شادگان ابتکار به نقل یکی از وبلاگنوسیان خوشذوق در مطلب کوتاهی درباره بدحجابی نوشته است:
سالها پیش بود که وقتی تازه برخی مانتوهای کوتاه (تازیر زانو) مد شده بود و خانمهای فکلی در خیابان مانور عشوهگری میدادند یکی از دوستان میگفت اگر با این بیحیاییها برخورد نشود و جلوی آن گرفته نشود تا چند سال دیگر زنان با لباس غواصی بیرون میایند.
این روزها با مشاهده عفریتههایی که در خیابان با بزکهای غلیظ، مشغول غارت ایمان جوانان و مردم مسلمان هستند، فریبخوردگانی که بزرگترین جنایتشان از هم پاشیدن خانوادهها و رایج کردن گناه در جامعهو قبحزدایی است. یاد آن پیشبینی افتادم.
کوتاهی در مبارزه با عدهای هوسران در خیابان هم آنهایی که با قیافههای برزخی و شیطانی و لباسهای زننده و هرزه در خیابان جلوهگری میکنند باعث شده که عده زیادی از جوانان کشور به ورطه گناه بیفتند. تا جایی که آمار ایدز در کشور از طریق انتقال جنسی در یک چشم بههم زدنی دوبرابر شد. طلاق رشد صعودی گرفت و کودکان کار و سر راهی و اوباش قارچگونه در خیابان نمایان شدند. ازدواج در سراشیبی عدم! قرار گرفت. ازدواجهای سیاهی که سفید خوانده شد شیوع پیدا کرد. جرم و جنایت ناموسی باب شد و ناموس دزدی کلید خورد. بازار تنفروشی جایی برای خود باز کرد و مشتریانش بیمحابا در خیابان و در انظار چانهزنی کردندو....
همین دهنکجی و قیام علیه احکام خدا بود که باعث شد حرامخواری رشد نجومی داشته باشد. یعنی وقتی قبحزدایی از باورها و ارزشها به کف خیابان رسید، حرامخوری موجهتر شد و اصولا حرامخواری همزاد بیعفتی و شکستهشدن حدود الهی است. وقتی ریشخند احکام الهی در جلوی مسئولان همینجور رشد تساعدی به خود گرفت و بازار بیحجابی و برهنگی در خیابان داغ شد. مشکلات اقتصادی نمایانتر شد. برکت و رونق از بازارها رفت. رکود و تورم و هزار کوفتوزهرمار دیگر بلای جان مردم شد. چرا؟ چون عدهای علناً بر علیه خدا و احکام خدا قیام کردند!؟ بیحجابی، لگدمال کردن حجاب، این ضروری دین است. حجاب از دستورات مؤکد خدا و به قول یکی از علمای اخلاق تهران پرچم حاکمیت خدا در زمین است که امروز توسط عدهای خرابکار و عده دیگری فریبخورده لگدمال هویوهوس و بیمسئولیتی متولیان امر میشود.
به خود بیائیم و گناهانی که باعث خشم خدا میشود را دستکم نگیریم. اختلاس و رشوه و اشرافیگری و حقوقهای نجومی همه و همه بد است اما از آنها بدتر، پشتپا زدن در انظار به دستورات صریح قرآنی است. اگر میخواهیم در جامعه اختلاس و رشوه و ... نباشد باید از همینجا شروع کنیم. یعنی مقابله و برخورد و جمعاوری قاطعانه هرزگان و نیمه عریانهای خیابانی. تا شیطان بساط خود را از کف خیابان جمع نکند، نمیتوان انتظار داشت که حرامخوری که در پنهان شکل میگیرد را جمع کرد.
جلوههای بیحیایی و بیعفتی چون سیلی همه ارزشها را با خود برد. ارزشهایی مثل پاکدستی، ایثار، خدمت، قناعت و هرآنچه که به دستورات دینی برمیگردد و وجدان زنده را، میراندند. باید تا دیر نشده با این بلای مهیب مبارزه کرد تا پیامدهای تقوای اجتماعی و برکات خدا را در جامعه در همه عرصهها ببینیم.
موضوعات مرتبط: تحلیل کارشناسانه
با توجه به ابلاغیه صدور کارت ھوشمند خودرو و تغییر قیمت ھای خودروھا از روز سه شنبه 19مرداد، اصلاحیه شرایط فروش اعتباری مرداد 95 از روز سه شنبه 95/05/19 لغایت 95/05/31 یا تا زمان تکمیل ظرفیت به شرح جدول پیوست و با شرایط ذیل ارائه می گردد.
به علت صادر شدن کارت هوشمند خودرو مبلغ 70 هزار ریال به قیمت خودروها افزوده شده است که در جدول درج شده قابل مشاهده میباشد.
نکته مھم:
کلیه مدارک مورد نیاز، مراحل انجام کار، توضیحات تکمیلی و ضوابط این بخشنامه مشابه سایر بخشنامه ھای اعتباری جاری می باشد.
زمان فعال سازی این بخشنامه ساعت 9 صبح روز سهشنبه مورخ 95/05/19 می باشد.
منبع:ایران جیب
موضوعات مرتبط: اخبار اجتماعی
شادگان ابتکار : ممکن است فکر کنیم که دوش صبحگاهی ما را سر حال و پُرنشاط میکند، اما اگر عکس آن اتفاق بیفتد چه؟ نحوهی دوش گرفتنِ ما با شرایط فیزیکیِ بدن مرتبط است، دوش گرفتن، میتواند ما را برای خواب و یا برای شروعِ روزی پرتلاش و پرنشاط، آماده کند. این مقاله، نحوهی صحیحِ دوش گرفتن صبحگاهی را برای روزهای کاریِ پُرمشغله، شرح میدهد که میتواند شما را سرحالتر کند.
شما حدود ۴۰۰۰ ساعت از زندگیِ بزرگسالیتان را در حال دوش گرفتن هستید، شاید بیشتر از زمانی که برای مطالعه، ورزش یا تماشای تلویزیون اختصاص میدهید. اما این احتمال وجود دارد که آن را اشتباه انجام دهید.
اگر دوش صبحگاهی میگیرید، احتمالا فکر میکنید که شما را برای آن روز پُر انرژی میکند، اما در واقع میتواند اثری معکوس داشته باشد.
