درباره وب

«ما باید امروز، به سمت تغییر خودمان، به سوی الگوهایی که اسلام معیّن کرده است، پیش برویم باید خودمان را اصلاح کنیم، اخلاق خودمان را درست کنیم، خودمان را از لحاظ باطن، به خدا نزدیک کنیم. به عنوان یک فرد، مجاهدت شخصی بکنیم. آیات خدا را به دل خودمان بخوانیم و دل را به خدا نزدیک کنیم. این وظیفه ماست. مقام معظم رهبری
لینک دوستان
جستجوی وب

 

حضور یکی از مجریان شبکه ضد انقلاب "من و تو" به نام "سالومه سیدنیا" با نام مستعار "سالی‌تاک" در سریال  مشق عشق بسیار بحث بر انگیز است، چرا تصاویر  این مجری ضد انقلاب که همیشه در برنامه‌اش انتقادات تندی نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌کند از شبکه دولتی ایران پخش می‌شود؟؟؟سالومه پیش از پیوستن به شبکه ضد انقلاب "من و تو"  سابقه کار در رسانه‌های مختلفی ایران از جمله روزنامه های زن و ایران و  همچنین  شبکه  "بی بی سی فارسی ” را در کارنامه ی خود دارد ... یاد اوری می شود سریال مشق  عشق  از شبکه آی فیلم پخش می شود و سالومه  در این  فیلم نقش  یک منشی  را ایفا می کند


موضوعات مرتبط: سیاسی

تاريخ : سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 16:8 | نویسنده : |
 

1-  قاسم احمدیان :فرهنگی - لیسانس آموزش ابتدایی

2- سید رئوف ادریس پور:وکیل- لیسانس حقوق    

3-سیدجمال الدین اعتباریان:فرهنگی - لیسانس جغراف

4-عبدالکریم البوشهبازی : فرهنگی - فوق لیسانس

5- محمد البوخنفر:لیسانس عمران                 

6- ولیدالبوناصر:لیسانس علوم سیاسی               

7- عبدالعزیزالهی منش :کارمنددادگستری- لیسانس حقوق

8- عبدالنبی برحی:کارمندتامین اجتماعی-لیسانس   

9 - محمدسعیدپورعباس:فرهنگی - لیسانس آموزش ابتدایی

10- ناظم ثبوتی:فرهنگی - لیسانس زبان خارجه     

11-  محمود حسونی زاده فلاحیه:فرهنگی - لیسانس حسابداری

 ۱۲- علیرضا حسین زاده قنواتی:فرهنگی - لیسانس ابتدایی  

13- لطیفه حسینی : فرهنگی - لیسانس            

14-  قاسم خالدی فرد : وکیل - لیسانس حقوق 

15-  زینب خزرائی : لیسانس                       

16-   ولید رمضانی : لیسانس                

17- سناء سالمی :لیسانس حقوق              

18- باقر سالمی : لیسانس                      

19- سیدمحمدعلی سیدیان : فرهنگی- رئیس شورای فعلی     

20- عبدالکاظم شاوردی :فرهنگی - لیسانس آموزش ابتدایی     

21- عبدالکریم شاوردی :کارمند بندر ماهشهر     

22- رضا شاوردی :عضو شورا فعلی         

23-  حسین شاوردیان: فرهنگی -لیسانس آموزش ابتدایی   

24- نجم شهنوازی : فرهنگی - لیسانس حسابداری   

۲۵-  جمال صباحی مقدم :فرهنگی - لیسانس حقوق    

26- مرتضی عساکره :فرهنگی - لیسانس ادبیات فارسی   

27- عبدالرحمان عسکراوی : کارمند دادگستری -لیسانس    

28- سید سعید غاوی نژاد:عضو شورا فعلی   

۲۹-  حسین فلاحیه زاده :فرهنگی - لیسانس علوم اجتماعی

3۰-  نعیم مچاسبه : فرهنگی - لیسانس علوم اجتماعی        

31-  علی مطرودی :فرهنگی -  لیسانس آموزش ابتدایی

32- قاسم مطیعی پور:لیسانس             

33-  طاهر مقدم : فرهنگی - لیسانس حسابداری

34-  عبدالامام مقدم : کارمند اداره گاز - لیسانس

35-  مصطفی مقدم زاده: لیسانس جغرافیا  

36 -  جعفر منیعات :فرهنگی - لیسانس الهیات

37-  سید سلمان موسوی :عضوشورا فعلی   

۳۸-  عبدالامام نعیم فلاحیه :عضوسابق شورا

39- حسن نعیماوی :لیسانس             

40- سیما نیک نژاد :عضو شورا فعلی    

41-نجات نیکنام:پرستار- لیسانس حقوق 



تاريخ : دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ | 22:36 | نویسنده : |

امین
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۲:۴۰
آقای هاشمی رفسنجانی، فردی است که حدود هشتاد سال سن دارد! هشتاد سال سن موضوعی است که بسیاری از صاحبنظران عقیده بر آن دارند، دیگر کشش و توانایی لازم برای پست ریاست جمهوری را دارا نیست
یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۲۲:۱۳
رای ما هاشمی رفسنجانی !
سارینا
پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۲۳:۵۱
شخصی با اراده و پرکار هس رای ما هاشمی هس ایشاالله موفق میشن . در مورد کاندیدها مطالب بیشتر گذاشته بشه ممنون وبلاگ قشنگی داری موفق باشی.بای
ziba hashemi
جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۲:۳۳
اختلاس اختلاس اختلاس، سیاست،احزاب، انتخابات، مذهبی‌ بودن، مجلس،نیروی هسته‌ای، جنگ و غیره همه به یک دلیل و یک دلیل فقط هست، اختلاس ، پول ، دزدی. ببخشید منظورم کشور خودمون نبود داشتم راجع به کشورهای دیگر می‌گفتم.
شیرین
شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۰:۱۳
اسامی کاندیدها رو با مشخصاتشون بذارید .
assasin
سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۰:۱۵
انگار از رفسنجانی خوشت نمیاد ؟؟؟؟
پاسخ: شادگان ابتکار: سلام دوست عزیز بحث ما ، بحث خوشم میاد یا خوشم نمیاد نیست بحث آینده ی مملکت ماست ، ما این انقلاب و این نظام را دوست داریم و به رهبر مون ارادت خاصی داریم و دوست هم نداریم کوچکترین آسیبی به این کشور وارد بشه ما اگر می گوییم هاشمی نیایید بهتر است به این دلیل است که ایشان در حال حاضر از درد پاها رنج می برد و به سختی قادر به راه رفتن می باشد و اکنون کشور ما به یک رئیس جمهوری نیاز دارد که بتواند این مشکلات را از بیخ ریشه کن کند نه اینکه شخصی را انتخاب کنیم که خود از درد جسمانی رنج ببرد ضمن اینکه هاشمی هم برای ما محترم است چون ایشان از سرمایه های انقلاب است .
محمد
سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۲۳:۴۹
این همه هاشمی برامون زحمت کشید در زندگی همه در رفاه آسایش بودیم احمدی نژاد اومد زنگیمونو سیاه کرد با خودش گرانی رو آورد فکر کن بعد همچین متنی بنویس هاشمی هاشمی میاید جانم فدای هاشمی . دیگه تکرار نشه ما هاشمی رو می خواهیم.
ایرانی نسب
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱:۲۳
ابتکار عزیز نوابغ زیادی در جهان بودند و هستندکه نقص عضو نیز داشتند حتی قطع نخاع هم بودند اما هوش وذکاوت آنان باعث شد که نامشان فراتر از یک انسان بیمار برود.حال شما میفرمایید درد پاها سخت است مگه اونایی که همچون آهو میپریدند چه کردند؟ثانیا تنها شخصی که کل مسئولین وتجاروکشور های بیگانه از وی حساب میبرند ایشان است زیرا وی تنها فردی که بسیار دوشادوش رهبر بودند ومانند دو برادر به نظام خدمت کردند ومیکنند
پاسخ: شادگان ابتکار: سلام دوست گرامی، چرا چشم های نازنینتون رو بر روی همه ی مسائل بستین مگه همین آقای هاشمی با هوش شما نبود تو فتنه 88 هیچ اعلام انزجار و تنفری نسبت به فتنه گرا نکرد همون فتنه گرایی که روز عاشور را رو کرده بودند مجلس عروسی و پایکوبی همون روز عاشورا و امام حسینی که هممون ادعا داریم عاشق امام حسینیم مگه همین آقای دوشادوش شما نبود نامه بدون سلام و والسلام به رهبری دادند و با اون لحن تند و طلبکارانه با آقا صحبت کردند ما کجا داریم می ریم چرا بصیرتمون انقدر کمه بیایم یه خورده فکر کنیم و حق رو بر زبون بیاریم رییس جمهور فقط تجار از اون حساب بردن نیست رئیس جمهور فقط ارزون شدن گوجه و خیار و روغنو سیب زمینی نیست اگه اینها نباشه زنده میمونیم ولی اگه ایران نباشه..... زنده باد بهار ، زنده باد بهار، زنده باد بهار
غریبه
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲  ۳:۱۵
فقط اقاي هاشمي ، هاشمی  آمد  محکم   هم آمد  و به حرف اين  و آن گوش نمی دهد وبه قولهايي كه به مردم ميدهد عمل می کند همين دو ويژگي  هاشمی را يكي از مشهورترين ريس جمهورهاي جهان تبديل ميكند  هاشمی دوستت داریم
دوشنبه 30 اردیبهشت1392 ساعت: 23:9 توسط:مجاهد

تصاویری که نمایش دادید نشان از بی بصیرتی شماست و نقش آفرینان آنهاست.
اگر هاشمی متخلف است چرا در صدر مجمع تشخیص مصلحت این نظام است؟؟؟؟

سه شنبه 31 اردیبهشت1392 ساعت: 2:59 توسط:رهگذر آشنا
جناب آقای مجاهد عزیز حتما زمانی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم که برای بار اول بطور زنده این تصاویر رو پخش و به نمایش گذاشته بودند رو هم اینطور به سادگی متهم به بی بصیرتی میکردید اتفاقا نمایش این تصاویر نهایت بصیرت رو در این برهه از زمان رو میرساند در ضمن باید گفت که ناراحتی شما از پخش این تصاویر نشان از بی بصیرتی میباشد نه نمایش دادن آنها

سه شنبه 31 اردیبهشت1392 ساعت: 11:18 توسط:assasin
وقتی خبر بهت رسید که هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت شد لابد اینجوری شدی؟؟؟
سه شنبه 31 اردیبهشت1392 ساعت: 11:23 توسط:شهروند
سلام .. آیا میدانید برای نظرسنجی آنهم از یک شخصیت سیاسی باید از موسسه نظرسنجی کشور مجوز داشته باشید ؟ حاجی آدم باخدا و مثبت اندیشی هست که جواب وبلاگای مخربی همچون شما رو نمیده .. یا شاید برای شما ارزشی قائل نیست که بخواد وقتشو تلف کنه .. ولی یک نصیحت : تخریب شخصیت نمی تواند انتقاد باشد و با این کار مردم دار نمی شوید و مثل خوزستان چه خبر منزوی می شوید.

