
شائبه ها سوالات و ابهامات پیرامون حادثه منجر به شهادت رییس جمهور و تقویت روزافزون ظن_قوی ترور....
شادگان ابتکار:همان شب اول این اتفاق تلخ و دردناک که هنوز در شوک آن هستیم ضمن دعا برای سلامتی عزیزان ملت به لزوم پاسخگویی صریح و سریع و جدی سوالات و ابهاماتی اشاره شد که نمیشود و نباید از کنار آن عبور کرد.....
ابهامات و سوالاتی مهم که علیرغم ضرورت و اهمیت همچنان بیپاسخ است ۱- چگونه هوای صاف با یک ابر ناگهانی و به قول دکتر اسماعیلی، سفرهای از ابر تبدیل میشود؛ یک اکانت اسرائیلی در پستی با کنایه نوشته بود ما تجهیزات تغییرات آب و هوایی نداریم!
۲- به گفته و استناد سخنان منتشر شده از رئیس دفتر رئیس دولت و سردار سلامی، فاصله نقطه احتمالی قطع تماس و مسیر حرکت، با نقطه یافتن لاشه بالگرد فاصله قابل توجهی داشته؛ آیا خلبان مسیر را تغییر داده؟
۳- تلفن همراه شهید خلبان مصطفوی، چگونه و با چه فرمولی، در چنین فرود وحشتناکی {با توجه به ابعاد و شدت سقوط}، به دست شهید آل هاشم افتاده و تماس دکتر اسماعیلی را پاسخ داده است؟
۴- به صورت رسمی گفته شد که شهید آل هاشم از صدای آمبولانس سخن گفته و چندبار توانسته به تماسهای گرفته شده پاسخ بدهد، ایشان با چه الگویی از احتمالات، همانند دیگر شهدا، نسوخته و چند ساعت زنده مانده؟ و چگونه ردیابی گوشی خلبان، که در دسترس ایشان بوده، اینقدر به طول انجامیده است؟
۵- فرضیه اول، فرود سخت بود و نه سقوط؛ فرو افتادن یا هارد لندینگ در ارتفاع ۲۵۰۰ متری، قاعدتا طبق روایت رئیس دفتر ریاست جمهوری با انفجار اولیه همراه نبوده، چراکه دود و آتش آن قطعا از چند کیلومتر آنطرفتر هم قابل مشاهده بوده، پس دقیقا چه اتفاقی برای بالگرد و در چه زمانی رخ داده که سازه و پیکر شهدا، اینگونه سوختهاند؟
۶- برخی از جساد سوخته و برخی کمتر سوخته بودند، اما فاصله نزدیک و تفاوت در سطح سوختگی پیکر شهدا، بشدت ابهامبرانگیز است!
۷- ری اکشنهای مقامات، خبر از پنهان کردن ابهامات دارد؛ اینگونه میفهمم که مساله یا مسائلی بسیار مهم در حال پیگیری و مدیریت است تا از این مقطع سخت، با اولویتبندی عبور کرده و سپس به آنها رسیدگی شود. زمان و آینده همه چیز را روشن خواهد کرد؟؟
چرا سخنگوی دولت روسیه در بیانیه ای اعلام کرد ایران هنوز از ما اطلاعاتی نخواسته است و چه اسنادی در اختیار روسیه قرار دارد
«وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ»

تصویر جالبی از چهره خندان شهید جمهور آیت الله سیدابراهیم رئیسی بین جمعیت عزادار اطراف میدان انقلاب \ مهر

صدای گریه در میدان شهدا پیچیده و فریاد «یا حسین» زنان و مردان به پاخاسته است.
همه حال عجیبی دارند. یکی از بانوان با گریه میگوید : «ای مظلوم!»
نمیدانم منظورش کیست فقط با شنیدنش اجازه میدهم اشک هایم جاری شوند...
اینجا فقط گریه است که آرامت میکند...
لااله الا الله...
ادامه دارد...
فاطمه حیدری؛ راوینا

ما دیگر لیاقت انتخاب کردنت را نداشتیم.
خدا تو را انتخاب کرد..