در حقیقت پزشکان، دوش آب گرم را برای کسانی که مشکل به خواب رفتن دارند، توصیه میکنند تا به آنها کمک کند که راحتتر بخوابند. چرا که قرار گرفتن در معرضِ هوای خنک بعد از حمامِ گرم، دمای بدن را به طور ناگهانی کاهش میدهد و به ذهن آرامش میدهد. این کار برای زمانی که میخواهید بخوابید مناسب است نه شروعِ روزتان.
موضوعات مرتبط: اخبار اجتماعی
لیلا اوتادی بازیگر کشورمان عکس و متنی تکان دهنده را در صفحه شخصی اش منتشر کرده است.
لیلا اوتادی که این روزها روزهای موفقیت آمیز و پر کاری را در کارنامه بازیگری خود پشت سر می گذارد با انتشار این عکس تکان دهنده و ناراحت کننده نوشت:
«دو بزغاله وحشی در ارتفاعات بندرخمیر براثر تشنگی ناشی از خشک شدن یک چشمه جان خود را از دست دادند. گله ها وسایر جانوران این منطقه به شدت تشنه هستند و در آستانه مرگ قرار دارند.
دوستان آب نداریم عزیزان آب نداریم، باور کنید آب نداریم….
من به شخصه کارم شده اینکه یکسره مثل مامور بالای سر شیرآب بایستم و به همه دوستانم و اطرافیان تذکر بدم، مراعات کنید، به گفته محققان و اساتید دانشگاه احتمالا از ۵ سال دیگر بین استان ها نزاع آب بالا خواهد گرفت، لطفا یکبار هم که شده پیشگیری کنیم.»

شادگان ابتکار :ماجرای بیمار 68 سالهای که براساس نظر پزشکان کشیک بیمارستان امیرالمومنین (ع) مراغه علائم حیاتی خود را از دست داده و نیم ساعت پس از انتقال به سردخانه دوباره به زندگی بازگشت، توسط دادستانی شهرستان در حال پیگیری است.
موضوعات مرتبط: حوادث

شادگان ابتکار :در حالی یکی که از مجریان شبکه ورزش دقایقی پیش روی آنتن زنده خبر از درگذشت احسان علیخانی داد دقایقی بعد روی همان آنتن زنده این خبر را تکذیب کرد.
یکی از دوستان نزدیک علیخانی هم در این باره نوشت:احسان سالمه ... نگران نباشید ... هیچ مشکلی هم نیست ... و واقعا متاسفم که همچین شایعه ای از یک رسانه به ظاهر معتبر پخش شده ... !!!من تو تبریز با شنیدن این خبر دستو پاک داشت می لرزید اما باهاش صحبت کردم و هیچ مشکلی نیست دوستان ...داریم پیگیری می کنیم ببینیم همچین شایعه ای از کجا به وجود اومده و تا این حد گسترده رسانه ای شده .... نگران نباشید رفقا.
موضوعات مرتبط: اخبار اجتماعی

شادگان ابتکار : مجید ناصری نژاد امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در اهواز اظهار کرد: طبق قانون هیچ سازمان و نهاد دولتی حق استفاده از نیروهای بازنشسته را ندارد اما متاسفانه شاهدیم به دلایل و توجیهات غیر منطقی تعدادی از مدیران بازنشسته همچنان در وزارت نفت مشغول به کار هستند.
وی گفت: کمیسیون انرژی مجلس در این خصوص به وزیر نفت تذکر جدی داده تا به قانون عدم بکارگیری بازنشستگان تمکین کند و این عده را از سیستم وزارت نفت کنار بگذارد.
عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: در حال حاضر نیروها و متخصصان خوبی در بخش نفت و گاز در کشور داریم که نیازمند حمایت هستند.
وی گفت: وزارتخانهها باید به نیروهای متخصص جوان اعتماد کنند و به آنها میدان بدهند تا زمینه بروز استعدادهای نهفته خود را بیابند.
رئیس کمیته قضایی کمیسیون اصل 90 تصریح کرد: مجلس در برخورد با هرگونه بکارگیری نیروهای بازنشسته جدی است و در این خصوص با هیچ احدی تعارف ندارد.
ناصرینژاد افزود: امیدواریم دولت با تکمین به قانون عدم بکارگیری نیروهای بازنشسته فضا را برای ورود نیروهای جوان و خلاق باز کند.
وی اظهار داشت: نیروهای بازنشسته اگر چه سرمایه کشور به شمار میآیند اما لازم است با اعتماد به نیروهای جوان به تربیت نسل جدید مدیران کمک کرد.
موضوعات مرتبط: اخبار شادگان
شادگان ابتکار :دختر جوان به آرامی اشک می ریزد و می گوید: تقصیر خودم بود. وقتی برای اولین بار دردوران عقد در خیابان مرا کتک زد باید می فهمیدم این مرد اهل زندگی نیست. فکر کردم می توانم رفتارش را تغییر دهم ولی اشتباه کردم. بعد از ازدواج هیچ تغییری در شخصیت و رفتارش ایجاد نشد ، به هر بهانه ای مرا کتک می زد، در خیابان، منزل پدرش، کارش به جایی رسیده بود که به خودش اجازه می داد جلوی چشم مادر و پدرم دست روی من بلند کند. بالاخره تصمیم را گرفتم می خواهم جدا شوم ولی 5 سال از بهترین سالهای زندگیم تباه شد کاش همان دوران عقد تصمیم درستی می گرفتم.
بسیاری فکر میکنند ازدواج فقط حلقه به دست کردن و گرفتن جشن عروسی و گذراندن بهترین اوقات با همسری مهربان تا آخر عمر است. اما این یک روی سکه است، درست زمانی که فکر میکنید همه چیز خوب پیش می رود بروز بعضی مشکلات می تواند به همه چیز پایان دهد و اگر شما خوش شانس باشید دردوران عقد و نامزدی متوجه بروز رفتارهایی خواهید شد که در آینده زندگی شما را تباه خواهد کرد. اما مسئله که توجه به آن مهم به نظر می رسد این است که چشمان خود را به این مشکلات نبندید. دوران عقد و نامزدی دورانی برای شناخت بهتر است . پس جلوی ضرر را از هر کجا بگیرید منفعت است.
