گاهی هم این ویژگی مسئولیت شما را در مراقبت از همسرتان و تامین نیاز عاطفیاش بیشتر میکند. تا پایان عمر باید به یاد داشته باشید که ارتباطات برای زنها از آب حیات هم واجبتر است. آنها حتی بعد از ازدواج هم بیشتر از مردها به بودن در کنار دوستان، خانواده پدری و اعضای فامیلشان احتیاج دارند. قرار نیست بهخاطر در نظر گرفتن این اصل، به همسرتان اجازه دهید که به خانواده یا اطرافیانش وابستگی اغراق شده داشته باشد و استقلال زندگی بعد از ازدواجش را از بین ببرد، بلکه باید به او این حق را بدهید که در صورت دور بودن از عزیزانش به شکل غیرقابل جبرانی دلتنگ و افسرده شود. قرار نیست همه وقت تان را در کنار نزدیکان او بگذرانید و از بودن با کسانی که دوستشان دارید محروم شوید، بلکه کافی است کمی هم احساسات لطیف او را درنظر بگیرید و به او اجازه بروز این احساسات را بدهید.
کافی است دوستش داشته باشید
برای یک زن، ارتباطاتش باارزش ترین داراییهای زندگی است. از همان دوستیهای کودکی گرفته تا روابط خانوادگی و بعد هم ارتباط عاطفی، همه و همه برای زنها از هر داشته دیگری باارزشتر است. شاید زنها هم مثل هر آدم دیگری در زمان ازدواج به امکانات مالی، خانوادگی و تحصیلات خواستگارشان توجه کنند اما آنچه برایشان ملاک تصمیم گیری است، پاسخ این سؤال است:«چقدر دوستم دارد؟» پس اگر دلبسته دختری شدهاید و دیگران گمان میکنند که شما را نمی پذیرد، حرفهایشان را نادیده بگیرید و برای اثبات عشقتان به او، تمام توانتان را خرج کنید. باور کنید بیشتر خانمها برای خوشبختبودن، به هیچ چیز جز آرامش خاطر نیاز ندارند.
پای سقراط را وسط نکشید
اگر میخواهید چالشهای میان شما و همسر آیندهتان زیاد نشود، بهتر است دنیا را از دریچه دید او ببینید. درست است که زنها به همان اندازه مردها ذهنی رشد یافته دارند و از پس دیدن واقعیات زندگی بر میآیند، اما آنها در اغلب موارد، واقعیات را به شکل دیگری میبینند. اگر شما در مورد یک موضوع جدی برای همسرتان استدلال بیاورید، در کمال ناباوری، واکنش عاطفی و هیجانی او را میبینید و گاهی از ادامه دادن بحث منصرف میشوید. باید بپذیرید که زنها به اندازه شما از پس کنترل احساسات و حفظ خونسردی شان برنمیآیند، پس اگر میخواهید در مورد موضوعی با او بحث کنید و به نتیجه منطقی برسید، از کوره در نروید و به جای سرکوب احساساتش به او برای کنترل آنها کمک کنید. البته این اتفاق همیشه به ضرر شما نیست، چراکه با استفاده از این ویژگی، میتوانید با گفتن «دوستت دارم» به دلخراشترین بحثها پایان دهید.
مشکلات را در همان لحظه حل نکنید
دنیای زنها، دنیای توصیف و جزئیات است. برخلاف مردها که همیشه به دنبال کوتاهکردن راه و حل کردن مشکلات هستند، زنها دوست دارند در زمان دلتنگی در مورد مشکلاتشان صحبت کنند و به جای حل کردنشان، احساس همدردی فرد مقابلشان را به دست بیاورند. وقتی همسر آیندهتان با شما از نگرانیهایش درمورد مراسم عروسی صحبت میکند، انتظار ندارد که شما مراسم را به شکلی دیگر برگزار کنید، بلکه تنها میخواهد این جمله را بشنود:«نگران نباش، همه چیز را درست میکنم.» اگر نمیخواهید زن مورد علاقهتان را ناامید کنید، در زمان صحبت کردنش به فکر راه حل نباشید و به بحث پایان ندهید، بلکه به او اجازه بیان آنچه در سر دارد را بدهید و با یک همدردی ساده، مشکلی که در ذهن آزارش میدهد را حل کنید. گمان نکنید که همیشه باید با یک جمله دندانشکن به حرفهای همسرتان پاسخ دهید.
گاهی تنها کافی است شنونده خوبی باشید و به او اطمینان دهید که درکش میکنید.
حرفهایش را وارونه ببینید
گرچه مردها حرفهایشان را صریح و مستقیم میزنند، اما زنها همیشه دقیقا آنچه میگویند را نمیخواهند. زنها گمان میکنند که همسرشان باید از ذهن آنها خبر داشته باشد و بدون هدایت آنها، همه چیز را بفهمد. اما مردها عقلشان به گوششان است و تنها آنچه را که میشنوند باور میکنند.
اگر نمیخواهید این موضوع زندگی مشترک شما را به خطر بیندازد، بعد از شنیدن هر جمله از طرف همسر آینده یا امروزتان، به منظور احتمالی که میتواند پشت حرفش باشد توجه کنید. یادتان نرود که زنها حتی در زمانی که آزاردهنده ترین جملات را بیان میکنند، در انتظار جلب محبت شما هستند. پس اگر واقعا نمی دانید که مشکلش چیست و چه میخواهد، با مهربانی و آرامش پیشقدم شوید و از حرفهای او سر دربیاورید. باور کنید که یک صدای آرام، یک چهره حمایتگر و بیان چند جمله عاشقانه میتواند پیچیدهترین مشکلات را هم حل کند.
به حسادت احترام بگذارید
چه بخواهید و چه نخواهید این حس در همسر شما وجود دارد. ممکن است او یک زن منطقی و آرام باشد و حسادتش را در دلش نگه دارد و ممکن است کمی هیجانیتر رفتار کند و مدام شما را سؤال پیچ کند. اما حتی زنهایی که وانمود میکنند حساس و حسود نیستند، هم از پشت پرده همسرشان را زیر نظر دارند و تا زمانی که احساس کنند محدوده زندگی شان تهدید نمیشود، ساکت میمانند. زنها آدمهای انحصار طلبی هستند که دوست دارند همیشه برای همسرشان اولین باشند. آنها دوست ندارند هیچکس دیگری به دل همسرشان نفوذ پیدا کند و گذشته از این، حتی اگر بدانند همسرشان یکی از اعضای خانواده خود را بیشتر از آنها دوست دارد، آشفته و مضطرب میشوند. نمیخواهیم شما را ناامید کنیم چون این مشکل هم مثل مشکلات دیگر چاره ای دارد. برای آنکه آرامش زندگی مشترکتان تهدید نشود، بهتر است همیشه به محدوده همسرتان احترام بگذارید و این حس را به او منتقل کنید که هیچ کس و هیچ چیز قرار نیست تخت پادشاهیاش را تصرف کند.
بگذارید علیه شما حرف بزند
شما به عنوان یک مرد میتوانید رازهای دوستانتان را تا پایان عمر در دل نگه دارید و حتی خودتان کارهایی بکنید که هیچ کس هرگز از آنها باخبر نمیشود. اما زنها رو تر از شما رفتار میکنند و حتی اگر در مورد خودشان رازی داشته باشند، به خاطرش زجر میکشند. گرچه شما حتی بعد از سختترین دعواها هم در مقابل دیگران طوری رفتار میکنید که انگار اتفاقی نیفتاده است، اما همسرتان احتمالا بعد از رنجیدن از شما، سراغ پیامک فرستادن برای یکی از دوستانش یا صحبت کردن با او میرود. زنها میتوانند با کسی که تاکنون برایشان کاملا غریبه بوده، هم از مشکلات بزرگ زندگی شان حرف بزنند و اگر بخواهید در این مورد مانعشان شوید، هیچ وقت دلتنگیهایشان از بین نمی رود و به آرامش نمیرسند. پس به همسرتان این حق را بدهید که مشکلاتش را به اشتراک بگذارد و گاهی علیه شما با یکی از دوستانش حرف بزند.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
مرگ عشق
آشنایی مقدمه ازدواج است و به همین دلیل خیلی از مشاوران ازدواج معتقدند که اهمیت این دوره حتی بیشتر از دوره های بعدی است. یک دوره آشنایی درست و اصولی می تواند تا حدود زیادی تکلیف شما را با طرف مقابلتان روشن کند و در عوض یک آشنایی اشتباه می تواند منجر به شکست رابطه شود. بنابراین بد نیست چند اشتباه رایج در این دوره را بشناسید تا بتوانید از این دوران حداکثر استفاده را ببرید:
▪ وقتی دهانتان را می بندید
خیلی وقت ها فکر می کنیم که این اولین و آخرین شانس ماست و درست همین حالا باید برای آینده خود تصمیم بگیریم.
یا حتی بدتر از آن، فکر می کنیم که سوال پرسیدن تجاوز به حدود شخصی طرف مقابل است و برای آن که محترم تر جلوه کنیم، سعی می کنیم زیاد وارد مسائل شخصی او نشویم و دانستن خیلی از موضوعات را به آینده موکول می کنیم
عده ای هم سوال پرسیدن را مته به خشخاش گذاشتن می دانند و معتقدند همین قدر که کلیات را درباره کسی می دانند، کافیست. به این ترتیب وقت کافی برای پرداختن به این که چرا نباید با کسی ازدواج کنیم، پیدا نمی کنند.
▪ وقتی گوش هایتان را می گیرید
روابط یک شبه از بین نمی روند. معمولا پیش از آن که هر رابطه ای خراب شود، علائم و هشدارهایی به شما آلارم می دهند و زنگ خطرهایی برای شما به صدا در می آیند اما شما با این بهانه که نباید زیاد حساس بود، باید او را تغییر دهم، با گذشت زمان همه چیز درست می شود و... گوش هایتان را سفت می چسبید و خلاء ها و کاستی های طرف مقابل را نادیده می گیرید.
▪ وقتی چشم هایتان را می بندید
این که هر کس ممکن است کم و کاستی داشته باشد یا اشتباهاتی مرتکب شود چیز عجیبی نیست اما اتفاق بد وقتی می افتد که شما چشم هایتان را بر این کاستی ها می بندید و به خود اجازه فکر کردن به آنها را نمی دهید. بنابراین با هر درخواستی که از طرف مقابلتان مطرح می شود سازش می کنید و آن را می پذیرید.
بعد از مدتی ممکن است احساس کنید مدام در حال اطاعت و کرنش هستید و از عقاید و مواضع خودتان حسابی کوتاه آمده اید اما چاره ای نیست و مجبورید این رویه را ادامه دهید چون اگر غیر از این را انجام دهید، مجبور به دعوا، درگیری و پایان دادن رابطه هستید. بنابراین برای حفظ یک تفاهم یک طرفه، چشم هایتان را بسته نگه می دارید.
این که طرف مقابل شما زیبا و تحصیل کرده و دارا باشد ایرادی ندارد اما به شرطی که در کنار آن آدم درستی باشد، خانواده خوبی داشته باشد، به شما شباهت داشته باشد، حرفتان را بفهمد و به اخلاقیات پایبند باشد.
در غیر این صورت شما تنها با یک مدل، یک تریلیاردر یا یک فردصاحب منصب «هم خانه» شده اید.
▪ وقتی چراغ عقلتان را خاموش می کنید
وقتی همسرتان را صرفا بر اساس مادیات، ظاهر، معیارهای اجتماع پسند و نه بر اساس معنویات و تشابهات درونی انتخاب می کنید، وارد یک رابطه ای نادرست شده اید و هرچه پیش تر بروید، بیشتر فرو خواهید رفت.
این که طرف مقابل شما زیبا و تحصیل کرده و دارا باشد ایرادی ندارد اما به شرطی که در کنار آن آدم درستی باشد، خانواده خوبی داشته باشد، به شما شباهت داشته باشد، حرفتان را بفهمد و به اخلاقیات پایبند باشد.
در غیر این صورت شما تنها با یک مدل، یک تریلیاردر یا یک فرد صاحب منصب «هم خانه» شده اید و عملا کسی به عنوان همسر و همراه وارد زندگی تان نشده است.
▪ وقتی یک چشمی می بینید
خیلی وقت ها، در زمان آشنایی چنان جذب یک ویژگی از طرف مقابل می شوید که بقیه وجوه شخصیتی او را فراموش می کنید. تعهد او آنقدر برایتان مهم می شود که فراموش می کنید طرف مقابل آدم ایرادگیر و سرسختی است. یا آنقدر شیفته صداقت او می شوید که فراموش می کنید طرف مقابل تان فرد افسرده و تنبلی است.
وقتی از خواستگاری ها خسته می شوید و تحت فشار اطرافیان بر سامان گرفتن اصرار می کنید، یا برای فرار از موقعیت فعلی تن به ازدواج می دهید، یعنی بین دو دیدگاه مطلق در حرکت هستید و فکر می کنید که یا ازدواج می کنید یا تنها می مانید و بدبخت می شوید و در این بین هیچ گزینه سومی هم وجود ندارد
▪ وقتی صفر و یکی می شوید
وقتی ماجرای ازدواج برایتان آنقدر حیاتی می شود که با همه وجود تصمیم می گیرید این آخرین تجربه خواستگاری شما باشد، هیچ کس نمی تواند جلودار بدبختی تان شود جز یک معجزه الهی!
وقتی از خواستگاری ها خسته می شوید و تحت فشار اطرافیان بر سامان گرفتن اصرار می کنید، یا برای فرار از موقعیت فعلی تن به ازدواج می دهید، یعنی بین دو دیدگاه مطلق در حرکت هستید و فکر می کنید که یا ازدواج می کنید یا تنها می مانید و بدبخت می شوید و در این بین هیچ گزینه سومی هم وجود ندارد.
این تفکر مطلق و صفر و یکی باعث می شود شما در هر آشنایی، دستپاچه، چشم و گوش بسته و زبان بسته رفتار کنید و در نتیجه بدون منطق و دلیل کافی وارد مسیری شوید که نتیجه ای جز شکست ندارد.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
آشنایی به عبارتی همان خواستگاری است. از آنجا که در جامعه سنتی، خانوادهها یکدیگر را میشناختند و اکثر مردم به نوعی باهم آشنا بودند، آشنایی چندان معنا نداشت. اقتضای آن زمانها این بود که از بین آشنایان به خواستگاری یک نفر بروند. اما در جامعه کنونی که اکثر افراد یکدیگر را نمیشناسند و تحرک اجتماعی افزایش پیدا کرده است، به نظر میرسد که آشنایی یک نیاز جدی باشد. از قدیم ما ایرانیان معتقد بودهایم که ازدواج بهتر است با یک فرد «دیده و شناخته» انجام گیرد. بسیاری از ما ایرانیان در این سالها به ازدواج خویشاوندی روی آوردهایم چرا که ازدواج با خویشاوند، ازدواج با یک فرد دیده و شناخته است. اما واقعاً ما تا چه زمانی میتوانیم برای ازدواج دیده و شناخته به ازدواج خویشاوندی روی آوریم. ازدواج خویشاوندی شرایط ژنتیکی دشواری را برای نسل آینده فراهم میسازد و مشکلات ژنتیکی را به ارمغان خواهد آورد. پس به نظر میرسد که برای دیده شدن و شناخته شدن و انجام ازدواج دیده و شناخته باید به دنبال راههای دیگری باشیم. نیاز جامعه امروز ما دیده شدن و شناخته شدن است
خواستگاری، درخواست ازدواج از یک فرد آشناست اما اگر آشنا نبودیم اگر غریبه بودیم چه باید بکنیم؟! آشنایی نیاز جامعه شهری ماست که مردم اکثراً یکدیگر را نمیشناسند. اکثراً غریبهاند، آشنایی به طور طبیعی در سالهای گذشته در بین مردم شهرها و روستاها پیش میآمد. آدمها یکدیگر را یا به طور مستقیم یا به طور غیر مستقیم میشناختند، از یکدیگر دور نبودند و اکثر افراد، دیده میشدند. اما امروزه در پهنهی شهرهای چند میلیون نفری چه کسی، چه کسی را میشناسد؟! خانوادههای پر ارتباط کاهش یافتهاند؛ سازمانها؛ شرکتها و ادارات؛ قبایل جدیدی هستند که با یک نفر از خانواده در ارتباطند و با سایر افراد خانواده کاری ندارند، روابط خانوادگی بین کارکنان سازمان یافته نیست و بنابراین فقط این کارکنان هستند که یکدیگر را میشناسند نه خانوادههای آنها و طیف وسیعتری از اجتماع.