شادگان ابتکار:از مسئولین مطالبه داریم که مو به مو جزئیات را تعریف کنند. نشود بیست سال بعد دو سوال توسط دوخبرنگار مطرح شود و بی پاسخ بماند.
از چرایی سفر با بالگرد در آن شرایط آب و هوایی، چرایی تنها ماندن بالگرد ریاست جمهوری و مسائلی که راجب خبرنگار ترکیهای و شوآف پهپادی پیش آمده. مردم را محرم بدانید. این دیگر مسئله خانوادگی شما نیست.
عزیزانی که میگویند نباید در این شرایط با این سوالات جو ایحاد نمود، نظرشان محترم اما چرا نباید توضیح داده شود؟ وقتی مسئله شفاف باشد نیازی به مالهکشی نیست.
در ماجرای هواپیمای اوکراینی آن هم در آن شرایط زمانی کشور، رهبری اعلام کردند صادق باشید و حقیقت را به مردم بگویید. این مسئله قطعا در چنان جو سختی نیست توضیح دهید...

شادگان ابتکار: کارگر خسته گفت آیا به شما نهار دادهاند؟ مسخرهاش کردند! در دیدار با کودکان بهزیستی گفت پشتیها را جمع کنید، مسخرهاش کردند! گفت اگر بخواهید برای رد شدن از بین جمعیت مردم سریع رانندگی کنید و جان مردم را به خطر بیاندازید خودم پشت فرمان مینشینم، مسخرهاش کردند! گفت اگر لازم باشد ده بار به یک استان سفر میکنم تا مشکل مردم حل شود، مسخرهاش کردند! گفت کشور را به سمت پیشرفت میبریم گفتند ۶ کلاس سواد داری. حرف زد مسخره کردند راه رفت مسخره کردند سفر استانی رفت مسخره کردند آخر هم در همین سفرهای استانی در یک نقطه دورافتاده بیش از ۱۲ ساعت دنبال پیکرش گشتند. انسان بزرگ با رفتنش دیگران را شرمنده میکند چه زیبا گفت استاد پناهیان: خیلیها در تشییع پیکر او برای عذرخواهی میآیند.


روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ که اسمت رو مینوشتم روی برگهی رأیم، هرگز تصور نمیکردم دارم حروف اسم یک #شهید رو با قلمم روی برگهی رأى ثبت میکنم.
خدا رو شکر که قلمم مزین شد به اسم شهیدت
خدا رو شکر که با افتخار ازت حمایت کردم
خدا رو شکر که شرمندهت نیستم در همین حد
قلبا خدا رو شاکرم که حتی لحظه ای و آنی به خدمتگزار بودن تو به این مملکت و جهان اسلام شک نکردم !

پروین باستانی، رییس گروه سلامت دهان و دندان معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی:
برای نگهداری باید سر مسواک مستقیم و رو به بالا باشد.
هر زمان که موهای مسواک از هم باز شد و یا شکل اولیه آن تغییر کرد، باید آن را تعویض کنید.
معمولاً هر سه تا چهار ماه باید مسواک عوض شود.
بعد از ابتلاء به بیماریهای عفونی مانند آنفلوانزا بهتر است مسواک را عوض کرد و پس از بهبود، از مسواک جدید استفاده شود./ مهر
@khabar_iran1

در چند روز گذشته پرونده فساد بزرگ و گسترده در فوتبال ایران در دستور کار برخورد جدی نهادهای نظارتی قرار گرفته که در مرحله اول آن مشخص شد چند تیم لیگ برتری و لیگ یکی به همراه چند تن از مسئول فدراسیون فوتبال، سازمان لیگ و عدهای از اصحاب رسانه در آن دست داشتند.
ارتباط این فساد بزرگ با مجموعه فدراسیون فوتبال و دیگر باشگاهها غیر قابل انکار است و اینکه فکر کنیم این فساد فقط مربوط به یک باشگاه و آنهم یک نوبت باشد، بسیار کوته فکری است. مطمئنا وقتی بررسی بیشتر شود، پای افراد دیگری نیز به این پرونده باز خواهد شد.
تا الان چند کمیته فدراسیون فوتبال مثل کمیته داوران و البته کمیتههای سازمان لیگ در این فساد گسترده دست داشتهاند.
سوال اینجاست که مسئولان درجه یک فعلی فدراسیون چقدر در این پرونده نقش داشتهاند و بعد از مشخص شدن پاسخ این سؤال، انتظار فوری آن است که با همه افراد دخیل در ادوار مختلف برخورد قاطع شده و اگر حقی از فرد، تیم یا مجموعهای ضایع شده، تا سر حد امکان جبران شود.
البته اخبار خوبی هم در این حوزه به گوش میرسد. ابعاد گوناگون فساد در فوتبال و ورزش در دست بررسی است و نشان میدهد عزم جدی برای مبارزه با اژدهای هفت سر فساد در فوتبال وجود دارد/برنا
@AkhbareFori

رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به تصویب تعطیلی روز شنبه در جلسه امروز مجلس گفت: سه مرجع تقلید و همچنین دفتر رهبر انقلاب با تعطیلی شنبهها مشکلی نداشتند، این مسئله به معنای آن است که این مصوبه از نظر شرعی مشکل ندارد.