کتک خوردن در دوران نامزدی
کنار آمدن با همسر خشن کار آسانی نیست. حتی ممکن است خطرناک باشد. هرچند تنش ها و بحران های دوران عقد به ندرت به برخوردهای فیزیکی و کتک منتهی می شود. اما زمانی که این اتفاق افتاد نباید به سادگی از کنار آن عبور کرد. اگر شما در دورانی که به شیرین ترین دوران زندگی معروف است کوچکترین جرو بحثی منجر به کتک خوردن شما شود و این موضوع چندین باره تکرار شود مشخص است که این فرد توانایی کنترل خشم خود را ندارد. البته لازم نیست که این فقط شما باشید که از همسرتان دردوران عقد کتک خورده اید. اگر در این دوران مشاهده کردید که نامزدتان با کوچکترین اتفاقی با دیگران دست به یقه می شود و جنجال به پا می کند می توانید پیش بینی کنید که در دوران زندگی مشترک شما هم ممکن است گاهی خشم همسرتان ر ا برانگیزید و از دست به زن او در آمان نباشید.
کتک خوردن امری غیر عادی
متاسفانه برخی از دختران گمان می کنندکتک خوردن بخشی از زندگی مشترک است و این مسئله غالباً به این بر می گرددکه این افراد در دوران کودکی به قدری کتک خورده و مورد بد رفتاری قرار گرفته اند و یا در خانواده شاهد کتک خوردن مادران خود بوده اند که تصور میکنند کتک خوردن یک وضعیت عادی در زندگی است حتی اگر در دوران عقد و نامزدی اتفاق بیوفتد و با این پیش زمینه وارد یک زندگی مشترک می شوند. در این گونه از مواقع دیده شده است که اگر زن شکایتی نزد اعضای خانواده خود ببرد به علت عادی بودن اینگونه روابط در خانواده ، دختر تشویق به سازگاری و گذشت می شود. واین خود سرآغازی است برای یک شکنجه و زجر طولانی مدت.
مصلحت اندیشی بیجا
دختری در دوران عقد و نامزدی مورد ضرب و شتم همسر آینده اش قرار می گیرد. در این موقعیت بعضی دختران دست به نوعی مصلحت اندیشی می زنندو گمان می کنند هیچ کس نباید متوجه این موضوع شود پس مهر سکوت بر لب می زنند. این بزرگترین اشتباهی است که می توان در دوران عقد مرتکب شد. اگر تصور می کنید این اتفاق فقط همین یک بار به وقوع پیوسته کاملاً در اشتباه هستید، تجربه ثابت کرده است مردی که دردوران عقد همسرش را مورد ضرب و شتم قرار داده در طول زندگی نیز این کار را انجام خواهد داد. و یا اگر فکر کرده اید با این کار خانواده شما واکنش نشان خواهند داد درست فکر کرده اید ، شما باید از پشتیبانی و کمک های خانواده خود بهره بگیرید تا بتوانید این مشکل را حل کنید و یا اگر کار به جدایی و طلاق کشیده شد حامی نیرومندی داشته باشید.
سخن پایانی
حفظ زندگی و تلاش برای بقاء آن یکی از وظایف زن و شوهر است اما گاهی این تلاشها بی نتیجه می ماند . اگر خداوند راهکاری مانند طلاق را جایز دانسته است برای این است که هیچ فردی نیاید زندگی خود را با زجری تمام نشدنی سپری کند. اگر شما از جمله افرادی هستید که در دوران عقد مورد ضرب و شتم قرار گرفته اید بهتر است بدانید تمام کردن این رابطه در این مرحله از شدت آسیب هایی که در آینده خواهید دید می کاهد. پس درست فکر کنید، مشورت کنید، از حضور یک مشاور مجرب غافل نشود و در آخر درست تصمیم بگیرید.
تبیان
شادگان ابتکار :آمارها خبر از افزایش درگیری و خشونت های خیابانی دارند و این بدین معناست که شهرنشینان نداشتن صبر و آرامش را به هزار گره کور بازنشده زندگی خود گره می زنند و با فریادهایی بر سر همشهریان آتش خشم خود را فرومی نشانند.ای کاش فقط به چند فریاد خاتمه می یافت. کم نیست درگیری هایی که با یک فریاد شروع شده و با یک هل دادن ساده منجر به مرگ یک انسان شده است. بهای خشمگین شدن بسیار گزاف است و سایه زندان و مجازات در تعقیب فریادهایی است که زندگی بسیاری را به کام مرگ کشانده.
در قلب تپنده ایران یعنی تهران، آمارها می گویند، روزانه 223نزاع و درگیری خیابانی در پایتخت رخ می دهد، درگیری هایی که بدون صدمات جانی نبوده و در نخستین ماه از سال جاری نزدیک به 7 هزار نفر به دلیل صدمات ناشی از نزاع به مراکز پزشکی قانونی استان تهران مراجعه کرده اند که نیمی از این مراجعات نیز متعلق به زنان است. نزاع و کتک کاری، خشونت اجتماعی در کنار آثار و تبعات اجتماعی خود، آثار حقوقی نیز در پی دارد. آرش دولتشاهی، وکیل دادگستری و علی نقی زاده کوچصفهانی، حقوقدان به بررسی حقوقی پدیده خشونت خیابانی، دلایل افزایش و راهکارهای کاهش آن پرداخته است.
«یکی از بحران های جدی حال حاضر جامعه ایرانی، افزایش شدید خشونت کلامی و فیزیکی است به نحوی که حسب آمار اعلامی مقامات قضائی، ضرب و جرح یکی از 5 جرم اول کشور است و در تهران روزانه حداقل 200 نزاع ثبت می شود.» آرش دولتشاهی، وکیل دادگستری با بیان این آمار به سخنان رئیس سازمان پزشکی قانونی اشاره کرد و گفت: در تازه ترین آماری که از سازمان پزشکی قانونی کشور منتشر شده است، سالانه حدود 3 میلیون نفر به پزشکی قانونی مراجعه می کنند که نزاع، بیشترین پرونده های ورودی را به خود اختصاص داده است. آمار واقعی جرایم معمولا بسیار بیشتر از آمار رسمی است و تفاوت این دو را، رقم سیاه جرم می گویند، بنابراین نگاه کارشناسی، حقوقی و اجتماعی به این معضل، امری اجتناب ناپذیر است.