پاسخ: شادگان ابتکار:سلام...حاجی آدم با خدا و مثبت اندیشی است و هیچکس توان تخریب ایشون را ندارد ... هدف ما روشنگریست نه تخریب ، ضمنا شاید ما برای شما ارزشی قائل نباشیم اما ما برای خیل کثیری از ولایت مداران و محبان واقعی این نظام با ارزش هستیم و در این مورد شک نداریم و اینو بدانید که کسانی که راه خدا را پیشه می کنند هیگاه منزوی نخواهند شد
 
پنجشنبه 2 خرداد1392 ساعت: 16:31 توسط:علي
سلام برفرزندان اين مرزوبوم اگراقاي هاشمي ردصلاحيت نمي شدمن حتمابه ايشان راي مي دادم چون تنهاشخصي كه مي توانست كشورراازاين بحران بعداقتصادي نجات دهد تنها هاشمي بودولاغير.درجواب ان دسته ازدوستان كه باچندمن ريش مي خوان بگن ماانقلابي هستيم بايدبگم انقلابي بودن به ريش و ريا كاري نيست بلكه درعمل انسان ذات خودرا برملا مركند....
شادگان ابتکار : برادر گرامی سلام علیکم  بله  درست فرمودین  به  ریش نیست  به ریشه است ... موفق باشید

تاريخ : دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ | 16:20 | نویسنده : |

 

آیت‌الله مقدّس اردبیلی که بالجد مقدّس بود می‌گفت من برای ورود به ضیافت الهی دعوت گرفتم، در پاکتی از نور برای من آوردند و دعوت شدم. حالا چه کسی این پاکت نور را امضاء می‌کند؟ حضرت امام زمان(عج).
آیت‌الله روح‌الله قرهی، متولی و مؤسس حوزه علمیه امام مهدی(عج) در دویست و پنجاهمین جلسه درس اخلاق خود، در مهدیه القائم المنتظر(عج) واقع در شرق تهران به موضوع «شرّ» پرداخت. متن کامل بیانات آیت‌الله قرهی بدین شرح است:       

جنود شیطان

اولیاء خدا، حسب روایات شریفه، راجع به جنود شیطان، بیان می­کنند: این جنود، به حقیقت، متعلّق به شیطان نیست، بلکه شیطان استفاده می­کند و این جنود را در اختیار می‌گیرد و لذا پس از آن، جنود ابلیس و شیطان می­شوند. پس این‌ها چیستند؟ بیان می­شود: این‌ها، همان جنود نفس امّاره هستند، همان فجوری که پروردگار عالم، راجع به انسان بیان فرمود: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»[1]. این فجور از نفس دون و از درون خود انسان است که اگر انسان، این نفس دون را کنترل نکند، دیگر زمام امور، دست شیطان می­افتد. لذا زین پس، به جنود ابلیس معروف می­شود.

غوغای درونی در بشاشیّت ظاهری اولیاء!

عرض کردیم: یکی از شرارت‌های نفس دون، عنوان حرص و طمع است، همان چیزی که به عنوان زیاده‌خواهی مطرح می‌شود و در تعبیر روایات، به عنوان «شَرَّه» است که اسّ و اساس همه شرّهای نفسانی، همین است. اولیاء خدا در دنیا مدام می­لرزند و می­ترسند و حتّی آن لحظه‌ای هم که بشاشیّت ظاهری دارند، قلبشان پر از ناله، پر از آه و پر از فغان است؛ برای این که می­ترسند نکند لحظه‌ای این نفس دون، بر آن‌ها غلبه پیدا کند! لذا وقتی طمع به دنیا به وجود آمد که این از جنود ابلیس ملعون است؛ معلوم است، دیگر انسان، آرام آرام از آن مقام انسانیت خودش پایین می­آید.

در درس اخلاق حضرت امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) - که به صورت علنی بود - و یا درس اخلاق آن مرد الهی، آیت‌الله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) - که درس ایشان به صورت خصوصی بود - ؛ بعضی‌ها از همان لحظه اوّلی که امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن امام العارفین، یا آن عارف بالله، آیت‌الله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، بحث خود را شروع می‌کردند؛ مدام گریه می‌کردند و در حال خودشان بودند.

یک موقعی یکی از آقایان بعد از درس اخلاق، به امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) عرض کرده بود: آقا! اگر می­شود در اخلاقتان تذکار بدهید که بنا نیست از همان اوّل، بعضی‌ها حال گریه و اشک داشته باشند! امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرموده بودند: من به حال خوش این‌ها غبطه می­خورم؛ چون این‌ها می­دانند که نفس دون را باید سرکوب کرد و این‌ها برای سرکوبی نفس دون، به پای بحث اخلاق می­نشینند.

بعد فرموده بودند: خواهم گفت، که در مباحث اخلاقی‌شان هم بیان فرموده بودند: اگر انسان از این «شَرَّه» (زیاده‌خواهی دنیا)، دور نشود، گرفتار نفس امّاره است و این جملاتی که عرض کردم، امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) در درس اخلاقشان فرموده بودند که اولیاء خدا، ولو به ظاهر بشّاش هستند و لبخندی به لب دارند، امّا در قلب و در درون، غوغایی دارند و در ناله‌ و فغان هستند و اشک می­ریزند. دلیلش چیست؟

دلیلش این است که می‌گویند: تا از این دنیا سالم نرویم، تا دینمان را نبریم، آن هم سالماً غانماً - که اولیاء خدا، غنیمت این دنیا را تقوا می­دانند - ، جای این که انسان آرام بگیرد، نیست، «الدُّنْیَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة»[2]، دنیا جای وقوف و آرامش و جای راحتی نیست؛ لذا در درون خودشان فغان دارند. امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: من  به حال خوش این‌ها غبطه می­خورم، آن‌وقت شما به من می­گویید: بالای منبر، در بحث اخلاق بگویم: بنا نیست از اوّل بحث اخلاق، کسی حالش متغیّر شود، اشک بریزد و ناله و فغان کند؟!! برعکس، این‌ها می­فهمند برای چه در بحث آمدند.

سیری‌ناپذیری؛ بذر همه بدی‌ها!

لذا اولیای خدا از این سیری‌ناپذیر شدن نسبت به دنیا می­ترسند که عزیز دلم! اوّل علّت هم این است: اگر حبّ به دنیا و مال و مقام پیدا کنیم، دیگر سیر نمی‌شویم. وقتی هر حبّی، غیر از حبّ پروردگار عالم، در وجود انسان به وجود آمد؛ یقین بدانید اگر کنترلش نکنید و از قلبتان بیرونش نرانید؛ طبیعی است دیگر سیری‌ناپذیر خواهید بود. اولیاء خدا از این نگرانند و این حال خوش اولیاء خدا در این قضیّه است.

لذا وجود مقدّس مولی‌الموالی، امیرالمؤمنین، اسدالله الغالب، علی‌بن‌ابی‌طالب(صلوات اللّه و سلامه علیه) بیان فرمودند: «لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ بَذْرٌ»[3] هر شیئی برای خودش، بذری دارد، «لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ بَذْرٌ وَ بَذْرُ الشَّرِّ الشَّرَهُ» و بذر همه بدی‌ها، سیری‌ناپذیری است. وقتی انسان حبّ به دنیا پیدا کرد، وقتی عطش در درونش به وجود آمد و وقتی به سمت معارف الهی نرفت؛ طبیعتاً به دنیا، سیراب نخواهد شد و دیگر سیری‌ناپذیر است.

«لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ بَذْرٌ» هر شیئی بذری دارد که در حقیقت آن بذر، به معنی ذرّه اصلی و اتم وجودی هر شیء است. همان‌گونه که قبلاً عرض کردم: حضرت صادق القول و الفعل(صلوات اللّه و سلامه علیه) فرمودند: «لکل شیء ذرّة و لکل ذرّة ذرّة اخری» برای هر شیئی، ذرّه‌ای است و در هر ذرّه‌ای، ذرّه‌ای دیگر. این‌جا هم مولی‌الموالی(صلوات اللّه و سلامه علیه) می­فرمایند: «لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ بَذْرٌ» بذر یعنی آن دانه حقیقی؛ یعنی رأس آن مطلب و آن اتم حقیقی هر شیء. امّا در ادامه فرمودند: آن بذری که در شرّ وجود دارد، سیری‌ناپذیری است که وقتی انسان به دنیا روی آورد، دیگر سیر نمی­شود.

سیری‌ناپذیری اولیاء الهی

خیلی جالب است! اولیاء خدا هم در مقابل این قضیّه، به همین صورت هستند، چرا آن‌ها از معارف سیر نمی­شوند؟ چرا هرچه جلو می­روند، نسبت به معارف تشنه‌ترند؟ چرا هرچه جلو می­روند، نسبت به مطالب الهی، اخلاق، عرفان، معرفت‌الله، معرفت به حضرات معصومین و ...، بیشتر عشق می­ورزند؟ چون این‌ها هستند که طعم را می­چشند. همان‌طور که کسی که به دنیا علقه پیدا کرد، طعم دنیا را می‌چشد و وقتی طعم دنیا را چشید، دیگر سیری‌ناپذیر است و آن‌قدر جلو می­رود، «أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ»[4]  تا جایی که دیگر در قبر می‌رود، «حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ»[5]. یعنی آن‌قدر حریص می­شود که هیچ‌وقت سیر نمی­شود. از آن طرف، اولیاء خدا هم همین حال را دارند.

در مورد علّامه مجلسی اوّل (علّامه محمّدتقی مجلسی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)) بیان شده که فرزند گرامی‌شان، علّامه محمّدباقر مجلسی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) (صاحب بحارالأنوار) می‌فرمایند: وقتی پدر گرامی‌ام می­خواست از دنیا برود، هم اشتیاق به رفتن و هم برعکس، اشتیاق به ماندن؛ یعنی جمع دو ضدّ را در ایشان دیدیم. در آن حال عرض کردم: آقا! حالتان چطور است؟ فرمودند: به معارف تشنه‌ام، کاش می‌شد بمانم! امّا می‌بینم که به لطف و عنایت خداوند، حضرات آغوش باز کردند و مولی‌الموالی(صلوات اللّه و سلامه علیه) مرا دعوت به خود می‌کنند. از آن طرف، تشنه است و به معارف، عبادت، بندگی پروردگار عالم، اشک و فغان و ناله در دل شب علقه دارد و می‌خواهد بماند - که نشان می‌دهد چقدر این‌ها لذّت می‌برند - ، از طرفی هم آغوش باز مولی‌الموالی(صلوات اللّه و سلامه علیه) را می‌بیند و اشتیاق دارد که برود!

ببینید این‌طور است، آن‌ها دل شب را می‌خواهند، عشق می‌خواهند و از این حالات چنان لذّت می‌برند، مثل آن کسی که از طعام لذّت می‌برد. لذا اولیاء خدا و عرفا که مزه‌اش را چشیدند و می‌فهمند، در تعابیر خودشان بیان کردند: این‌ها چنان از بیداری در دل شب لذّت می‌برند، چنان از اشک و ناله و فغان در دل شب و مناجات با پروردگار عالم لذّت می‌برند، مثل آن کسی که از اهل دنیا است و در روز، از طعامی لذّت می‌برد. لذا آن‌ها هم همان حال را دارند و عشقشان، همه و همه به عبادت است.

پس هر شیئی بذری دارد که بذر آن‌ها، حبّ‌الله و عشق به معارف است ولی بذر این‌ها، یعنی بذر شرّ چیست؟ «الشّرّه» یعنی سیری‌ناپذیری! «لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ بَذْرٌ وَ بَذْرُ الشَّرِّ الشَّرَهُ». لذا این سیری‌ناپذیر عامل می‌شود انسان به همه بدی‌ها روی بیاورد.

هر آنچه، انسان را از خدا دور کند؛ حرام است

وجود مقدّس حضرت صادق‌القول و الفعل، امام جعفر صادق(صلوات اللّه و سلامه علیه) با یک روایت شریفه، به ما هشدار دادند و بیدارمان کردند. حضرت فرمودند: «إِیَّاکُمْ أَنْ تَشْرَهَ أَنْفُسُکُمْ إِلَى شَیْ‏ءٍ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ»[6]. علّت چیست که انسان این‌قدر به سمت خواستن می‌رود تا جایی که دیگر سیری‌ناپذیر است؟ حضرت می‌فرمایند: مواظب باشید، مبادا نفس‌های شما، به سمت آنچه که پروردگار عالم حرامش کرده برود، إِیَّاکُمْ أَنْ تَشْرَهَ أَنْفُسُکُمْ إِلَى شَیْ‏ءٍ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ»، برای همین است سیری‌ناپذیر می‌شود. وقتی انسان از حرام الهی اجتناب نکرد و آن را سرسری گرفت، دیگر سیر نخواهد شد. البته حرام که هیچ، شبهه را هم باید رعایت کرد!

نکته‌ای را عرض کنم، این را به عنوان کد به ذهنتان بسپارید، اولیاء خدا می‌گویند: حرام عند الاولیاء، یعنی آن چیزی که انسان را از خدا دور کند. لذا شنیدید که می‌گویند: حتّی آنچه که بر ما مباح است، بر اولیاء و عرفا، حرام است! پس اولیاء خدا می‌گویند: هر چیزی که عامل شود ما از ذوالجلال و الاکرام، دور شویم، آن برای انسان، حرام است! حقیقتاً هم همین است. اگر عمل، مطلب، خواسته و مسئله‌ای، انسان را به آن سمت بکشاند که از پروردگار عالم دور بشود، جدّی حرام نیست؟!!

