درباره وب

«ما باید امروز، به سمت تغییر خودمان، به سوی الگوهایی که اسلام معیّن کرده است، پیش برویم باید خودمان را اصلاح کنیم، اخلاق خودمان را درست کنیم، خودمان را از لحاظ باطن، به خدا نزدیک کنیم. به عنوان یک فرد، مجاهدت شخصی بکنیم. آیات خدا را به دل خودمان بخوانیم و دل را به خدا نزدیک کنیم. این وظیفه ماست. مقام معظم رهبری
لینک دوستان
جستجوی وب

پرسش بعد از چند سال زندگی مشترک همسرم با زن دیگری رابطه برقرار کرده
هر چند که رابه رو تموم کرده اما این من رو عذاب می ده
____________________________
 پاسخ مشاور با سلام و تحیت
قابل درک است که از این شرایط آشفته و به هم ریخته باشید، بجای تردید و شک که فقط آرامشتان را سلب می کند، احساساتتان را با همسرتان مطرح کنید و با زبان نرم و بیان احسا از وی بخواهید در این زمینه شما را حمایت کند، بدون اینکه او را متهم کنید به او بگوئید نگران هستید و دوست دارید او توجه و وقت بیشتری را به شما اختصاص دهد. برنامه ریزی کنید که تا با حضور در مکانها و موقعیتهای خاطره انگیز، شیرینی خاطرات گذشته  با هم بودن را دوباره تجربه کنید.
اجازه ندهید سردی در روابط شما حاکم شود، ناراحتی خود را بیان کنید اما از ایجاد لحظات شیرین برای خود و همسرتان غفلت نکنید. طبیعی است که بعد از چند سال زندگی مشترک بانوی این زندگی شما هستید و منطقی نیست ایشان فرد دیگری را جایگزین شما کند. رفتار وی را یک اشتباه بدانید و در عین حال فرصت جبران را به وی بدهید. این رفتار را مساوی با شخصیت و هویت همسرتان ندانید چرا که در طول 20 سال خوبی های فراوانی از وی دیده اید.
از دقت و زیر نظر گرفتن وی خودداری کنید، و از تجسس اجتناب کنید. این قبیل امور بیش از گذشته باعث اشفتگی شما و اسیب دیدن رابطه تان می گردد.
آسیبهای موجود در سطح رابطه چندین ساله را شناسایی و برطرف کنید.
همچنین نیاز است در سبک زندگی خود در عرصه فردی تغییر ایجاد کنید و فعالیتهای جدید و متنوعی را دنبال کنید تا از درگیری نسبت به این موضوع فاصله بگیرید.
در پایان به یاد داشته باشید رفتار همسر شما می تواند علتهای متعدد فردی، اجتماعی، فرهنگی و...داشته باشد و لزوما به معنای این نیست که شما برای وی کم گذاشته یا نقصی داشته باشید، و در واقع ایراد ممکن است به خود فرد برگردد.


موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۶ | 16:44 | نویسنده : |

✅پرسش:
سلام.
اگر بخواهيم به ديگران محبت کنيم چگونه محبت کنيم که بعدا اون محبت کردن رو وظيفه ي ما ندونن ودر عين حال به شخصيت واحترام  خودمونم حفظ کنيم؟
پاسخ مشاور :
با سلام و تشکر از اینکه برای بهترین فضیلت انسانی یعنی محبت به دیگران دنبال یک برنامه دقیق هستید قطعا محبت به دیگران و لذت بردن از محبت به دیگران به عنوان یک منبع آرامش دهنده و تسکین بخش است اما به هر حال شما بدون هیچ چشم داشت اگر این کار را انجام دادید قطعا به لذت روحی بیشتری دست پیدا می کنید. اما به هر حال شما می توانید با اعتماد به نفس بالا و مقتدرانه محبت کنید و اگر باعث سوء اسفتاده دیگران می شود بهتر است در محبت کردن تنوع داشته باشید و محبت تان درجه و سطوحی داشته باشد. البته شما نباید ذهن خوانی کنید و رفتار نامناسب دیگران و توقع آن ها را به محبت کردن خودتان ربط دهید . در ضمن در محبت کردن و کمک کردن نیت خودتان را خالص کنید و بدون قید و شرط به دیگران محبت و کمک کنید موفق باشید.
#کارشناس_مشاور 1

✅پرسش:
من همسرم نزديک يک ساله که يکم ضرر تو شغلش داده و ماشينشو با مقداري پس انداز از دست داده و نزديک 20ميليون هم قرض داره که 15ميليون وامه و 5ميليون بدهي ديگه يکم افسردگي گرفته همش تو خونه ميشينه هر کاري ميکنم سرکار نميره با ملايمت باهاش حرف زدم با قهر و دعوا حرف زدم ولي فايده اي نداشته هم خانواده خودش ناراحتن هم خانواده ي من که چرا مغازشو باز نميکنه الان نزديک هفت ماهه مغازه نميره کرايه مغازهاشم جمع شده .نزديک پنج ماهه قسط بانکش رو نريخته جلوي حساب ضامن رو بستن .واقعا داره ابروم ميره نميدونم چيکار کنم .هروقت ميگم برو مغازه ميگه روم نميشه برم صاحبخونمو ببينم اونجا .امروز از ناراحتي و سختي که دارم ميکشم تصميم داشتم ترکش کنم ولي پشيمون شدم خواهش ميکنم کمکم کنيد که چيکار کنم .واقعا ديگه نمي تونم تحمل کنم
پاسخ مشاور :
با سلام و تشکر بسیار متأسفیم که درگیر چنین مسأله ای شده اید قطعا مسأله اقتصادی و مشکلات مالی برای همه دردسر ساز می شود اما آنچه مهمتر است افکار و دام هایی است که ما از دوران کودکی در شخصیت ما به دلایلی شکل می گیرد و در چالش های زندگی تا زمان مرگ ما را دام خود می اندازد و کارکرد طبیعی زندگی و انتظاراتی که جامعه و خانواده از ما دارند را از ما می گیرد. قطعا افکار منفی و منفعل کننده بسیار فجیع تر از قرض و قوله های اندکی است که ایشان دارند  پس سعی کنید  ایشان را به یک فردی خبره و باتجربه و یا یک متخصص روان شناس ارجاع دهید. قطعا عادی سازی مشکل، و تشویق به کار و تلاش برای جبران به جای رفتار منفعلانه و منزوی کننده و افزاینده افسردگی ، شناسایی خطای شناختی و نگرانی های غیر منطقی در بهتر شدن اوضاع کمک خواهد کرد موفق باشید.
#کارشناس_مشاور1


موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۵ | 20:42 | نویسنده : |
Image result for ‫عکس  مشاور‬‎