در شادگان ، اگر روزی از روزها به شفاخانه مسافری، تصویر چهره های پریشان و کرامت بر باد رفته ی مردمان از سوء تعامل پزشکان و پرستاران و نبود امکانات ، آن چنان تو را غرق بهت و بغض و ناباوری می کند که ممکن است لحظاتی ناخودآگاه کنترل ذهن خود را از دست بدهی و برای همدردی و همبستگی با مقام انسانیت بر این مشهد و منظر فجیع ، دو دستی بر سر بکوبی و چون مصیبت زدگان ، بی هیچ کلمه و حرفی یا همچون موصلیان تسلیم شوی یا همچون امرلی مقاومت کنی! یا در امواج سرکش عصیان و بی ادبی آنان که ادعای خدایی در سواد و فرهنگ می کنند فقط با چشمان غرق در اشک بنشینی و به اشارات یاری خواه انگشتان بی رمق و مایوس هم چون مستضعفان به روی زمین به تقدیر و نابودی قوم ظالمین چشم بدوزی و از اینکه نمی توانی این را از دل موج های رذالت و انحطاط اخلاقی بیرون بکشی و رمقی به آن دهی ، غمزده و بی اراده می شوی.
چهره های پریشان همچون زلزله زدگان بم تداعی جنگ ترموپیل افسانه ای در بیمارستان مخوف شهرستان شادگان تنوره می کشد. بخش های بیمارستان در هتک حرمت بشر بر هم می لغزند تباهی و ژولیدگی امتدادی مدرن به خود گرفته است.مرگ ، تمام رخ و پرهیبت روبه رویت می ایستد و با وقاحت و دریده گی در چشمان متحیرت خیره می شود. مغزها و قلب ها در نبود دستگاه های ام آر ای و کاردیو گراف له له مدوام هم چون دشت های عطش زده ، امیدها و آرمان هایت را له می کند و هم چون بیچارگان کومور سردرگم از خودت می پرسی چرا بیمارستان که در شیراز و اصفهان به انسانها لبخند می زند و مادرانه و با ملاطفت در دامان خود انسان ها را می پرورد لیکن در این جا این قدر خشک و آتشین و بی اخلاق است!؟
از خودت می پرسی نکند نفرین قوم لوط و قوم سبا ما را گرفته و و چنین تاوان بی انسانیتی خود می دهیم یا روز محشر فرا رسیده و این شهر بی در و پیکر ، قسمتی از آن دوزخ موصوف در آموزه های دینی مان باشد ؟
در شفاخانه شادگان اگر روزی از روزها مسافری، از واقعیات و منشور اخلاقی ملصق بر دیوارها دل بکن و به خیالت سلاخ خانه ی کورت ونه گات شبیه سازی کن که و به ناگزیر جهنم و جغرافیا را تداعی کن تا شاید سُرب سراب در حلقوم لحظه هایت ریخته نشود .
در شادگان اگر روزی از روزها به شفاخانه مسافری ،دشت های اورشلیم در جنگ های دو قرن مسلمانان و صلیبی ها را در ذهن خود تداعی کن که خودسر بر دوش خود سنگینی هر آن جه غم در جهان هست بر دوش می کشی و شاکیانه و تظلم خواه ، رد تازیانه حکایت تقدیر و فقر اصطناعی را بر تن رنجور خود نشانت می دهند.
آن جاست که باید آه رودهای بی رمق و نخل های سر بریده را باتمام وجود به اعماق دلت فرو ببری و برنامه ی پایان تو شبه برنامه ریزی شده تلقی کنی بله گوش بسپار به آنان که اشعار ابوذیه شاعر مشهور دورق ملافاضل سکرانی ، با مزامیر شیون ، حرمان و حسرت را زمزمه کن. این جا پایتخت لا ابالی و حرمت شکنی اشرف المخلوقات است و پارلمان پریشانی این دیار در اجلاسی فوق العاده رویای ِ تباه گندم زارها و جالیزها و تالاب ها را مرور می کند.
اما عملا در جزیره ای از محرومیت و اجحاف باشی و بیچارگی بر داربست نگاهت شکوفه کند و گرد و غبار ، سُرمه سرمدی چشمان مردمانت گردد؟ مگر ممکن است شهره به “نفت ” باشی و نام آور به “نیشکر ” و “نخل” ولی جز خاک و خاشاک و خسران از مزارع بلاخورده و بایرت برداشت نشود؟
آیا می توان تمام این اتفاقات را فقط تحریم های اقتصادی کشور منتسب کرد؟ جواب این سوال قطعا منفی ست.هر چند که تحریم های اقتصادی امری قابل درک و فهم است و ممکن است گریبان هر منطقه ای را بگیرد و نمی توان کسی را در این زمینه مقصر دانست اما در دورانی که خیلی از شهرها از مساله تحریم عبور نموده و سهم سلامت و آموزش و عمران را مدیریت می کنند چگونه در شادگان بعد از گذشت ۴۵ سال از انقلاب مسئولین نا مسئول این دیار گرفتار بدبختی و حرمان است
متاسفانه در هیچ دوره ای از دوره های مجالس شورای اسلامی چنین مساله بزرگی موضع اهتمام نبوده است و نمایندگان شادگان نتوانستند از جایگاه پرقدرت خود و از بُعد نظارتی و تقنینی مجلس برای اثرگذاری روی این نسل کشی آشکار استفاده کنند.
متاسفانه حتی در دوران مجلس بی سواد و ظهور وندالیسم احمدی نژادی که فرصت مناسبی بود تا لا اقل از ماده ی ۱۲۰ شرکت های نفت برای تجهیز بیمارستان استفاده نشد و هزینه های اجتماعی شرکت های نفت برای پایتخت نشینان هزینه شود و نصیب این مردمان همان فلرهای بانی الودگی و افزایش گرمای ملتهب شادگان و خوزستان !
صالح البوغبیش
شادگان ابتکار/اخیرا در صحنه یک تئاتر در پایتخت به قوم شریف ، ولایت مدار و فداکار برای وطن توهینی غیر قابل گذشت شد که البته با ورود فوری و مسئولانه متولیان کشور تذکرات لازم به این لوده باز داده شد.
اما این حادثه را وقتی در کنار فیلم سرزمین مادری که در آن توهین به قوم لر بختیاری شده بود قرار می دهیم به یک بی محتوایی ، عدم شناخت و بیسوادی برخی از مدعیان هنر و فرهنگ در پایتخت می رسیم که گاها تولیدات بی محتوا را هنر تصور می کنند.
اما بدیهی است که اقدامات یک لوده باز نه آسیبی به هویت و فرهنگ اقوام ایران و قوم شریف عرب می زند و نه هنر است.
محمد اردشیر
| مطالب جديد تر | مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.