این حال آن‌هاست و ما نمی‌فهمیم یعنی چه. لذا حتّی آن‌ها، مکروه را بر خود حرام می‌دانند. با این که مکروه، مکروه است و ما یک حلال، یک حرام، یک مکروه، یک مستحبّ و یک مباح داریم. امّا آن‌ها مکروه را بر خود حرام می‌دانند و حتّی در مورد آنچه که مباح است، می‌گویند: تا ندانیم که این عنوان اتّصال است، دست نمی‌زنیم. اگر متّصل شدیم، بله، اگر نه، حتّی به آن هم دست نمی‌زنیم. چون آن‌ها می‌فهمند و متوجّه‌اند.

عاقبت دور نشدن از حرام؛ دور شدن از جنّت است

لذا وقتی انسان، گرفتار دنیا شد و به این مسئله مبتلا شد، معلوم است دیگر سیر نخواهد شد. حضرت می‌فرمایند: اوّل مطلب این است که از حرام دست بکشید. «مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ». مگر این حرام چه می‌کند؟ «فَإِنَّهُ مَنِ انْتَهَکَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ هَاهُنَا فِی الدُّنْیَا حَالَ اللَّهُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْجَنَّةِ وَ نَعِیمِهَا وَ لَذَّتِهَا»  این حرام، دیگر شما را از جنّت دور می‌کند. جنّت عند العرفا چیست؟ یکی‌اش همان جنّت است که در مقابل جهنّم بیان می‌شود، امّا عندالعرفا می‌گویند: هر ‌جایی که یار باشد، هر جایی که آقاجانمان بود، آن‌جا جنّت است.

همان‌طور که در دعای کمیل بیان می‌شود: بدترین درد برای ما، این است که با اهل بلاء جمع شویم «جَمَعْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ أَهْلِ بَلَائِکَ» و از اولیاء تو دور شویم «وَ فَرَّقْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَ أَحِبَّائِکَ وَ أَوْلِیَائِکَ». لذا جهنّم من آن‌جاست که از دوستانت دور باشم. بهشت من هم آن‌جاست که با آقا جانم باشم، بهشت من آن‌جاست که با ابی‌عبدالله باشم، بهشت من آن‌جاست که بدانم تو نظر کرامت بر من داری و من آن را می‌خواهم، نه این که بخواهم به بهشت بروم؛ چون فلان میوه بهشتی، فلان طعام بهشتی، فلان شراب بهشتی و ... است، این‌ها عندالاولیاء چیست؟

تنفّر از اسم گناه

لذا اوّلین مطلبی که می‌گویند عامل می‌شود انسان به سیری‌ناپذیری دچار شود، نگاه و ورود به حرام است. لذا اولیاء خدا، اصلاً نه تنها از کنار حرام رد نمی‌شوند، بلکه از دور هم نگاه به حرام نمی‌کنند. اولیاء خدا این‌قدر از خدا می‌خواهند که به یک مقامی برسند تا تنفّر از حرام و گناه در وجودشان به وجود بیاید. اصلاً اسم گناه را بشنوند، بدشان بیاید. اسم لقمه ربوی را بشنوند، بدشان بیاید. اسم معاملات ربوی را بشنوند، بدشان بیاید. اصلاً از آن، حالشان بهم بخورد! نعوذبالله، نستجیربالله، اسم زنا را بشنوند، بدشان بیاید.

لذا چندین بار این نکته را به مناسبت‌هایی عرض کردم که بعضی از این بزرگان، عرفا و اولیاء خدا، مثل آیت‌الله العظمی بروجردی، مثل آیت‌الله العظمی آسیّد ابوالحسن اصفهانی(اعلی اللّه مقامهما الشّریف)، یک بار کلمه زنا را به مناسبت بحث در درس خارجشان می‌گفتند، امّا بعد از آن، دیگر می‌گفتند: آن عمل شنیعه؛ یعنی دیگر نمی‌توانستند اسم آن را ببرند، با این که قرآن هم اسم آورده، امّا آن‌ها نمی‌توانستند بگویند، حالشان بهم می‌خورد و از اسم آن هم تنفّر داشتند. هر وقت به اجبار می‌گفتند، حالشان تغییر پیدا می‌کرد و بدشان می‌آمد.

مثل این که دیدید یک موقعی، یک کسی، مثلاً اسم فلان حیوان را بشنود، حالش بد شود. یک کسی، مردی، زنی، مثلاً اسم سوسک را بشنود، حالش بد شود. یا اسم موش را بشنود، بدش بیاید و ... . اولیاء خدا هم از اسم گناه بدشان می‌آمد. نه تنها از کنار حرام نمی‌گذشتند، از دور به آن نگاه هم نمی‌کردند، حال چه مال حرام باشد، چه نعوذبالله، نستجیربالله، نگاه حرام به جمال کسی و ... .

تنبیهات اولیاء خدا

اصلاً اولیاء الهی از گناه تنفّر داشتند و حتّی یک موقعی در آن تمرین‌هایی که دارند و آرام آرام می‌روند تا اوج می‌گیرند و بالا می‌روند، اگر حتّی لحظه‌ای تفکّر می کردند به این که جمالی ...، اصلاً بدشان می‌‌آمد و برمی‌گشتند با خودشان دعوای مفصّل می‌کردند و خودشان را تنبیه می‌کردند. تنبیهاتی برای خودشان قرار می‌دادند، مثلاً فردا را روزه می‌گرفتند و ... که ما این تنبیهات را متوجّه نیستیم. امّا آن‌ها این حال را داشتند که خیلی عجیب است.

آسیّد موسی زرآبادی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن مرد الهی، می‌گوید: در بچّگی از طعامی خوشم می‌آمد و وقتی اسم آن را می‌شنیدم، حالم متغیّر می‌شد؛ خودم را تنبیه کردم و یک سال تمام، هر جایی که بوی آن می‌آمد، می‌رفتم، ولی نمی‌خوردم و این‌گونه تنفّر در خودم ایجاد کردم. با خودم دعوا می‌کردم، می‌گفتم: این‌قدر فکر این غذا نباش، اصلاً که چه؟! گرچه بعضی از اولیاء نوع دیگری برخورد را هم بیان کردند که مثلاً گاهی، یک چیزی به این شکم بی‌هنر (این شکم بی‌هنر پیچ پیچ/ می‌خورد و کار ندارد به هیچ) بدهید و چیزی در آن بریزید و بگویید: ببین بویش بهتر از خودش بود، خیلی فکر نکن خبری است، این‌قدر شکم‌پروری نکن، این‌قدر حرص نزن. لذا بعضی از اولیاء خدا هم این کار را می‌کردند.

بسته شدن غیرارادی چشم در مواجه با نامحرم

برای همین است که آن­قدر تمرین کردند که نه تنها آیت­الله قاضی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، بلکه خیلی از اولیاء دیگر، حتّی وقتی نامحرم می­خواست از کوچه­ای بپیچد، ناخودآگاه چشمشان به پایین می­افتاد و هنوز نامحرم نیامده، چشم خود را می‌بستند! می­شود این­طور شد؟ بله عزیز من! به تمرین و ممارست. اگر انسان، انسان است که بناست خلیفه الله بشود، چرا نشود؟!

اتّفاقاً آن اولیاء خدا وقتی به آن مقامات می­رسند، متعجّبند که چرا شما از این حالت تعجّب می­کنید! می­گویند: این حالت، طبیعت انسان است. اگر انسان، انسان شد؛ دیگر معلوم است باید این­طور بشود؛ باید طوری شود که دیگر چشمش، نامحرم نبیند و اصلاً از دیدن نامحرم، بدش بیاید. آن که صاحب جمال را می­بیند، دیگر از این جمال‌های ظاهری بدش می­آید. چنین کسی، این­طور رشد می­کنند و تازه آن‌ها هستند که انسان می­شوند.

ثمرات سیری‌ناپذیری؛ عدم رضایت و غضب

برای همین است که وقتی انسانی به سمت دنیا رفت، یک خصوصیّت بدی که برای او هست و شیطان، او را سیر نمی­کند؛ این است که هیچ موقع هم راضی نمی­شود. امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) می­فرمایند: «الشَّرِهُ لَا یَرْضَى»[7]؛ آدم سیری‌ناپذیر، هیچ موقع راضی نمی­شود. یعنی او را هیچ موقع راضی و خرسند نمی­بینید. تازه برعکس، دائم بیشتر می­خواهد، بیشتر حرص به دنیا می­زند، ولی نمی‌رسد و غضب می­کند!

اگر به نظر خودش، بعضی­ها اجازه نداده باشند او به ریاست برسد و مثلاً رئیس‌جمهور و نماینده شود؛ آن موقع است که غضب می­کند. امیرالمؤمنین می­فرمایند: «الشَّرَهُ یُکْثِرُ الْغَضَبَ»[8]، سیری‌ناپذیری، خشم و غضب را زیاد می­کند. او به دنیا طمع دارد، امّا اولیاء خدا آرامند و دنیا را سه‌طلاقه کردند!

زمان خنده و شادی شیطان!

این تعبیر را ما نمی­فهمیم، امّا ابوالعرفا، آیت­الله العظمی ادیب(اعلی اللّه مقامه الشّریف و سلام اللّه علیه) می­فرمودند: امثال شیخناالاعظم، شیخ مفید عزیز(روحی له الفدا) (وخود ایشان، البته ایشان خودشان را نفرمودند و فقط فرمودند: امثال این‌ها)، درست همان چیزی را که امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) بیان فرمودند، بیان کردند؛ چون این‌ها تالی‌تلو معصوم شدند، لذا به دنیا فرمودند: «غُرِّى غَیْرِی»[9]. بله، اگر انسان، انسان شود، درست است که معصوم نیست، امّا تالی‌تلو معصوم که می­شود، لذا دنیا به دنبال این‌ها می­دود، امّا این‌ها دنیا را سه‌طلاقه کرده­اند.

روایت می­فرماید: وقتی کار به جایی می­رسد که شیطان می­بیند دیگر نمی­تواند به این مخلصین تسلّط پیدا کند، دوست دارد که این‌ها زودتر بمیرند. لذا وقتی بمیرند، زمان شادی شیطان است، چون می­داند این مردان الهی برکت هستند. مثل ابوالعرفا، آیت­الله العظمی ادیب؛ مثل آن کنز خفیّ الهی، آیت­الله مولوی قندهاری؛ مثل آیت­الله العظمی مرعشی نجفی؛ مثل این مرد الهی، عزیز خدا، عزیزالله و عزیز الحجّه، آیت‌الله خوشوقت(اعلی اللّه مقامهم اجمعین) و ... .

شیطان وقتی مرگ این‌ها را دید، خندید و خوشحال شد. چون می­بیند نه تنها بر این مردان الهی نمی­تواند تسلّط پیدا کند و به حریم این‌ها هم نمی­تواند راه پیدا کند؛ بلکه این‌ها با اعمال و کلامشان، عامل و باعث‌ در صراط آوردن بقیّه مردم هم هستند. لذا جنود خودش را آماده می­کند که نگذارند این‌ها از وسایل، بهره ببرند.

این مطلبی که می­بینید امام(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: آمریکا، شیطان بزرگ، است؛ همین است، یعنی این‌ها جنودش می‌شوند. نکاتش را قبلاً هم عرض کردیم، جدّاً این‌ها جنود شیطانند. شیطان می­گوید: نگذارید این‌ها از این ابزار استفاده کنند و لذا آن‌ها هجمه بیشتری می­آورند. در اینترنت به مباحث فحشا و فسق و فجور، بیشتر ورود پیدا می­کنند و آن لحظه­ای که کلامی از عرفای الهی، از بندگان خاص خدا، در این وسایل روز نفوذ پیدا کند، بدانید شیطان ناله می­زند.