روابط انسانی در شرایط ویژهای به سر میبرد. اگر یک نفر درونگرا باشد و عزلت گزین در بین انبوده جمعیت دیده نخواهد شد. آنچه امروز مانع دیده شدن و شناخته شدن است انبوه جمعیت است و سست شدن روابط سنتی انسانها از قبیل خویشاوندی و پا نگرفتن روابط مدرن و جدید؛ انسانها در یک جامعهی بدون ساختار به حال خود رها شدهاند. پارکها فضای آشنایی و شناخت شده است و ملاک آشنایی در پارک و خیابان هرچه باشد به نظر عمیق و اصیل نمیآید. خانواده به عقب رانده شده و روابط انسانها بدون شکل و خیابانی شده است، بدون عمق و بدون ریشه و بدون تاریخچه؛ انسانها با یکدیگر آشنا نیستند.
انسانها غریبههایی هستند که بدون عمق باهم آشنا میشوند. یک آشنایی سطحی یک آشنایی بیمایه، یک آشنایی نسنجیده و بیقید؛ ازدواجی که از این گونه آشنایی برخیزد میتواند ازدواجی سطحی و بیقید و غیرمسئولانه باشد. ریشهها سست شده است و مردمان بیریشگی را دوست دارند. ارتباط با خواهر و برادر و خویشاوند سست شده و درختان تنومند اصیل به یک گیاه یک ساله فروخته میشوند.
موضوعات جنسی و لذت آنی محور شده است و ازدواج به عنوان سرآغاز یک نسل و یک تبار و یک ماندگاری هزاران ساله به فراموشی سپرده شده است. تمتع جنسی و لذت آنی اعتقاد اکثریت مردمان بیاعتقاد شده است. بزرگترین لذتها را در سریعترین لذتها مییابیم، صبوری را فراموش کردهایم و سرعت را پذیرفتهایم، غذاهای سریع به جای خوراکیهایی نشسته است که مهمترین لذت آنها در طول زمان تهیه و فرآوری آنها بود. ازدواج بیشتر به سمت موقت بودن جاری است تا به سمت دائمی بودن.
درختچههای چند ماههی ارتباط جنسی بر درختان تنومند یک نسل که در هزارهها جاری است ارجحیت یافتهاند. همه چیز سرعت گرفته است؛ همه چیز تند شده است و همه چیز به تندی و سرعت باید به لذت منتهی شود. انسان وقار خود را از دست داده است و بازگشت به اجداد حیوانی را تجربه میکند.
در این شرایط چه باید کرد؟
آشنایی در این شرایط نیاز انسانی ما قبل از خواستگاری شده است اما از آنجا که حرص آدمیان به موضوعات جنسی افزایش یافته است، این نیاز اساسی به دیدهی منفی نگریسته میشود. اگر پسری بخواهد با دختری آشنا شود تا بعد از آشنایی برای خواستگاری از او تصمیمگیری کند، این آشنایی را به چشم یک ارتباط بیجا و بیقاعده و اصول مینگریم که در آن پسر قصد سوء استفاده جنسی دارد؛ البته در بسیاری از اینگونه روابط این قصد وجود دارد اما این بدین معنی نیست که آشنایی یعنی قصد سوء استفاده؛ آشنایی قرار ملاقات (Date) نیست، آشنایی، دوستی دختر با پسر یا پسر با دختر نیست، اکثر خانوادههای شهری آشنایی را به رسمیت نمیشناسند آنها خواستگاری را جدی میگیرند. و دختر و پسر آنها تعارض را تجربه میکند و در برابر این ضرورت خاموش تنهایی را احساس میکند. پدر و مادر او را تنها میگذارند، آنها نمیدانند که این تنهایی میتواند برای او بسیار پر هزینه باشد و جوانان پنهان کاری میکنند فاصله نسلی به شدت خود را به نمایش میگذارد و این دو نسل یکدیگر را نمیشناسند و از یکدیگر پرهیز میکنند.
تجارب نسل قدیمیتر به هیچ گرفته میشود و احساس و نیاز نسل فعلی به تمسخر گرفته میشود. و چنین است که این دو نسل بسیار با یکدیگر مبارزه میکنند، بسیار میجنگند. خانوادهها عقبنشینی میکنند تا موعد تصمیمگیری، آن وقت است که ساز مخالفت میزنند و نسل فعلی را به چالشی جدی فرا میخوانند. و همه رشتههای آنها را پنبه میکنند. افزایش جداییهای قبل از ازدواج و افزایش طلاق میتواند ما شما از هدی این دو نسل از یکدیگر باشد.
مراحل ازدواج
دو نوع نگاه و رویکرد نسبت به ازدواج وجود دارد یکی نگاه فرایندی یا نگاه چند مرحلهای و دیگری نگاه تک مرحلهای که البته هرکدام از این دو رویکرد عواقب و نتایج خاص خود را در ازدواج دارند.
رویکرد تک مرحلهای؛ ازدواج را یک تصمیم میداند که وقتی این تصمیم گرفته شد، امکان بسیار اندکی برای تغییر آن وجود دارد. ما بسیار شنیدهایم که که گفته میشود: «دو جلسه یکدیگر را دیدهایم و من باید تا آخر هفته پاسخ بدهم»، این نوع گفتگو بیانگر رویکرد تک مرحلهای به ازدواج است. ازدواج یک تصمیم است که پس از آن، امکان بازگشت یا تغییر نظر بسیار اندک است. در این گونه ازدواج مراسم «بله بران و مهربران» مهمترین مرحله است و مابقی مراحل فقط یک تشریفات است که باید طی شود. تصمیم در مراسم بله بران یا مهربران گرفته میشود و در مراحل بعدی همه درصدد به انجام رساندن آن تصمیم هستند که امکان تغییر و بازنگری در آن بسیار کم است.
رویکرد چند مرحلهای یا رویکرد فرایندی، نگاه دیگری به ازدواج است. در این رویکرد، ازدواج پس از چند گام به انجام میرسد و در هر گام «تصمیم» ازدواج مورد بررسی مجدد قرار میگیرد و در صورتی که در هرکدام از این مراحل، فرد تصمیم به جدایی بگیرد، امکان آن وجود دارد. در نگاه چند مرحلهای تصمیم به ازدواج یک شبه گرفته نمیشود، این تصمیم در طول یک فرایند و با سپری شدن زمان اتخاذ میشود. ازدواج فرایندی یا ازدواج چند مرحلهای حداقل از سه مرحله تشکیل شده است. مراحل «آشنایی»، «نامزدی» و «عقد» سه مرحله یا سه گام اصلی ازدواج فرایندی هستند.
ممکن است برخی بر این تصور باشند که ازدواج فرایندی یک جور ازدواج مدرن است و ازدواج تک مرحلهای ازدواج سنتی است اما به نظر میرسد که هم افراد سنتی و هم افراد متجدد اکثراً درگیر ازدواج تک مرحلهای هستند و افراد بسیار اندکی هستند که نگاه فرایندی به ازدواج داشته باشند. اگر ازدواج را شامل سه مرحله اصلی آشنایی، نامزدی و عقد بدانیم، افراد سنتی معمولاً اهمیت بیشتری به دوران عقد میدهند. خانوادههای سنتی معمولاً مرحله آشنایی و نامزدی را در یک زمان بسیار کوتاه پشت سر میگذارند تا خطبه عقد خوانده شود و از آنجا به بعد با خیال راحت به دختر و پسر فرصت و مجال میدهند تا باهم آشنا شوند و نامزدی را تجربه کنند و عقد هم که هستند.
به عبارت دیگر برای افراد سنتی دوران عقد از اهمیت ویژهای برخوردار است و دو مرحله آشنایی و نامزدی بسیار فشرده و مختصر میشود و قصد بر آن است که به سرعت از این دو مرحله عبور شود چرا که خانوادههای سنتی بیشتر بر این اعتقاد هستند که مرحله آشنایی یا مرحله نامزدی به گونهای ممکن است منجر به سوء استفاده و مسایل دیگری شود که آنها با کاهش زمان سعی در پیشگیری از آنها دارند.
اما متجددین بیشتر بر این عقیدهاند که دوران آشنایی مهمتر است و به آن اهمیت ویژهای میدهند. معمولاً در این گونه خانوادهها دوران آشنایی را طولانی میکنند در آشنایی طولانی مدت نامزدی مدت نامزدی و عقد هم اگر به طور غیررسمی هم اتفاق افتاد از نظر آنها قابل پذیرش است. اما قرار دادن نامزدی و عقد در دوران آشنایی همانند قراردادن آشنایی و نامزدی در دوران عقد است و هیچ تفاوتی ندارد. هرگونه خلاصهسازی و مختصرسازی این مراحل منجر به تک مرحلهای شدن ازدواج میشود. همانطور که ملاحظه میکنید هر دو گروه دارای نگاه تک مرحلهای به ازدواج هستند حالا یک گروه دوران عقد را برجسته میکند و دیگری دوران آشنایی را.
جالب اینجاست که مراسم و سنن ما ایرانیان مبتنی بر نگاه چند مرحلهای و فرایندی به ازدواج است اما رفتار و عرف اجتماعی ما اکثراً مبتنی بر رویکرد تک مرحلهای به ازدواج است. مراسم مربوط به خواستگاری، نامزدی و عقد نشان از وجود مراسم و سنن فرایندی است اما فشرده سازی و تأکید بر یکی از این مراحل و حذف یک یا دو مرحله، نشان از رفتار و نگاه تک مرحلهای متجددین و سنتیهای ما ایرانیان دارد.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
یکی از این موضوعات عینی و ملموس که شاید هیچکس نتواند به اندازه رهبر انقلاب در ارتباط با آن رهنمودهای شفاف و روشن ارایه کند، مسأله مهم و حساس و دقیق «حجاب» است و جالب این که حجم اهتمام و گفتار ایشان در این موضوع بر خلاف توقع و انتظار بسیار قابل توجه است.
ایشان از این زاویه با استفاده از تعبیر دقیق و گویای «نقشه انسانی عالم» با نگاهی حکیمانه و رویکردی تمدنی به تحولات اجتماعی بشری مینگرند و مسأله زن را پیش از بحث حجاب به عنوان پایه چالشهای بعدی چون حجاب مطرح می کنند: «وقتی ما به نقشه انسانی عالم و جوامع بشری نگاه می کنیم ـ هم جوامع اسلامی مثل کشور خودمان و سایر کشورهای اسلامی، هم جوامع غیر اسلامی و از جمله جوامع به اصطلاح متمدن و پیشرفته ـ میبینیم که در همه این جوامع، متأسفانه مسألهای به نام مسأله زن همچنان وجود دارد».
و سپس از همین نقطه بحث اساسی و محوری خانواده را که زنان رکن اصلی آن به شمار میآیند، با اشاره به برخی آمار و اطلاعات جدید درباره مشکلات مربوط به خانواده در سطح جهان، به بحران جدی دنیای معاصر در همه نقاط جهان به ویژه کشورهای غربی و صنعتی اشاره دارند و ریشه آن را خطای راهبردی در تعریف نقش زن و روابط او ارزیابی میکنند: «مسأله خانواده که امروز یک مشکل اساسی در دنیاست، از کجا ناشی میشود؟... اگر این یک قلم مسأله خانواده را شما در دنیا بررسی کنید و این بحرانی را که در مسأله خانواده وجود دارد درست مورد توجه و کاوش قرار بدهید، میبینید که این ناشی از آن است که مسائل مربوط به ارتباطات دو جنس و همزیستی دو جنس و روابط دو جنس حل نشده یا به تعبیر دیگری، نگرش نادرستی است».
زن، آن بخش زیبای آفرینش بشر است. این بخش زیبا به طور طبیعی با اندکی در پرده بودن همراه است، این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانی است. این پرده را دریدن و آنچه را باید با نظم و قانون پیگیری شود ـ آن نیاز غریزی انسانی، چه در زن و چه در مرد ـ بیقانون و بینظم در جامعه رواج دادن، بزرگترین خیانتی است که در درجه اول به زن و در درجه بعد به همه بشریت ـ زن و مرد انجام گرفته، این کار را سیاست های غربی کردهاند.
ایشان با تأکید بر جایگاه زن در تفکر اسلامی از اهتمام شگفت رسول گرامی اسلام ـ صلىاللهعلیهوآله ـ به این مسأله یاد میکنند و بوسیدن دست فاطمه زهرا ـ سلاماللهعلیها ـ توسط آن حضرت را چیزی بسیار بالاتر از یک رابطه عاطفی و شخصی و نشانه جایگاه والای زن در اندیشه اسلامی می دانند و با این تعبیر که «اسلام به خانواده اهمیت میدهد» به جایگاه زن در خانواده و سپس ترکیب محیط اجتماعی میپردازند: «مسأله زن واقعاً مسأله مهمی است... نقش زن در خانواده، در اجتماع، ارزش و اهمیت زن و اموری از این قبیل، چیزهایی است که ما حقیقتا به آنها کم پرداختهایم و از این کم پرداختن خسارت هم میبینیم».
آنگاه از این خاستگاه با قاطعیت و صراحت کامل از تشریع حجاب و دیدگاه اسلام در این زمینه دفاع میکنند و بلکه از این بالاتر، میکوشند تا موضع جمهوری اسلامی در جنگ فرهنگی و نرمستیز فکری موجود را از یک موضع انفعالی برای پاسخگویی به یک موضع جدی و فعّال و پرسشگر تبدیل کنند: «در مسأله زن ما از دنیا طلبکاریم، ما مدعی دنیاییم... این ما نیستیم که باید از موضع خودمان دفاع کنیم، این فرهنگ منحط غرب است که باید از خودش دفاع کند».
«در مسأله زن ما از دنیا طلبکاریم، ما مدعی دنیاییم... این ما نیستیم که باید از موضع خودمان دفاع کنیم، این فرهنگ منحط غرب است که باید از خودش دفاع کند».
ایشان با این رویکرد تعریفی انسانی و همهفهم و معقول از زن در دیدگاه اسلام به دست میدهند و بر این اساس به تحلیل استراتژی روانی و تبلیغی کلان غرب در حوزه فرهنگ میپردازند و به موضوعی اشاره میکنند که شاید بدون روشنگری درست آن هرگز نتوان به نتیجه چشمگیری درباره بحث حجاب رسید: «زن، آن بخش زیبای آفرینش بشر است. این بخش زیبا به طور طبیعی با اندکی در پرده بودن همراه است، این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانی است. این پرده را دریدن و آنچه را باید با نظم و قانون پیگیری شود ـ آن نیاز غریزی انسانی، چه در زن و چه در مرد ـ بیقانون و بینظم در جامعه رواج دادن، بزرگترین خیانتی است که در درجه اول به زن و در درجه بعد به همه بشریت ـ زن و مرد انجام گرفته، این کار را سیاست های غربی کردهاند.
