شادگان ابتکار
 
به نام خداوندی که داشتن او جبران همه نداشته های من است     
!!

خدایا میدونم که صدامو نمیشنوی!

میدونم اصلا ولم کردی به حال خودم و تو هم نشستی داری میخندی!

اشکال نداره!

اما خدایا!منم بندتم!همون بنده ای که خودت افریدی....از روح خودتم!

همونیم که تا چند ماه پیش بهش میگفتن فرشته کوچولو.....

خداجونم!؟

این فرشته کوچک.......نه نه.....ببخشید!

این پسر جون خطا زیاد کرد....پاش زیاد لغزید.....نفرتو تجربه کرد.....نفرین کرد....

اما خدایا تو عشقو بهم هدیه کردی!نتونستم خوب ازش مراقبت کنم!

خدایا یه بار دیگه  فقط یه بار دیگه بیا و ضامنم شو!بیا و دستمو بگیر ببر جلو!

بیا و خودت یه بار دیگه همه چیزو بهم هدیه کن!

خدا جونم من همون  جوانم!ذاتم همونه!میتونم!اگه پشتم باشی میتونم!

همه چی میشه مثل قبل!

خدا جونم بیا و ضامنم  شو!

بهت بیشتر از همیشه احتیاج دارم خدا جون!

اینقدر نسبت بهم بی تفاوت نباش!

تو که از همه چی خبر داری!تو که میدونی تب این روزای من به خاطر چیه!

تو که معنی سکوتمو میفهمی.....تو که میدونی معنی اشکم چیه!

تو که میدونی!!!!!

خدایا یه بار دیگه نگام کن....نگاه کن و ببین چشمام هنوز همون پاکی و صداقتو داره!

خدایا فقط یه بار دیگه! :|


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط محمدی مجد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک