یکی از این موضوعات عینی و ملموس که شاید هیچکس نتواند به اندازه رهبر انقلاب در ارتباط با آن رهنمودهای شفاف و روشن ارایه کند، مسأله مهم و حساس و دقیق «حجاب» است و جالب این که حجم اهتمام و گفتار ایشان در این موضوع بر خلاف توقع و انتظار بسیار قابل توجه است.
ایشان از این زاویه با استفاده از تعبیر دقیق و گویای «نقشه انسانی عالم» با نگاهی حکیمانه و رویکردی تمدنی به تحولات اجتماعی بشری مینگرند و مسأله زن را پیش از بحث حجاب به عنوان پایه چالشهای بعدی چون حجاب مطرح می کنند: «وقتی ما به نقشه انسانی عالم و جوامع بشری نگاه می کنیم ـ هم جوامع اسلامی مثل کشور خودمان و سایر کشورهای اسلامی، هم جوامع غیر اسلامی و از جمله جوامع به اصطلاح متمدن و پیشرفته ـ میبینیم که در همه این جوامع، متأسفانه مسألهای به نام مسأله زن همچنان وجود دارد».
و سپس از همین نقطه بحث اساسی و محوری خانواده را که زنان رکن اصلی آن به شمار میآیند، با اشاره به برخی آمار و اطلاعات جدید درباره مشکلات مربوط به خانواده در سطح جهان، به بحران جدی دنیای معاصر در همه نقاط جهان به ویژه کشورهای غربی و صنعتی اشاره دارند و ریشه آن را خطای راهبردی در تعریف نقش زن و روابط او ارزیابی میکنند: «مسأله خانواده که امروز یک مشکل اساسی در دنیاست، از کجا ناشی میشود؟... اگر این یک قلم مسأله خانواده را شما در دنیا بررسی کنید و این بحرانی را که در مسأله خانواده وجود دارد درست مورد توجه و کاوش قرار بدهید، میبینید که این ناشی از آن است که مسائل مربوط به ارتباطات دو جنس و همزیستی دو جنس و روابط دو جنس حل نشده یا به تعبیر دیگری، نگرش نادرستی است».
زن، آن بخش زیبای آفرینش بشر است. این بخش زیبا به طور طبیعی با اندکی در پرده بودن همراه است، این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانی است. این پرده را دریدن و آنچه را باید با نظم و قانون پیگیری شود ـ آن نیاز غریزی انسانی، چه در زن و چه در مرد ـ بیقانون و بینظم در جامعه رواج دادن، بزرگترین خیانتی است که در درجه اول به زن و در درجه بعد به همه بشریت ـ زن و مرد انجام گرفته، این کار را سیاست های غربی کردهاند.
ایشان با تأکید بر جایگاه زن در تفکر اسلامی از اهتمام شگفت رسول گرامی اسلام ـ صلىاللهعلیهوآله ـ به این مسأله یاد میکنند و بوسیدن دست فاطمه زهرا ـ سلاماللهعلیها ـ توسط آن حضرت را چیزی بسیار بالاتر از یک رابطه عاطفی و شخصی و نشانه جایگاه والای زن در اندیشه اسلامی می دانند و با این تعبیر که «اسلام به خانواده اهمیت میدهد» به جایگاه زن در خانواده و سپس ترکیب محیط اجتماعی میپردازند: «مسأله زن واقعاً مسأله مهمی است... نقش زن در خانواده، در اجتماع، ارزش و اهمیت زن و اموری از این قبیل، چیزهایی است که ما حقیقتا به آنها کم پرداختهایم و از این کم پرداختن خسارت هم میبینیم».
آنگاه از این خاستگاه با قاطعیت و صراحت کامل از تشریع حجاب و دیدگاه اسلام در این زمینه دفاع میکنند و بلکه از این بالاتر، میکوشند تا موضع جمهوری اسلامی در جنگ فرهنگی و نرمستیز فکری موجود را از یک موضع انفعالی برای پاسخگویی به یک موضع جدی و فعّال و پرسشگر تبدیل کنند: «در مسأله زن ما از دنیا طلبکاریم، ما مدعی دنیاییم... این ما نیستیم که باید از موضع خودمان دفاع کنیم، این فرهنگ منحط غرب است که باید از خودش دفاع کند».
«در مسأله زن ما از دنیا طلبکاریم، ما مدعی دنیاییم... این ما نیستیم که باید از موضع خودمان دفاع کنیم، این فرهنگ منحط غرب است که باید از خودش دفاع کند».