آن طور جنس زن را ـ یعنی همان بخش زیبا و لطیف و در پرده وجود بشر را ـ برای شغل، برای تبلیغات، برای کار به میدان کشاندن، از لبخند او، از زیباییهای او، از جسم او، از چهره او برای ترویج فلان جنس بیارزش و پست، برای به دست آوردن پول استفاده کردن، این چیزها را هم دنبال خودش دارد، طبیعی است».
حجاب
ایشان با این رویکرد، به روح تشریع حجاب در احکام اسلامی یعنی تکریم و تجلیل زن اشاره میکنند و با تعبیر دقیق و مختصر «حجاب زن، تکریم زن است» به سرنوشتی که فرهنگ غربی برای زن رقم زده است، اشاره مینمایند و بهرغم آنکه منکر تجربههای مثبت فرهنگ غرب نیستند، وضعیت آشفته زن در جهان امروز را مورد بررسی قرار میدهند: «زن در فرهنگ و دنیای غربی به ابتذال کشانده و تحقیر و به او اهانت شده است... زن برای اینکه شخصیت خودش را نشان بدهد، باید برای مردان چشمنواز باشد. این شد شخصیت برای یک زن؟
باید حجاب و عفاف را کنار بگذارد، جلوهگری کند تا مردها خوششان بیاید، این تعظیم زن است یا تحقیر زن؟... یکی از نشانههای مردسالاری غربیها همین است که زن را برای مرد میخواهند؛ بنابراین، میگویند زن آرایش کند تا مرد التذاذ ببرد. این مردسالاری است، این آزادی زن نیست. این در حقیقت آزادی مرد است. میخواهند مرد آزاد باشد، حتى برای التذاذ بصری، برای همین، زن را به کشف حجاب و آرایش و تبرّج در مقابل مرد تشویق میکنند».
با این مقدمه صریح و روشن، تعریفی که اسلام برای زن ارایه داده آشکار می شود و آن جمع بین شرایط طبیعی و ویژگی های بشری و اختصاصی زن با ارزشها و کرامتهایی است که سعادت و نیکبختی فرد و جامعه را در دنیا و آخرت تأمین میکند و در مقابل آن حقارت و پستی، به زن عظمت و بزرگی میبخشد: «عظمت زن آن است که بتواند حجب و حیا و عفاف زنانه را که خدا در جبلّت زن ودیعه نهاده است، حفظ کند. این را بیامیزد با عزّت مؤمنانه، این را بیامیزد با احساس تکلیف و وظیفه. آن لطافت را در جای خود به کار ببرد، آن تیزی و بُرندگی ایمان را هم در جای خود به کار ببرد. این ترکیب ظریف فقط مال زنهاست، این آمیزه ظریف لطافت و برندگی، ویژه زنهاست؛ این امتیازی است که خدا به زن داده است».
حال آیا دیدگاه اسلامی چنین زنی را در چنین محیط و جامعهای به انزوا و پنهان شدن دعوت میکند یا برعکس، با حفظ کرامت و جایگاه والای او نقشهای برجستهتر اجتماعی برای او رقم میزند؟ رهبر انقلاب با ذکر نمونههای عینی و مقایسه شرایط در دوران طاغوت و تحولات گسترده پس از انقلاب تأکید میکنند که نه تنها حفظ حجاب به معنی انزوا و حاشیهنشینی زن نیست، بلکه برعکس زن در چنین دیدگاهی از یک عنصر حاشیهای و تزئینی به یک عنصر تعیینکننده و فعّال و مؤثر تبدیل میشود و این چیزی است که امروز جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگویی برای دیگر جوامع عرضه میکند.
بدین ترتیب ایشان صراحتاً حجاب را در متن حضور اجتماعی پویا و جدّی زن تعریف میکنند: «مسأله حجاب به معنای منزوی کردن زن نیست، اگر کسی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد، برداشتش کاملاً نادرست و انحرافی است... حجاب به هیچ وجه مزاحم و مانع فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و علمی نیست».
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
شادگان ابتکار : همان طور که خانم ها اصولا از مردهایی که مدام از زنان دیگر صحبت می کنند یا زنان زیادی با آنها تماس برقرار می کنند، خوششان نمی آید، مسایلی هم هست که مردها دوست ندارند و به خاطر آنها حاضرند قید ازدواج با شما را بزنند.
برای اینکه بزرگ ترین اشتباهات آداب معاشرت را بشناسید و بدانید چه مسایلی باعث ناراحتی و بی حوصله شدن مردان در طول قرارهای ملاقات می شود، مطلب زیر را مطالعه کنید.
چه چیزی می تواند یک آشنایی بالقوه بسیار خوب را خراب کند؟ فراموش کردن اصول اخلاقی مهم در قرار ملاقات های ابتدایی! همان طور که خانم ها اصولا از مردهایی که مدام از زنان دیگر صحبت می کنند یا زنان زیادی با آنها تماس برقرار می کنند، خوششان نمی آید، مسایلی هم هست که مردها دوست ندارند و به خاطر آنها حاضرند قید ازدواج با شما را بزنند. به طور مثال، پرسیدن سوالات خیلی شخصی وقتی هنوز در اولین جلسات آشنایی هستید.
تشکر نمی کنید
درست است که تنظیم دیدارها و ترتیب دادن مقدمات آن به عهده داماد و خانواده او است اما قرار نیست شما هم نقش یک شاهزاده را ایفا کنید. اگر قبل یا بعد از جلسه خواستگاری، دیداری در خارج از خانه دارید، یادتان باشد از این که وقت و هزینه ای برای این دیدار متقبل شده تشکر کنید. شاید اضطراب و هیجان و شرم مانع از این شود که آداب معاشرت را به درستی به جا بیاورید. اما باید بدانید که تشکر نکردن یکی از بزرگترین اشتباهات ممکن برای از چشم دیگری افتادن است. همسر آینده شما انتظار ندارد صورت حساب را پرداخت کنید، اما انتظار دارد هنگام خداحافظی حداقل یک تشکر ساده بکنید. یا حتی فردای آن روز از طریق پیامک تشکر کنید.
شروع یک مکالمه بحثبرانگیز
در هنگام مکالمات، به تمایل طرف مقابل برای گفتگو توجه کنید. او را با زیاد سخنرانی کردن و تعربف کردن از خود در موضع ضعف قرار ندهید. همیشه موضوع های آرام و دوطرفه برای صحبت های خود انتخاب و از بحث و منفی بافی دوری کنید. بگذارید بحث بین هر دو شما در جریان باشد. متکلم وحده بودن و مسلسل وار از خود و خانواده تان گفتن، فقط داماد آینده را کلافه می کند.
صحبت در مورد نامزد سابق
به هیچ عنوان کار درست و عاقلانه ای نیست که در مورد نامزد سابق خود با مردی صحبت کنید که برای نخستین بار او را ملاقات می کنید و قرار است دوستی طولانی مدتی با هم داشته باشید. این کار ممکن است باعث ناراحتی و انزجار طرف مقابل بشود و دیگر هرگز با شما تماس نگیرد زیرا تصور می کند اگر یک روز از او جدا شوید، در مقابل مرد دیگری خواهید نشست و او را مسخره خواهید کرد. اگر حرفی برای گفتن ندارید، بهتر است اصلا حرفی نزنید.
مدام چک کردن موبایل
اگر فکر می کنید که تلفن همراه شما قرار است مدام زنگ بخورد یا پیامک برسد و شما مجبور به پاسخ هستید، بهتر است آن را خاموش یا سایلنت کنید. مردها اصولا از زن هایی که مدام تلفنی با دوستان خود صحبت می کنند و برای روزهای آینده برنامه ریزی می کنند، خوششان نمی آید. اگر تلفن کاری مهمی دارید که در طول قرار باید پاسخ بدهید، بهتر است از قبل آن را به طرف مقابل بگویید و پیشاپیش از هر گونه وقفه ای عذرخواهی کنید.
بیشتر از حد لازم ماندن
در قرارهای اول و ملاقات های آشنایی معمولا ساعت ها همچون چند دقیقه کوتاه می گذرند. اما باید حواستان به ساعت باشد. اگر مردی مدام به ساعت خود نگاه کرد، خمیازه کشید یا در مورد مشغله ای که فردا صبح دارد صحبت کرد، زمان رفتن فرا رسیده است و باید مودبانه خداحافظی کنید و بروید تا یک قرار مهم به یک کابوس ناراحت کننده تبدیل نشود.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
مشکل اساسی این شیوه ی آشنایی این است که چون افراد در آن با هم ارتباط رو در رو و حضوری ندارند، شناخت، منحصر به گفته های افراد می شود. از آنجایی هم که اغلب نوجوانان و جوانان احساسی و عاطفی هستند به سخنان غیر واقعی فرد مقابل و تناقض های گفتاریش توجه نداشته و پس از گذشت مدتی به فرد مقابل علاقه مند می شوند.
در اغلب موارد ارتباط از چت روم به ارتباط تلفنی مبدل می شود. این ارتباط همچنان ادامه مییابد و طرفین هر روز بیشتر شیفته ی گفتار و بیان یکدیگر می شوند بدون آنکه حتی بدانند ظاهر همدیگر را می پسندند؟ شیوه رفتاری طرف مقابل از نظرشان مورد قبول است یا حتی جایگاه اجتماعی آنها و خانواده شان تناسبی با هم دارد یا نه.
شاید بگویید که روابط می تواند از این هم پیشرفته تر شده و وارد مرحله ارتباط رو در رو شود. به هر حال موارد زیادی اتفاق افتاده که دو طرف پس از ملاقات، با دیدن یکدیگر شوکه شده و متوجه می شوند که هیچ سنخیتی با هم ندارند. اما چون پیش تر دلبسته و عاشق هم شده اند یا در بهترین حالت به هم عادت کرده اند، پذیرش واقعیت برایشان سخت می شود. این افراد حتی گاهی به سبب ترحم و یا ترس از نفرین وتهدید فرد مقابل و ... به ازدواج با او تن می دهند. لذا آشنایی از طریق چت راه مطمئن و معقولی نیست.
اینترنت محیطی مجازی است و خیلی ها به چشم سرگرمی به آن نگاه می کنند و زندگی ایده آل یا حتی فانتزی شان را در آن به تصویر می کشند. از معرفی خود با یک جنسیت دیگر گرفته تا ادعای تحصیلات و موقعیت خاص
بنابراین آسیب های این روش آشنایی را می توان در چند گزینه خلاصه کرد
ـ معمولاً کسانی چت را انتخاب می کنند که به دلایلی نمی خواهند دیده و کاملاً شناخته شوند. بنابراین ارائه اطلاعات غلط توسط یکی از طرفین به دیگری، درصد بالایی را به خود اختصاص می-دهد.
ـ افراد در این نحوه آشنایی چون فقط از فرد مقابل خوبی میشنوند او را کاملاً آرمانی و خوب تصور میکنند چون روابط در این نوع از آشنایی براساس احساسات است.
ـ چت اعتیادآور است و معلوم نیست شخص با چند نفر در ارتباط بوده و هست. پس فرد را در آینده دچار سوءظن و سلب اعتماد می کند.
ـ این مورد را هزار بار شنیده اید. ما هم برای بار هزار و یکم تاکید می کنیم که اینترنت محیطی مجازی است و خیلی ها به چشم سرگرمی به آن نگاه می کنند و زندگی ایده آل یا حتی فانتزی شان را در آن به تصویر می کشند. از معرفی خود با یک جنسیت دیگر گرفته تا ادعای تحصیلات و موقعیت خاص.
ـ در این گونه ارتباطات، شناخت جدی امکان پذیر نیست. چون دو طرف مراقب خود هستند و طبیعی است که فهرستی از معایب خود را در اختیار دیگری قرار نمی دهند.
ـ این ارتباط که ماه ها بدون هیچ آشنایی واقعی به طول می انجامد، می تواند فرد را درگیر توهمات و واقعیات ساختگی کند.
ـ در این روش آشنایی فقط یک یا دو تا از حواس افراد درگیر می شود. به همین دلیل اطلاعات غیر کلامی از فرد رو به رو ندارند.
ـ معمولاً خانوادهها از این گونه آشناییها و ازدواجها حمایت نم یکنند.
مزایای آشنایی اینترنتی
ـ بعد از آنکه گفتگوهای رسمی در چند جلسه با اطلاع خانواده ها انجام شد، چت می تواند راه مناسبی باشد برای تکمیل بحث یا مواردی که قبلاً از یاد برده اید. باید در نظر داشت که چت کردن بدون تشریفات انجام می شود و زحمت بیرون رفتن را به شما نمی دهد.
ـ با اخلاقیات و فرهنگ عموم مردم آشنا می شوند.
ـ چون در فرهنگ ایرانی موانع زیادی برای ارتباط طولانی قبل از ازدواج بین خانواده های جوانان وجود دارد و جوانان نمی توانند با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند استفاده از این ابراز برای آشنایی پیش از ازدواج مطلوب و مفید خواهد بود. البته در صورتی که همه در بیان اطلاعات و خصوصیات خود صادق باشند.
- ازدواج اینترنتی در یک صورت می تواند موفق باشد که صرفاً نقش واسطه (معرف) را ایفا کند و دو طرف به شدت مراقب دلبستگی ها و شیدایی ها باشند و کر و کور نشوند که البته همین نوع ازدواج هم دو تا مشکل دارد که باید به آنها توجه کرد:
1. در ایران به طور معمول، والدین جوانان زیر بار چنین ازدواجی نمی روند.
2. حضور در چت روم و ارتباط با جنس مخالف ممکن است پس از ازدواج، عامل سلب اعتماد طرفین از هم شود.
استفاده از اینترنت برای همسریابی ظاهراً آسان ترین راه تشکیل زندگی مشترک به نظر می رسد اما واقعیت این است که فضای نامطمئن مجازی نمی تواند ملاک دقیق و قابل اعتنایی برای یافتن یک شریک دائمی به حساب آید.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
استقلال
این یکی از شایعترین دلایل حفظ استقلال است. به نظر میرسد این روزها خانمها بیشتر از آزادی خود لذت میبرند. آنها فکر می کنند ازدواج استقلال شان را به مخاطره می اندازد و با مسئولیت های جدید و تعهدهای خانوادگی محدودشان می کند. بنابراین مجبورند از کار و تحصیل و علایقشان فاصله بگیرند. تصوری که البته اشتباه است. ازدواج ممکن است سبک زندگی شما را عوض کند اما با انتخاب درست می توانید همسری داشته باشید که حامی استقلال شما و فعالیت هایتان باشد نه مخالف آن.
اوقات تنهایی
بعضی از زنان وقت گذراندن برای خودشان را یکی از دلایل عدم تمایل به ازدواج می دانند. تجرد طولانی مدت برای عده ای باعث می شود انزوا و تنهایی شان را به هر چیزی ترجیح بدهند. این عده عموما سازگاری خوبی ندارند و به راحتی با دیگران کنار نمی آیند.
روابط قبلی
تجربیات بد از ازدواجهای قبلی گاهی یکی دیگر از دلایلی است که خانمها را از ازدواج دور میکند. نه فقط ازدواج، روابط عاطفی شکست خورده و دوستی های ازبین رفته و بی اعتمادی ناشی از آنها مانع از وارد شدن آنها به یک رابطه طولانی مدت می شود. تجربیات تلخ دیگران هم گاهی مزید بر علت می شود تا زن ها قید ازدواج را بزنند.