لذا یک نکته­ای را هم به خصوص به جوان‌های عزیزم، فرزندان عزیزم، دانشجویان و طلبه­های عزیز عرض کنم و آن این که: تا می­توانید فضای سایبری را در دست بگیرید و ورود به آن پیدا کنید. در وبلاگ‌ها و سایت‌ها، مطالب اولیاء خدا و عرفا را نشر دهید. ابلیس ملعون می‌ترسد. خلّص کلام را دارم می‌گویم، بینی و بین الله، به جان آقاجانمان، ابلیس ملعون هراسان است. می‌خواهد امثال آیت­الله خوشوقت(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن مرد الهی مهجور بمانند. لذا می­بینید که آن‌ها، این فضای مجازی را چطور در دست می­گیرند؛ چون ابلیس ملعون می­ترسد و از نشر دین وحشت دارد. لذا آن لحظه­ای که اولیاء خدا از دنیا بروند، برای او لحظه شیرینی است.

راه تشخیص بدی و شرارت در یک فرد/ چطور می‌شود انسان جدّاً بدی‌ها را بفهمد؟

امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) می‌فرمایند: اگر دیدی، کسی ولع به دنیا دارد، بدان در بدی است. عزیز من! خوب گوش بدهید، اگر این مطالب را نگویم گناه کردم، با این که بینی و بین الله بحث سیاسی ندارم، گرچه سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست، امّا بینی و بین الله اگر این مطلب را نگویم، گناه کردم. ببینید آن کسی که طمعش بیشتر بود و بعد از این که رأی هم نیاورد، این و آن را متّهم کرد، چه کسی است؟ امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) می­فرمایند: «یُسْتَدَلُّ عَلَى شَرِّ الرَّجُلِ بِکَثْرَةِ شَرَهِهِ وَ شِدَّةِ طَمَعِهِ»[10] - نکته خیلی عجیبی است - از کثرت ولع و شدّت طمع در شخص می­توانید به بدی او پی ببرید که معلوم می‌شود چنین کسی به درد نمی‌خورد.

اگر دیدید که یک کسی به قول امام المسلمین(حفظه اللّه تعالی مدظلّه العالی) - که امروز، در دیدار با مسئولان قضائی هم بیان فرمودند - این­طور برود و راحت به منتخب ملّت تبریک بگوید، معلوم است که فرد درستی است، امّا اگر کسی طمع داشت و ولعش زیاد بود، از آن کثرت ولع و شدّت طمع در او؛ می­توانید به بدی او پی ببرید. ولع دارد به این که می‌خواهد یک ریاستی داشته باشد، ولع دارد به مال، ولع دارد به این که «الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ»[11] و ... که می‌فرمایند: ما باید شرّش را از این حالات او بفهمیم.

ثمره سیری‌ناپذیری؛ سرازیر شدن در عیوب

در تشخیص شرّ در روایات بیان کردند: اگر دیدی کسی خیلی طمع دارد، معلوم است اتّفاقاً باید از او گریز کنی و حتّی اگر عالم هم به او رو بیاورند، تو نباید به سمتش بروی. لذا انسان باید از کسی که طمع دارد و سیری‌ناپذیر است، گریزان باشد. بله دیگر، بالجد باید از چنین کسانی گریزان بود؛ چون همه عیوب به سمت آن‌ها سرازیر می‌شود، «ثَمَرَةُ الشَّرَهِ التَّهَجُّمُ عَلَى الْعُیُوبِ»[12]؛ مولی‌الموالی(صلوات اللّه و سلامه علیه) چه نکاتی را می‌فرمایند، الله اکبر! می­فرمایند: ثمره سیری‌ناپذیری، سرازیر شدن به سوی همه عیب‌هاست، یک عیب، دو، سه، ده، مدام می‌بینی زیاد و زیادتر می‌شود و دائم عیوب او افزوده می­شود و دیگر یکی و دو تا نیست.

عفّت و پارسایی؛ دو راه مبارزه با زیاده‌خواهی

لذا باید اوّل از همه نسبت به دنیا، چشم طمع را بپوشانیم و مراقب باشیم، چون یک لحظه حبّ، دائم می‌آورد، می‌آورد، بعد هم دیگر اصلاً سیر نمی­شویم. نمی­خواهم بگویم: بدنسازی بد است، «قَوِّ عَلَى خِدْمَتِکَ جَوَارِحِی»[13]، کسی بعداً متهم نکند و نگوید: او مخالف ورزش است، امّا یکی از این جوان‌های عزیز قبلاً بدنسازی می­رفت. یک روز به من گفت: دیگر نمی­روم. گفتم: چرا؟ گفت: نمی­دانم، یک حالتی برایم پیش آمده که می­ترسم. چون در این کار باید خیلی غذا بخوری، می­گویند: در فلان ساعت، فلان چیز را بخور؛ در ساعت دیگر، فلان چیز و ...؛ من احساس می­کنم از آن موقعی که دارم خیلی غذا می­خورم، دیگر آن نمازم هم، نماز نیست، لذا ترکش کردم. در آن موقع به او گفتم: حالا هر طور که راحتی، امّا در دلم به او گفتم: آفرین به این معرفت!

عرض کردم، اشتباه نشود، نمی­خواهم بگویم: کسی سراغ ورزش نرود، شاید کسی از حرف من، برداشت بد یا اشتباه کند. اتّفاقاً انسان باید به دنبال ورزش و پهلوانی برود، در قدیم هم زورخانه­ها بوده و الآن هم هست، نمی‌گویم نروید، ولی می­خواهم بگویم: یک کسی می­ترسد که یک موقعی حتّی در طعام هم سیری‌ناپذیری داشته باشد. این برای خودش به یک معرفتی می‌رسد که من نمی­فهمم.

این که اولیاء خدا این­طور بودند، همین است. به دنبال طمع، بقیه عیب­ها هم می­آید. عرض کردیم که اوّل همه این‌ها هم، طمع و دل بستن به دنیاست که این‌ها را باید مواظبت کرد. حال جدّی چه کنیم که این­طور نشویم؟ دو مورد را به عنوان بهترین راه برای این مطلب، در روایات بیان کرده­اند. فرمودند: یکی این که انسان، پارسا بشود «ضَادُّوا الطَّمَعَ بِالْوَرَعِ»[14]، و دوم عفّت است «ضَادُّوا الشَّرَهَ بِالْعِفَّةِ»[15].

لذا امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) فرمودند: «الْعِفَّةُ تُضَعِّفُ الشَّهْوَةَ»[16] همان طور که سیری ناپذیری، دنیاطلبی را قوی می‌کند، عفّت و خویشتنداری هم آن را ضعیف می‌کند. عرض کردیم: عفّت فقط مال زن نیست، مال مرد هم هست. خویشتندار باشد، می‌فرمایند: خویشتنداری، این خواهش و طمع نفس و شهوت را ضعیف و ناتوان می‌کند. خویشتنداری، انسان را مصون می‌دارد «الْعَفَافُ یَصُونُ النَّفْسَ وَ یُنَزِّهُهَا عَنِ الدَّنَایَا»[17] و او را از پستی‌ها، در امان می‌دارد. اصلاً گفتند: دنیا یعنی پستی. وقتی انسان، خویشتندار و عفیف شد، دیگر عفّت در کلام، عفّت در غذا و طعام و ... دارد.

عفّت در طعام داشتن؛ یعنی با خود بگوید: آیا من همه چیز را باید بخورم؟! شبهه‌ناک هم شدم، بخورم؟! حرام هم شد، بخورم؟ یک بار مزه کنم، ببینم، حالا مگر یک بار چیست. عجبا! همان یک بار است که انسان را بیچاره می‌کند. ما این تعبیر را نمی‌فهمیم، امّا اولیاء خدا می‌گویند: همان یک بار، هبوط آورد. لذا با این که در بهشت و جنت الله، همه چیز حلال است، امّا خدا آدم ابوالبشر، ابانا آدم و امّنا حوا(علیهما الصّلوة و السّلام) را منع کرده بود، امّا همان یک بار که رفت تا ببیند چیست، همان هبوط آورد که یک بار هم بیشتر نبود.

گرچه راه توبه را باز گذاشتند، نه این بگوییم: برای آن‌هایی که کاری کردند، توبه نیست؛ نمی‌خواهیم آن‌ها را مأیوس کنیم، امّا همان یک بار نستجیربالله، نعوذبالله، پناه به ذات احدیّت، انسان ام الخبائث، مشروب را بخورد، همان یک بار یک جرعه خوردن، او را گرفتار، بیچاره و بدبخت کرد، همان یک بار!

اوج گرفتن با یک نه محکم گفتن به لذایذ دنیوی

در همه چیز، همین یک بارهاست. اتّفاقاً مرد، آن است که یک نه محکم، راجع به این مطالب بگوید. بگوید: نه، نه، نه. آقا این مال است، این بد نیست، این را حالا در بانک بگذاری، حالا بعد یک طوری جبران می‌کنی، بعد به دیگری می‌دهی و ...، امّا باید محکم گفت: نه! ولیّ خدایی را می‌شناختم، چنان نه محکم به دنیا گفت و چنان چیزهایی را خودم از این مرد الهی دیدم که نمی‌توانم بیان کنم. نه محکم گفت، با این که به صورت ظاهر هم حلال بود، دنیا را به او هبه کرده بودند، امّا او یک نه محکم گفت. این‌ها خیلی مهم است.

یک نه محکم به دنیا بگوید، ببیند این قلب چطور می‌شود. اصلاً یک طوری اوج می‌گیرد که عجیب است. آسانسور را دیدید چطور بالا می‌رود، الآن که آسانسوری را ساختند که با فیبرهای نوری هست و بلافاصله بیش از 150 طبقه را در چند دقیقه بالا . حالا یک نه محکم بگوید، ببیند چطور اوج می‌گیرد.

خدا این‌ها را مثال قرار داده، اولیاء خدا این‌ها را به دید مثال می‌بینند، می‌گویند: وسائل دنیا، مثال برای آخرت است. اگر کسی بفهمد همین آسانسور، مثال است که یعنی پس می‌شود انسان یک جا بایستد و بلافاصله ببیند طبقه چندم است، با این که خودش هم حرکت نکرده است و فقط با زدن یک دکمه برود. با یک کار، با یک نه محکم؛ بعد نگاه کند ببیند کجا رفته و چه اوجی گرفته است. پس فقط یک نه نیاز دارد.

عفاف و خویشتنداری، همین است. مثلاً در نگاه، یک نه محکم بگوید. عزیز دلم! در خلوتت هستی، این شیطان مصوّر به عنوان ماهواره و به عنوان اینترنت و ...، تو را وسوسه می­‌‌کند، امّا تو یک نه محکم بگو، هیچ کس نیست، امّا بگو: نه، نمی‌بینم. به لذایذ دنیا، یک نه محکم بگویید. بگویید: حالا که چه بشود، همه دیدند، چه شد که من ببینم؟! آن‌وقت ببین چه می‌بینی! خدا گواه است انسان وقتی لذّت این نه را چشید، بعداً می‌گوید: ای کاش از اوّل نه گفته بودم.

یک تعبیری را یک موقعی ابوالعرفا(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌فرمودند، برایتان عرض کنم. تعبیر خیلی ملیح و زیبایی است، اهل فن می‌فهمند، ما (خودم و امثال خودم را عرض می‌کنم) چه می‌فهمیم؟! می‌فرمودند: ای کاش از بچّگی به ما یاد داده بودند: به جای بله گفتن، نه بگوییم. بعد می‌فرمودند: برای این که ما به دنیاطلبی بیشتر اشتیاق داریم و برای همین، باید نه، در ما، قوی‌تر باشد. اگر یادمان داده بودند نه بگوییم، آن‌وقت جدّی چه می‌شد، غوغا می‌شد، محشر می‌شد، انسان می‌شدیم. به‌به! انسان می‌شدیم، چه انسانی! ای کاش این نه را یاد گرفته بودیم.

دعوت خدا از نفس مطمئنّه در همین دنیا

«الْعَفَافُ یَصُونُ النَّفْسَ وَ یُنَزِّهُهَا عَنِ الدَّنَایَا» همین است، عفّت، نفس را از پستی‌ها مصون می‌دارد و پاک نگاهش می‌دارد. آن‌وقت این نفس، نفس الهی و نفس مطمئنّه می‌شود. دیگر معلوم است این نفس مطمئنّه را خود خدا به سمت خودش دعوتش می‌کند. توجّه کنید، منظور از نفس مطمئنّه در این آیه «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلی‏ فی‏ عِبادی وَ ادْخُلی‏ جَنَّتی‏»[18]، فقط اخری نیست؛ یعنی این آیه فقط برای آخرت نیست.