این حقوقدان با نگاهی به علل افزایش خشونت در جامعه توضیح داد: چند شاخصه اصلی باید مدنظر گرفته شود. نخستین مورد، وضع اعصاب و روان اشخاص در جامعه است. روانشناسان معتقدند، خشم، یک وضع روانی است که می تواند منجر به خشونت شود. خشونت به معنی آسیب جسمی یا روانی به فرد دیگری است. خشونت ها تظاهر عینی و بیرونی خشم هستند. برخی بیماری ها مانند افسردگی، بیماری های دوقطبی، اسکیزوفرنی، سایکوتیک و بیماری های اضطرابی گاهی خود را با خشونت نشان می دهند. اختلالات شخصیتی، یکی از شایع ترین علل ابتلا به خشونت، پرخاشگری، آسیب به خود و دیگران است.
نزاع زنانه یا مردانه؟
نزاع جنسیت نمی شناسد، همه جا در اشکال مختلف مجالی برای بروز می یابد. شاید در نگاه نخست بیشترین نزاع بین آقایان رخ دهد، اما این ناهنجاری در میان خانم ها نیز دیده می شود. حسین ابراهیمی، روان شناس بر این باور است که نوع فرهنگ، نزاع را در جنس مذکر تقویت می کند، به این معنی که به آنها یاد داده می شود که باید از عهده مشکلات خود برآیند و برای نیل به این منظور، درگیری هم بخشی از کار خواهد بود. در این مساله، تفاوت های قومی و فرهنگی از عوامل موثر در نزاع است. نکته دیگر این که نزاع و درگیری بین مردها به دلیل عوامل هورمونی بیش از زنان است. البته این مساله بیشتر در دوره نوجوانی و جوانی که فرد شناخت کمتری از محیط اطراف خود دارد رخ می دهد.
با افزایش سن و سطح آگاهی، مدیریت بر هیجان ها منطقی تر خواهد شد. نوع نزاع در خانم ها بیشتر جنبه کلامی دارد و در موارد اندکی پرخاشگری آنها به شیوه فیزیکی و بدنی خواهد بود در حالی که مردها هم از نوع کلامی و هم فیزیکی آن استفاده یا به عبارت دیگر سوء استفاده می کنند.
شرایط اقتصادی و خشونت خیابانی
در کنار مسأله اعصاب و روان باید به علل اجتماعی نیز توجه ویژه داشت، دولتشاهی با بیان این جمله به تشریح علل اجتماعی افزایش خشونت پرداخت و گفت: یکی از عوامل تاثیرگذار اجتماعی، اختلاف طبقاتی میان افراد است. یکی از عوامل پرخاشگری اشخاص، برهم خوردن تعادل اقتصادی میان مردم یک جامعه و حذف شدن طبقه متوسط است به نحوی که جامعه به دو گروه 90 درصدی فقیر و 10 درصدی ثروتمند تقسیم می شوند.
ثروتمندان در اماکن لوکس و تشریفاتی زندگی و با خودروهای گرانقیمت در شهر تردد می کنند و فقرا با پای پیاده باید نظاره گر زندگی مرفه اغنیا باشند! این موضوع سبب شکل گیری واکنش های خشن در افراد فقیر نسبت به سایر افراد جامعه می شود.
این وکیل دادگستری در ادامه به تورم اشاره کرد و گفت: این معضل عبارت است از کاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت کالاها که درنهایت موجب شکاف طبقاتی می شود اما در کنار این اثر نامطلوب، فشار روانی وارده به افراد به دنبال تورم نیز پرخاشگری آنان نسبت به سایر شهروندان را درپی دارد.
بیکاری، یکی از مهم ترین عوامل جرم
«کار و درآمد ناشی از آن، در هر جامعه انسانی از اهمیت زیاد برخوردار است.» دولتشاهی با این مقدمه به معضل بیکاری اشاره کرد و گفت: این پدیده اجتماعی در زندگی هر انسان به گونه ای دخیل است که همه سعادت و آرامش خود را در آن می بینند. انسان ها با داشتن کار، احساس آرامش و نشاط کرده و این احساس مانع خشونت های خانوادگی در جامعه می شود. اندیشمندان شغل را بهترین تفریح و سرگرمی تعریف کرده اند که بسیار آرام بخش است و اما بیکاری، یکی از مهم ترین عوامل جرم و بالطبع خشونت است. عدم اشتغال افراد به ویژه جوانان را باید بسیار خطرناک دانست. فقدان درآمد، نتیجه بیکاری است و هنگامی که فرد حداقل توانایی مالی برای اداره امور خود را نداشته باشد به شخصی پرخاشگر تبدیل می شود. بسیاری از تحلیلگران آسیب های اجتماعی، بیکاری را معضلی مهم تر از فقر، تورم و شکاف طبقاتی می دانند.
تحقیر در دادگستری ها
در ادامه دولتشاهی به نکته مهمی اشاره کرد که در آسیب شناسی خشونت خیابانی بسیار مغفول مانده و آن سوءرفتار کارکنان دولتی است که ارباب رجوع ها همیشه از این نوع رفتار ها گله داشته اند. این وکیل دادگستری توضیح داد: پرخاشگری وابستگان قدرت رسمی، یکی از عوامل مهم افزایش خشونت فیزیکی در سطح مردم عادی، سوءرفتار کارکنان ادارات دولتی و موسسات عمومی است. وقتی فردی در مراجعه به دادگستری یا کلانتری با برخورد تحقیرآمیز مواجه یا به وی بی حرمتی می شود به سبب یأس از دادخواهی علیه وابستگان قدرت، به میان مردم بازگشته و با بروز رفتار خشونت آمیز علیه سایر شهروندان، به کنش های توهین آمیز قضات یا ماموران انتظامی پاسخ داده و این گونه خود را تخلیه می کند.