پرسش:
پسري 26 ساله قصد ازدواج با دختري راداردکه دوسال از خودش بزرگتر است خانواده اش به دليل سن شرايط فرهنگي و خانوادگي مخالفند به خاطراصرارپسر،پدر به زور راضي شد ولي مادر به شدت ناراضي است نهايتا خواستگاري صورت گرفت و قول وقرار ها گذاشته شدامابعداز چند هفته به خاطر اختلافاتي که عرض شدبين مادر پسر و دختر اختلاف هايي ايجاد شدوخوددختردرتماس تلفني به مادر و خواهر پسر توهين کردونهايتا به هم خوردووسايلي که پسر به دختر به عنوان نامزدي داده بود پس فرستادند.حالا بعد از گذشت يک ماه دوباره پسر و دختر تلفني واز طريق تلگرام با هم ارتباط دارند و پسر ميگويد بايد دوباره بريم خواستگاري.مادر پسرهمچنان مخالف است اماپدرش ميگويد باش بگيريم شرش کم شود.درضمن دختر و پسر 4سال ازطريق تلفن وتلگرام باهم ارتباط دارند .کسي ازخانواده پسرراضي به اين ازدواج نيست اما خودش باوجوداين اتفاقات باز اصرار دارد.و ميگويد سري قبل هم مادرش مقصر بوده که به هم خورده.من خاله اين پسر هستم چه طور ميتوانم قانعش کنم که اين ازدواج به صلاح نيست .باتشکر

پاسخ مشاور :
✅ با عرض سلام و احترام؛
مسئولیت‌پذیری شما در برابر حل مشکلات خانواده خواهرتان جای تقدیر دارد.
از آنجایی که خواهرزاده شما از ابتدا و به طریق ناسالمی وارد برقراری رابطه گردیده و به قول معروف پیش خودش تا آخر کار را خوانده و پنبه همه چیز را زده است، قانع کردن ایشان عملی بسیار دشوار است. ایشان از طرفی به دلیل سوگیری و بدبینی نسبت به خانواده و برقراری رابطه عاطفی شدید با دختر، پذیرشی نسبت به توصیه‌های خانواده نخواهد داشت. بنابراین مهم‌ترین توصیه دعوت ایشان به مراجعه به روان‌شناس است. روان‌شناس به عنوان شخصی بی‌طرف که از قابلیت‌های رابطه گرفتن با او و آشنایی با اقتضائات سنّی ایشان برخوردار است، می‌تواند مسائل را بدون سوگیری بررسی کرده و در نهایت پیامدهای تصمیم‌های نادرست را ارائه نماید. حتی شاید دلایل پسر قانع‌کننده باشند و روان‌شناس با تشخیص این موضوع نسبت به دلایل والدین او بازنگری انجام دهد.
#کارشناس_مشاور 5

 

✅پرسش:
سلام پسري 4ساله دارم که بااعضاي بدنش بازي ميکنه ولذت ميبره ن اين که جلوي من ن کناراتاقيـ يا جاييـ که من نباشم ولي چندبارديدم تامنوميبينه جاميخوره ومترسه ايا اين کارش دراين سن طبيعيـ است
پاسخ مشاور:
✅سلام و احترام؛
هرچند نگرانی‌های شما در این زمینه قابل درک است اما همان‌گونه که اشاره کردید، دست‌ورزی کودکان به اندام جنسی خود در سنین پایین، مانند سن 4 سالگی فرزندتان، امری طبیعی است. کودکان با انجام این عمل هیچ قصد سوء یا نیت شومی ندارند بلکه می‌خواهند مانند تمامی اعضاء و جوارح دیگرشان، با این عضو نیز آشنا شوند. از اینروی عملی طبیعی شمرده می‌شود.
در مرحله اول از سلامت دستگاه تناسلی فرزند خود و عدم ابتلاء به ضایعات پوستی، قارچ، کهیر، ترشحات بدبو، عفونت ادراری و ... مطمئن شوید. نسبت به نظافت ناحیه تناسلی کودک، خشک کردن آن بعد از دستشویی با دستمال و استفاده از آب سرد برای شستن دقت نمایید.
یکی از علل شایع بروز چنین رفتاری، تنهایی، خستگی و بی‌توجهی والدین است. پس وقت بیشتری با کودک خود بگذرانید و او را از ابراز محبت مستقیم و فیزیکی بهره‌مند سازید.
برخی از کودکان که از فقدان کافی توجه برخوردارند، از این رفتار به عنوان وسیله‌ای برای جلب توجه والدین استفاده می‌کنند. برای رفع این علت توجه به کودک را در اولویت خود قرار دهید. سعی کنید با نگاهی چشم در چشم با او صحبت کنید و از حواس‌پرتی حین گفتگو پرهیز نمایید.
ممکن است نحوه برخورد شما با این مساله نیاز به بازنگری داشته باشد. پرت کردن حواس کودک نیاز به ظرافت در عمل دارد. چرا که کودکان به واسطه تیزبینی‌های ویژه خود ممکن است به علت اصلی پرت کردن حواس‌شان توسط والدین پی ببرند و اصطلاحا دست والدین‌شان را بخوانند. از اینروی بایستی پرت کردن حواس او به صورت پراکنده و هر بار با شیوه‌ای متفاوت از شیوه دیگر صورت پذیرد. در پرت کردن حواس نباید هیچ اشاره مستقیمی به دست‌ها یا وسیله‌ای که کودک خود را به آن می‌مالد، کرد. شما می توانید زمانی که با این موقعیت مواجه می شوید حواس او را پرت کنید.
گاهی ممکن است واکنش های او مثل جاخوردن زمانی که شما را می بیند، به خاطر رفتارهای قبل شما با این موضوع باشد که مخفی کاری فرزند را به همراه داشته است. از هرگونه رفتار خشن و ترساننده پرهیز نمایید.
در خصوص تاثیر تغذیه، مساله را با متخصصان تغذیه مطرح نمایید؛
تشدید روز افزون این رفتار در خصوص فرزند شما و نیز اقدام به دست‌ورزی با وجود تمامی اقداماتی که انجام داده‌اید نیاز به بررسی بیشتر را نشان می‌دهد. در صورتی که این عمل با شدت بیشتر ادامه پیدا کرد و اقدامات دقیق شما ثمری نداشت، احتمالات دیگری مانند فیزیولوژی خاص اندام تناسلی فرزند شما و... مطرح خواهند شد. در اینصورت حتما از مشورت پزشکی بهره بگیرید..
سعی کنید سختی‌های این مسیر شما را خسته و درمانده نکند. همچنین انتظار تاثیر سریع را نیز نداشته باشید. همانگونه که این عادت به مرور زمان در فرزند شما ایجاد شده است، بایستی به مرور زمان نیز از بین برود. آنچه مهم است وحدت عمل و پشتکار شما در اجرای راهکارهایی است که مطرح شدند.
#کارشناس_مشاور6


موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : دوشنبه نهم اسفند ۱۳۹۵ | 16:20 | نویسنده : |

 

Image result for ‫عکس  مشاور‬‎

 

✅پرسش:
سلام
من با شوهرم اختلافات زيادي داريم که به خاطر تنها دخترم مجبورم باهاشون کنار بيام.
يکي از اختلافاتمون اينه که شوهرم به شدت گوشيشو از من پنهان ميکنه و مدام رمز گوشيشو عوض ميکنه. (با اينکه من تاحالا بي اجازه دست به وسايلش نزدم)
عکس و فيلم مستهجن هم خيلي ميبينه. و وقتي بهش اعتراض ميکنم ميگه براي من عاديه.