چطور با این ترس ها مقابله کنید؟
برای خودتان تعیین کنید که دقیقا از چه چیزی میترسید: بیشتر افراد از خود ازدواج نمیترسند، از حواشی و آن ترس دارند. برای مقابله با این ترس بدترین تصویر ذهنی که نگرانتان می کند و باعث می شود از ازدواج بترسی، در ذهن خود مجسم کنید و سعی کنید حربه های مقابله با آن را برای خود تعیین کنید. این که چطور می توانید از این اتفاق پیشگیری کرده و در صورت وقوع چطور باید با آن برخورد کنید.
مشورت بخواهید: از هر کسی که در زندگی مشترک خود موفق است بخواهید تا درباره ترس ها و نگرانی هایی که قبل از ازدواج داشته و موفقیت هایی که در مقابله با آنها یا حل و فصل شان به دست آورده برایتان صحبت کند.
قبل از ازدواج توجه کنید: ترس های شما تا حد زیادی با انتخاب همسر مناسب تان از بین می رود. نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شریک زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریکتان متوجه نیازهای شما میشود و هم می توانید در رابطه خود موفق تر به پیش بروید.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل
انسانی که برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می کند که در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد.
چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود که انسان به نیازهای روانی خود در کنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران، بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد. این نوع برخوردِ احترام آمیز، به دور از پرخاشگری، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد.
برخورد مبتنی بر حیا، نه شرم و خجالت
بهتر است در ابتدا به تفاوت دو اصطلاح " شرم " و " حیا " بپردازیم. شرم که بیشتر مترادف با خجالت کشیدن و یا کناره گیری کردن است، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یک برخورد اجتماعی. فردی که دچار شرم است، در یک موقعیت اجتماعی خاص نمی تواند رفتار مناسب و مطلوب از خود نشان دهد.
اصطلاح دیگر حیاست. حیا ، یک صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی که خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد.
حیا در حقیقت نوعی توانایی است، در حالی که شرم یا خجالت، نوعی ناتوانی به شمار می آید. انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد، دچار شرم است؛ در حالی که وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر، مادر، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین کاری نیز برمی آید، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری کرده، آن را انجام نمی دهد، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است. با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیا با جنس مخالف را از یکدیگر تفکیک کنیم. برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است، در حالی که برخورد مبتنی برحیا، برخوردی خویشتندارانه و ارادی است.
کسانی هستند که در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگر انواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند. پسری که به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می کند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری که در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح کلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفکر بیان نماید، مصداق چنین برخوردی هستند. چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد.
برخوردی به دور از اضطراب و هیجان
این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب، عجولانه رفتار کردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود. هیجان که یک حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی که نام بردیم اعم از ترس، خوشحالی، عصبانیت، عجله و امثال این هاست.
هر چند که هیجانات اجزای لاینفک رفتار انسانی هستند ، ولی باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتار مناسب ، تحت کنترل در آیند.
برخورد با جنس مخالف به شکل هیجان زده، می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد. به طور کلی، توصیه روان شناسان به انسان، کنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است. این توصیه، از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست.
برخوردی به دور از پرخاشگر
پرخاشگری ، تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یک شیء و یا شخص دیگر. برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعه ی ما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است.
پسری که برای نشان دادن توجه خود به یک دختر، با موتور و یا ماشین از کنار او به سرعت می گذرد و او را دچار ترس می کند ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است. پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشکلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد کند.
دوستی دختر و پسر
پرخاشگری که سرچشمه ی آن یک تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد، ممکن است به صورت اعمالی که به نحوی فرد مقابل را ناراحت می کند و یا می رنجاند و نیز گفتن کلماتی که به نوعی آزار دهنده است، تجلی داشته باشد.
گاهی برخی از افراد ، برخوردهای غیر عادی و ناپخته ای از خود نشان می دهند که به لحاظ فرهنگی، تحول هوشی و تحول شخصیتی، آنان را در سطحی بسیار پایین و مبتذلی قرار می دهد. متلک گویی، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است.
کناره گیری از معاشرت های افراطی
افراط در معاشرت ، معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ی ارتباط بین دو جنس می باشد . این رابطه بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود که دارای یک فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر پیش از ازدواج ، با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یکدیگر ، و یا زمینه سازی برای کسب تجربیات عملی برای انجام یک ازدواج موفق صورت می گیرد.
میهمانی ها، جشن تولدها، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعی که معمولاً بستر و محمل چنین روابطی است، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود. چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امکان پذیر نیست و این نکته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می کند، زیرا یک فرهنگ در درون خود دارای انسجام است و ما نمی توانیم فرهنگ را به شکل مخلوط و بدون انسجام و برگرفته از جوامع مختلف به کار گیریم.
برخوردی در چارچوب ضوابط شرعی
رابطه دو جنس مخالف باید همواره در چارچوب ضوابط شرعی و با رعایت احکام نورانی شرع باشد . بدین معنا که بسیاری از روابط گسترده و بی حد و مرز شارع مقدس توصیه نمی کند، بلکه همواره زنان و مردان را از ورود به آن محدوده ها پرهیز می دهد . نگاه ، گفت و گو های طولانی مدت بی هدف ، آرایش نامناسب ظاهری ، تماس های بیش از حد متعارف از جمله این موارد است .
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
شادگان ابتکار : بالاخره روابط دختر و پسر چگونه باید باشد؟ برخی می گویند اصلا چه لزومی دارد روابط داشته باشیم؟ و برخی دیگر روابط کاملا آزاد را تجویز می کنند... نظر شما چیست؟
اگر کسی به شما بگوید کلاً رابطه بین دو جنس ممنوع است نه تنها مسلمان نیست بلکه به عقلش هم شک کنید!!! در دین مبین اسلام ، که برای همه شئون بشر برنامه جامع دارد برای روابط بین دو جنس بشر نیز حساسیت به خرج داده شده است و برای آن ضوابطی تعیین شده از جمله:
شناخت واقعیت های جنس مخالف: اول باید بدانیم که او نیز انسانی چون ماست که دارای ویژگیهای مثبت و منفی ، توانایی و ضعف و خصوصیات اخلاقی مثبت و منفی است. نباید ناراحتی ما از اعضای خانواده منجر به تصوری ایده آل و غیرواقعی از جنس مخالف شود.
شاهزاده ی رؤیایی! : خیالبافی افراطی درباره جنس مخالف به واقع بینی شما لطمه می زند. حواستان باشد آنقدر درباره اش رویاپردازی نکنید که کم کم خودتان هم خیالات خودتان را واقعیت بپندارید!
ترس؟هیجان؟خصومت؟ هیچکدام!! باور کنید جنس مخالف شما نه دیوه نه فرشته! نه به آن شوری که تمام افراد غیر همجنس تان را وحشی و سوء استفاده گر بدانید نه به این بی نمکی که یکطرفه و در ذهنتان او را فرشته و عالیترین انسان بدانید.
کنترل خونسردی و صلابت شخصیت در مقابل او: تو یک انسانی و محترم، او نیز یک انسان است و دارای ارزش و احترام. پس وقتی با هم روبرو می شوید مثل دو انسان محترم ارزشمند رفتار کنید بدون اینکه هیجان زده شوی و دستپاچه از اینکه با جنس مخالفت روبرو شدی ، یا از آن طرف خیلی خودت را دست بالا بگیری که انگار فقط خودت محترمی!
دینت کجای این روابطه؟ حدود شرعی که درباره محرم و نامحرم در اسلام وارد شده است برخلاف نظر بعضیها، به حفظ احترام متقابل کمک می کند. می پرسید چگونه؟ وقتی شما بر اساس الگوی دینت ، چارچوب رفتاری را تعیین می کنی درواقع به طرف مقابلت می گویی من با تو مثل یک انسان رفتار می کنم و روابط ما نیز انسانی است نه بر اساس شهوت و جنسیت. خود شما می پسندید که به چشم یک انسان نگریسته شوید یا یک شئ جنسی؟
روابط پنهان؟ اگر قصد، ازدواج است چرا نباید خانواده ها در جریان قرار گیرند؟ فقط یک درصد احتمال بدهید که این آشنایی منجر به ازدواج نشود آنگاه تکلیف نامه ها، عکس ها و .... چه می شود؟ یا از کجا مطمئنید که شما اولین و آخرین نفر در زندگی این فردی هستید که با شما روابط پنهانی دارد؟ از کجا از روابط پنهانی او با دیگران – چه قبلاً چه در آینده و چه حتی همزمان با خودتان – خبر دارید؟
روابط دختر و پسر
روابط صمیمانه قبل از عقد؛ نظر شما چیست؟ آشنایی و شناخت قبل از ازدواج، هم ازنظر عقل و هم از نظر شرع مقدس اسلام نه تنها جایز بلکه بسیار لازم است. اما این شناخت باید تحت نظر خانواده و بر اساس موازین اسلام باشد. و آنگاه پس از انتخاب بر اساس شناخت است که مهر و صمیمیت بین زوجین پس از عقد روز به روز بیشتر می شود وگرنه صمیمیتی که از شناخت متقابل سرچشمه نگرفته باشد ، بیشتر احساس و شوری ناشی از غلیان شهوت است که زود هم به سردی می گراید.
از همین رو پیامبر اکرم(ص) ارتباط زن و مرد نامحرم را نهی کردند و فرمودند: «هر مرد ی که با زن نامحرمی دست دهد ، دچار غضب الهی شود و هر کس با زن نامحرمی همراه شود و در جای خلوتی قرار گیرد ، در زنجیری از آتش قرار خواهد گرفت»
نداشتن روابط سبک، خودنمایی، و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف: در روانشناسی، اینگونه رفتارها نشانه عدم رشد کافی شخصیت در انسان است. انسانی که به لحاظ شخصیتی به سطوح بالاتر دسترسی پیدا می کند، بر اساس اصول و ضوابط عقلانی و انسانی عمل می کند نه برای جلب توجه دیگران.
خانواده از ازدواج زن و مرد به وجود می آید . و به دنبال این ارتباط است که بقای نسل حاصل می شود. اما اگر این روابط دختر و پسر شکل و قانون مناسبی نداشته باشد صرفاً بستری برای ارضای شهوت می باشد و آرامش و انسجام خانواده را متزلزل می کند.
پیامدهای روابط دختر و پسر
پیامدهای روابط دختر و پسر-یکی از پیش نیازها و کلیدهای موفقیت و آرامش در زندگی، آشنایی با روانشناسی ارتباطات و آگاهی از فنون و تکنیک های ارتباطی با گروههای مختلف اجتماعی بویژه گروه غیر همجنس می باشد.عدم تعریف روابط سالم و هدفمند بین گروههای غیر همجنس با تأکید بر رویکرد دینی و فرهنگ بومی و ملی، موجب تنش ها و تلخی های آزاردهنده بین اعضای خانواده بخصوص بین والدین و فرزندان نوجوان و جوان و نیز بروز آسیبهایی نظیر فرار دختران و پسران از خانه، ازدواج های ناموفق، دوستی های ناسالم دختران و پسران، احساس شکست و ناکامی در فرآیند این نوع دوستی ها و بدنبال آن گسترش اعتیاد، خودکشی، افسردگی، افت تحصیلی و دهها معضل و مشکل دیگر در بین لایه های مختلف اجتماع گردیده است.
بنابراین بازکاوی و تبین روابط دختر و پسر یکی از ضروریات بسیار مهم جامعه امروز ما به شمار می آید.
سه نوع روابط بین دختر و پسر وجود دارد:
در یک تقسیم بندی کلان سه نوع رابطه در جامعه امروز مابین گروههای غیر همجنس مشاهده می شود:
1-اولین گروه از روابط دختر و پسر، گروهی که بدون شناخت از مهارتهای ارتباطی و صرفاً با انگیزه های عاطفی، احساسی و البته با هدف ازدواج وارد عرصه روابط با جنس مخالف شده و با انگیزهی شناخت بیشتر و آمادگی بهتر برای زندگی برتر! بر گستره و گرمی روابط می افزایند. و در این مسیر دیدارهای روزانه، گفتگوی تلفنی شبانه، پیامکهای مستمر عاشقانه! و آرزوها و رؤیاهای کودکانه همه ذهن و زندگی دو طرف بخصوص، دختران را که عاطفیتر و زود باورترند را در برگرفته و در توهماتی افسانه ای فرو می غلتند. اما دیری نمی پاید که واقعیت ها چهره خشن خود را نمایان ساخته و واقعه تلخ مذکور بارها و بارها تکرار می شود.
فرایند معیوب مذکور زمانی رخ می دهد که دختر و پسر می توانند بدون طی کردن راههای پرخطر، بعد از تحصیل شرایط ازدواج، از طریق یک رابط واسط مجرب و متعهد که ازدواج کرده و در روابط زناشویی، فردی موفق و خوشبخت می باشد استفاده کرده و به راحتی می توانند فرد را هم تا حدّ هشتاد درصد شناسایی کنند. بدون اینکه دامنه حرارت علاقه و شور و هیجان ارتباط بین آنها گسترش یافته و دلبستگی موجب به حاشیه رانده شدن عقل در تصمیم گیریها شود؛ همسر آینده خود را بهتر و دقیق مورد شناسایی قرار دهند. البته بعد از شناخت کلیات و تأیید رابط و واسط و خانواده شان، در نشست ها و روابط سالم و آشکار (و نه پنهان) در منزل و منظر والدین دختر، جزئیات هم روشن شده و گام های محکم و مطمئن خود را به سوی ازدواجی پایدار و ماندگار و عشقی مبتنی بر عقل (و نه احساسی ناپایدار و کودکانه) بر می دارند.
2- گروه دوم روابط دختر و پسر، دختران و پسرانی هستند که نه برای ازدواج که صرفاً برای به اصطلاح دوستی و گذران اوقات فراغت و ارضاء نیازهای عاطفی خود و کسب تجربیاتی نو و تزریق شور و نشاط و هیجان به زندگی تکراری، به طرح دوستی و رابطه می پردازند.
روابط دختر و پسر
این گروه ممکن است روزهای آغازین نسبتاً خوشی را با هم سپری کنند. اما وابستگی و علاقه ی توأم با تماسهای تلفنی، پیامک های مهیج و گفتگوها و دیدارهای پرخاطره تبادل هدایا و احساسات، این دوران را به فرآیندی غیرقابل بازگشت تبدیل نموده و دختر و پسر بدون تماس با یکدیگر (به شکلهای مختلف) دچار نوعی احساس کمبود، کلافگی، بی حوصله شده و استرس و اضطراب و نگرانی، خوراک روزانه شان می شود.
برای مثال،پسر جوانی بعد از مواجه شدن با مخالفت والدین دوست دخترش برای ادامه ارتباط و انجام ازدواج با پاشیدن اسید به روی دختر ساده لوح (که او را عاشق خود می دانست) زندگی و زیبایی او را لگدمال کرد.
این گروه بدلیل غیر همجنس بودن نمی توانند برای همیشه دوستی خود را ادامه بدهند. چرا که بعد از ازدواج پسر یا دختر با فرد دیگری، قطع رابطه قطعی شده و طرفی که شاهد این ازدواج است، دنیایی پر از درد و حسرت و اندوه و احساس حقارت خواهد داشت. و آنکه ازدواج می کند، گاهی همسرش را با دوست غیرهمجنس خود مقایسه نموده، بین آن رؤیاهای شیرین و این واقعیت های نسبتاً تلخ و گزنده، گرفتار شده و زندگی را بر خود و همسرش تیره و تاریک نموده و با مرگ عاطفی(طلاق غیررسمی) هم آغوش می شوند.
