
به بهانه ی عید فطر؛ این ها جوانان عرب هستند.. به دمپایی های مندرسشان نگاه نکنید..
نوشته ای از مهدی جلالی تهرانی
شادگان ابتکار/اینها جوانان عرب هستند. به دمپاییهای مندرسشان نگاه نکنید. به زبان و فرهنگشان مفتخرند. به تفاوتهای خود با من و شمای فارس مفتخرند. مثلا میدانید چه تفاوتی دارند؟ بزرگترین عیدشان همین عیدفطر است نه نوروز! اگر برای شما عیدفطر مهم نیست برای اینها نوروز مهم نیست. ببخشید.
اگر شما عید فطر را یک عید مذهبی میدانید، اینها عید فطر را یک عید ملی میدانند. کلی برنامههای شاد و رقص و پایکوبی و موسیقی و فستیوال در عید فطر دارند. از یک بچه عرب عید فطرش را بگیری، انگار شادترین روز سالش را از او گرفتهای.
خب، نظر شما چیست؟ بیاییم آنان را آموزش بدهیم که عیدفطر خوب نیست و مسلمانی است و عید نوروز خوب است و باستانی است؟ فرهنگسازی مدیریتشده بسوی فرهنگ برتر ملی از راه آموزش همگانی اجباری؟ ... این که شد دقیقا مکتب فاشیسم!
اما این جوانان عرب زیر بار تحمیل نمیروند. به دمپایی مندرسشان نگاه نکنید. امروز در میان خودشان در کوچهها و کافههای اهواز شبشعر برگزار میکنند. شاعران جوان حماسهساز دارند که محمود درویش و نزار قبانی را قبل از من و شما میشناختند و به زبان مادری خواندهاند.
آنان نسل جوان و پیشروی خاورمیانه را دنبال میکنند. شعر مدرن عرب را میشناسند. از دپارتمانهای ادبیات دانشگاههای بیروت و قاهره تا دیوارهای سوریه را مرور میکنند. اما محلی نگاه میکنند؛ اهوازی. از خشمشان میسرایند. از مسئولیتشان برای سرافراز نگاه داشتن هویتشان. هرچقدر هم سرکوب شود. هرچقدر هم با نام تازی بیابانگرد سوسمارخور تحقیر شود.
از این جوانان عرب بگذریم و کمی درباره مبارزه مدنی و نافرمانی مدنی حرف بزنیم. همه چهرههای سرشناس اپوزیسیون و رهبران برجسته آن ما را به مبارزه مدنی و نافرمانی مدنی توصیه میکنند. یکیشان هر بار میگوید توصیه همیشگی من به مردم عزیز ایران این است که مبارزه مدنی و نافرمانی کنند.
برگردیم به این جوانان عرب. درست در زمان مهمترین عید اینها، آب ندارند. به خیابان میآیند. اعتراض میکنند. راه را میبندند. نیروی انتظامی سرکوبشان میکند. این بار رحم کرده با گلوله جنگی پذیرایی نکرده. نظرتان در مورد عیار این نافرمانی مدنی چیست؟ آن را لای دو دندانتان بگذارید، اگر عیار مدنیت آن هنوز مناسب نیست، بیشتر توصیه کنید.
آن آخری به نظر میآید دمپایی داداش بزرگترش را پوشیده.. انگشتانش از کفش زده بیرون.. اما به دمپاییهای آنان نگاه نکنید.. به سرشان فکر کنید.. سر سنگینی دارند.
.: Weblog Themes By Pichak :.