چندین بار در این آیه خودش دعوت کرده به سمت خودش:

1.      «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعی‏» به سمت من برگرد

2.      «إِلى‏ رَبِّکِ» به سمت پروردگارت

3.      «راضِیَةً مَرْضِیَّةً» من از تو راضی هستم

4.      کاری می‌کنم تو هم راضی شوی (حتّی راضی شدن انسان هم باز دعوت به سمت خودش است؛ چون خودش راضی است)

5.      «فَادْخُلی» بر من داخل شو

6.      «فی‏ عِبادی» در بندگان من

7.      «وَ ادْخُلی‏» بر من داخل شو

8.      «جَنَّتی» جنّت من

می‌دانید هر که هشت، ثامن‌الحجج را قبول داشت، یعنی شیعه اثنی‌عشری است. خدا نفس مطمئنّه را در همین دنیا دعوتش می‌کند و دیگر متعلّق به خدا می‌شود. چون دنیا را سه‌طلاقه کرده است، متعلّق به اوست.

درخواست امضاء از امام عصر(عج) جهت ورود به ضیافت‌الله

اواخر ماه شعبان است، از خدا بخواهیم ما را در ضیافتش وارد کند. آقاجانمان هم آمده، خوش آمده. یابن الحسن! آقاجان! ماه مبارک رمضان، ضیافت الله در پیش است، «دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ»[19]، به ما عنایتی کن. به فضل الهی هفته آینده در درس اخلاق، نکاتی را عرض می‌کنم که فرق ضیافت اولیاء، با ضیافت دیگران چیست. ضیافت اولیاء، غوغایی است. بخواهیم.

«کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ»[20]. آیت الله حاج شیخ احمد مقدّس اردبیلی که بالجد مقدّس بود، فرمود: من این دعوت را گرفتم، در پاکتی از نور برای من آوردند و دعوت شدم. هر کسی که وارد این ضیافت الله بشود، مگر دیگر خارج می‌شود؟! حالا چه کسی این پاکت نور را امضاء می‌کند؟ آقاجانمان، امام زمان(روحی له الفدا).

لذا عرض کردم، باز هم عرض می‌کنم، حیف است، از دست ندهیم، غیر از این دعاهایی که در مفاتیح است، به خصوص این مناجات شعبانیّه که غوغایی است و محشر؛ در این روزها دائم یاد آقاجان باشیم، به خواندن دعای سلامتی «اللهم کن لولیک»، دعای فرج «الهی عظم البلاء»، دعای عهد، دعای آل یاسین و ... . مدام یاد آقاجان باشیم. همه چیز به دست اوست «بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ»[21]  همه مطالب به دست آقاجانمان است، همه چیز، آقاست.

آقا هم باید امضاء کند. مگر نه این که اوج ماه مبارک رمضان، لیالی قدر است. مگر نه این که شب بیست و سوم که دیگر اوج لیالی قدر است، آقاجان امضاء می‌کند و اعمال دست آقاجان است. همان آقاجانی که پرونده ما را هفته‌ای دو بار به دستش می‌دهند. همان آقاجانی که گاهی وقتی پرونده را باز می‌کند، عرض کردم: برای این که ملائکه که می‌آیند، نبیینند، طوری به سمت صورتش می‌گیرد که ملائکه نبییند، به خصوص پرونده‌های محبّین و شیعیان را! همین آقاجانی که گاهی ما در اوج خوشحالی هستیم، امّا وقتی آقاجان دارد پرونده ما را می‌خواند، قلبش درد می‌گیرد و اشکش برای محبّینش جاری می‌شود. یابن الحسن! آقاجانم!

این روزها خیلی از آقاجان بخواهیم، عزّ و التماس کنیم، بگوییم: آقا! رجب المرجّب را که درک نکردیم، ماه شعبان المعظّم هم که دارد از دستمان می‌رود. دستمان خالی است، یک عدّه اولیاء جمع کردند، آوردند،  امّا ما دست خالی آمدیم. البته ای کاش دست خالی می‌آمدم آقاجان، منم هم آمدم، من هم آوردم، امّا من کوله‌باری از گناه آوردم!

آقاجان! عنایت کن، قربانت بروم عیدی ما این باشد که ما را در ضیافت الله دعوت کنی و ما در مهمانی بیاییم. می‌شود آقا؟! می‌دانم ضیافت الله، جای خوبان است، معلوم است طاهرین با طاهرین هستند، امّا آقا اگر بخواهی می‌شود. یک آبی روی بدن ما بریز، ما را غسل بده، غسل از ذنوب. آقاجان! عنایتی کن، یک نگاهی کن. یک نگاه تو عجیب است، قلب را دگرگون می‌کند. قلب ما را عوض کن آقا! آقاجان! ما را شستشو بده.

آقا! عاجزم، خودم دارم اعلان عجر می‌کنم آقا! عاجزم، عنایت کن عزیزم! آقاجانم! عنایت کن. به خودت قسم دوستت دارم آقاجان! به مادر گرامی‌ات، نرجس خاتون(علیها الصّلوة و السّلام) قسم! دوستت دارم. همان‌طور که شما مادرت را دوست داری، به حقّ مادرت حضرت نرجس خاتون(علیها الصّلوة و السّلام) یک عنایتی کن، گرفتارم. این شب‌ها که عرض کردم می‌خواهی دقایقی را با آقاجان حرف بزنی، این دقایقی که بارها عرض کردم آخر شب با آقاجان خلوت کن، حرف بزن و بگو: آقاجان! یک عنایتی کن، بزرگواری کن، دست من بیچاره را هم بگیر، یابن الحسن! آقاجان!


موضوعات مرتبط: مذهبی

تاريخ : دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ | 14:19 | نویسنده : |

 

اگر سارقان شما را وادار کردند که از کارت عابربانکتان پول بگیرند شما رمز

کارتتان را به صورت معکوس (یعنی از آخر به اول) وارد کنید مثلا اگر کلمه

عبور شما 1254 میباشد شما عدد 4521 را وارد کنید. با این کار عابر بانک

به شما پول میدهد ولی در عین حال دستگاه به صورت خودکار پلیس را در

جریان سرقت قرار میدهد. این قابلیتی است که تمام دستگاههای خودپرداز

دارند ولی اکثر  همشهریان ما از آن بی خبرند



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 12:5 | نویسنده : |

 

همتون تنهایید ......همراه اول دروغ میگه......ایرانسل

 

 

اومدم سر کوچتون           در خونتون ...خونه نبودی

راستشو بگو.....              با همراه اول کجا رفته بودی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

یعنی اگه ایرانسل و همراه اول ما رو به تماشای مسابقه فوتبال دعوت نکنن ما دیگه نگاه نمی کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟ملت بیکارن!!!!!!!!

 

دیشب هر چی منتظر موندم ایرانسل پیام نداد.........نگرانم ....نکنه اتفاقی براش افتاده باشه.......

 

رفتم یه سیم کارت همراه اول خریدم - ایرانسل پیام داده :فکر نمیکردم بهم خیانت کنی!!!!!!واست متاسفم!!!!!

جناب ایرانسل!!

عزیز من!!

بی شعور!!

دوست ندارم تو مسابقه شما شرکت کنم!

صبح به صبح منو با اس ام اس فروش ویژه بیدار نکن!!جایزه بخوره تو سرت!!

موبایل بانک نمی خوام!!

نمی خوام تولدم رو تبریک بگی!!

تا حالا ازت آهنگ پیشوازگرفتم ؟؟؟؟؟؟؟

نه جان بچت گرفتم ؟؟؟؟

ول کن دیگه بی شعور.......


موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 15:3 | نویسنده : |

آمــوخته ام کــه تنــها کســی مرا شــاد میکند که به من میــگوید تو مــرا شــاد کــردی...

♥♥


آمــوخته ام که گاهــی مهــربان بودن بســیار مهــمتر از درســت بــودن اســت...

♥♥♥♥


آمــوخته ام کــه مهــم بودن خوبــست ولــی خــوب بودن مــهمتر اســت...

♥♥♥♥♥♥


آمــوخته ام کــه هرگــز نبــاید به هــدیه ای کــه از طــرف کــودکی داده میشــود نه گــــفت...

♥♥♥♥♥♥♥♥


آمــوخته ام که همــــیشه برای کــسی که به هــیچ عنوان قادر به کــمکش نیستم ، دعــا کنــم...

♥♥♥♥♥♥


آمــوخته ام کــه زندگــی جدیست ولــی ما نیاز به دوســتی داریم که لحــظه ای با او از جــدی بودن دور باشــیم...

♥♥♥♥


آمــوخته ام که تنــها چیزی که یــک شــخص میــخواهد فــقط دســتی اســت برای گرفــتن دســت او و قلبی برای فهمــیدنش...

♥♥


آمــوخته ام که زیر پوســت سخت همــه افراد کســی وجــود دارد که خوشحــال شود و دوســت داشته باشــد...

♥♥♥♥

آمــوخته ام که خــدا همــه چیز را در یــک روز نیــافرید، پــس من چــگونه میتوانــم همه چیــز را در یــک روز بدســت آورم...

♥♥♥♥♥♥


آمــوخته ام که چــشم پوشــی ازحقــایق آنها را تغیــیر نمی دهــد...

♥♥♥♥


آموختــه ام که وقــتی با کــسی روبرو میــشوم انتــظار لبخنــــدی از ســوی مــن دارد...

♥♥


آمــوخته ام که لبــخند ارزانتــرین راهــی است که میــتوان با آن نگاه را وســعت بخشــید...

♥♥♥♥


آمــوخته ام که بــاد با چــراغ خــاموش کــاری نــدارد...

♥♥♥♥♥♥

آمــوخته ام کــه به چــیزی کــه دل نــدارد نبــاید دل بــست...

♥♥♥♥


آمــوخته ام که خوشــبختی جــستن آن اســت نه پیــدا کــردن آن...

♥♥


آمــوخته ام کــه قــطره دریاســت ، اگــر با دریاســت...

♥♥♥♥


و آمــوخته ام کــه عشــق ، مــهربانی ، صــداقت و بلــند نظــری خصلــت انســانهای انــسان اســت...

♥♥♥♥♥♥

آمــوخته ام کــه وقتــی عاشــقم ، عشــق در ظــاهرم نــیز نمایــان مــی شــود...

♥♥♥♥


آمــوخته ام کــه عشــق مــرکب حــرکت اســت نه مقــصد حــرکت...

♥♥

آمــوخته ام کــه هیــچ کــس در نــظر ما کامــل نیــست تا زمانــی کــه عاشــقش شــویــم...

♥♥♥♥


موضوعات مرتبط: جملات زیبا

تاريخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 14:59 | نویسنده : |

 

سروتونین و معلمان

سروتونین یک انتقال دهنده مهم و عصبی در مغز است و ترشح کافی آن بسیار با اهمیت می باشد. کاهش سروتونین در مغز برابر است با دلواپسی ، اضطراب ، افسردگی و کاهش امید به زندگی .

کسانی که مشغله فکری بیشتری دارند به این ماده بیش از سایر افراد نیاز دارند . معلمین از جمله کسانی هستند که فعالیتهای فکری خیلی بالایی دارند زیرا آنها باید هم کلاسهای پر از جمعیت را بخوبی کنترل و مدیریت نمایند و هم اینکه دانش خود را به دانش آموزان منتقل کنند . وجود سروتونین در مغز مانع نگرانیهای بی مورد ، اضطراب آپ، افسردگی و دلواپسی می گردد. سروتونین در مواد غذایی مانند موز ، برنج ، نان و خشکبار ( پسته و بادام و .....) به وفور وجود دارد و لذا مصرف آنها روزانه برای معلمین توصیه می شود . البته ارزش غذایی موز به لحاظ داشتن پیش سازهای سروتونین بیش از سایر مواد غذایی است . در ضمن پسته و بادام و خشکبارهایی مثل آنها وقتی بیشترین اهمیت را از لحاظ سروتونین پیدا می کنند که آنها را بطور طبیعی و بدون افزودنی ها میل کنیم .

چگونه میتوان فهمید که فردی دچار کمبود سروتونین است ؟

تشخیص کمبود سروتونین بسیار ساده و راحت است و از طریق برخی علایم و نشانه ها می توان پی به کمبود آن در مغز برد.