چون خودم مذهبي هستم، با اين قضيه نميتونم کنار بيام و کاملا هم بهش بي اعتمادم. چون خيلي بهم دروغ ميگه. درضمن اصلا هم نماز نميخونه.
پاسخ مشاور :
با عرض سلام و احترام؛
از متن سوال مشخص است که زندگی پرتنشی دارید. مخفی‌کاری، دروغگویی و عدم مبالات شریک زندگی به نماز می‌تواند انسان را بسیار آزرده نماید. همه این موارد دست به دست هم داده‌اند تا فضای بی‌اعتمادی در منزل شما حکمفرما باشد.
اینکه به خاطر فرزندتان بسیاری از مشکلات را به جان خریده و تحمل کرده‌اید جای تحسین دارد. اما توجه داشته باشید که بچه‌ها علاوه بر اینکه به پدر و مادر خود نیاز دارند، به محیطی آرام و امن برای رشد و نمو نیازمند هستند. آن‌ها نیاز دارند تا بتوانند به این دنیا و قواعد آن اعتماد کنند. آرامش برای رشد سالم روانی ضروری است. پس دقت کنید که صرف داشتن زندگی مشترک با همسرتان برای کمک به بچه کافی نیست. بلکه نیاز به فضایی آرام، امن، محبت‌آمیز و عاطفی است. از اینروی لازم است. تا زمانیکه بحث، مشاجره، دلخوری، صمیمیت اندک، قهر و ... در خانه وجود داشته باشد، بچه‌ها شرایط خوبی برای سلامت روانی و رشد صحیح نخواهند داشت.
باید به ریشه‌های احتمالی رفتار همسرتان پی ببرید. چنین رفتاری ممکن است ناشی از خصوصیات شخصیتی و ویژه ایشان باشد و ممکن است ناشی از نوع تعامل شما با ایشان باشد.
با توجه به مشکلات متعددی که ذکر کردید، پیشنهاد ما این است که مشکلاتی را که در زندگی مشترک با آن مواجه هستید بر حسب اولویت و اهمیت طبقه‌بندی کنید. به این معنا که در حل اختلافات یا مشکلات بر موضوعی که از طرفی اهمیت بیشتری دارد و از طرف دیگر قادر به حل ان هستید، متمرکز شوید، در غیر اینصورت سردرگمی شما بیشتر می شود.
آیا می‌توانید به این مسئله از این بعد هم نگاه کنید که او مالک گوشی خود است و خودش آنگونه که دوست دارد با آن رفتار می‌کند. در اینصورت اهمیت زیاد و حساسیت بالای شما به این مسئله می‌تواند ناشی از نوعی وسواس فکری باشد. در اینصورت آنچه که لازم است اولویت شما قرار گیرید اصلاح سازمان فکری و برطرف کردن وسواس احتمالی است. از اینرو گاهی ممکن است موضوعی به آن میزان که گمان می‌کنید اهمیت نداشته باشد و باید آنرا نادیده بگیرید. توجه داشته باشید حساسیت نشان دادن شما نسبت به برخی رفتارهای همسرتان مانند دروغ، باعث تشدید آن خواهد شد. بنابراین توصیه می‌شود مدتی نسبت به گوشی ایشان بی‌خیال و بی‌توجه شوید. هرچند اوایل چنین کاری دشوار است اما بعد از گذشت یک هفته آرامشی به دست خواهید آورد که دیگر آنرا رها نخواهید کرد. پیشنهاد می‌شود جهت ارزیابی دقیق‌تر مسئله در رابطه با وسواس فکری به صورت تلفنی با کارشناسان مرکز گفتگو کنید.
نکته بعدی این است که باید نسبت به مشکلات پیش آمده با همسرتان صحبت کنید، لازم است درخواست خودتان را قاطعانه و البته در کمال مهربانی و ادب با او در میان بگذارید.  آنچه که مهم است این است که شما با همسرتان در این رابطه گفتگو کنید و احساسات خود را با وی مطرح کنید به گونه ای که متوجه عمق نگرانی شما شود. به ایشان توضیح دهید از رفتارهایی که باعث آسیب اعتماد می‌شوند خودداری کند. در این مسیر از تأثیر محبت و معجزۀ صمیمیت غافل نشوید، اجازه ندهید افکارتان و رفتار همسرتان شما را از این موضوع غافل کند. همچنین سعی کنید جذابیت‌های ظاهری خود را افزایش داده و دایرۀ مهارت‌های همسرداری را گسترش دهید. در عین حال لازم است به شکایات و حساسیت‌های وی توجه جدی‌تری داشته باشید و همراهی بیشتری با وی نشان دهید. از طرفی هم اگر حساسیت‌های مستقیم شما در این موضوع و موضوعات مشابه در مورد همسرتان بیشتر شود و باعث ناراحتی او گردد، ممکن است این کار شما منجر به مخفی‌کاری بیشتر او شود.
از معجون سحرآمیز محبت غافل نشوید. زمانیکه ایشان اسیر محبت‌ها و توجه‌های شما شود از میزان این مشکلات کم می‌شود. سعی کنید نیازها، انتظارات و خواسته‌های ایشان را برآورده کنید.  با گفتن نقاط مثبت و خوبی‌های ایشان و تأیید قدرت، عرضه داشتن، مرد بودن، اقتدار داشتن و مدیر بودن که از نیازهای اصلی هر مردی به شمار می‌رود ایشان را به خودتان جلب نمایید.