پیامدها؛ خشن شدن جامعه
حتما زیاد شنیده اید افرادی که به دلیل یک لحظه عصبانیت مهار خویش از کف داده اند و با صدمه زدن به طرف مقابل، سر از بازداشتگاه و زندان درآورده اند. آنها بر اساس قوانین مصوب باید به میزان صدمه ای که وارد کرده اند دیه بپردازند. البته این تمام آن چیزی نیست و نخواهد بود که ضارب را از مهلکه می رهاند، عواقب روانی برای مدت طولانی هم دامنگیرش می شود.
به گفته کارشناسان، نزاع و درگیری خود یک پیامد است. نزاع، خشونت را تشدید می کند و هنگامی که به صورت آموزشی در جامعه رواج پیدا کند، یادگیری فرهنگی صورت می گیرد. تجربه ای که مردم در برخورد با مسائل پرفشار دارند، حاصل دریافتشان از محیط است، آنها با مشاهده یک صحنه خشونت بار یاد خواهند گرفت که در شرایط مساوی این کار را انجام دهند. پیامد نزاع خشن شدن جامعه و به خشونت گراییدن جامعه در ساحت های مختلف است. این مساله در خانواده به عمیق ترشدن مشکلات و اختلافات منجر می شود.
جام جم / الف / سلامت نیوز
موضوعات مرتبط: اخبار اجتماعی
یکی از مراجع تقلید گفت: بدحجابی در کشور غوغا میکند، از این موضوع ناراحت هستیم و باید از وضعیت بدحجابی متأثر شویم و نسبت به این شرایط بیتفاوت نباشیم.
شادگان ابتکار :آیتالله محمد علوی گرگانی ظهر امروز در دیدار با اعضای شورای هماهنگی بزرگداشت دهه کرامت ضمن قدردانی از فعالیتهای اعضای این شورا اظهار کرد: این جمع توانستند خدمات شایستهای نسبت به جامعه بشری در چارچوب ولایت ارائه دهند که جای تشکر دارد، اگر چه انتظار است بیش از این در این راه خدمت کنند.
وی خاطرنشان کرد: جامعه امروز در نهایت فقر فرهنگی است، دشمنان با چند هزار رسانه خارجی علیه اسلام و ولایت تبلیغ میکنند، چه کسی میتواند به این رسانهها پاسخ دهد، مسؤولیت این بخش بر عهده ماست که مردم و جامعه را آگاه کنیم.
این مرجع تقلید با اشاره به ملاک فضیلت گفت: امام علی(ع) فرمودند همه دنیا نادانی و جهل است، به جز مکانی که مواضع علم باشد، علم زمانی ارزشمند است که با عمل همراه باشد و عمل نیز با اخلاص دارای ارزش است.
وی خاطرنشان کرد: کارها باید با اخلاص و تنها برای خدا باشد، اگر این امر محقق نشود، راههای شیطان فراوان است، ممکن است عمل انسان از بین برود ولی کمک خدا از ورود به راههای شیطان جلوگیری میکند.
آیتالله علویگرگانی با تأکید بر کمک جوانان و دختران جامعه گفت: بدحجابی در کشور غوغا میکند، از این موضوع ناراحت هستیم، در این زمینه دختران دیگر را باید دختر خود بدانیم اگر با هم هستیم، باید متأثر شویم و بیتفاوت نباشیم.
وی خاطرنشان کرد: دختران را دریابید و فرهنگ آنها را افزایش دهید، در منابع و رسانهها مطالب و درد دل ما را ابلاغ کنید، دلمان میسوزد، زیرا دشمن در این زمینه به ویژه برای سرزمین ما کار میکند.
استاد حوزه علمیه قم عنوان کرد: سیلی که دشمن از کشور ایران میخورد از هیچ کشوری نمیخورد، دنیا چشم به قدرت و ولایت ایران دوخته، چشم دنیا به قم است.
وی یادآور شد: بدانید خدا با ماست، به شرطی که برای خدا کار کنیم و قدم برای خدا برداریم، امیدواریم روزی از برکت خدمت شما بتوانیم کل دنیا را زیر چتر ولایت قرار دهیم.
منبع تسنیم
شادگان ابتکار : مشکل افزایش وزن و چاقی در کشورهای صنعتی بسیار شایع است به عنوان مثال سال ۲۰۰۸ در آمریکا حدود ۸ / ۳۳ درصد بزرگسالان و ۱۷ درصد کودکان دچار چاقی بودند.
همه دست اندرکاران بخش بهداشتی و درمانی متفق القول هستند که بدن انسان فقط هنگامی وزن طبیعی خود را بازمی یابد که سالم باشد و سالم بودن بدن مستلزم رعایت اصول تندرستی و مصرف مقدار فراوان سبزی ها و میوه هاست.
مصرف مخلوط موز می تواند چربی شکم را آب کند و شما را از چند کیلو وزن اضافی برهاند.
مخلفات مخلوط موز برای آب کردن چربی شکمی
یک موز رسیده
یک قاشق بزرگ زنجبیل پوست کنده
یک لیوان توت یخ زده
دو قاشق بزرگ آرد دانه تازه برزگ (کتان)
روش تهیه مخلوط موز :
مخلفات را در مخلوط کن بریزید و به هم بزنید سپس مصرف کنید.
مخلوط موز را می توان به جای صبحانه یا ناهار یا شام مصرف کرد .
فواید مخلوط موز :
موز سرشار از پتاسیم، آنتی اکسیدان، قند طبیعی و فیبر است که همه این مواد برای بدن مفید است و باعث افزایش کارایی آن می شود. موز همچنین باعث تنظیم قند خون می شود و به هضم و جذب مواد غذائی بسیار کمک می کند و بدن را نیز از ریزپسماندها و مواد سمی پاک می کند و چربی هائی را که در اطراف شکم جمع شده است، آب می کند و کاهش می دهد. موز گذشته از این فواید، باعث احساس سیری می شود و شما را از خوردن میان وعده ها یا غذاهای آماده یا چرب یا بسیار شیرین و متعاقب آن افزایش وزن بازمی دارد.
زنجبیل نیز برای بدن انسان بسیار مفید است. برخی تحقیقات نشان می دهد که مصرف زنجبیل متابولیسم (سوخت و ساز) بدن را بهبود و تسریع می بخشد و باعث آب شدن چربی شکمی می شود و اشتهای انسان را تنظیم می کند و باعث رفع یبوست می شود.