ایشان با این رویکرد تعریفی انسانی و همهفهم و معقول از زن در دیدگاه اسلام به دست میدهند و بر این اساس به تحلیل استراتژی روانی و تبلیغی کلان غرب در حوزه فرهنگ میپردازند و به موضوعی اشاره میکنند که شاید بدون روشنگری درست آن هرگز نتوان به نتیجه چشمگیری درباره بحث حجاب رسید: «زن، آن بخش زیبای آفرینش بشر است. این بخش زیبا به طور طبیعی با اندکی در پرده بودن همراه است، این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانی است. این پرده را دریدن و آنچه را باید با نظم و قانون پیگیری شود ـ آن نیاز غریزی انسانی، چه در زن و چه در مرد ـ بیقانون و بینظم در جامعه رواج دادن، بزرگترین خیانتی است که در درجه اول به زن و در درجه بعد به همه بشریت ـ زن و مرد انجام گرفته، این کار را سیاست های غربی کردهاند.
آن طور جنس زن را ـ یعنی همان بخش زیبا و لطیف و در پرده وجود بشر را ـ برای شغل، برای تبلیغات، برای کار به میدان کشاندن، از لبخند او، از زیباییهای او، از جسم او، از چهره او برای ترویج فلان جنس بیارزش و پست، برای به دست آوردن پول استفاده کردن، این چیزها را هم دنبال خودش دارد، طبیعی است».
حجاب
ایشان با این رویکرد، به روح تشریع حجاب در احکام اسلامی یعنی تکریم و تجلیل زن اشاره میکنند و با تعبیر دقیق و مختصر «حجاب زن، تکریم زن است» به سرنوشتی که فرهنگ غربی برای زن رقم زده است، اشاره مینمایند و بهرغم آنکه منکر تجربههای مثبت فرهنگ غرب نیستند، وضعیت آشفته زن در جهان امروز را مورد بررسی قرار میدهند: «زن در فرهنگ و دنیای غربی به ابتذال کشانده و تحقیر و به او اهانت شده است... زن برای اینکه شخصیت خودش را نشان بدهد، باید برای مردان چشمنواز باشد. این شد شخصیت برای یک زن؟
باید حجاب و عفاف را کنار بگذارد، جلوهگری کند تا مردها خوششان بیاید، این تعظیم زن است یا تحقیر زن؟... یکی از نشانههای مردسالاری غربیها همین است که زن را برای مرد میخواهند؛ بنابراین، میگویند زن آرایش کند تا مرد التذاذ ببرد. این مردسالاری است، این آزادی زن نیست. این در حقیقت آزادی مرد است. میخواهند مرد آزاد باشد، حتى برای التذاذ بصری، برای همین، زن را به کشف حجاب و آرایش و تبرّج در مقابل مرد تشویق میکنند».
با این مقدمه صریح و روشن، تعریفی که اسلام برای زن ارایه داده آشکار می شود و آن جمع بین شرایط طبیعی و ویژگی های بشری و اختصاصی زن با ارزشها و کرامتهایی است که سعادت و نیکبختی فرد و جامعه را در دنیا و آخرت تأمین میکند و در مقابل آن حقارت و پستی، به زن عظمت و بزرگی میبخشد: «عظمت زن آن است که بتواند حجب و حیا و عفاف زنانه را که خدا در جبلّت زن ودیعه نهاده است، حفظ کند. این را بیامیزد با عزّت مؤمنانه، این را بیامیزد با احساس تکلیف و وظیفه. آن لطافت را در جای خود به کار ببرد، آن تیزی و بُرندگی ایمان را هم در جای خود به کار ببرد. این ترکیب ظریف فقط مال زنهاست، این آمیزه ظریف لطافت و برندگی، ویژه زنهاست؛ این امتیازی است که خدا به زن داده است».
حال آیا دیدگاه اسلامی چنین زنی را در چنین محیط و جامعهای به انزوا و پنهان شدن دعوت میکند یا برعکس، با حفظ کرامت و جایگاه والای او نقشهای برجستهتر اجتماعی برای او رقم میزند؟ رهبر انقلاب با ذکر نمونههای عینی و مقایسه شرایط در دوران طاغوت و تحولات گسترده پس از انقلاب تأکید میکنند که نه تنها حفظ حجاب به معنی انزوا و حاشیهنشینی زن نیست، بلکه برعکس زن در چنین دیدگاهی از یک عنصر حاشیهای و تزئینی به یک عنصر تعیینکننده و فعّال و مؤثر تبدیل میشود و این چیزی است که امروز جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگویی برای دیگر جوامع عرضه میکند.
بدین ترتیب ایشان صراحتاً حجاب را در متن حضور اجتماعی پویا و جدّی زن تعریف میکنند: «مسأله حجاب به معنای منزوی کردن زن نیست، اگر کسی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد، برداشتش کاملاً نادرست و انحرافی است... حجاب به هیچ وجه مزاحم و مانع فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و علمی نیست».
موضوعات مرتبط: صفحه مجردها
.: Weblog Themes By Pichak :.