#کارشناس_مشاور5


موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : سه شنبه سوم اسفند ۱۳۹۵ | 16:23 | نویسنده : |

✅پرسش:
خانمي 38ساله هستم 13سال زندگي عاشقانه و عالي با همسرم داشتم هيچ مشکل و اختلافي با هم نداشتيم حتي از نظر جنسي، ولي سه ماه پيش همسرم يک زن فاحشه  را به خانه آورده بود که البته قبل از اينکه کاري انجام بدن من رسيدم خونه، همسرم خيلي پشيمونه و ميگه اصلا از قبل طراحي نکرده بوده و ناگهاني بوده و اصلا نميفهميده چکار ميکنه!! من به خاطر بچه‌هام کاري نکردم ولي حالم اصلا خوب نيست و تو اين مدت کار هردومون گريه است. نه ميتونم ببخشم و زندگي عادي داشته باشم و نه ميتونم زندگي بچه ها رو خراب کنم. خيلي اوضاع زندگي مون بده لطفا راهنمايي کنيد. البته مشاوره هم رفتيم ولي تاثيري در روابط مون نداشت
پاسخ مشاور :
__________________________________________
با سلام و تحیت
از مطالبی که بیان کردید به خوبی فهمیده می شود که اتفاق مذکور تا چه اندازه باعث رنجش و ناراحتی شما شده است. بنابراین دور از انتظار نیست که تا مدتی احساسات شما با چنین موضوعی درگیر باشد.
مجددا احساسات تلخی که در این رابطه برای شما ایجاد شده است را با همسرتان مطرح نمائید، توضیحات وی را بشنوید و از وی بخواهید با جدیت بیشتری در راستای اطمینان دهی به شما رفتار کنند.
در ادامه با توجه به سابقه خوبی که از رابطه خود بیان کردید انتظار می رود آرامش خود را حفظ کنید و با اجتناب از احساسات قدری منطقی تر تصمیم بگیرید و این اتفاق را واقع بینانه تر تفسیر کنید. طبیعتا تصدیق می کنید که همسر شما خلاصه در این رفتار غلط نیست و از وِیژگیهای مثبت و ممتازی برخوردار است بنابراین شایسته است که رفتار غلط وی را به کل شخصیت وی تعمیم ندهید و همه خاطرات شیرین گذشته را فدای این اتفاق نکنید، بوِیژه اینکه همسر شما ابراز پشیمانی می کنند.
باقی ماندن در این فضا به صلاح شما و زندگی مشترک نیست، بنابراین پیشنهاد می شود با همکاری یکدیگر؛
_نیاز است تا فرایند بخشودن را دنبال کنید و فرصت جبران را از زندگی خود دریغ نکنید.
_ آسیبهای احتمالی در سطح رابطه را شناسایی و رطرف کنید.
_ در وضعیت زندگی مشترک دگرگونی مثبت ایجاد کنید، مسافرت و حضور در موقعیتها و مکانی که خاطرات خوش اوائل ازدواج در ان رقم خورده و..می تواند از موارد مثبت باشد.
_ از تنهایی و فاجعه سازی نسبت به این موضوع خودداری کنید و زندگی خود را لبه پرتگاه ندانید.

✅پرسش:
سلام من هشت ساله ازدواج کردم باردارنميشم بعدمادرشوهرم بخاطرپسرش بمن هزارتازخم زبون ميزنه ومن شوهرخيلي عصبي دارم ديگه کارم ب خودکشي رسيده بنظرتون بايدچيکارکنم
پاسخ مشاور :
___________________________________
با سلام و تحیت
اینکه در شرایط دشوار و نامطلوبی قرار دارید جای تاسف و نگرانی است. با توجه به افکار منفی و غیر منطقی مانند فکر خودکشی لازم است به متخصص اعصاب مراجعه کنید و دارو مصرف کنید تا از میزان هیجانات و فشارهای عصبی شما کاسته شود.
هرچند تحت تنگنا و فشار زیادی هستید اما بپذیرید که برای مدیریت شرایط دشواری که با ان مواجه هستید راه های دیگری غیر از خودکشی وجود دارد.
خود را دست کم و ناتوان ندانید. افراد فراوان دیگری نیز هستند که با چنین مشکلی و بلکه مشکلات بسیار پیچیده تری مواجه هستند اما هیچگاه تصمیم به آسیب زدن به خود نمی گیرند.
در رابطه با موضوع فرزند نیز لازم است بدانید که مهم رفتار و نگرش همسر شما به مسئله است و نه مادر شوهرتان. مادر شوهر شما شریک  لحظه لحظه زندگی شما نیست و نهایتا این زخم زبانها زمان و محدوده خاصی خواهد داشت.
زندگی را حق خود بدانید و در رابطه با موضوع فرزند با همسر خود گفتگو و به جمع بندی برسید.


موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : یکشنبه یکم اسفند ۱۳۹۵ | 17:13 | نویسنده : |

 

پرسش: پسری دارم ۳ سال و نیم دارد. که وقتی چیزی رو می خواد با گریه و جیغ و داد ازمون می خواد ،با بچه های دیگه گروهی خیلی بازی نمی کنه، وقتی یه چیزی رو می خواد از بچه های دیگه بگیره یا با زور می خواد بگیره یا با گریه و کلاً بازی های خشن انجام می ده مثلاً ماشین هاشو همش به هم می کوبه می گه تصادف بازی. منو که خیلی می زنه وقتی هم که یه چیزی رو بهش نمی دیم خیلی عصبی می شه دست هاشو مشت می کنه دندون هاشو به هم فشار می ده و می خواد بزنه.

پاسخ: قانونی در منزل وضع کنید و در آن صراحتا بگویید زدن، گاز گرفتن و پرت کردن ممنوع است و هر وقت یکی از این کارها را انجام داد ابتدا به او قانون را یادآوری کنید سپس او را جریمه کنید. بهترین جریمه هم اول حذف برخی چیزهاست که او دوست دارد و بعد استفاده از اتاق تنهایی.
قبلا به اطلاع  بچه  برسانید که چه رفتارهایی به اتاق تنها منتهی می شود.

- اولین مرحله تنبیه شامل نشستن و نگاه کردن به کودک است .
- دومین مرحله تنبیه شامل یاد آوری قانون " زدن، گاز رفتن، پرتاب کردن ممنوع" است.
- سومین مرحله تنبیه شامل تذکر دادن به کودک است: کمی صدای خود را بالا تر از حد معمول برده و به او بگویید: "اگر یک بار دیگر این کار را بکنی به اتاق تنهایی خواهی رفت." اگر کودک مجددا خشونت کرد فرمان رفتن به اتاق تنهایی را صادر کنید.
قطعا کودک اوائل که اقتدار، جدیت و مصمم بودن شما را احساس نکرده فرمان شما را اجرا نخواهد کرد. در این مرحله مجازات فیزیکی تا حد گرفتن شانه ها و بردن به اتاق تنهایی جایز است.