آخرین گزارش مجله "بیوتک بیزینس ویک" نشان می دهد که زنجبیل باعث احساس سیری می شود و مصرف یک لیوان چای زنجبیل پیش از غذا باعث کاهش احساس گرسنگی می شود و متعاقب آن فرد را از خوردن غذای بسیار بازمی دارد
موضوعات مرتبط: پزشکی
شادگان ابتکار :🔻چنین حکایت کنند که روزی حاکمی بزرگ دستور داد تا باغبان قصر را در میدان شهر گردن زنند. وزیر که مردی خردمند بود چون این بشنید، خواست تا علت را جویا شود تا شاید گره کار به دست بگشاید. پس با عجله نزد حاکم رفت و پس از عرض ارادت و بندگی گفت که ای حاکم این نگون بخت چه گناهی مرتکب شده که چنین عقوبتی بر او رواست؟
حاکم نگاهی از روی غضب به وزیر کرد و گفت این نگون بخت که می گویی چند باریست که چون دزدان به قصر دست درازی می کنند و از دیوار باغ راه فرار می جویند، هر چه در پی دزدان می دود بدانها نمی رسد. بار اول و دوم و سوم را بخشیدیم، ولی به حتم او را عمدی در کار است. گمان ندارم که این باغبان رفیق قافله و شریک دزدان است.
وزیر چون این بشنید تبسمی کرد و گفت: ای حاکم نه این مرد باغبان و نه هیچ باغبان دیگری دزدان را دست نتوان یافت. چون او برای حاکم می دود و دزدان برای خود.
حاکم را این سخن خوش آمد و از خون باغبان گذشت.
موضوعات مرتبط: داستانهای آموزنده

موضوعات مرتبط: اخبار شادگان
شادگان ابتکار :وقتی بزرگ شدم با تمام دست و پا چلفتی بودنم در کنکور شرکت کردم و در رشته مورد علاقه ام قبول شدم. روزی که نتیجه ها اعلام شد، همه خوشحال بودند به جز مادرم. مادرم با نگرانی می گفت: "همیشه مواظب این بچه بودم، زخم و زیلی بود. حالا توی شهر غریب اونم شهری مثل تهران من چه خاکی تو سرم بریزم؟ " پدر هم فیلسوفانه چنین جواب می داد:وقتی چشم تو دنبالش نباشه، سعی می کنه حواسش رو جمع کنه. بهاره که دیگه بچه نیست!
بعد از مدتی سرانجام در جمع گریانی متشکل از پدر، مادر، دو خواهر و سه برادر سوار هواپیما و راهی پایتخت شدم. و با ز همون دست و پاچلفتی باقی موندم.
وقتی که سال سوم دانشگاه بودم. مثل همیشه مجبور بودم در صف اتوبوس بایستم و گردن بکشم. زمستان بود و من حواس پرت، فراموش کرده بودم کاپشن بپوشم و به همین حسابی سرما به مغز استخوانم نفوذ کرده و و نوک دماغم مثل لبو قرمز شده بود.
هرچند مدت یک بار با دستمال کاغذی، بینی ام را پاک می کردم. تمام روز را با استادهای جورواجور طی کرده بودم و سرم از مباحث تئوری و علمی انباشته بود. هرچقدر سرم پر بود، در عوض شکمم خالی خالی بود. مرتب برمی گشتم تا اتوبوس را که امیدوار بودم هر چه زودتر پیدایش شود ببینم. یک دفعه احساس کردم چیزی شدیدا به من برخورد کرد و بعد از این برخورد دیگر هیچ چیزی احساس نکردم. فقط زمزمه هایی می شنیدم و بعد خلا و سکوت...
مدتی طول کشید تا به هوش آمددم. چشمانم را که باز کردم هیکلی را دیدم که عرض شانه هایش، سه- چهار برابر آدم های معمولی بود. با خودم گفتم: "حتما "ملک الموته" و برای گرفتن جون من اومده"... در همین افکار بودم که صدای ملایم زنی من را به خود آورد:به هوش اومده... حالت خوبه؟! نترس... با این تاکسی تصادف کردی...
و فهمیدم کسی را که تا حالا ملک الموت می پنداشتم راننده تاکسی زوار دررفته ای است که من با آن تصادف کرده و حالا من را با آن به بیمارستان می بردند.
وقتی رسیدیم مرد کنار دستی من شتابان پیاده شد و وارد اورژانس شد و سریع با صندلی چرخ داری برگشت. پیشانی ام سه تا بخیه خورد. آن زن و مرد که خواهر و برادر بودند می خواستند من را به خوابگاه برسانند اما من با سماجت مخالفت کردم...
دو، سه روز از ماجرا گذشت و من تازه متوجه شدم کاپشنی که هر روز به تن می کنم کاپشن خودم نیست! در این چند روز حتما کلی به من خندیده بودند. دیدن دختری لاغر مردنی و ریز میزه با کاپشنی بزرگ و مردانه، در محیط دانشگاه واقعا خنده دار بود. من حواس پرت تازه فهمیده بودم که چه دسته گلی به آب داده ام! تمام جیب های کاپشن را خالی کردم تا بتوانم آدرسی از آن خواهر و برادر پیدا کنم. اما از آدرس خبری نبود و فقط چند مدرک و کارت ورود به جلسه امتحان استخدامی بانک با تاریخ امتحان برای دو روز بعد وجود داشت. کارت امتحان به اسم" فرهاد ملکوتی" بود.
روز بعد راهی کارگزینی بانک شدم. و با کلی دنگ و فنگ سرانجام آدرس فرهاد ملکوتی را پیدا کرد و در اختیار من گذاشت.
فاصله آدرس از جایی که من بودم مثل فاصله زمین تا کره مریخ بود. این فاصله برای منی که فقط بلد بودم مسافت خوابگاه تا دانشگاه را طی کنم بسیار مشکل بود.
بعد از کلی اتوبوس سواری و پیاده روی به کوچه ای که باید خانه آن خواهر و برادر در آن می بود، رسیدم. سربالایی کوچه خیلی تند و تیز و بود و سرما دیگر رمقی برایم نگذاشته بود. آرام، آرام داشتم کاپشن را از تنم بیرون می آوردم. زشت بود. آن ها نباید مرا با کاپشن می دیدند. در حالی که داشتم کاپشن را در می آوردم؛ متوجه شدم ماشینی خیلی آرام و بی سر و صدا درست پشت سر من درحال حرکت است.