هر چه دوستی ها و روابط دختر و پسر قبل از ازدواج بیشتر و گسترده تر، درگیریها و تنش های بعد از ازدواج بیشتر، پس هیچ آدم عاقل و دوراندیشی به دوستی ها و در واقع دشمنی های قبل از ازدواج تن نمی دهند.در این گروه از روابط دختر و پسر،نیز همچون گروه اول افراد از نظر فعالیت های درسی دچار افت تحصیلی شده و به لحاظ روحی و روانی از بی ثباتی و ناآرامی و افسردگی رنج می برند.در این نوع از روابط دختر و پسر خوشی های کودکانه ی خیابانی. و تلفنی و ... به سرعت به پایان می رسد و زمستانی سرد و پر درد و حسرت فرا می رسد. از نظر اجتماعی نیز بین دوستان، آشنایان و خویشان، شکست سختی را متحمل شده و نگاه دیگران به این گروه، نگاهی توأم با بی اعتمادی و بدبینی خواهد بود.
به لحاظ اخلاقی بی مبالات و نیز در بعد اعتقادی دچار تردید و دودلی در انجام فرایض دینی می شوند. چرا که همواره احساس گناه (رابطه عاطفی، شخصی، تحریک آمیز با نامحرم از نظر شرعی حرام و از نظر روانشناختی باعث خود کم بینی و بی ثباتی و استرس می شود) نموده و خود را در انجام تکالیف شرعی، سست و شکست خورده تلقی می کنند.
3- گروه سوم از روابط دختر و پسر، دختران و پسرانی هستند که دوران خوش دوستی های قبل از ازدواجشان بسیار وحشتناکتر و سیاهتر به پایان می رسد. که در این اجمال (به جای نقل دهها حادثه و رویداد واقعی که در آرشیو نگارنده پرونده پر حجم و سنگینی را تشکیل داده است) پیامدهای شوم و ناگوار این نوع دوستی ها را با تأکید بر خلاصه چند نمونه حادثه مرور می کنیم.
* دختری بعد از افشا شدن اهداف پلید دوست پسرش! تصمیم به قطع رابطه می گیرد. اما پسر با تهدید، خواهان ادامه روابط می شود. دختر امتناع می کند. پس با همدستی دوستانش، دوست دخترش را ربوده و یک هفته در زیر زمین منزلی مورد آزار و اذیت قرار داده و رهایش می کنند و از تمامی صحنه ها عکس و فیلم گرفته و دخترک را تهدید می کنند که اگر ماجرا را با کسی یا کسانی در میان بگذارند و دردسر ایجاد کند، با تکثیر و توزیع تصاویر مذکور در سطح محله و شهر، آینده اش را به تباهی می کشند. این، همان کسی بود که روز و شبی را بدون ارسال پیامهای عاشقانه و دیدارهای عاشقانه! با دوست دخترش سپری نمی کرد. قلب های تیرخورده و هدایای گاهی گرانقیمت و گردش ها و تفریح های پر از احساس و هیجان را از اصلی ترین برنامه های زندگی خود می دانست.
*سرقت از اموال والدین و خویشان برای تأمین مخارج دوستی های خیابانی و پنهانی، بازی کردن با احساسات دختران ساده لوح و خوش باور با وعده ازدواج (پسر جوانی به 5 دختر وعده ازدواج داده و از هر 5 نفر مبالغی را به سرقت برده و صدمات حیثیتی به آنان وارد ساخته)، قتل های خانوادگی از دیگر عوارض و پیامدهای تلخ و ناگوار روابط دختر و پسر و دوستی های قبل از ازدواج است که همه روزه در جامعه روی می دهد.
*دختر جوانی، بعد از مطمئن شدن از اینکه دوست پسرش با دختر دیگری طرح دوستی ریخته. در پی تعقیب برآمد، آنان را در پارکی در حال قدم زدن دیده به خانه بازگشت درِ اطاقش را از داخل قفل کرد و گاز شهری را باز کرد و ...
* خانم جوانی با نگارنده (به عنوان مشاور خانواده) تماس گرفت و گفت: بر اساس توصیه ها و گفته های شما و معیارهایی که برای انتخاب همسر به من داده بودید. با جوانی با فرهنگ و با اصالت ازدواج کردم دو سالی است که با هم زندگی می کنیم. زندگی خوب و خوشی داریم. امّا چند روزی است که زندگی آرام و شیرینم در گرداب ناآرامی و تلخی فرو افتاده است. سر و کلّه دوست پسری که قبل از ازدواج با او مدتی رابطه عاطفی و کلامی داشتم، پیدا شده و با تهدید و ارعاب می گوید اگر با من نباشی تمامی خاطرات و با هم بودن هایمان را به همسرت خواهم گفت، چه کنم؟
این دوستی ها چه به ازدواج منجر شود و چه به جدایی ختم شود در هر دو صورت آثار و عوارض تلخ و گزنده و سیاهی را در بر دارد. لذا هیچ آدم عاقلی به صرف گذران چند روز به اصطلاح خوش امروز، فرداهای خود را تیره و تباه نمی کند.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
شادگان ابتکار : مرد و زن حین انتخاب همدیگر به تناسبههای بدنی یکدیگر توجه میکنند. اکثر ما انسانها تناسب بدنی کاملی نداریم. یک نفر چشمان درشتی دارد، دیگری انگشتان بلند و...
از نظر روانپزشکان 5 عامل در انتخاب همسر آینده شما دخیل است . به این 5 عامل توجه کنید:
1. ژن CHM
مطالعههای اخیر لکوس و دکونیگ سوئیسی نشان داده ما از نظر ژنتیکی قادر به تشخیص بو هستیم. وقتی فردی به شما میگوید بوی خوبی میدهید در واقع بدنش در حال تجزیه و تحلیل ژنهای CHM شماست. این گروه از ژنها، مسوول تدارک سیستم ایمنی هم هستند و وقتی قرار است عضوی اهدا شود، پزشکان توجه میکنند که ژنهای CHM گیرنده و دهنده یکی باشد تا عضو پیوندی پسزده نشود.
معمولا اعضای یک خانواده ژنهای CHM مشابهی دارند اما در خارج از خانواده موارد مشابه به سختی پیدا میشود. نکته بسیار جالب اینکه افرادی که ژنهای CHM آنها کاملا متضاد است جذب هم میشوند. برای اثبات این قضیه لکوس و دکونیگ تیشرتهای چند مرد را به چند زن دادند تا بو کنند و لباسی را که به نظرشان بوی جذابتری دارد انتخاب کنند. نتایج بررسیها نشان داد زنان لباسهایی را انتخاب میکنند که متعلق به مردانی است که ژن CHM آنها هیچ شباهتی به ژنهای CHM آنها ندارد.
2. تناسب
مرد و زن حین انتخاب همدیگر به تناسبههای بدنی یکدیگر توجه میکنند. اکثر ما انسانها تناسب بدنی کاملی نداریم. یک نفر چشمان درشتی دارد، دیگری انگشتان بلند و دیگری پاهای کشیده اما این عدم تناسب گاهی به چشم جنس مخالف زیبا به نظر میرسد. رندی تورنهیل، روانپزشک آمریکایی به این نتیجه رسیده که زنان هر چند به مردان غیرمتناسب علاقه داشته باشند به ویژه در دوره تخمکگذاری مردانی را جذاب میدانند که بدنی کاملا متناسب دارند. دلیل آن هم تمایلی ناخودآگاه به داشتن فرزندانی متناسب است. مردان نیز زنانی که اندامی متناسب دارند و اندازه دور کمر آنها کمتر از دور باسن شان است را جذابتر و بارورتر میدانند.
3. هورمونها
تستوسترون هورمونی مردانه است که باعث بهوجود آمدن خوی خشن ماست. براساس تحقیقات هر چه میزان این هورمون بالاتر میرود میزان خوشبختی در میان زوجین کاهش مییابد.
آمار نشان میدهد میزان خیانت، خشونتهای خانگی و طلاق در میان زوجینی که هورمون تستوسترون در جنس مرد بالاتر است، بیشتر دیده میشود. به همین دلیل زنان ناخودآگاه بیشتر به مردانی جذب میشوند که صورتی نسبتا زنانه دارند.
4. شباهت
شباهت، دلیل دیگر جذب شدن برخی زوجین به هم است. بیشتر مردان به سمت زنانی جذب میشوند که نشان یا ردپایی از مادرشان داشته باشند. مدل مو، رنگ چشم، نوع حرفزدن، شکلی از رفتار... هر چیزی که در ذهن یک مرد تداعیگر مادرش باشد، ممکن است باعث جذب او به یک زن شود.
5. مهربانی
جذاب بودن، تنها به دلیل داشتن یک ویژگی فیزیکی نیست. خلاق بودن ، مهربان و باهوشبودن از جمله ویژگیهایی است که باعث جذب افراد به هم میشود. دیوید باس، روانشناس آمریکایی 10 سال پیش تحقیقی انجام داد و در آن از 10 هزار زن و مرد با 37 فرهنگ مختلف درخواست کرد معیارهای انتخاب همسر خود را بیان کنند.
تمامی این افراد درصدر فهرست خود مهربانی و بعد از آن ذکاوت را قرار داده بودند. به نظر میرسد برای بزرگ کردن فرزندان و زندگی کردن در این دنیای ستمکار، زیبایی روح مهمتر از زیبایی جسم است.
از نظر روانپزشکان 5 عامل در انتخاب همسر آینده شما دخیل است . به این 5 عامل توجه کنید:
1. ژن CHM
مطالعههای اخیر لکوس و دکونیگ سوئیسی نشان داده ما از نظر ژنتیکی قادر به تشخیص بو هستیم. وقتی فردی به شما میگوید بوی خوبی میدهید در واقع بدنش در حال تجزیه و تحلیل ژنهای CHM شماست. این گروه از ژنها، مسوول تدارک سیستم ایمنی هم هستند و وقتی قرار است عضوی اهدا شود، پزشکان توجه میکنند که ژنهای CHM گیرنده و دهنده یکی باشد تا عضو پیوندی پسزده نشود.
معمولا اعضای یک خانواده ژنهای CHM مشابهی دارند اما در خارج از خانواده موارد مشابه به سختی پیدا میشود. نکته بسیار جالب اینکه افرادی که ژنهای CHM آنها کاملا متضاد است جذب هم میشوند. برای اثبات این قضیه لکوس و دکونیگ تیشرتهای چند مرد را به چند زن دادند تا بو کنند و لباسی را که به نظرشان بوی جذابتری دارد انتخاب کنند. نتایج بررسیها نشان داد زنان لباسهایی را انتخاب میکنند که متعلق به مردانی است که ژن CHM آنها هیچ شباهتی به ژنهای CHM آنها ندارد.
2. تناسب
مرد و زن حین انتخاب همدیگر به تناسبههای بدنی یکدیگر توجه میکنند. اکثر ما انسانها تناسب بدنی کاملی نداریم. یک نفر چشمان درشتی دارد، دیگری انگشتان بلند و دیگری پاهای کشیده اما این عدم تناسب گاهی به چشم جنس مخالف زیبا به نظر میرسد. رندی تورنهیل، روانپزشک آمریکایی به این نتیجه رسیده که زنان هر چند به مردان غیرمتناسب علاقه داشته باشند به ویژه در دوره تخمکگذاری مردانی را جذاب میدانند که بدنی کاملا متناسب دارند. دلیل آن هم تمایلی ناخودآگاه به داشتن فرزندانی متناسب است. مردان نیز زنانی که اندامی متناسب دارند و اندازه دور کمر آنها کمتر از دور باسن شان است را جذابتر و بارورتر میدانند.
3. هورمونها
تستوسترون هورمونی مردانه است که باعث بهوجود آمدن خوی خشن ماست. براساس تحقیقات هر چه میزان این هورمون بالاتر میرود میزان خوشبختی در میان زوجین کاهش مییابد.
آمار نشان میدهد میزان خیانت، خشونتهای خانگی و طلاق در میان زوجینی که هورمون تستوسترون در جنس مرد بالاتر است، بیشتر دیده میشود. به همین دلیل زنان ناخودآگاه بیشتر به مردانی جذب میشوند که صورتی نسبتا زنانه دارند.
4. شباهت
شباهت، دلیل دیگر جذب شدن برخی زوجین به هم است. بیشتر مردان به سمت زنانی جذب میشوند که نشان یا ردپایی از مادرشان داشته باشند. مدل مو، رنگ چشم، نوع حرفزدن، شکلی از رفتار... هر چیزی که در ذهن یک مرد تداعیگر مادرش باشد، ممکن است باعث جذب او به یک زن شود.
5. مهربانی
جذاب بودن، تنها به دلیل داشتن یک ویژگی فیزیکی نیست. خلاق بودن ، مهربان و باهوشبودن از جمله ویژگیهایی است که باعث جذب افراد به هم میشود. دیوید باس، روانشناس آمریکایی 10 سال پیش تحقیقی انجام داد و در آن از 10 هزار زن و مرد با 37 فرهنگ مختلف درخواست کرد معیارهای انتخاب همسر خود را بیان کنند.
تمامی این افراد درصدر فهرست خود مهربانی و بعد از آن ذکاوت را قرار داده بودند. به نظر میرسد برای بزرگ کردن فرزندان و زندگی کردن در این دنیای ستمکار، زیبایی روح مهمتر از زیبایی جسم است.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
شادگان ابتکار : باید با نگاه تیزبین و حواس جمع و البته صداقت و انسانیت بررسی کنید، ببینید آیا رابطه ای که فقط دو ماه است آغاز کرده اید ارزش ادامه دادن دارد یا خیر؟
ابتدای رابطه، وقتی نامزدتان جمله های شما را تمام می کرد لذت می بردید و برایتان بسیار هم جالب بود اما اکنون پس از گذشت هشت هفته، این کار او نه تنها دوست داشتنی نیست که موجب عصبانیت شما هم می شود.
یا به طور مثال، در طول ماه اول رابطه میان دو نفر با اینکه تلفن های طولانی مدت با هم داشته اید و بیشتر بعد ازظهرها را با هم بیرون بوده اید اما متوجه می شوید که به علایق و گذشته یکدیگر هیچ حس کنجکاوی ندارید. این مساله چندان خوشایند نیست. با خود تصور می کنید، نکند برای او این چیزها اهمیتی ندارد و این رابطه فقط برایش نوعی سرگرمی است؟
باید با نگاه تیزبین و حواس جمع و البته صداقت و انسانیت بررسی کنید، ببینید آیا رابطه ای که فقط دو ماه است آغاز کرده اید ارزش ادامه دادن دارد یا خیر؟ برای این منظور مسایلی هست که باید به آنها توجه کنید:
هنگامی که عادت های عجیب و دوست داشتنی آزار دهنده می شوند ...
گاهی دو طرف رابطه سعی می کنند از مسایلی که تصور می کنند تاحدی آزار دهنده است چشم پوشی کنند زیرا مسایل دیگری میان آنها برقرار است که دوست دارند به رابطه شان ادامه دهند. برخی از مردم اعتقاد دارند اصولا مسایلی که از همان ابتدا کمی آزاردهنده هستند، خصلت های شخصیتی فرد است و گاهی باید آن را نادیده گرفت. اما گاهی پس از گذشت زمانی، آن حس جدید بودن از بین می رود و ایرادها یا نکات منفی افراد برای طرفین آزار دهنده می شود و برای چشم پوشی از ایرادهای یکدیگر هم دلیل خاصی هم پیدا نمی کنند.
مثلا اگر یکی از دو طرف همیشه دیر سرقرار حاضر شود شاید یکی دو ماه اول قابل تحمل باشد اما پس از دو ماه مسلما طرف صدایش در می آید و به این مساله اعتراض می کند.