اولین نشانه این است که فرد نسبت به کوچکترین صداها و صحبتها و یا بوق اتومبیل و ...... حساس است و یا در هنگام غروب احساس افسردگی می کند ، تحملش در برابر گرسنگی کم است ، به قضاوتها و نگاههای اطرافیان حساسیت شدید نشان می دهد ، بی تاب و بی قرار است .

پیشنهاد :

شغل معلمی شغل بسیار ارزشمند و در عین حال سختی است و معلمین نیاز به مصرف زیاد غذاهای حاوی سروتونین دارند و در صورتی که غذای حاوی سروتونین به صورت روزانه مصرف نشود فرسایش تدریجی و جسمی و روحی آنان سرعت بیشتری خواهد گرفت . از طریق اصلاح تغذیه و مصرف غذاهای سروتونین دار می توان بر اضطراب و افسردگی غلبه کرد و امید به زندگی را در فرد بیشتر کرد


موضوعات مرتبط: روانشناسی

تاريخ : جمعه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 14:51 | نویسنده : |

 


 

موضوعات مرتبط: سیاسی

تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 19:47 | نویسنده : |
 
 
a5a12d587328cea1ae19b018e906a0ad-425


موضوعات مرتبط: هوش

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 20:26 | نویسنده : |
 

 


موضوعات مرتبط: کاریکاتور
برچسب ها: آقایی گوجه در برابر موز

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 20:19 | نویسنده : |

با سلام ؛ شما به کدام یک از گزینه های ریاست جمهوری رأی می دهید ؟؟



نکته : نظرخواهی برای این پست آزاد است لطفا پیامهای غیر مرتبط نگذارید .. با تشکر






تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 20:7 | نویسنده : |

بازتاب موفق مخاطبان پس از سری اول «هوش سیاه» در سال ۸۸ باعث شد که آب پرور سری دوم را هم کلید بزند. حالا او تمام قد از سریالش دفاع می‌کند و می‌گوید قصه طوری طراحی شده که قابلیت دوباره ادامه پیدا کردن را هم دارد. پس منتظر سومین هوش سیاه هم باشید!

چرا «هوش سیاه» را ادامه دادید؟

معمولا در ایران برای ساخت سری دوم سریال‌ها ریسک و سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. برای اینکه از اول برای ادامه طراحی نمی‌کنند. برای «هوش سیاه» هم از اول برای ادامه‌اش طراحی نکرده بودیم اما از جایی که شخصیت محوری سریال طراحی و در دل قصه خلق شد، در اواسط تولید سری اول به این نتیجه رسیدیم که این قضیه و شخصیت با این موتوری که دارد، می‌تواند تا دور دست‌ها برود. از همان‌جا ما به فصل‌ها و اپیزود‌های بعدی هم فکر کردیم. من همانجا گفتم این قضیه می‌تواند حداقل تا ۱۰۰ قسمت ادامه پیدا کند.

پس «هوش سیاه ۳» در راه است؟

نه شرایطی وجود دارد که من نمی‌توانم ادامه‌اش بدهم.

مگر ساختن سریال پلیسی در ایران چه دردسر‌هایی دارد؟

سختی ندارد. زمینه‌هایش باید مهیا باشد. اول از همه زمینه‌های نرم‌افزاری‌اش؛ باید بدانیم از لحاظ فکری وارد چه حوزه‌ای می‌شویم و وقتی کار اکشن و پلیسی می‌کنیم باید چه سازمان‌ها و نهاد‌هایی را در کار شریک کنیم. در واقع بدانیم که این سریال‌ها با کار‌های آپارتمانی تفاوت دارد،‌ هم هزینه‌هایش فرق می‌کند، هم زمانی که باید صرف کنیم،‌هم آدم‌هایی که درگیرش می‌شوند، تخصص پیچیده‌ای دارند. همه آدم‌هایی که وارد این حوزه می‌شوند، باید آمادگی ذهنی داشته باشند تا یک اثر ناموفق به کار‌های قبلی اضافه نشود. به لحاظ سخت‌افزاری هم باید زمینه‌های تولیدی، تجهیزاتی، ماشین آلات و امکاناتش مهیا باشد. در این سریال‌ها با اکسسوار یک خانه سروکار نداریم. آکسسوارمان ماشین‌ها، سلاح‌های مختلف، هلی‌کوپتر و امکاناتی است که قهرمان و ضد‌قهرمان قصه برا ی جذاب شدن به آن نیاز دارند. سینما و تلویزیون ایران در این زمینه تجربه کمی دارد و بعضی جاها مجبوریم آزمون و خطا داشته باشیم.

پس چرا ما درباره سریال‌های پلیسی سراغ تجربه‌گرایی نمی‌رویم؟ در چند دهه گذشته فقط چند سریال پلیسی موفق مثل «کارآگاه علوی» و «خواب و بیدار» داریم.

برای اینکه ما استراتژی و یک مدیریت فرهنگی واحد نداریم. زمانی تلویزیون این کار را انجام می‌داد، یعنی می‌توانستی به یک وحدت رویه در زمینه امور فرهنگی فکر کنی. آن خط پررنگ فرهنگی را می‌دیدی که تلویزیون روی همه چیز - حتی سینما - تاثیر می‌گذاشت. این نشان می‌دهد که چقدر سازندگان فرهیخته‌ای در تلویزیون حضور داشتند و چه مدیریت فرهیخته‌ای وجود داشت که می‌توانست آنها را به این سمت راهبری کند. اما الان می‌بینیم که به دلیل صف‌آرایی وحشتناک رسانه‌های بیرونی ما بی‌خود در لاک دفاعی فرورفته‌ایم. رسانه ما از خلاقیت فوق‌العاده بالایی برخوردار است و به جای فرو رفتن در لاک دفاغی فرهنگی، باید به تنهاجم فرهنگی رو بیاورد.

سروکله زدن با مفاهیم کامپیوتری و اینترنتی دنیای مجازی در سریال‌، مخاطب عام سریال را پس نزده؟

اصلاً رفته رفته همه به این نکته می‌رسند که ظاهراً ناگزیر هستند از این مسائل سردربیاورند. سری اول را که می‌ساختیم، کمی نگران این طیف مخاطبان بودیم. طبیعتاً نشانه‌گیری ما سمت جوانان بود. برای همین هم این قصه انتخاب شد. اما فکر می‌کردیم آدم‌های میانسال، سنتی‌ها و کسانی که سروکاری با تکنولوژی جدید ندارند، ما را پس خواهند زد. کم‌کم دیدیم این جوری نشد. شاید وجود زمینه داستانی،‌گره‌افکنی‌ها و... آنها را علاقه‌مند می‌کرد که سریال را ببینند. در این سری به موضوعات تخصصی نگاه کرده‌ایم و کمی پیچیده‌تر شده. گاهی از طرف کاربر‌های حرفه‌ای‌تر مورد انتقاد قرار گرفتیم که چرا در بعضی مواقع ساده‌انگاری شده. ما هم گفتیم می‌خواستیم معدل کلی را بگیریم که نه سیخ بسوزد، نه کباب. به خاطر همین این دفعه خیلی حرفه‌ای و دقیق پیش رفته‌ایم. مخاطبان این سری از سری پیش هم بیشتر هستند.

در اجرای فرم تصویری سریال، آگاهانه از فرم سریال «۲۴» استفاده کرده‌اید؟

«هوش سیاه ۱» بعد از سریال «۲۴» ساخته شده و ممکن است این تصور به وجود بیاید که تقلید کرده‌ایم اما من در تله فیلم «خشاب خالی» هم که قبل از نمایش سریال «۲۴» ساخته‌ام، از همین فرم اسکرین استفاده کرده‌ام. البته من فوق‌العاده «۲۴» را دوست دارم.

به نظر خودتان پلیس‌های سریال توقع مخاطب را برآورده می‌کنند؟ شکل دیگری از پلیس در ذهنتان نبوده که عملی نشود؟

ما می‌خواستیم پلیسمان را چابک‌تر، تیز‌هوش‌تر و تکنیکال‌تر نمایش بدهیم. چون هم جهان نوین این سمت در حرکت است، هم برای ما یک چالش ایجاد کرده بود که این آدم‌ها باید توانمند و هوشمند باشند که بتوانند با جنایت‌ها هوشمندانه مقابله کنند. بالاخره نزدیک ۴۰ قسمت اینها مثل موش و گربه دنبال هم هستند اما هیچ کس نمی‌تواند بگوید پلیس ناتوان است. برای اینکه نشانه‌های تیز‌هوشی او را می‌بیند. جاهایی حتی از مجرم جلوتر حرکت می‌کند ولی در بازی موش و گربه به ابتکار عمل دست موش است.

چرا اصرار دارید که علاوه بر دنبال کردن روایت قصه اصلی در سریال، همزمان موضوعاتی مثل شرکت‌های هرمی و... را با هم پیش ببرید؟

اصولا دوست دارم این خرق عادت انجام شود. اینکه وسط سریال شام هم بخوریم و با مهمان هم حرف بزنیم ولی هیچ چیز را از دست ندهیم، یک تصور قدیمی و نخ‌نما شده است. نباید بتوانید سریال را رها کنیم. باید به بغل دستی‌تان بگویید «حرف نزن، می‌خواهم سریال ببینم» به همین خاطر باید حجم و ریتم اطلاعات طوری باشد که خلائی در آن ایجاد نشود. اگر جایی هم هست که داستان سبک‌تر پیش می‌رود، باید بدانید اینها به اصطلاح نفس خور وسط کار است. وقتی شما به نقطه هیجان می‌رسید، دریچه‌های یادگیری بازتر است و بهتر یاد می‌گیرید. این نقطه حدی دارد. بعد از آدرنالینی که با هیجان به شما تزریق می‌شود، باید یک نفس راحت بکشید. مثل عوض کردن دنده و خلاص کردن برای ماشین. منتهی مردم ما بدعادت شده‌اند. حق مردم است که فیلم و سریال درجه یک ببینند. اگر این اتفاق بیفتد. دیگر خودشان سمت آثار سطحی نمی‌روند. یکی از آرزو‌ها و اهداف من همین سلیقه‌سازی برای مردم است.

به خاطر همین فضای زندان سریال را هم متفاوت و فرهنگی طراحی کرده‌اید؟! «انگار این زندان اساسا در ایران نیست.

من فکر می‌کنم فضای ایده‌آل باید این جوری باشد. واقع‌گرایانه با این موضوع برخورد نکرده‌ام. من نرفته‌ام و دوربینم را در یک زندان بگذارم و از همان استفاده کنم. آن موقع که چیزی به جامعه‌ام اضافه نکرده‌ام من باید الگو بسازم و بگویم یک زندان آرمانی، فقط می‌تواند مراودات اجتماعی یک زندانی را از او بگیرد، نه چیز‌های دیگری را.

اما به درک مخاطب از واقعیت ضربه می‌زند.

بله. روز‌های اول ما را به سریال «فراز از زندان» نسبت می‌دادند. هرچه بیشتر پیش رفتیم. این حرف و حدیث‌ها کمتر شد. معلوم می‌شود که باید عادت‌های قدیمی را دور برزیم. من سعی کردم در سریالم به اصطلاح‌ نمایشی‌ها یک دنیای خود‌بسنده بسازم. دنیایی که خودش کامل است و قواعدی دارد که به آن احترام می‌گذارد. بعد از مدتی مخاطب فرض می‌گیرد که این زندان واقعی است. البته من فقط ۴ قسمت از «فرار از زندان» را دیدم و بقیه‌اش را ندیدم تا ناخودآگاه از آن تاثیر نگیرم.

خودتان از پلیسی‌ها کدامشان را دوست دارید؟


موضوعات مرتبط: سینمای ایران

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 14:27 | نویسنده : |
 
 
ديشب با دوس دخدرم حرف ميزدم ازش پرسيدم:

عزيزم چي تنته؟

گفت: من تاپ و شلوارک تنمه، تو چی پوشیدی؟

جواب دادم :

شلوار كردیِ قهوه ای با يه ركابیِ آبیِ شل!