- طول زمان در اتاق تنهایی بین ۳ تا ۷ دقیقه است. (البته بهتر است رفتار نامناسب  قطع شده باشد)

- به کودک در زمان رفتن به اتاق تنهایی باید بی اعتنایی کامل شود.

- به هیچ وجه در اتاق تنها با کودک وارد بحث یا صحبت نشوید چون کودک دائما سعی می کند شما را تحریک کرده و به بحث بکشاند.

- بعد از پایان مجازات دیگر راجع به اینکه چرا مجازات شدی صحبتی نشود.

- بعد از پایان وقت به کودک بگوئید: "وقت تنها تمام شد می توانی بیرون بیایی" . به یاد داشته باشید که زمان بیرون آمدن را شما تعیین می کنید نه کودک.

- درب اتاق نباید بسته باشد . همچنین اتاق از نور کافی برخوردار باشد.

- بعد از اتاق تنهایی باید کودک را مورد پاداش های اجتماعی قرار داد.

- جهت تنبیه روش توقیف اسباب بازی را هم می توانید به کار بگیرید، در این مورد چند اسباب بازی را آزاد گذاشته و بقیه را توقیف نمایید


موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۴ | 12:51 | نویسنده : |

زنگ ورزش بود و بچه ها ناراحت!
آخه حالا که برف اومده و نمی شه توی حیاط ورزش کرد ، چکار کنیم؟
معلم فکری کرد و گفت :
بچه ها بیاید یه مسابقه بدیم.
می خوام یکی یکی روی برف های حیاط ، مستقیم راه برید تا به دیوار روبرو برسید
برنده کسی می شه که مستقیم ترین خط رو با قدم هاش ایجاد کنه
بچه ها با خنده و هیجان و به نوبت روی برف ها حرکت می کردند
آخرین نفر که به دیوار رسید ، معلم خواست تا همه بالای سکو بیان و با دقت به خط ها نگاه کنند
تقریبا همه مسیرهای طی شده منحنی و کج بودند
و فقط یه رد پا بود که خیلی صاف و مستقیم تا دیوار امتداد داشت
بچه ها با تعجب از دوست شون پرسیدند ، آخه چجوری این کار رو کردی؟
اون لبخندی زد و گفت خیلی ساده!
به نوشته روی دیوار روبروئی دقت کنید
من یه کلمه رو انتخاب کردم و به یکی از نقطه هاش خیره شدم و به سمتش رفتم
عزیزم دلم تا حالا هدفی رو توی زندگیت انتخاب کردی؟
تا بتونی بهش زل بزنی و صاف صاف به سمتش حرکت کنی
تا با قدم هات بهترین خط رو روی زمین زندگیت رسم کنی
نکنه یه روز که پشت سرمون رو نگاه می کنیم
کلی خط منحنی ببینیم و کج و شکسته
باید زودتر دست به کار بشیم
مگه نه؟
نکته: ما از خداییم و به سوی او با می گردیم ، بله دین به زندگی جه توهدف و معنا می دهد. همه کارها و فعالیت های ما یک سمت و سو پیدا می کند و آن خدایی شدن

موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ | 22:4 | نویسنده : |
يك وقت داشتم‏ «اعوذ» ها را بررسى مى ‏كردم، يكى از «اعوذ» ها اين است كه، «اعوذ» يعنى پناه مى ‏برم. امام مى ‏گويد: خدايا پناه مى ‏برم كه پير شوم، بى‏پول شوم. اولادم پولدار باشد. آن وقت من به اولادم بگويم: پول بده. چون اولاد خجالت نمى‏ كشد به پدرش بگويد: پول بده. اما پدر و مادر خجالت مى ‏كشد به بچه ‏اش بگويد: بده. مى ‏گويد: خدايا پناه مى ‏برم، نمى ‏خواهم اين خجالت را بكشم. كه به بچه ‏ام بگويم: پول بده. خيلى مهم است. آقازاده‏ هايى كه وضع ماليتان خوب است، خودتان برويد در كيف پدرتان، در كيف مادر، در كيف پدر خودتان پول بگذاريد. نگو: مادر، پول خواستى به من بگو. خوب‏ خجالت مى ‏كشد. خجالت مى‏ كشد. اين كه مى ‏گويم گوش بدهيد. هر اولادى وضع مالى ‏اش خوب است، نگويد: مادرم، مادر زنگ بزن گوشت برايت بخرم. زنگ بزن نمى ‏دانم برنج برايت بخرم. چيز برايت بخرم. چرا زنگ بزند؟ رويش نمى ‏شود زنگ بزند. قبل از آن، اصلًا حديث داريم اگر كسى گفت: بده، به او دادى، اين هنر نكردى. اين مزد آبرويش را به او دادى. خودش را كوچك كرد. آبروى خودش را ريخته، حالا كه پهلوى تو آبرويش ريخته تو يك مبلغى، چيزى. اين هنر نيست. هنر اين است كه قبل از آنكه بگويد. بعضى ‏ها را نبايد بگوييم به ما بگوييد. [1]


موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ | 16:16 | نویسنده : |

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. احتمالاً باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد امّا چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بندرخت. تعجب کرد و به همسرش گفت: “یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده..”مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم.

موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ | 13:40 | نویسنده : |
گاهی به دلائلی مرد همسر دوم اختیار می کند. در بسیاری از موارد، به دلیل هوسرانی مرد است و گاهی مواقع هم به دلیل مشکلات و بیماری ها و عقیم بودن همسر اول است. مردی که هوسران است و کنترل هیجانی و مدیریت شهوت ندارد. نمی تواند زندگی دو همسری را اداره کند او مانند راننده مست و گیج است که رانندگی برایش خطرناک است و جان دیگران را نیز به خطر می اندازد.
به هرحال، برخورد با دو همسر باید حتی در مواقعی که دو همسربا هم نیستند مثلا تلفنی در حضور یک همسر با همسر دیگر صحبت عاشقانه می کند یا درباره یکی با دیگری صحبت می کند سنجیده و دقیق باشد. اظهار علاقة پر رنگ به یکی می تواند شعله حسادت را برافروز و طمع زندگی دو خانواده را تلخ تر از زهر کند. فردی که به هر دلیلی دو همسر دارد باید این را بداند که ازدواج متعدد و دو همسری در زندگی امروزی خلاف عرف( نه شرع) است و گویی فرد برخلاف مسیر و جهت آب می خواهد شنا کند بنابراین باید با قدرت روان شناختی بالاتر رفتار کند. در نقاط مرزی کشور ما بین اهل تسنن و کشورهای عربی پدیده ازدواج متعدد و داشتن چند زن امر متداول است به همین خاطر به زنان در آنجا فشار روحی نمی آید اما در ایران وقتی برای زنی هوو می آید زن اول احساس می کند به او توهین شده است و گاهی نگاه بدبینانه و حرف و حدیث های دیگران این امر را تلخ تر می کنند. چرا به جای خار گل دماغ پرور نباشیم و سبب آرامش دیگران؟ زنی به همسایه خود که برایش هوو آمده بود می گفت: نو که اومد به بازار کهنه میشه عتیقه و قیمتی تر فقط نباید خودت را ببازی تا شوهرت گمان کند تو به دردش نمی خوری. گاهی بد از ازدواج فشار روانی زیادی که به زن اول وارد می شود سبب بهانه گیری و تندخویی او می شود و مرد بیشتر به سمت زن دوم می رود. وقتی مرد بیشتر رفت باز بد اخلاقی زن اول شدید تر می شود و باز مرد بیشتر دور می شود و این امر یک دور حلزونی است که توقف ندارد. مرد باید برخی از تندخویی های همسر اول را تحمل کند، انصاف و رفتار انسانی را رعایت کند تا آرامش از آنها گرفته نشود.
دروغ یک صفت زشت اخلاقی است اما اگر بین مردی احساس کند یکی از همسران ممکن است رنجیده خاطر شود و تخم کینه و عداوت در دلش کاشته شود می تواند برای رفع مفسده و ایجاد مصلحت و آرامش کلامی غیرواقع و دروغی بگوید. اما همین امر هم باید فوق العاده با دقت باشد. [1]
یک نمونه ناموفق
مردی به دلیل بیماری همسر اول همسر دوم گرفته است. همسر دوم جوان تر است. ولی این مرد به دلیل مشکلات کاری کمتر به همسر دوم سر می زند. به همین دلیل دختران او زندگی موفقی نداشتند. در زندگی اهل سازش با همسر نیستند و از آرایش در حد بزک استفاده می کنند که به گونه ای که انگشت نمای زنان می شوند چه رسد به مردان که نزده می رقصند.
نمونه موفق
روحانی ای اهل نجف آباد به دلیل این که از همسرش بچه دار نمی شد بعد از سال ها انتظار با هماهنگی همسر اول ازدواج کرد. او همسر دوم انتخاب کرد سال های متمادی یک هفته نزد همسر اول در نجف آباد بود و هفته بعد نزد همسر دوم در شهر قم می رفت. فرزند او می گفت رأس ساعت 4 بعد از ظهر پدر پیرش را به منزل همسر اول که اخیر به قم آورده می رساند. او می گفت: پدرم پیر است و مسافرت برایش سخت شده به همین دلیل همسر اول را اینجا آورد. الان می رود و فردا دقیقا ساعت 4 بعد از ظهر به منزل ما بر می گردد. جالب است که بدانید زن دوم بدرقه همسر آمده بود تا از شوهرش که منتظر بود تا فرزندش با ماشین دنده عقب بیاید و سوار شود مراقبت کند
.


 

موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ | 13:40 | نویسنده : |
 
مردي از اهالي شام مي‌گويد: روزي در مدينه شخصي را ديدم با چهره‌اي آرام و بسيار نيكو و داراي حسن جمال كه تا به حال چنين مردي نديده بودم و به طرز زيبايي هم لباس پوشيده و سوار بر مركبي بود دل من به طرف او مايل شد و دربارة او پرسيدم، گفتند: او حسن بن علي بن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ است. با شنيدن نام او خشمي سوزان سرتا پاي وجودم را فرا گرفت و بر علي بن ابي طالب حسد بردم كه چگونه او چنين پسري دارد.
پيش او رفته و پرسيدم آيا واقعاً تو فرزند علي ـ عليه السّلام ـ هستي؟
وقتي تأييد كرد، من او و پدرش را ناسزا گفتم، پس از آن كه به ناسزاگويي پايان دادم، به من سلام كرده و لبخن زد و پرسيد:
آيا غريب هستي؟
گفتم: آري.
فرمود: با من بيا گويا امر بر تو مشتبه شده است
اگر چيزي بخواهي به تو عطا مي‌كنم
اگر طلب ارشاد كني تو را هدايت مي‌كنم
و اگر در حملِ بار كمك بخواهي كمكت مي‌كنم و اگر گرسنه باشي تو را سير مي‌كنم
و اگر برهنه باشي تو را مي‌پوشانم
و اگر محتاج باشي بي‌نيازت مي‌كنم و اگر رانده شده‌اي تو را پناه مي‌دهم
و اگر مهمان ما باشي تا وقت رفتن از تو پذيرايي مي‌كنم زيرا كه در خانة ما به روي هر نيازمند و درمانده‌اي باز است.
مرد شامي چون اين سخنان را كه از روي حلم و بردباري امام بيان مي‌شد شنيد، شروع به گريستن كرد و گفت: شهادت مي‌دهم كه توئي خليفة خدا در روي زمين و خدا بهتر مي‌داند كه رسالت و خلافت را در كجا قرار دهد. پيش از آنكه تو را ملاقات كنم تو و پدرت دشمن‌ترين خلق در نزد من بوديد و حالا كه تو و پدرت را شناختم محبوب‌ترين خلق خدائيد نزد من. گويا پس از اين برخورد، امام مرد شامي را به خانة خود مي‌برند و تا مدتي كه در مدينه بود ميهمان حضرت بود و از محبّان و مريدان امام مجتبي ـ عليه السّلام ـ شد و ديدگاهش نسبت به خاندان پيامبر دگرگون و در زمرة شيعيان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ داخل گرديد

موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ | 13:47 | نویسنده : |
همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسان های دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.
اجزای تشکیل دهنده همدلی
· علاقه داشتن به دیگران
· تحمل افراد مختلف
· رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر
· دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی)
· احترام قائل شدن برای دیگران
اثرات همدلی
۱) عامل پیشگیری بسیاری از رفتارهای ناخوشایند می شود.
۲) در طرفین احساس خوشایند و مثبت به وجود می آورد.
۳) فرد را از احساس تنهایی نجات می دهد.
۴) موجب اخذ تصمیم های صحیح تر می شود.
۵) از بسیاری تعارضات و سوء تفاهم ها جلوگیری می کند.
۶) همدلی به جا و مناسب موجب تعدیل و اصلاح شناخت، احساس و رفتار می شود.
۷) در تحکیم روابط همسران می تواند نقش مهمی داشته باشد.
۸) احساس آرامش و قوه ی ادارک فرد را افزایش می دهد.
۹) موجب افزایش اعتماد به نفس می شود.
۱۰)زمینه شناخت بهتر و بیشتر از دیگران را فراهم می آورد.
۱۱) روابط خانوادگی و اجتماعی را بهبود می بخشد.
۱۲) امنیت روانی و آسایش خاطر را تقویت می نماید.
۱۳) میل به شرکت در فعالیت های گروهی را افزایش می دهد.
۱۴) بیان احساسات خود و درک احساسات دیگران را آسان تر می کند

موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ | 23:23 | نویسنده : |
 خانواده ها با هم متفاوتند. هر كدام خصوصیات، رسوم، الگوهای فكری و روش هایی خاص برای برقراری ارتباط با یكدیگر دارند. پس نمی توان الگویی خاص و با قواعد مشخص را به عنوان «دستورالعمل داشتن خانواده موفق» به همه تعمیم داد. از طرف دیگر خانواده باید قوانین خاص خود و تعریف هایی نیز داشته باشد. همه ما دوست داریم چنین جوی بر خانواده مان حكمفرما باشد ولی با استرس هایی كه زندگی روزمره به ما تحمیل می كند به وجود آوردن چنین فضایی سخت تر می شود. بد نیست گاهی به تغییراتی كه منجر به بهبود فضای عاطفی خانواده می شود فكر كنیم.
۱) در انتخاب كلمات بیشتر دقت كنید
نحوه صحبت كردن ما با بچه ها، خود بخشی از فضای عاطفی خانواده است كه می توان آن را به راحتی بهبود بخشید. در كنار كمك به كودكان خود، باید به آنان یاد دهیم احساسات خود را صادقانه بیان كنند. بنابراین باید مراقب لحن و عباراتی باشیم كه هنگام حرف زدن با آنها به كار می بریم. گاهی فراموش می كنیم كه كودكان تا چه اندازه انتقادات والدین را جدی می گیرند و عباراتی كه ما برای سرزنش آنها به كار می بریم چقدر بر احساس شان نسبت به خودشان تأثیر می گذارد. از نظر روانشناسی كودكانی كه توسط والدین شان مرتب و به صورت اغراق آمیز مورد سرزنش قرار می گیرند، به شدت احساس گناه و شرمساری می كنند و از نظر عاطفی منزوی می شوند. انتقاد از كودكان باید سازنده باشد و راه تغییر رفتار بدشان را به آنها نشان دهد.
روش دیگر انتقاد كردن از كودكان این است كه به آنها یادآوری كنیم رفتارهایشان چه تأثیری روی ما دارد. در این صورت آنها به جای مقاومت در برابر خواسته ما، همدلی بیشتری از خود نشان می دهند.
۲) نظم و ثبات به وجود آورید
چارچوب قابل پیش بینی برای فعالیت های روزانه، قوانین واضح و دائمی و یك خانه سازمان یافته به والدین و فرزندان كمك می كند تا بیشتر احساس آرامش و راحتی كنند. این فضا، به تعادل عاطفی اعضای خانواده بسیار كمك می كند. هنگامی كه مشاجره ها، تنش ها و بحران ها رخ می دهند، این چارچوب و قوانین دائمی خانواده برای افراد، پشتیبانی آشنا و اطمینان بخش است، بخشی قابل اعتماد كه آرامش بخش است و هیچ گاه تغییر نمی كند. اگر در چارچوب زندگی خود تغییراتی دهید كه شب ها به رختخواب رفتن بچه ها با آرامش بیشتری همراه باشد از بسیاری از ترس های كودكان از تاریكی كه معمولاً شب ها و وقتی چراغ ها خاموش می شود رخ می دهد، جلوگیری خواهید كرد. البته باید توجه داشت كه اگر این قوانین بسیار غیرقابل انعطاف باشد به كودكان اجازه نشان دادن خلق و خو، پسند و سلیقه و عادات و خصیصه های منحصر به فردشان را نخواهد داد و موجب اختلال در رشد شخصیت آنان می شود.
۳) نشست های خانوادگی برای اختصاص وقت بیشتر به اعضای خانواده
زمانی كه اعضای خانواده همه در كنار هم هستند به قدری لذت بخش است كه بعضی خانواده ها به طور منظم زمانی را برای بحث و گفت وگو در مورد مشكلات یا حتی صحبت در مورد اتفاقات خوشایندی كه برای شان رخ داده است می گذارند. بعضی ها ترجیح می دهند این جلسات را جمعه شب ها برگزار كنند تا بتوانند برای هفته ای كه پیش رو دارند برنامه ریزی كنند.
۴) حس عشق ورزیدن را در فرزندان خود بیدار كنید
زندگی روزمره پر از فرصت هایی است كه می توانیم از آنان برای عشق ورزیدن به فرزندان مان استفاده كنیم. محققان دریافته اند در خانواده هایی كه والدین زمان بیشتری را به بازی كودكان، شوخی كردن و صحبت كردن درباره افكار و احساسات شان با كودكان اختصاص می دهند، فرزندان دارای رفتاری دوستانه، سخاوتمند و سرشار از عشق هستند، هر چه بیشتر به كودكانمان عشق بورزیم احساس عشق و دوست داشتن در آنها بیشتر شكل می گیرد. بسیاری از والدین هنگامی كه زمانی را به طور مشخص و با توجه كامل با فرزندان خود صرف می كنند بیشترین احساس هماهنگی را از نظر عاطفی با آنان دارند. در حین مكالمه ها فرزندان ترس ها و احساسات فرو خورده خود را با والدینشان در میان می گذارند.
همه ما دوست داریم فرزندانمان با دیگران، بخصوص خواهر و برادرشان با مهربانی، احترام و انصاف برخورد كنند كه با پرورش حس عشق ورزیدن در وجودشان همه این ها محقق می شود. می توان جدولی تهیه كرد و از كودكان خواست در پایان هر روز نام كسی را كه كار خوبی برای آنان انجام داده در آن یادداشت كنند. این كار باعث پرورش حس دوستی و قدرشناسی در آنها می شود.
۵) جشن ها و رسوم خانوادگی
كنار گذاشتن اوقاتی از روز یا هفته برای دور هم جمع شدن اعضای خانواده به كودكان حس همبستگی می دهد، تا جایی كه حتی وقتی بزرگ شوند به خانواده خود احساس تعلق و وابستگی دارند. بعضی خانواده ها به طور مرتب و به صورت دسته جمعی در مراسم مذهبی شركت می كنند (مثلاً همه با هم به مسجد می روند) و بعضی ها آخر هفته به پارك می روند. بعضی ها تصمیم می گیرند آخر هفته را جشن بگیرند! یك شام ساده و لذت بخش كه همه آن را دوست دارند، انجام چند بازی با حضور همه اعضای خانواده، به سینما رفتن و... همین جشن های كوچك كودكان را به صرف وقت بیشتر در كنار دیگر اعضای خانواده علاقه مند می كند.
۶) مشكلات و مشاجرات
این روزها زندگی آن قدرها هم پایدار و مطمئن نیست. حتی بهترین و موفق ترین زوج ها هم درگیر دعوا، مشكلات اقتصادی و عاطفی می شوند، والدین از هم طلاق می گیرند و با فرد دیگری ازدواج می كنند و... همه این موارد حتی دلسوزترین والدین را نیز دچار چالش می كند. مشكلات بخشی از زندگی ما هستند كه نمی توان آن ها را انكار كرد. ولی با بهبود فضای عاطفی خانواده می توان اثر مخرب آنها را به شدت كم كرد.
هنگامی كه والدین با یكدیگر مشاجره لفظی دارند، پس از حل مشكل باید به فرزندان خود توضیح دهند كه اكنون همه چیز مثل سابق است و پدر و مادرشان دیگر با هم مشكلی ندارند. به فرزندانتان بگویید كه شما هم گاهی با هم اختلاف نظر پیدا می كنید و عصبانی می شوید ولی الآن مسائلتان را حل كرده اید. بگویید متأسفید كه آنها صدای شما را هنگام مشاجره شنیده اند.
۷) زمانی را بدون حضور فرزندان و فقط با همسرتان بگذارنید
این والدین هستید كه فضای حاكم بر خانواده را می سازند. هنگامی كه به خاطر بدهی هایمان عصبانی هستیم، مشكلات محل كار نگرانمان كرده است یا از همسرمان دلگیریم، ناخواسته به فضای عاطفی خانواده لطمه می زنیم و فرزندانمان را ناراحت و نگران می كنیم. والدین نیز نیاز به زمانی دارند كه بدون حضور فرزندان درباره خود و مشكلاتشان صحبت كنند. با همسرتان به پیاده روی یا رستوران بروید. به این ترتیب، هم در حین گفت وگو درباره مشكلات به یكدیگر دلداری می دهید و هم عشقی را كه شما را برای نخستین بار در كنار یكدیگر قرار داد، دوباره تجربه می كنید

موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۲ | 13:1 | نویسنده : |



بنگر كه چگونه تنها يكى از اين ويژگيهاى فراوان باطنى اينگونه مهم است (كه اگر وجود نداشته باشد اين همه نارسائى در كار انسان پديد مى آيد؟ با اينكه نعمت حافظه تنها يكى از آن همه نعمت است).
بدان كه نعمت فراموشى بسيار بزرگتر از نعمت حافظه و يادآورى است . اگر (نعمت ) فراموشى نبود، هيچ كس مصيبت و سختى خود را فراموش ‍ نمى كرد. حسرتش پايان نمى يافت ، كينه اش تمام نمى گشت . با ياد داشتن (و عدم فراموشى ) آفات دنيا هيچ گاه از آن بهره نمى جست . اميدى به فراموشى و غفلت سلطان (و حاكمى كه دشمن اوست) و رهايى از حسد رشكبران نداشت.
آيا نمى بينى كه چگونه دو نيروى حافظه و فراموشى كه ضد يكديگرند، هر كدام براى مصلحتى خاص در نهاد آدمى نهفته شده است؟
حال كه چنين است و اين دو نعمت (خداى جل و علا) كه ضد يكديگرند به سود انسان كار مى كنند و هر كدام براى آدمى ضرورى است ، چرا بايد برخى (از مردم نادان و مشرك ) در اين اشياء متضاد به دو خالق و آفرينشگر متضاد معتقد شوند؟

موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ | 14:6 | نویسنده : |
مسابقه نقاشی بود.
قرار بود آرامش رو به تصویر بکشند!
همه تلاش می کردند آرام بخش ترین تصویر رو خلق کنند.
- قطره ای شبنم بر گلبرگ گلی زیبا.
- پرواز پرنده ها در آسمون آبی.
- ساحلی آرام با چند رد پا.
- بازی دو کودک در پارک.
- جنگل ، هنگام غروب آفتاب.
- ...
هیئت داوری آثار رو بررسی کردند.
و همه به اتفاق یک اثر رو انتخاب کردند.
تصویری که کوه های ناهموار، رعد و برق و رگبار بارون رو نشون می داد!
و جوجه پرنده ای که آرام و بی هراس زیر صخره ای نشسته بود.
آره عزیز دلم، آرامش حقیقی اونه که در شرایط سخت خودت رو نبازی.
توی تاریکی و رگبار و فشار، بدونی که یه سرپناه بزرگ و آسمونی داری.
و همیشه آروم آرو م باشی، حتی توی تند بادها و طوفان های زندگیت.
آخه خدای مهربون مون، هیچ وقت از بنده هاش غافل نیست.


موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ | 22:32 | نویسنده : |
 زنگ ورزش بود و بچه ها ناراحت!
آخه حالا که برف اومده و نمی شه توی حیاط ورزش کرد ، چکار کنیم؟
معلم فکری کرد و گفت :
بچه ها بیاید یه مسابقه بدیم.
می خوام یکی یکی روی برف های حیاط ، مستقیم راه برید تا به دیوار روبرو برسید
برنده کسی می شه که مستقیم ترین خط رو با قدم هاش ایجاد کنه
بچه ها با خنده و هیجان و به نوبت روی برف ها حرکت می کردند
آخرین نفر که به دیوار رسید ، معلم خواست تا همه بالای سکو بیان و با دقت به خط ها نگاه کنند
تقریبا همه مسیرهای طی شده منحنی و کج بودند
و فقط یه رد پا بود که خیلی صاف و مستقیم تا دیوار امتداد داشت
بچه ها با تعجب از دوست شون پرسیدند ، آخه چجوری این کار رو کردی؟
اون لبخندی زد و گفت خیلی ساده!
به نوشته روی دیوار روبروئی دقت کنید
من یه کلمه رو انتخاب کردم و به یکی از نقطه هاش خیره شدم و به سمتش رفتم
عزیزم دلم تا حالا هدفی رو توی زندگیت انتخاب کردی؟
تا بتونی بهش زل بزنی و صاف صاف به سمتش حرکت کنی
تا با قدم هات بهترین خط رو روی زمین زندگیت رسم کنی
نکنه یه روز که پشت سرمون رو نگاه می کنیم
کلی خط منحنی ببینیم و کج و شکسته
باید زودتر دست به کار بشیم
مگه نه؟
نکته: ما از خداییم و به سوی او با می گردیم ، بله دین به زندگی جه توهدف و معنا می دهد. همه کارها و فعالیت های ما یک سمت و سو پیدا می کند و آن خدایی شدن.

موضوعات مرتبط: مشاوره

تاريخ : جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ | 17:14 | نویسنده : |