تعیین نقطه پایان برای رابطه نوعی دوره آزمایشی کاری است
انسان ها با هم دوست می شوند یا ازدواج می کنند تا در کنار هم به کمال برسند. بهترین دوستی، رابطه ای است که موجب رشد روحی و فکری شما بشود. اگر دوست شما نتوانست در همان مدت کوتاهی که در کنار هم هستید آموزه ارزشمندی برای شما داشته باشد باید با احتیاط بیشتری این دوستی را ادامه دهید. سعی کنید به دوره ابتدایی آشنایی خود همچون دوره آزمایشی کاری نگاه کنید.
قرار گذاشتن و بیرون رفتن شما همچون ارسال رزومه برای شرکت مورد نظر است. در طول قرارها می توانید تا اندازه ای طرف مقابل را بشناسید. پس از گذشت دوماه افراد اطلاعات بیشتری از خود در اختیار طرف مقابل قرار می دهند. مثلا در مورد اعتقادات، عقاید، ارزش ها، ارتباط های قبلی، سرگرمی ها، علاقه مندی ها و اهداف او در زندگی اطلاعات کسب می کنید. در این زمان می توانید تصمیم بگیرید آیا رابطه را ادامه دهید یا باید در همین جا به آن پایان ببخشید.
مراقب نشانه های از بین رفتن علاقه باشید
گاهی یک بحث و ناراحتی یک طرفه باعث می شو تا رابطه خاتمه پیدا کند. گاهی هم هر دو طرف علاقه شان کم می شود و این دوران آزمایشی را پایان می بخشند و به آن به چشم تجربه ای در زندگی نگاه می کنند. مثلا مردی که به ادامه دوستی کوتاه مدت خود علاقه ای ندارد سعی می کند خود را درگیر کار نشان دهد تا کمتر با هم تلفنی صحبت کنند. یا شب ها با دوستانش برنامه ریزی می کند تا با طرف مقابل بیرون نرود. با ادامه این کارها مسلما طرف مقابل نیز دلزده و خسته می شود و این رابطه به تدریج از بین می رود.
تصور آینده رمانتیک در کنار یکدیگر
اگر احساس کردید به ادامه رابطه نوپای خود علاقه ای ندارید یا شاهد تفاوت های بسیاری میان خود و طرف مقابل هستید، سوال های زیر را از خود بپرسید و ببینید آیا این رابطه ارزش ادامه دادن و سرمایه گذاری دارد:
1 - صدای درونی شما در این رابطه چه می گوید؟
هنگامی که در رابطه ای دچار سردرگمی می شوید شاید ساده ترین کار مشورت با دوستان باشد. اما فقط خودتان هستید که می دانید بهترین چیز برای شما چیست. البته نباید صدای قلب خود را با صدای ترس هایتان اشتباه بگیرید (دیگر کسی با این مشخصات پیدا نمی کنی یا تو خیلی دیرپسند و ایرادگیر هستی). برای اینکه تصمیم درست اتخاذ کنید این سوال ها را از خود بپرسید: من از این رابطه چه می خواهم؟ آیا واقعا دوست دارم با این فرد ادامه دهم؟ آیا به او اعتماد دارم؟ آیا از اینکه زمانم را با او صرف کنم خوشحال هستم؟
2 - فقط به رفتارهای طرف مقابل توجه کنید و ببینید ایا صادقانه و از ته دل است؟
چند دقیقه وقت بگذارید و به زمان هایی که با یکدیگر بوده اید، فکر کنید. مانند اینکه فیلمی بی کلام تماشا می کنید. آیا او با بزرگواری و صداقت با شما رفتار می کند؟ آیا مسایلی که با آنها موافقت کرده است را انجام می دهد؟ اگر فردی قابل اعتماد باشد باید حرف و عملش با هم یکی باشد.
3 - در نخستین بحث و دعوای خود، هر دو طرف چگونه آن را مدیریت کرده اید؟
آیا مشکلات را به نحوی که برای هر دو طرف قابل قبول و احترام باشد برطرف کرده اید؟
4 - آیا هر دو به دنبال مسایل مشترک در زندگی هستید؟
اگر دوطرف نگاه و انتظارات مشابه در زندگی نداشته باشند با مشکلات بسیاری در زندگی روبه رو خواهند شد.
5 - می توانید تصور کنید یک ماه، یک سال یا ده سال آینده را در کنار این فرد سپری کنید؟
شاید اگر همین امروز به رابطه ای که دوست ندارید، خاتمه بدهید بسیار بهتر باشد. اما اگر هر دو طرف احساس می کنید این رابطه همان است که دوست دارید و موجب شادی و آرامش شما می شود، باید سعی کنید با هوشیاری و صداقت این رابطه را ادامه دهید.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
شاید باید پا را فراتر بگذاریم و بگوییم که این عنصر مهم، یعنی خانواده نقشی حیاتی در ازدواج دارد. در کشور ما خانواده ها هم می توانند یک رابطه به ظاهر عاشقانه را به ازدواجی پرتنش تبدیل کنند و هم برعکس از یک رابطه کاملا معمولی، زندگی موفقی بسازند. پختگی مرد و ویژگی های شخصیتی اعضای خانواده او (به ویژه مادر) میزان اهمیت این موضوع و تاثیرگذاری اش را می تواند تغییر دهد اما با تمام این اوصاف، نمی شود تاثیر خانواده بر آینده زندگی مشترک را نادیده گرفت.
راه سختی در پیش دارید
آنچه که در مورد تفاوت های خود و خانواده نامزدتان گفتید، می تواند بیانگر این موضوع باشد که میان شما تفاوت های جدی ساختاری وجود دارد. مسئله ای که مطرح می کنید؛ یعنی اختلاف بین خانواده ها، فقط محدود به موارد کوچک، در حد اختلاف سلیقه نیست. مسئله این است که شما و خانواده او، از لحاظ فرهنگی و مذهبی با هم سنخیت چندانی ندارید.
شاید وقتی رسما عروس آن خانواده شدید، با گوشزد کردن، کنایه، نگاه های معنادار و حتی تحت فشار گذاشتن همسرتان برای تغییر دادن شما تلاش کنند. آنچه بدیهی است، این است که شباهت بیشتر زوج در این موارد، احتمال ساختن زندگی موفق را بالا می برد و وجود تفاوت های گسترده غیرقابل حل، می تواند آرامش روانی شما و همسرتان را دستخوش نوسان کند.
به رفتارهای جزیی دقت کنید
گذشته از اینکه رفتار او در جمع خانواده و دوستان را باید زیر نظر بگیرید، به رفتارهای روزمره نامزدتان هم باید توجه کنید. او چطور رانندگی می کند؟ آیا در اوج خستگی و ترافیک، هنگامی که یک نفر راه او را می بندد، می تواند خشمش را کنترل کند یا خیر؟
با خانواده ها به سفر بروید
اهمیت مسافرت های کوتاه و همراه با خانواده نادیده نگیرید. در ملاقات های کوتاهی که با نامزدتان دارید، ممکن است او برای کنترل رفتارهایش تلاش زیادی به خرج دهد و بهترین حالت خودش را به شما نشان دهد اما در یک مسافرت چند روزه، امکان کنترل کردن رفتارها کمتر است و نامزد شما و خانواده اش، بیشتر خود واقعی شان را نشان خواهند داد.
یادتان نرود که همه آدم هادر بهترین شکل به جلسه خواستگاری می آیند اما همیشه به آراستگی و آرامش آن شب نخواهند بود. چند روز زندگی در کنار آنها باعث می شود که تحمل خود را هم در برخورد با خانواده او بسنجید. پس به یک مسافرت دسته جمعی بروید.
مستقل و مصمم باشید
در بسیاری مواقع در کنار اینکه می توانید حرمت خانواده را حفظ کنید، به آنها بقبولانید که زندگی مال شماست و خودتان می توانید آن را مدیریت کنید. نامزد شما سی ساله است. اتگر مردی جا افتاده و مستقلی از نظر مالی و تصمیم گیری باشد و اگر در مورد این موضوع اشراف داشته و نظری مشخص داشته باشد، بهتر می تواندش رایط و نیازهای شما را به خانواده اش توضیح دهد. در صورتی که نامزد شما نسبت به این انتخاب اطمینان دارد، باید در مقابل خانواده اش از این تصمیم دفاع کند. نامزدتان باید با گفتگو با خانواده و توضیح دلایلش، آنها را نسبت به درست بودن این تصمیم قانع کند.
لجبازی نکنید
به خانواده هایتان اطمینان دهید که تعصبی روی حرفتان ندارید. بگویید که فعلا در مرحله شناخت هستید و اگر دلیل محکمی ثابت کرد که در کنار هم خوشبخت نمی شوید، می توانید در مورد این رابطه تجدید نظر کنید.
جوش نیاورید
عصبانی نشوید. دلایلتان را با آرامش اما محکم و جدی بیان کنید و هنگام قانع کردن خانواده تان، از کوره در نروید. عصبانیت شما باعث خواهد شد که آنها به منطقی بودن تصمیم تان شکل کنند. از طرف دیگر سعی کنید در مقابل تندی خانواده تان بهترین واکنش را نشان دهید. واکنش درست شما در برابر عصبانیت خانواده تان، می تواند آرام آرام آتش این بحران را خاموش کند.
خانواده شما به مرور خواهد پذیرفت که همانطور که برای شما لباس انتخاب نمی کنند و نظر شما را در مورد پوشش تان نادیده نمی گیرند، در مورد موضوع بسیار مهمی چون ازدواج هم نمی توانند نظر شما را نادیده بگیرند. پس تا رسیدن به چنین باوری، هنگام مشاهده رفتار ناخوشایند آنها آرامش خود را حفظ کنید و بدون توهین محیط را ترک کنید.
از نظرتان دفاع کنید
با خانواده تان وارد جنگ کلامی نشوید اما اجازه ندهید که آنها هم به انتخاب شما توهین کنند و در مورد نامزدتان بدگویی کنند. با وجود احترام گذاشتن به بزرگترها، باید بتوانید از نامزد خود و تصمیمی که گرفته اید شجاعانه و محترمانه دفاع کنید. یادتان نرود که دیگران این رابطه را از زاویه دید شما می بینند و همانقدر که برای نامزدتان احترام قائل هستید به او احترام می گذارند.
به رخ دیگران بکشید
نه تنها در دوران نامزدی که بعد از ازدواج هم باید تلاش هایتان را برای به دست آوردن نظر مثبت خانواده ها ادامه دهید. در مقابل دیگران از همسرتان تعریف کنید و ویژگی های مثبتش را پررنگ کنید.اگر شما بتوانید احساس رضایت از تصمیمی را که گرفته اید به خانواده ها منتقل کنید، به مرور تنش های میان شما کمتر خواهد شد. عصبانی و هیجان زده نشوید و در عین حال روی حرف و خواسته خود بایستید.
بگویید چرا؟
اگر خانواده شما یا نامزدتان اصرار دارند که با فرد دیگری ازدواج کنید، گذشته از بیان دلایلی که باعث می شود نامزد فعلی تان را انتخاب کنید، دلایلی را که باعث می شود با آن فرد دیگر ازدواج نکنید هم مطرح کنید.
مشاوره را فراموش نکنید
اگر همسرتان نمی تواند با گفتگو خانواده اش را به این وصلت راضی کند، بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید، چرا که فرد متخصص در جایگاه قدرت است و احتمال اینکه خانواده ها حرف او را بپذیرند بیشتر است. از طرفی همیشه طرفین یک دعوا به حرف و نظر نفر سوم به ویژه اگر در آن زمینه متخصص باشد بیشتر توجه می کنند.
برای آنکه همسرتان را بهتر بشناسید او را در آینه خانواده اش ببینید؛ پس دقت کنید
- ریشه همه ما خانواده است. پس هنگام انتخاب شریک زندگی تان این ریشه را نادیده نگیرید. ببینید که ارتباط نامزد شما با دیگر اعضای خانواده اش به چه شکل است و خواهر و برادرها یا پدر و مادر او چطور با هم برخورد می کنند.
- تصور نکنید که این روابط به زندگی شما ارتباطی ندارد. هر کدام از این موارد به ظاهر بی اهمیت در زندگی آینده شما و همسرتان می تواند به موضوعی بسیار مهم و حتی تهدیدکننده تبدیل شود.
- رفتار نامزدتان را در محیط کار و در گروه دوستان و آشنایان نادیده نگیرید.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
A؛ منظم و دلسوز
مدیران باهوش اما پر اشتباه
اعضای این گروه خونی رهبرانی باهوش و مقتدر هستند اما اشتباهات زیادی را هم مرتکب میشوند. لیندن جانسون، ریچارد نیکسون و هیتلر همگی از رهبران بزرگ سیاسی جهان هستند که به دلیل اقتدارشان نامشان در تاریخ ماند ولی نتوانستند تا پایان حمایت مردم را به خود جلب کنند و فجایع یا بحرانهایی را با نام خود در تاریخ ثبت کردند.
اگر گروه خونی همسر شما A باشد، باید بگوییم که او فردی مشکلپسند و منظم است. او عاشق هماهنگی و موقعیتهای شفاف است و بیشتر از صاحبان هر گروه خونی دیگری از قانون پیروی میکند. چنین فردی مدام به فکر سر و سامان دادن اوضاع است و حتی لباس پوشیدن و آرایش موهایش هم، همیشه مرتب به نظر میرسد. محققان میگویند صاحبان گروه خونی A دلسوزترین آدمهای جهان هستند اما در عین حال، افرادی کمالگرا بوده و دوست دارند همیشه در شرایط از پیش تعیین شده و منظم قرار بگیرند.
بررسیها روی گروه خونی افراد نشان داده شغل پلیسی، از هر کاری برای آنها مناسبتر است زیرا این افراد به جزئیات اهمیت فوقالعادهای میدهند و از بایگانی و نگهداری اسناد هم لذت میبرند.
اگر با یکی از دارندگان این گروه خونی روبهرو هستید، خوشحال باشید. زیرا این افراد به راحتی از دست شما عصبانی نمیشوند و به شکل عجیب و غریبی خویشتندار هستند. این افراد وظیفهشناساند و حتی اگر بیقانونی بیداد کند، از زیر مسئولیتهایشان شانه خالی نمیکنند. با چنین فردی شما میتوانید یک زندگی آرام و پر از اطمینان داشته باشید. متعلقان به این گروه خونی، به شدت فداکار هستند و میتوانیم آنها را به عنوان صادقترین افراد جهان معرفی کنیم. البته اگر فرد اجتماعی و برونگرایی باشید، باید بدانید این افراد درست برعکس شما هستند. آنها تودار هستند و کمی سختتر از دیگران با جمع خودمانی میشوند. درست است که افراد متعلق به گروه خونی A هزار و یک خصوصیت مثبت دارند اما اگر میخواهید یکی از آنها را برای یک عمر زندگی انتخاب کنید باید بدانید که فردی انعطافناپذیر است و هیچ مهارتی در پسانداز پول و پیشرفت مالی ندارد.
O؛ رقابتجو و ریسکپذیر
مدیران مقتدر یا مافیای مخرب
رونالد ریگان، ملکه الیزابت و پسرش پرنس چارلز، همه از اعضای این گروه خونی هستند و نمونههای خوبی برای نشان دادن اقتدار افراد این گروه خونی به شمار میروند. البته اقتدار آنها همیشه در مسیر درست هدایت نمیشود و تاریخ نشان داده که برجستهترین اعضای گروههای بزرگ مافیا هم دارندگان گروه خونی O هستند. یکی از معروفترین این افراد، آلکاپون است و بوی جورج، ستاره موسیقی ساختارشکن راک هم یکی دیگر از آنهاست که بعد از مشهور شدن با مصرف زیاد مواد مخدر رسوایی برپا کرد.