نميدونم چرا قطع كرد

فكر كنم بابا و داداشش تو خونه كت و شلوار ميپوشن و کراوات میزنن


موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 12:22 | نویسنده : |
  

شما تنهایید...البته قرار نبود تنها باشید. اما امان از رفيقان نيمه راه. شما تنها ماندید نه كه بخواهید تنها باشید. تنهایتان گذاشتند. اما تنهايي سرنوشت مردان بزرگ است. 

اما به تنهايي كارهاي بزرگي انجام دادید كارهايي كه همه ي آنها با هم نمي تواستند. تنهاييد كه ياورتان خداوند يكتا بود. اما ملت هم با همه ي ناجوانمرديها عليه شما دوستتان دارند و پشت شما هستند.

احمدي نژاد خدا خيرت دهد كه حداقل در اين دوران چيزهايي را كه شنيده بوديم به چشم ديديم. ديديم كه چگونه اگر با خدا باشي تمام دنيا هم نمي توانند تورا زمين بزنند. ديديم كه چگونه ياران ديروز دشمنان امروز مي شوند. ديديم كه چگونه مدعيان دينداري عليه دين عمل مي كنند. چگونه مدعيان ولايتمداري ، ولايتمداري مي كنند. ما در اين دوران چيزها ديديم. شايد بتوان گفت تاريخ را در اين 8 سال دوره كرديم. تاريخ در اين سالها بارها تكرار شد و خود را نمايان ساخت. اما بگذريم بعد از تو هر كه بياييد چه راه تو را ادامه دهد و چه ندهد ما اين روزها يادمان نمي رود و به خوبي دوست و دشمن را شناخيتم  جناب آقای احمدی نژاد ما مردم شادگان  خدمات ارزنده شما را  دراین ۸ سال  را هرگز فراموش نمی کنیم و یاد  شما

در قلب تک تک ما  خوزستانیها  به ویژه  شادگانیها خواهد بود و  خداوند همه ي ما را در راه حق پايدار بدارد انشالله


موضوعات مرتبط: سیاسی

تاريخ : یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 7:1 | نویسنده : |
 
در پی انتقاد دیروز آیت الله جنتی در خطبه های نماز جمعه در مورد «بنز سوار» بودن برخی کاندیداها  ما امروز تصمیم بر این گرفتیم تا  نوع خودروی داوطلبان انتخابات ریاست جمهوری را منتشر  کنیم

محمد حسن ابوترابی نائب رئیس مجلس پژو پارس
داوود احمدی نژاد مسئول سابق نهاد ریاست جمهوری پژو جی ال ایکس
ابراهیم اصغر زاده نماینده سابق مجلس نیسان قشقایی
محمد رضا باهنر نائب رئیس مجلس پژو پارس
غلامعلی حداد عادل نماینده مجلس سمند
اسحاق جهانگیری وزیر صنایع اصلاحات رنو مگان
سعید جلیلی دبیر شورای امنیت ملی پراید
محسن رضایی دیبر مجمع تشخیص مصلحت نظام زانتیا
حسن روحانی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بی ام دبلیو 720
علیرضا زاکانی نماینده مجلس پژو پارس
حسن سبحانی نماینده سابق مجلس پژو206
محمد سعیدی کیا وزیر سابق مسکن پژو جی ال ایکس
محمد شریعتمداری وزیر بازرگانی اصلاحات پژو پارس ای ال ایکس
محمد رضا عارف معاون اول اصلاحات زانتیا
محمد باقر قالیباف شهردار تهران پژو
مصطفی کواکبیان نماینده سابق مجلس پژو پارس
کامران باقری لنکرانی وزیر سابق بهداشت تندر 90
اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر سابق احمدی نژاد ماشین های دولتی
اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بنز شبح آبی مدل 1992
علی اکبر ولایتی وزیر سابق امور خارجه پژو پارس


تاريخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 7:23 | نویسنده : |

فکر میکنم، بیشتر کسایی که به اهواز  میروند، اسم منطقه لشکر آباد رو شنیده باشند، این تصویر در نگاه اول شاید ربطی به  خیلی چیزا نداشته باشه، اما واسه من این تصاویر خیلی  جالبه ،در شادگان هم همچین چیزایی داریم  اما  لشکر اباد اهواز  واقعا  در همه ی  کشور بی نظیره ،  لشکر آباد یکی از معروف ترین جاهای اهوازه، شما فکر کنید یک کیلومتر مسیر جاده ای، از سر خیابون تا ته خیابون همش فلافل فروشی باشه، هرکدوم هم با نفر دیگه از نظر سرویس دادن تفاوت های زیادی داشته باشه، مثلا بعضی ها همراه با فلافل سیب زمینی هم سرخ کردن، یا برخی دیگه بادمجان... در ضمن تمام این فلافل فروشی ها دربست در اختیار مشتری هستند، شما بصورت سلف سرویس هرچقدر که خواستید میتونید، درون فلافلتون از خیار، گوجه، ترشی، خیارشور و...استفاده کنید، هرچندتا که دوست داشتید فلافل بخورید، رفتار خوب فروشندگان، استفاده از مواد بهداشتی و رعایت نسبی بهداشت یکی از مهمترین موارد مورد استفاده در این مغازه هاست.
خیابان لشکر آباد، نزدیک  دانشگاه شهید چمران
 قرار داره،  ضمنا بیشترین مشتری های این مغازه ها رو قشر دانشجو تشکیل میده،


موضوعات مرتبط: اخبار  شادگان

تاريخ : پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 20:26 | نویسنده : |
از گفته ها و شنیده ها پیداست که بالغ بر چهل و یک نفر برای عضویت در شورای اسلامی شهرستان  شادگان ثبت نام نموده اند.این امر فی نفسه بسیار کار پسندیده و مبارکیست.و باید خدارا شکر کنیم که انسانهای با اراده ای در شهر ما وجود دارند که حاضرند در میدان عمل به همنوعان خود خدمت کنند . آنهم خدمتی که عنوان شورای اسلامی را به یدک می کشد. و پیداست که این عنوان آمیزه ای از انجام اعمال خداپسندانه همراه با تخصص و اخلاص در عمل و بصورت شبانه روزی. نه مانند سایر کارمندان دولت راس ساعت بیا و راس ساعت برو.و کارمفید هم .... در مقایسه با استانداردهای جهانی ....!؟ بلکه انتظار این است که این آقا یا خانم شورا تمام وقتی را که برای خدمت به مردم در نظر گرفته است علاوه بر اینکه خالی از اغراض مادی است مملو از احساس خدمات رسانی مخلصانه به مردم قربتا الی الله باشد. 

با این دیدگاه به نظر می رسد مردم عزیز و شریف شادگان در ادای فریضه ی انتخاب شوراها دقت نظر عمیقی  دارند و حس فامیل گرایی و طایفه گرایی را کاملا کنار گذاشته و به کسانی رای بدهندکه توان و روحیه ی خدمت خالصانه را دارند. جمله زیبای (ازماست که بر ماست) ریشه اش همینجاست. فردا اگر از موضوعات مختلف گله مند شدیم تقصیر را گردن این و آن نیندازیم. به کسانی رای ندهیم که فردا پارتی بازی . رانت خاری.کیسه دوزی برای فامیل و .... راه بیندازند. ودر یک کلام . آخرتمان را برای دنیای کسان دیگر خراب نکنیم. بینی و بین الله کسانی که اصلح ترند خواه نا خواه مشخص است. همین قدر که تمایل دوست گرایی.طایفه گرایی .باندگرایی و...را کنار بگذاریم قطعا خداوند هم نظر لطف خواهد داشت و برگزیدگان افراد صالحی خواهند بود انشاءالله.  به قلم مدیر  وب  ۱۷//۲/۹۲



تاريخ : سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 0:5 | نویسنده : |
 



تاريخ : دوشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 22:51 | نویسنده : |

موضوعات مرتبط: جملات زیبا

تاريخ : دوشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 14:41 | نویسنده : |

 

دانشجوی دختر واکسی


موضوعات مرتبط: تصاویر

تاريخ : یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 22:29 | نویسنده : |
تردیدهای هاشمی برای شرکت در انتخابات در سن ۸۰ سالگی:

در طول این سی و چند سال از انقلاب اسلامی، هاشمی ۱۱ بار در انتخابات شرکت کرده است! یعنی به طور میانگین هر سه سال یک بار! هیچ سیاستمدار دیگری در تاریخ انقلاب اسلامی تا بدین حد نامزد انتخاباتی نشده است. حالا باید از آقای هاشمی پرسید آیا ۱۱ بار نامزدی جنابعالی در طول ۳۳ سال برای شما کافی نیست؟ آیا باز هم «احساس تکلیف» می کنید؟


موضوعات مرتبط: سیاسی

تاريخ : یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 12:35 | نویسنده : |

زندگی آفتابیست که می کند طلوع

زندگی راهیست که می شود شروع

زندگی بادیست که می کند عبور

زندگی کوهیست که می کند غرور

زندگی رودیست که می کند خروش

زندگی بلبلیست که می کند سکوت

زندگی نم نم باران خوشیست

زندگی سیل عظیم ناخوشیست

زندگی شکوفه های نوبهار

زندگی مسافره یا تک سوار؟

زندگی شروع یه راه غریب

زندگی سفر به یک راه عجیب

زندگی لحظه ی با تو بودنه

زندگی همیشه با تو موندنه

زندگی همیشه با ترس و هراس

زندگی همیشه جون سپردن و شکستنه

زندگی راز بزرگ خلقته

زندگی شعار بی تو بودنه

http://upcity.ir/images2/67515378743044930680.jpgزندگی


موضوعات مرتبط: شعر عاشقونه

تاريخ : یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 0:49 | نویسنده : |
بهترین ورزش‌ها برای اصلاح ناهنجاری‌ قابل‌ترمیم و گودی کمر، انجام حرکت‌های کششی برای تقویت عضلات خلفی ران، عضلات شکم و عضلات سینه‌ای است. به‌طورکلی دو گروه از عضلات برای حفظ لوردوز کمر ضروری هستند؛ عضلات جدار شکم و عضلات راست‌کننده لگن. اگر این دو گروه عضلات قوی باشند و تعادل عضلانی بین این دو گروه وجود داشته باشد، لوردوز کمری در وضعیت طبیعی خود حفظ خواهد شد.

شنا کردن به ویژه کرال سینه و انجام حرکت کششی «گربه و شتر» کمک زیادی به تقویت عضلات مسوول در استحکام گودی طبیعی کمر می‌کنند. به طوری که گفته می‌شود شنا کردن می‌تواند تا ۹۰ درصد در بهبود این ناهنجاری موثر باشد.

در حرکت «گربه و شتر» نیز فرد در حالی که چهار دست وپا روی زانو وکف دو دست خود قرار گرفته است ژست یک گربه عصبانی را به خود می‌گیرد. یعنی پشت خود را تا جایی که می‌تواند به بالا می‌کشد وچند ثانیه در همین حالت نگاه می‌دارد.

یکی دیگر از ورزش‌های مفید و معروفی که اغلب برای اصلاح ناهنجاری‌های ستون فقرات به کار می‌رود ورزش ابداعی آقای ویلیام است. او حرکات خود را بر پایه افزایش‌ قدرت و انعطاف‌پذیری عضلات ناحیه کمر و لگن طراحی‌‌کرد. حرکات ۶‌گانه آقای ویلیام به‌طور خلاصه شامل حرکات زیر هستند:

حرکت اول:

فرد در حالی که راحت دراز کشیده و زانوهایش خم است، سعی می‌کند ضمن منقبض کردن عضلات شکم، لگن خود را کمی بلند کند.

حرکت دوم :

فرد در حالی که خوابیده و زانوهایش کمی خم است، سعی می‌کند با دست‌های کشیده به حالت نشسته درآید.

حرکت سوم :

فرد در حالت خوابیده، سعی می‌کند زانوهای خود را تا آنجا که می‌تواند به طرف سینه حرکت دهد.

حرکت چهارم :

فرد در حالی که نشسته است، سعی می‌کند به‌طور ملایم دست‌هایش را به مچ پا برساند.

حرکت پنجم :

فرد در حالی که در حالت استارت دو میدانی قرار گرفته است، سعی می‌کند با متمایل شدن به سمت جلو روی پای عقب خود فشار وارد کند.

در مرحله بعد ضمن عوض کردن پاها، همین حرکت را برای پای دیگر انجام می‌دهد.