ترسی عمیق در وجودم رخنه کرد. سریع شروع به دویدن کردم. اما ماشین همچنان دنبال من در حال حرکت بود.صدای بوق ماشین ترس مرا مضاعف کرد. زیر لب با خودم حرف می زدم:خدایا! توی این کوچه خلوت، من تنها و غریب چیکار کنم...صدایی من را به خود آورد: "خانوم... خانوم..." فوق العاده عصبانی شده بودم. تند و سریع برگشتم و گفتم:
چی می خوای مزاحم... اِ... ببخشید آقای ملکوتی!خواهر و برادر از ماشین پیاده شدند. خواهر با تعجب گفت:
ما رو از کجا شناختی؟تمام امروز تو بانک بودم، آقای ملکوتی فردا امتحان داره... ببخشید... بفرمایید، این کاپشن رو اون روز فراموش کردم پس بدم.خواهر خیلی دلش می خواست مرا به خانه دعوت کند اما من باز سماجت کردم و گفتم:
باید برگردم خوابگاه... هوا داره تاریک می شه...پس اجازه بده برسونیمت...
از خدایم بود. از سرما تمام موهای دستم، سیخ شده بود. ولی باز مکث کردم... اینبار فرهاد ملکوتی گفت: "ما داشتیم می رفتیم بیرون.. لطفا سوار شین"...
در راه کلی با آن ها حرف زدم و بعد از آن رفت و آمدها بیشتر و بیشتر شد... خلاصه آن دختر دست و پا چلفتی، حالا همسر فرهاد ملکوتی رییس شعبه بانک و صاحب یک دختر و یک پسر شیطان است.
آری، من با کوشش فراوان از رهگذراعتماد به نفس و تربیت صحیح خانوادگی خود هرچند با امکانات محدود مادی، سرانجام توانستم در شهری غریب تحصیلات خود را با موفقیت به پایان رسانده و در بستر یک حادثه طبیعی و سپس شناختی فراگیر، پا در زندگانی مشترک گذاشته و با همسرم زندگانی خوبی را سپری کرده و با گذشت زمان صاحب فرزندان صالحی شوم وهمواره آرزو می کنم که آنان چون من و پدرشان مراحل موفقیت را در فراز ونشیب های زندگی، یکی پس از دیگری پیموده و موفق به فتح قله سعادت در گذر از پرتگاه های سهمیگن آن شوند.
نظر کارشناس روانشناسی، مشاوره ومدد کاری اجتماعی:
زنانی که اعتمادبهنفس بالایی دارند لزوما زیباترین، باهوشترین و یا مغرورترین افراد نیستند بلکه زنانی هستند که دیگران همواره از بودن در کنار آنها حس خوب و مثبتی دارند چراکه افراد با اعتمادبهنفس بر اطرافیان خود تاثیر مثبت میگذارند.
زنان با اعتماد به نفس بالا نه تنها عیبهای خود را میپذیرند بلکه از آنها به عنوان اتفاقها و تجارب مثبت یاد میکنند. تلاش برای کامل بودن در هر زمینهای نیاز به زمان زیادی دارد و این افراد زمان خود را برای آن هدر نمیدهند. آنها به خاطر آنچه که هستند و آن چیزهایی که ندارند خود را دوست دارند.
زنان با اعتماد به نفس بالا به خوبی میدانند که انجام همه امور به تنهایی غیرممکن است و برای کمک گرفتن از دیگر افراد و مشاوران معذب نیستند و همواره نزدیکانی دارند که به آنها کمک کنند.
موضوعات مرتبط: حوادث
![]()
یکی از دلایل جدایی از همسرم والیبال بود؛
ظریف: دخترم می گوید از شغلت متنفرم
شادگان ابتکار :بعد از انتخاب لیست تیم ملی والیبال ایران برای المپیک غیبت فرهاد ظریف بیشترین عکس العمل ها را به همراه داشت. مردی که 16 سال پیش کار خود را به عشق حضور در المپیک آغاز کرد اما در آخرین لحظه این رویا را از دست داد. ظریف لمس این رویا را از دست داد و پس از این اتفاق تلخ برای خودش و والیبال دوستان درباره حس و حال خود گفت:« بعد از خط خوردن از تیمملی و نبودنم کنار دوستانم در خلوت خودم خیلی گریه کردم. خیلی سخت است، اما جلوی بچهها خودم را کنترل کردم. آقای لوزانو و سیچلو را بغل کردم و از آنها تشکر کردم. برای همه نه تنها برای من این خداحافظی سخت بود. یک اتفاق ملی است و بحث شخصی نیست. شاید مهدی مرندی خیلی به نسبت من آمادهتر باشد. متاسفانه مسابقات المپیک به نحوی است که چون تنها باید 12 نفر داخل دهکده باشند و مربی نمیتواند 2 لیبرو با خود همراه داشته باشد و مجبور است که یکی را انتخاب کند حتی در المپیک آسیایی هم همین شرایط حاکم است و سرمربی تیمملی والیبال تنها یک لیبرو میتواند با خود ببرد. آدم دلش میگیرد، بغض همه جای آدم را می گیرد.»
او در سال هایی که پیراهن تیم ملی را بر تن داشت مشکلات ریز و درشتی را پشت سر گذاشت که این مشکلات به زندگی شخصی او هم ورود کرد. ظریف این طور تعریف می کند که:« من از همسرم جدا شدم و همیشه سعی داشتم زندگی شخصیام را از زندگی ورزشیام جدا کنم؛ ثانیه به ثانیه در تیمملی بودم و هرگز حتی ثانیهای تاخیری در تمرینات نداشتم و خود آقای لوزانو در جریان کامل این قسمت از زندگی من بودند، بعضی تایمها من با ترمه(دخترش) در زمین حضور پیدا میکردم، با دخترم رابطه خیلی خوبی دارم. همه، تمام تلاششان را برای حضورم انجام دادند اما خب در لیگ جهانی آسیبی برای انگشتم ایجاد شد که 2 هفته در ایران تمریناتم را انجام میدادم اما در ژاپن 5 بازی اول را بازی کردم و در 2 بازی پایانی که خیلی برای تیمملی مهم نبود و قبل از آن صعود کرده بودیم، صبح بازی به آقای لوزانو گفتم که اوضاع جسمی خوب نیست و مهدی مرندی بیشتر میتواند کمک کند اما من در کنارتان در زمین هستم و هر پوئنی که بخواهید من از جان و دل برایتان مایه میگذارم و از آن زمان به بعد تقریبا نیمکتنشین شدم.»