این گروه چه در رشتههای ورزشی وارد شوند و چه در کسب و کارشان، همیشه در خط مقدم هستند. عاشق رقابت هستند و میتوانند در هر گروهی، مثل یک مدیر خوب و مقتدر عمل کنند.
آنها افرادی هدفمند هستند و خوب میدانند که برای چه چیزی تلاش میکنند؛ البته ریسکپذیر بودنشان هم در این مسیر همراهیشان میکند و چون درک خوبی از سلسله مراتب اجتماعی دارند، بعد از حضور در یک موقعیت، میتوانند نظر مثبت دیگران را به خود جلب کنند.
افراد صاحب این گروه خونی، خوشبین و وفادارند و میانهای هم با عصبانیت ندارند. البته نباید فراموش کرد که بینهایت حسود هستند و مدیریت بحران خوبی هم ندارند و به جای آن ترجیح میدهند از موقعیتهای آشفته فرار کنند. درست است که آنها عاشق قدرت هستند اما همین ویژگی میتواند از اعضای این گروه، افرادی طماع بسازد.
B؛ ساختارشکن و نوآور
عاشق تمرکز و جنگ
جالب اینجاست که اعضای این گروه خونی، سهم زیادی در میان ورزشهایی که نیاز به تمرکز زیاد دارد، دارند. در میان موفقترین گلفبازان جهان، کسانی مثل جک نیکولاوس و قهرمانان ژاپنی مثل جومبو زاکی و ایسائو را میتوانیم ببینیم. آنها در جنگ هم میتوانند فرماندهانی خلاق باشند و کسانی مثل ناپلئون بناپارت، مارشکال رومل و ژولیوس سزار همگی از صاحبان این گروه خونی بودهاند.
جمعیت دارندگان این گروه خونی زیاد نیست اما میتوانیم آنها را در دسته جالبترین آدمهای روی زمین جا دهیم. افراد این گروه خونی را هرکسی نمیتواند تحمل کند اما خصوصیات جالبی دارند که در اوج پیچیده بودنشان، آنها را زیباتر جلوه میدهد. این افراد به شدت رک هستند و دوست دارند زود سر اصل مطلب بروند. آنها کار زیادی با ساختارهای پیچیده اجتماعی ندارند و زیاد هم در قید و بند آداب و تشریفات نیستند. آنها به قوانین اهمیت زیادی نمیدهند و گرچه این ویژگی یکی از خصوصیات منفی آنهاست اما باعث میشود این افراد در نوآوری و پدید آوردن راه و رسمهای تازه، همیشه در صف اول باشند.آنها بیقید و بند هستند و افرادی انعطافپذیر به شمار میروند. اما پیچیدگیهای آنها، چیزی از توانایی خارقالعادهشان در تجسس کم نمیکند، بلکه تنها به خلاقیتشان میافزاید. این افراد تیزهوش هستند اما هرگز نمیتوانید آنها را کنترل و وادارشان کنید که منظم شوند. این افراد تمایل زیادی به یک شغل مادامالعمر ندارند و در اوج تکبر، آسانگیر هستند. افراد گروه خونی B آشپزهای خارقالعادهای هستند و به شکمشان بیش از حد اهمیت میدهند. آنها علاقهای به زرق و برق ندارند و زندگی را راحتتر از دیگران میبینند. چنین افرادی میتوانند به راحتی و با سخنانشان شما را شیفته خود کرده و به یک عشق ماجراجویانه دعوتتان کنند. اما یادتان نرود که آنها میتوانند به راحتی بیوفایی کنند، گاهی هم افرادی تنبل و حتی دمدمی مزاج میشوند.
AB؛ طناز و منطقی
مدیران ماندگار مذهبی
کولیها اصلیترین صاحبان این گروه خونی هستند و حساسیت شگفتانگیز روحیشان هم میتواند نشانهای برای عضویتشان در این گروه باشد. اما در میان ABها، سرگروههای مذهبی را هم مشاهده میکنیم. برای مثال بودا، سن فرانسیس و مهاتما گاندی همگی از اعضای این گروه خونی بودهاند و آرامش فوقالعادهشان هم گویای تعلقشان به این گروه است.
آمارهای سال 85 میگوید که جمعیت این گروه خونی در ایران تنها 42/7 درصد است اما این گروه کمجمعیت را میتوانیم فرهیختهترین گروه جمعیتی بدانیم. آنها عاشق علم هستند و افراد منطقی، حساس و آرام به حساب میآیند. این افراد بسیار خونسرد و خویشتندار هستند اما مراقب باشید که از این خصوصیتشان سوء استفاده نکنید و بار زیادی را روی دوششان نیندازید. افراد دارای گروهخونی AB میتوانند آشوبهایی را آرام کنند. آنها میتوانند دیگران را با روحیه طنزی که دارند نقد کنند و با قهقهههایشان جمعیت را سرحال بیاورند. آنها تاجران خوبی هستند؛ اگر خواستگاری با گروه خونی AB دارید، میتوانید امیدوار باشید که با پشتکارش، خیلی زود پیشرفت کند. آنها حسابدارهای خوبی میشوند و به این رشته بیشتر از سایر مشاغل علاقه دارند. گرچه صاحبان گروه خونی A افرادی وقتشناس هستند، اما ABها نیز در رتبه دوم وقتشناسی قرار دارند.
اگر با فردی از این گروه خونی روبهرو هستید، باید بدانید که نه به گذشته فکر میکند و نه به آینده دور؛ برای او حال و آینده نزدیک در اولویت قرار دارد و با تمام وجود در زمان زندگی میکند.
شناختن فردی از این گروه خونی آسان نیست زیرا او نه فردی خودمانی است و نه محافظهکار بودنش میگذارد که از حال و هوایش سر در بیاورید. اما این افراد هنرمندان خوبی نیز هستند و از آنجا که محاسبهگر خوبی هستند، میتوانید حساب زندگی را به راحتی به دستشان بسپارید.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
* ازدواج باعث درمان مشکلات روانی می شود.
* اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافی است).
* عشق مال داستانهاست و در زندگی واقعی وجود ندارد.
* ازدواج راهی برای سعادتمند شدن است.
* ازدواج راهی برای تضمین زندگی فرزندان است (از دیدگاه والدین دختران و پسران جوان).
* ازدواج راهی برای پیشگیری از انحراف فرزندان است.
* ازدواج راهی برای فرار از مشکلات است.
* ازدواج راهی برای جلب رضایت والدین است.
* دوستی قبل از ازدواج، تضمین کننده یک ازدواج موفق است.
* حالا ازدواج می کنم و بعد «او» را تغییر می دهم.
* باید با کسی ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.
* زن باید وارد یک زندگی کامل شود.
* مهم این است که جوان ازدواج کند، بقیه مسایل حل می شود.
* یک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.
* کسی که به خانواده خود خیلی اهمیت می دهد پس حتماً در زندگی مشترک نیز موفق خواهد بود.
* ازدواج می کنم و بعد طلاق می دهم (می گیرم).
* اگر با فلانی ازدواج کنم خوشبختم، ولاغیر.
* ازدواج یعنی خوشبختی و رفاه.
* ازدواج یعنی اسارت.
* مهریه تعیین کننده موفقیت در ازدواج است.
* شاید اگر با دیگری ازدواج می کردم موفق تر بودم.
* زن و شوهر باید کاملاً شبیه هم باشند.
* زن و شوهر باید همه مسایل خود به یکدیگر بگویند.
* زن و شوهر باید کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.
* زن باید تابع و مطیع محض مرد باشد.
* شوهر باید همسرش را به همه خواسته هایش برساند؛ شوهر باید همه مشکلات او را حل کند.
* به هیچکس نمی توان اعتماد کرد. («مردها غیر قابل اعتمادند» یا «زن ها فریبکارند»)
* چون خودم تصمیم گرفتم باید تا آخرش بروم؛ هر قولی که می دهی باید تا آخرش بایستی.
* زن و شوهر باید در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر باید تابع هم باشند. زن و شوهر باید همه فعالیت هایشان مشترک باشد.
* مرد باید جلوی زنش در بیاید. به زن نباید رو داد. نباید محبتت را نشان دهی. نباید طرف مقابلت بفهمد که دوستش داری چون آن وقت سوءاستفاده می کند.
* افرادی که طلاق می گیرند حتماً افراد مشکل داری هستند. کسی که طلاق می گیرد حتماً آدم بدی بوده است.
* والدین نباید در تصمیم ما دخالت کنند اما باید زندگی ما را تأمین کنند.
* هر نوع زندگی بهتر از طلاق است.
* طلاق یعنی بدبختی.
* رابطه جنسی پدیده ای گناه آلود یا زشت است.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
شادگان ابتکار : ازدواج با تمام اتفاقات مثبتی که به زندگی شما سرازیر می کند، گاهی سردرگمی هایی را به وجود می آورد که هیچ وقت در دوران تجرد با آن مواجه نشده بودید. این که چطور با کسی که قرار است نزدیک ترین فرد در زندگی شما باشد، برخورد کنید؟ چقدر به او نزدیک شوید؟ چطور پایه های زندگی تان را محکم کنید و ...
پاسخ برخی از این سوال ها را وقتی می گیرید که زندگی تان را زیر یک سقف شروع کنید و بی پرده با خصوصیات رفتاری هم آشنا شوید، اما بخش مهمی از آن را باید در دوران نامزدی و حتی قبل از آن یاد بگیرید:
1- خوب ببینید:
همیشه نسبت به همسرتان نگرشی متکی بر سه عنصر مثبت داشته باشید:
1) او را به عنوان فردی با ارزش و برخوردار از کرامت انسانی بپذیرید.
2) او را فردی مستعد کمال و تحول بدانید.
3) علاقه مند به پیشرفت و ترقی او باشید.
با چنین بینشی، درهای روی نوآوری و رشد را به زندگی تان باز کرده اید و می توانید امیدوار باشید که در آینده زندگی پرتکاپو و سرزنده ای خواهید داشت.
2- مثبت باشید:
زندگی مشترک کاری ندارد که شما تازه عروس و داماد هستید یا به اندازه پدر و مادرتان تجربه دارید. مشکلاتی که پیش روی هر دو شما قرار می گیرد به یک اندازه است. بنابراین سعی کنید همیشه با نگاه مثبت جلو بروید تا بتوانید مشکلات را پشت سر بگذارید.
3- به هم توجه کنید:
در رفتارهای همسرتان دقیق شوید تا بتوانید در مدت کوتاهی فهرستی از علایق و تمایلات او را به دست آورید. با این کار هم می توانید به همسرتان نزدیک تر شوید و هم موضوعات بیشتری برای ابراز علاقه به او پیدا کنید.
4- مهربان باشید:
سعی کنید به راه های مختلف علاقه خود را به همسرتان نشان دهید و البته مراقب باشید این ابراز علاقه شکل تکراری به خود نگیرد. برای این کار دو راه پیش رو دارید؛ ابراز علاقه کلامی و عملی. با گفتن کلمات محبت آمیز، تحسین او در جمع و در خلوت، تشویق و اعتماد به نفس دادن به او و... علاوه بر این می توانید با محبت فیزیکی، خرید هدیه، وقت گذاشتن برای او، تفریح های دو نفره و ... به شیوه عملی محبتتان را نشان دهید.
5- مقایسه ممنوع!
به محض این که تصمیم گرفتید با کسی ازدواج کنید، دیگر تمام گزینه های ازدواج قبلی و گزینه های آینده را از ذهنتان دور کنید و به هیچ عنوان به کسی به جز همسرتان فکر نکنید. هرگز او را با دیگران مقایسه نکنید و سعی نکنید ایرادهایش را با مثال زدن از افراد دور و بر، دوستانش و زنان و مردان دیگر به او یادآوری کنید.
6- خوب بشنوید:
در گفتگو با همسرتان سراپا گوش باشید، کاری به جز گوش دادن انجام ندهید، خنثی نباشید و به گفته هایش عکس العمل نشان دهید تا متوجه شود که برایتان اهمیت دارد.
7- حق من، حق تو:
تصمیم گیری در زندگی مشترک یک اتفاق دو طرفه است. بنابراین برای او حق مشورت، حق انتخاب و حق تاثیرگذاری قائل شوید.
8- راز دار باشید:
همسر شما قرار است نزدیک ترین شخص دنیا به شما باشد. بنابراین باید بتواند روی رازداری شما حساب کند. مطمئن باشد که مسائل و مشکلات زندگی تان جایی درز نمی کند و اتفاقات مهم زندگی بین خودتان دو نفر حل و فصل می شود.
9- سکوی پرتاب:
بال پرواز همسرتان باشید. لازم نیست جور او را بکشید اما می توانید در فعالیت هایی که دارد طوری عمل کنید که حس کند به پیشرفتش علاقه مندید و اگر لازم باشد سکوی پرتاب او می شوید.
10- با خانواده او باشید :
بخشی از برنامه های خود را به خانواده همسرتان اختصاص دهید. به آنها سر بزنید، از آنها احوالپرسی کنید و نشان دهید که برایشان احترام و ارزش قائلید.
11- بند نشوید:
به جای آن که در صدد تملک کامل همسرتان باشید، به محبت سالم و منطقی اکتفا کنید. نگذارید همسرتان حس کند با ازدواج با شما فضای شخصیش را از دست داده است.
12- همکار باشید :
پشت همسرتان را خالی نکنید و با تقسیم بندی کارها به زنانه و مردانه سعی نکنید که او را در انجام کارها تنها رها کنید. حداقل می توانید یک گوشه کوچک از کار را بگیرید تا احساس کند همیشه در کنارش هستید.
فاطمه ایمانی
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
از موضوعات مهمی که می توان در حوزه جامعه شناسی خانواده آن را به عنوان مسئله ای اجتماعی تلقی نمود پدیده تأخیر سنی ازدواج در بین جوانان است . این موضوع صرف نظر از این که یک معضل اجتماعی است می تواند به عنوان آسیب اجتماعی طرح گردد.
واقعیت این است که خانواده در مفهوم کلی خود پدیده ای تاریخی و جهانی است و در همه جا وجود دارد چرا که به نیازهای افراد پاسخ می دهد و کمتر جامعه ای را می توان سراغ داشت که دارای نهاد خانواده نبوده باشد، گرچه باید اذعان نمود این نهاد در مسیر شکل گیری خود تحولات متفاوتی را پشت سر گذاشته است. بنابراین می توان بیان نمود که خانواده به عنوان نهادی اجتماعی دارای مجموعه ای از الگوهای رفتاری است که به منظور برآورده ساختن نیازهای انسانی به وجود می آید. این نهاد به منظور برطرف نمودن بعضی از نیازهای انسانی دارای یک سری کارکردها است که از جمله آنها موضوع ازدواج و فراهم نمودن زمینه های وابسته بدان در بین اعضای خانواده است.
تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نکته ای است که تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای که از الزام و اجبار هنجاری که از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید که فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد کاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است. به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است.