حرکت ششم :

فرد در حالی که کنار دیوار ایستاده است، سعی می‌کند بنشیند. این تمرین را با استفاده از یک صندلی نیز انجام داد، یعنی فرد در کنار صندلی قرار می‌گیرد و به جای اینکه روی زمین بنشیند، روی صندلی می‌نشیند.

استفاده از قوزبند یا کمربند اگر بدون نظارت مستقیم پزشک صورت گیرد مثل آن می‌ماند که شما برای درمان سردرد ناشی از یک تومور مغزی تنها به استامینوفن اکتفا کرده باشید. استفاده از قوزبند و کمربند تنها باید در مدت‌های کاملا محدود (به عنوان نمونه دوره‌های ۴ ماهه) صورت گیرد، نکته مهم‌تر آنکه باید روزانه یک ساعت کمربند باز شود و برای جلوگیری از تحلیل رفتن عضلات زیر کمربند ورزش‌های مخصوص آن با جدیت انجام شود


موضوعات مرتبط: تحلیل ورزشی

تاريخ : جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 20:37 | نویسنده : |

 

تو مسلمونی؟ تو شیعه ای؟

تو ایرانی هستی؟

تو غیرت شادگانی داری؟

اگه اینارو هستی و اسم خودت رو گذاشتی منتظر ظهور و با  شنیدن حرفام حرکتی انجام ندادی و تکون نخوردی و بی تفاوت گذشتی به قران قسم همه ی اینا ها  که میگی  منتظر  واقعی ام  ادعاست... .

هیچ کدوم نیستی ... میدونی از کی بدبختی ها زیاد شد؟

میدونی از کی عشق یا در حقیقت هوس به جنس مخالف رشدش بیشتر از عشق به خدا شد؟

میدونی از کی؟

از وقتی که این ایرانسل خرابشده اومد تو ایران ... هر کس و ناکس از مذهبی بگیر تا شیطون پرست هر آشغال و آدمی 6 تا خط گرفت ... از دختر و پسر 7 ساله بگیر تا پیر زن و پیرمرد 90 ساله ... میدونی کی فاجعه به اوج خودش رسید؟

وقتی که رابطه های تلفنی (ایرانسلی) زیاد شد ... میدونی چند تا دختر نوجوون که وجودشون سرشار از احساس بود به اسم عشق بدبخت هوسرانی چندتا پسر شدن؟

یه شماره اشتباه گرفتن همانا و بدبخت شدن تا اخر عمر همانا ... قبل از اینکه ایرانسل بیاد چقدر سیم کارت گرون بود هر خانواده ای نمیتونست برای بچه اش بخره ... حالا داشتن موبایل به 8 سال رسیده ... کمتر کسی نداره ... همین ایرانسل خرابشده چقدر موقعیت فراهم کرد برای تنها بودن دختروپسر مملکت ما!

چقدر موقعیت گناه!

تا الان که رابطه صوتی بود خودتون میدونین و شنیدین که به کجاها میرسه ... حتی تو خانواده های مذهبی ... چه موقعیت هایی رو برای انحراف فراهم کرد ... فایده داشت ولی ضررهاش کم نبود!

مسلمون! شیعه! بسیجی! ولایتی! ایرانی! بچه مذهبی! بچه مثبت!بچه هیئتی! منتظر!

تو که خودتو منتظر میدونی ... میدونی این سیم کارت چه غم و غصه هایی رو دل امامت گذاشت؟

میدونی؟

امامی که شبانه روز داره از گناهان شیعیانش غصه میخوره و گریه میکنه!

میدونی؟

ولی تو چیکار کردی واسش؟....



تاريخ : جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 19:3 | نویسنده : |
یکی از دوستان قدیمی ما که سال ها قبل در  دوبی  کار میکرد ، تعریف می کرد که در مقطعی  روغن  و برنج دچار کمبود و گرانی شد.
رادیو و تلویزیون اعلام کردند که در فلان فروشگاه ها ، این کالا را به قیمت ارزان عرضه می کنند تا کسانی که  وضع مالی مناسبی ندارند ، از این فروشگاه ها خرید کنند.
من و دوستانم ، به همان سبک و سیاق  شادگانی  خودمون ، فرصت را مغتنم شمردیم و به چند فروشگاه مراجعه کردیم و از هر کدام به اندازه سهمیه ای که می دادند ، خریدیم و به خانه مان که در آن مستأجر بود ، بازگشتیم.
هنگام ورود ، صاحبخانه را که پیرزنی 80 ساله بود دیدیم. نگاهی به کیسه هایی که در دست داشتیم کرد و پرسید: این ها چی هستند؟ با شور و شوق برایش از زرنگی مان گفتیم و به او هم آدرس فروشگاه ها را دادیم و اعلام آمادگی کردیم که اگر بخواهد ،فردا برای او هم خرید ارزان کنیم.
پیر زن  اماراتی به حرف هایمان گوش داد و سپس گفت: فردا به جای خرید برای من ، خانه مرا تخلیه کنید و از اینجا بروید!
با تعجب علت را پرسیدیم ؛ گفت: شما با این خریدهای مازاد بر نیازتان ، به جامعه امارات خیانت کردید ؛ خانه من جای خیانتکاران نیست
موضوعات مرتبط: داستانهای آموزنده

تاريخ : جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 18:50 | نویسنده : |

 

مردم شادگان سالهاست برای نوشیدن یک لیوان آب مجبور هستند آن را از فروشندگان دوره گرد بخرند آب لوله کشی های تمام این شهر  هم  به گونه ای  است  که   ، بوی تعفن و فاضلاب می دهد.
... بخدا نمیدانیم  مسئولین این شهر  در خواب  غفلتند  یا  بی کفایتند!!!!!!!!




تاريخ : دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 22:56 | نویسنده : |


موضوعات مرتبط: تصاویر

تاريخ : دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 22:50 | نویسنده : |
  

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند؟!

گفته بودم مردم اینجا بدند

دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست!؟

آن عزیز عهد و پیمانت شکست

دیدی ای دل در جهان یاری نبود

دیدی ای دل حرف من بیجا نبود

نو بهار عمر را دیدی چه شد!؟

زندگی را هیچ فهمیدی چه شد؟!

دیدی ای دل دوستی ها بی بهاست

کمترین چیزی که میابی وفاست

ای دل اینجا باید از خود گم شوی

عاقبت همرنگ این ومردم شوی


موضوعات مرتبط: شعر عاشقونه

تاريخ : دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 13:42 | نویسنده : |
!!

خدایا میدونم که صدامو نمیشنوی!

میدونم اصلا ولم کردی به حال خودم و تو هم نشستی داری میخندی!

اشکال نداره!

اما خدایا!منم بندتم!همون بنده ای که خودت افریدی....از روح خودتم!

همونیم که تا چند ماه پیش بهش میگفتن فرشته کوچولو.....

خداجونم!؟

این فرشته کوچک.......نه نه.....ببخشید!

این پسر جون خطا زیاد کرد....پاش زیاد لغزید.....نفرتو تجربه کرد.....نفرین کرد....

اما خدایا تو عشقو بهم هدیه کردی!نتونستم خوب ازش مراقبت کنم!

خدایا یه بار دیگه  فقط یه بار دیگه بیا و ضامنم شو!بیا و دستمو بگیر ببر جلو!

بیا و خودت یه بار دیگه همه چیزو بهم هدیه کن!

خدا جونم من همون  جوانم!ذاتم همونه!میتونم!اگه پشتم باشی میتونم!

همه چی میشه مثل قبل!

خدا جونم بیا و ضامنم  شو!

بهت بیشتر از همیشه احتیاج دارم خدا جون!

اینقدر نسبت بهم بی تفاوت نباش!

تو که از همه چی خبر داری!تو که میدونی تب این روزای من به خاطر چیه!

تو که معنی سکوتمو میفهمی.....تو که میدونی معنی اشکم چیه!

تو که میدونی!!!!!

خدایا یه بار دیگه نگام کن....نگاه کن و ببین چشمام هنوز همون پاکی و صداقتو داره!

خدایا فقط یه بار دیگه! :|


موضوعات مرتبط: شعر عاشقونه

تاريخ : یکشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 23:13 | نویسنده : |
 
آیا می دانید سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود؟
 
 آیا می دانید ساندیسها, نوشابه ها, بیسکویتها, کیکها و...با قندهای مصنوعی چون ساخارین که 1000 برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته می شود که دشمن کبد و کلیه می باشد؟
 
 آیا می دانید رنگهای افزودنی در نوشابه ها, ساندیس ها, کیکها, آدامسها و ... همه سرطان زا هستند؟
 
 آیا می دانید قیمت روغن مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود 12 الی 15 هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار 900 الی 800 تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزانتر است؟

موضوعات مرتبط: پزشکی

تاريخ : سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 22:26 | نویسنده : |
تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 16:17 | نویسنده : |
((لا یحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم))
ای مردم شادگان آگاه باشید و به داد شهر خود برسید ظلم و پررویی نامزدهای پولدار و خاین در شادگان بیداد می کند وشما خرابی را با چشم می بینید
و لمس میکنید و انگار نه انگار که مسلمانید الله اکبر بر کسی که در انتخابات در کنار ظالمان و خایننان بایستد فردای قیامت باید جوابگوی همه شهروندان باشد چون شنیدم عده ای از نامزدهای انتخاباتی به لطف میلیاردهایی که از ما دزدیدندآماده خرید رای هستندویا به لطف فامیلهایش که در روستایند پا به انتخابات گذاشته اندویا به لطف دلالان رای که از پستهای اداری عشایری وحتی شریف النسبها که وجدان خود را زیر پا میگذارند کام خود را برای بلعیدن آینده
فرزندانمان دوچندان باز کرده اند .الله اکبر برخاینان الله اکبر بر دلالان رای الله اکبر برفروشندگان رای که در حقیقت ناموس فروشی وطن می کنند والله اکبر برکسانی که روزی صدها بار دم از وجدان میزنند و فقط نظاره گرند و نظر می دهندروشنفکران وجوانان غیور بیایید دست وطن فروشان را کوتاه کنیم و گامی در برابر آنان برداریم نه با آنان.(فیولی علیکم شرارکم فتدعون لا یستجاب لکم )بله چون سکوت وعدم مقابله با اینها حسین ستیزی است و یزیدگونه بودن است.(البایع صوته کالبایع گاعه وعرضه)

موضوعات مرتبط: اخبار  شادگان
برچسب ها: هشدار به مردم شادگان

تاريخ : یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 2:14 | نویسنده : |

 مورخ 31فروردین زنی دختر حامله خود را به دفتر امام جمعه آورد که طبق اظهارات آنها شش روز است که مار دختر حامله اش را در دست راستش گزیده است وبیمارستان از مداوای او بعلت نقص دارو عاجز  است و از آنها میخواهد به اهواز اعزام شوند دفتر امام جمعه طی تماس تلفنی با خانم ثامری یا سالمی دوباره  همان گفتار (نقص دارو) را شنید خوشبختانه مسئول دفتر چند سال پیش در کمیته امداد خدمت  میکرد وآنها و وضعیت مالی انها را میشناخت وبا استفاده از منصب خود ودوستان سفارش انها را انجام  داد  وآنها را به بیمارستان شادگان هدایت کرد سوال اینجاست آیا بیمارستان در اینگونه مناطق نقص   دارو داشته باشد یا نقص ایمان وتقوا واخلاق 2-این دکتر یا پرستار یا مسئول جواب خدا را چگونه میدهد - آیا این شهر واقعا بی صاحب است که هرکس دل به خواهی کار میکند 4- چرا حضور مردم در اینگونه عرصه ها برای دفاع ازبرادر یا همجنس خود کمرنگ شده است 5-تا کی بایدبرای هر کاری آشنا پیدا کرد   ۶-به تمامی مسئولین محترم ونامحترم توصیه می شود نامه امام علی ع به مالک اشتر هنگامیکه اورا حاکم مصر نمود را مطالعه نمایندحوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا دتملوا النعم با آرزوی شفای همه بیماران عزیز وبیداری مسئولین عامتن ومردم جهت دفاع از حق خودوحق برادران خود خاصتن 


موضوعات مرتبط: اخبار  شادگان
برچسب ها: درد نامه

تاريخ : یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 1:46 | نویسنده : |