او در ادامه می گوید:« همانطور که گفتید من از سال 1379 وارد زمین 12 هزارنفر آزادی شدم، آن زمان شرایط مثل امروز نبود، سفرها، تمرینات، اردوهای تدارکاتی، تیم اسپانسر نداشت، سفرهای داخلی را با اتوبوس میرفتیم و شرایط سختی در تیم حاکم بود. زمان خوبش بودم، زمان بدش بودم و همه جوره گرمی و سردیهایش را چشیدم. آنقدر که برای تیمملی وقت گذاشتم برای خانوادهای که یک زمانی داشتم، وقت نگذاشتم. شاید یکی از دلایل جدایی من از همسرم همین بود که هیچ وقت نبودم. در بازیهای آخر تیمملی ما به 3 قاره سفر کردیم و در یک ماه اصلا در کنار خانوادههایمان نبودیم.»
بزرگترین آرزوی لیبرو خاطره انگیز والیبال ایران در صندوقچه خاطرات او جای گرفت. ظریف بزرگترین رویای ورزشی خود را حالا دست نیافتنی می بیند:« تنها اتفاقی که دوست داشتم و دارم به آن برسم و تازه خبردار شدم که نمیتوانم در آن باشم، باید بگذارم درون صندوقچه خاطراتم، حضور در المپیک 2016 ریو بود. به نظر مسئولین فدراسیون والیبال احترام میگذارم اما بعد از زحمت 12 ساله واقعا نمیتوانم به تنها آرزویم ورزشیام طی اینسالها برسم، جایگاه خیلی بزرگی، نه تنها ورزشکاران ایران بلکه تمام ورزشکاران دنیا دوست دارند در این جایگاه حضور داشته باشند. 3 دوره در مقدماتیاش شرکت کردم، 2 دوره گذشته تیمملی انتخاب نشد، در دوره جدید شرکت کردم تا در المپیک شرکت کنم و بعد کارم را در تیمملی به پایان برسانم اما خب قسمت این بود که حضور نداشته باشم و مطمئنم که نمی توانم بازیها را نگاه کنم.»
ظریف مثل تمام پدرها رابطه فوق العاده نزدیک و صمیمی با دخترش دارد اما او از ذهنیات ترمه در مورد کار خود راضی نیست. او می گوید:« بعد از مسابقات جهانی به مشهد رفتم و دخترم ترمه را دیدم و لحظات خوبی در کنار هم داشتیم، خیلی حالم خوب بود. دخترم به من میگوید که دلم برایت تنگ می شود و من از شغلات متنفرم و این خیلی من را اذیت میکند. این صحبت خیلی آدم را اذیت میکند و هیچ کاری اش نمیشود کرد. می گوید دوست داشتم راننده اتوبوس باشی چون صبح می روی و عصر به خانه برمی گردی...»
رفت و آمدهای ظریف به تیم ملی کمی پر حرف و حدیث شده بود و گفته می شد او چندین بار خداحافظی کرده و بازمی گردد. او این موضوع را رد می کند:« من فقط یک بار آن هم سال 2013 زمان حضور آقای ولاسکو و با اجازه ایشان از تیمملی خداحافظی کردم. 2 بار پیش از آن از تیمملی کنار گذاشته شدم. در بازیهای ژاپن بعد از بوسیدن چهارگوشه زمین که فکر کنم من جز اولین یا دومین نفری بودم که این کار را انجام دادم و از والیبال خداحافظی کردم. یک بار توسط آقای گائیچ کنار گذاشته شدم و توسط مرحوم معدنی دوباره به تیمملی دعوت شدم و دوباره کنار گذاشته شدم و 2 سال زمان آقای ولاسکو آمدم و دوباره 2، 3 سال در تیمملی حضور داشتم در جام قهرمانان در سال 2013 در کشور ژاپن همانطور که گفتم چهارگوشه زمین را بوسیدم و رسما از والیبال خداحافظی کردم. آقای ولاسکو که رفتند آقای کواچ آمدند دقیقا من را خواستند و پس از صحبتهایی که با هم و با حضور آقای داورزنی انجام دادیم دوباره از من خواسته شد که برگردم و من هم برای کمک به تیمملی بازگشتم. من 3 بار از لیست تیمملی خط خوردم و رسما یک بار از تیمملی خداحافظی کردم.»
لیبرو نه چندان بلندقد تیم ملی چهره محبوبی در چند سال اخیر نشان داده است و می گوید:« تمام مقامها چه سیاسی، چه ورزشی و ... که هر کسی دارد به نظرم خدا نصیبمان کرده است به هر حال همه ما انسان هستیم و اینکه یک آدم سیاستمدار یا ورزشکار معروفی میشود آن فقط یک جایگاه زودگذر است، آن چیزی که در دل مردم میماند این است که مردمی باشیم. سعی کردم که همیشه با مردم باشم و در کنارشان قرار بگیرم.»
او در پایان درباره شرایط هواداری معتقد است:« در این سال ها شرایط حمایتی هواداران والیبال به نسبت سالهای گذشته متفاوت شده است و یک مسائلی پبش آمده که قبل ها در فرهنگ ما نبوده است. یک طرف قضیه برد و باخت ماست و طرف دیگر مردم، قطعا با باختمان استرسی بر تیم حاکم خواهد بود اما بحث دیگری که وجود دارد این است که پس از باختمان در صفحات مجازی مردم به ما کم لطفی میکنند. صحبتهایی و نوشتههایی را در صفحات اینستاگرام میبینیم که در شأن والیباستهای ایرانی نیست.»
موضوعات مرتبط: اخبار ورزشی
.: Weblog Themes By Pichak :.