در واقع میل به ازدواج از اصلی ترین و مهمترین نیازهای نوع انسانی در جامعه بشری است و چه بسا دختران و پسران که امید و آرزوی خود را در زندگی فردا می جستند حالا آن را پیش روی دارند و درصدد بهره برداری صحیح و دلپسند از زندگی می باشند. با این تفاوت که خانواده های امروزی در مسیر تحولاتشان با دو تحول عمده ساختاری و کارکردی در این زمینه درگیر شده اند.تحول ساختاری بر این مبنا که حوزه ساختاربندی قدرت در خانواده را تعیین می کند وحوزه کارکردی به وظایفی که خانواده در طول حیات خود بر عهده داشته است اشاره می کند. در راستای این تحولات است که جامعه شناسان مسیر تحولات خانواده را از خانواده های «گسترده» به «هسته ای» شناسایی کرده اند. به گونه ای که خانواده ی گسترده متشکل از اشخاصی است که به علت بستگی های نسبی و خونی با یکدیگر مرتبط هستند و فرزندان همراه خانواده هایشان با پرداختن به حرفه و کار پدر در کنار هم به طور دسته جمعی زندگی می کنند؛ در حالی که خانواده هسته ای ( که فقط از شوهر، زن و فرزندان تشکیل شده ) دیگر توان نگهداری از فرزندان ازدواج کرده را ندارد و از طرفی فرزندان نیز تمایلی به سکونت در خانواده های پدری ندارند و زندگی مستقل و دور از خانواده را ترجیح می دهند. با این نگاه به خانواده و آسیب شناسی تحولات آن می توان مسئله تأخیر سنی ازدواج را در میان جوانان به شیوه نوینی تبیین نمود. چرا که آنچه در جامعه امروزی ما مشهود است صحبت از تحول خانواده به سوی خانواده های هسته ای و در برخی مناطق در مرحله ی گذار از این وضعیت می باشد. با این توضیح مسئله تأخیر سنی ازدواج و سایر مسائل از قبیل افزایش طلاق و ... را می توان در نوع ساختار و کارکرد نهاد خانواده آن هم در بعد هسته ای تشریح نمود. چرا که نگاهی به گذشته خانواده های گسترده در ایران بیانگر آن است که زودرسی سن ازدواج و منع اجتماعی طلاق و تکیه بر ازدواج های درون همسری از مسائل خانواده در آن زمان بوده است ولی امروزه در خانواده های هسته ای با تأخیر سنی ازدواج، تکرار و افزایش طلاق و تکیه بر ازدواج های برون همسری مواجه هستیم. در واقع حرکت از این مرحله ما را به سوی تطور در همسر گزینی در خانواده ها رهنمون می سازد و بر این اساس می توان محورهای عمده ای را که اقدام به ازدواج را در جامعه ممکن و مسئله ساز می نماید تشریح نمود. این محورها عبارت اند از:
1 - الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج
تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نکته ای است که تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای که از الزام و اجبار هنجاری که از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید که فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد کاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است.
مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یک پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند که این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می کنند. هم از این حیث که دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یکدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی کند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند.
به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است. این وضعیت موجب می گردد که براساس آن زوجین در آنچه به عنوان بزرگترین اقدام در تعیین سرنوشت شان تلقی می شود حق تصمیم گیری و انتخاب به خودشان واگذار می شود و(نقش والدین را) تا حد تأیید نهایی تقلیل می دهند. در حالی که در گذشته عمدتاً خانواده ها مبادرت بدین کار می کردند. در واقع در حال حاضر روی آوردن جوانان به ازدواج با فشار اجتماعی کمتر از سوی خانواده ها و نیز اختیار بیشتر خود آنها همراه است.
این کاسته شدن در الزام موجب به تأخیر افتادن سن ازدواج می شود. از طرفی دور ماندن جوانان از خانواده ، زندگی در شهر و یا کشورهای خارجی و تحصیلات، به این تأخیر دامن می زند و بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می گردد.
2 - تأیید یا عدم تأیید اجتماعی در ازدواج
نکته دیگر این که مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یک پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند که این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می کنند. هم از این حیث که دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یکدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی کند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند. بنابراین در واقع شاید در وهله اول، ازدواج را بتوان موضوعی فردی دانست ولی واقعیت ازدواج در عین این که بین دو فرد صورت می گیرد می بایست مورد تصویب و تأیید جامعه قرار گیرد. در این باره «کلود لوی اشتروس» معتقد است که «ازدواج برخورد دراماتیک طبیعت با فرهنگ است» به عبارتی جامعه می کوشد تا نیاز زیستی انسان را مهار کند و بدان برچسب فرهنگ بزند و از طریق مراسم مختلف آن را تنظیم نماید. در این راستا تأیید اجتماعی جامعه به همراه مراسم ازدواج هنجارهایی را برای فرد در نظر می گیرد تا از این طریق زمینه پذیرش زندگی آنها را فراهم کند.
نکته مهم آن است که جوانان در رعایت هنجارهای مرتبط با مراسم و جشن های ازدواج با تفریط و ابهام روبه رو شده اند و یا برای گریز از آن به هنجارگرایی فردی دست می زنند. تغییر در معیارها و ارزش های خانواده موجب گردیده است افراد در طیف وسیعی از مراسم و جشن های ازدواج روستایی، شهری و مدرن گرفتار آیند که خود انتظارات متفاوتی را از سوی طرفین طلب می کند. بنابراین وجود جشن های اجتماعی زیاد، متفاوت و در برخی موارد متناقض و رعایت آنها از سوی جوانان، ازدواج را با تأخیر روبه رو می سازد که در قالب ایرادات و اشکالات خانواده ها خود را نشان می دهد که رعایت هر یک از آنها زوجین را متحمل هزینه های فراوانی می نماید.
3 - حمایت یا عدم حمایت اجتماعی در ازدواج
در زمینه انجام ازدواج اگر پشتیبانی و حمایت خانواده از لحاظ فکری و اقتصادی صورت نگیرد بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می شود. به عبارتی هر چه هزینه های حمایت اجتماعی خانواده در قالب کمک هایی چون : فراهم آوردن زمینه های ازدواج، همسریابی، رفتن به مراسم خواستگاری و پا پیش نهادن و ... از سوی والدین و دیگر اعضای خانواده، بیشتر باشد فرآیند همسر گزینی زودتر و راحت تر صورت می گیرد؛ در حالی که به نظر می رسد در برخی موارد هر چه اقدام به ازدواج به صورت فردی و برخلاف نظر خانواده ها صورت گیرد، شخص می بایست هزینه اقتصادی بیشتری را از قبیل دادن مهریه بالا، گرفتن مراسم و جشن های فراوان در جهت جبران حمایت های خانوادگی قبول کند. در بعضی از موارد می توان گفت واگذاری بعضی از چنین حمایت هایی به سایر مؤسسات آموزشی و اقتصادی ،عقب نشینی خانواده را در انجام این وظایف میسر نموده است. مانند جشن های ازدواج دانشجویی که به شیوه های حمایت های تشویقی، ترغیبی، مالی و حتی مشاوره ی همسریابی توسط برخی مؤسسات آموزشی و دانشگاهی به خاطر فقدان یا غیبت چنین کارکردی از خانواده است که پذیرای چنین غرامتی شده اند. پس در این باره می توان نتیجه گرفت هر چه خانواده فرزندان خود را از حمایت های اجتماعی محروم سازد می بایست منتظر به عقب افتادن ازدواج آنها باشد و فرزندشان از لحاظ اقتصادی با مشکل روبه رو شود.
در پایان می توان نتیجه گرفت تغییرات در ساختار و کارکرد خانواده ها در جامعه ما موجب گردید که در طول مرحله گذار یک سری از کارکردهای خود را از دست بدهد و به نهادهای دیگر بسپارد. در اینجاست که نباید دیگر انتظار داستان هایی را داشت که عقد دختر و پسرعموها را در آسمان می بندند، دیگر «خون بس» کارآمد نیست، مراسم خواستگاری مبتنی بر طایفه و اقوام نمی باشد؛ بلکه عواملی چون تحصیلات، استقلال مالی و فکری و باز شدن فضاهای اجتماعی و خانوادگی موجب شده است که اکثر ازدواج ها با تأخیر فراوان و به صورت مستقل باشد، دختران در زمان ازدواج بیشتر از پسران تحصیلات داشته باشند، پسرانی با پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین با دخترانی در طبقه اجتماعی بالا ازدواج کنند و ... اینها همه مؤید به هم ریختگی در نوعی از معیارهای همسر گزینی در جامعه است که نه راه بازگشت به معیارهای سنتی وجود دارد و نه معیارهای مناسبی با توجه به این وضعیت جدید قابل شناسایی هستند. ولی امید است در این به هم ریختگی و ابهام در معیارهای همسرگزینی، راهی برای خروج از این بحران پیدا شود تا در آینده سامان هنجاری ازدواج شکل نوینی به خود گیرد و از شدت آسیب های اجتماعی ناشی از تأخیر سنی ازدواج در جامعه بکاهد.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
وقتی به او فکر میکنم، قلبم میزند. دست و پایم را گم میکنم، تمام حواسم پیش اوست...
آیا این عشق است، یعنی عاشق شده ام؟ همیشه به او فکر میکنم، میخواهم همه جا حضور داشته باشد، اگر نباشد دلتنگ میشوم، وقتی میخندد خوشحالم و وقتی گریه میکند، ناراحت میشوم، همانی را میخواهم که او میخواهد. به طور حتم این عشق است.
آیا واقعا عاشقی؟
برخی نشانهها میتواند به شما اثبات کند که عاشق طرف مقابل هستید و او هم به همان اندازه شما را دوست دارد.
1 - به سمت هم کشیده میشوید
یکی از نشانههای عشاق این است که از کنار هم بودن احساس غرور میکنند و همدیگر را در مقابل دیگران بهگونهای توصیف میکنند که انگار برترین هستند. در مقابل افرادی که همدیگر را دوست دارند اما عاشق واقعی نیستند، عیوب همدیگر را بیشتر از خوبیهای هم میبینند و هر یک در رابطه احساس حقارت میکنند.
2 - با هم خوش میگذرانید
وقتی عاشقید حضور طرف مقابل لذتبخش است و در عین داشتن اضطراب، فرد عاشق احساس لذت میکند و این در واقع همان تقابل عقل و احساس است. وقتی با فردی قراری عاشقانه دارید، اما احساس افسردگی خستگی و سردرگمی میکنید یعنی یا شما عاشق نیستید یا طرف مقابلتان.
3 - همیشه برای هم حاضرید
وقتی با او تماس میگیرید حتی اگر در جلسه کاری باشد پاسخ شما را کوتاه هم که شده میدهد. همیشه خوش خلق است و به دنبال فرصتی برای دیدنتان میگردد. تمامی این کارها یک معنا دارد طرف مقابل عاشق شماست. شما اولویت اول او هستید، او میخواهد این حس را نشانتان دهد. اگر طرف مقابلتان به شما زنگ نمیزند خود را با کار سرگرم کرده و وقتی با شماست مرتبا با تلفن حرف میزند یعنی عاشقتان نیست.
4 - نگران هم هستید
وقتی با هم هستید از شما میپرسد که روز خوبی را گذراندهای یا نه و اینکه شما مشکلی نداری؟ به عبارت دیگر فرد عاشق نیازهای نارسیسیک خود را فراموش میکند و به دیگری گرایش مییابد. این گرایش نه از روی احترام، بلکه به خاطر عشق است. اگر طرف مقابلتان توجه زیادی به شما نشان نمیدهد و مشکلات درگیریهایتان برای او مهم نیست، چشم و گوشتتان را بهتر باز کنید.
5 - آسیبپذیرید
فرد عاشق دوست دارد برای طرف مقابل از خود بگوید؛ از هر آنچه که دوست دارد از کودکیاش و موقعیتهایی که از دست داده. او سعی میکند اعتماد طرف مقابل را به دست بیاورد البته با توصیف آنچه که هست نه آنچه که باید باشد. معمولا خود را آسیبپذیر نشان میدهد تا در پناه دیگری امنیت و محبت را بیابد. اگر طرف مقابل شما اظهار میکند که مردها و زنها را خوب میشناسد، مراقب باشید. او تنها میخواهد مدتی را با شما خوش بگذراند.
6 - در رویای هم هستید
داشتن یک خانه، فرزندان زیاد و زندگی رویایی. عاشقها رویاهای هم را همانند یک پازل کنار هم میچینند و زندگی آینده را کنار هم میسازند. اگر فردی که در کنار شماست، زندگی را یکنواخت میبیند و اشتیاقی به رویاپردازی ندارد و اهمیتی به برنامهریزیهای شما برای آینده نمیدهد، خود را گول نزنید او عاشق شما نیست. وقتی عاشق کسی هستید، بزرگترین نگرانی این است که چگونه فرد مقابل را از احساسات خود نسبت به او باخبر کنید. اکثر افراد فکر میکنند باید این کار را به صورت ناخودآگاه و در کمتر از 3 ثانیه انجام داد اما این بدترین روش است. اگر جزو افرادی هستید که تصور میکنید برای ابراز احساساتتان باید جلو بروید و به فرد مقابل بگویید «سلام من شما را دوست دارم و میخواهم با هم باشیم»، تکنیکی است که تنها باعث دورشدن طرف مقابل از شما خواهد شد. پس به این 6 روش عمل کنید. به طور حتم این روشها موثرتر خواهد بود.
7 - دلتان را به دریا بزنید
میگوید 4 ماه است که عاشق او شده اما جرات نمیکند به او بگوید. اما چرا؟ چون نمیداند عکسالعمل او چه خواهد بود؟!
اگر عاشق هستید به جای انتظار کشیدن راهی برای بیان خواستهتان پیدا کنید با انتظار چیزی درست نمیشود. پا پیش بگذارید و به نحوی باب صحبت را باز کنید.
8 - نگویید عاشق شما هستم
هرگز در برخورد اول به فرد مقابل نگویید که عاشقانه او را دوست دارید. میتوانید پیشنهاد رفتن به سینما یا رستوران را به او بدهید تا با هم بیشتر آشنا شوید. به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید و قدم به قدم پیش روید.
9 - منتظر موقعیت باشید
مطمئنا نمیشود در یک جمع دوستانه به خانمی گفت که عاشقش هستید. برای اظهار عشق همه چیز باید برنامهریزی شده باشد. بهترین زمان از روز برای بیان احساسات، عصر است. البته برای بیان احساساتتان موقعیت فرد را در نظر بگیرید، اگر فرد مقابل شما درگیر کار و رسیدگی به دستورات رییس خود است یا به تازگی بحثی با دوستان یا والدینش داشته، مطمئنا توجهی به اظهار عشق شما نخواهد کرد. بهتر است بعد از اینکه موقعیت مناسبی یافتید رودررو ( نه تلفنی یا با فرستادن اساماس و ایمیل ) اظهارات خود را ابراز کنید و خجالت را کنار بگذارید.
10 - اصرار نکنید، از نو شروع کنید
به عکسالعملهای طرف مقابل احترام بگذارید. اگر او درخواست شما را رد کرد، بیش از حد اصرار نکنید. شانس دیگری به خود بدهید و بعد از مدتی صبر (مثلا پس از گذشت چند روز) دوباره درخواستتان را مطرح کنید. اگر در نهایت موفق نشدید به احساسات طرف مقابل بها دهید.
11 - اعتماد به نفس داشته باشید
آنچه زنان را عاشق مردان میکند، ثباتقدم و اعتمادبهنفس آنهاست. پس با ترس و لرز برای اظهار عشق قدم برندارید. اگر واقعا نمیدانید چگونه باید عشقتان را ابراز کنید چند کتاب و مجله بخوانید یا در سمینارهای مربوطه شرکت کنید. وقتی اعتمادبهنفستان به اندازه کافی بالا رفت، عشقتان را ابراز کنید.
12 - بیش از حد رمانتیک نباشید
در برخی فیلمها میبینیم که عشاق نیمهشب در جنگل زیر نور ماه یا در هلیکوپتر هنگام سقوط، عشقشان را ابراز میکنند، اما بهتر است شما منطقیتر باشید. براساس زندگی خودتان موقعیت مناسب را بیابید و درخواستتان را مطرح کنید.
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
.: Weblog Themes By Pichak :.