شادگان ابتکار/یکی از فرهنگیان شادگانی به ساوه منتقل میشود و روز اول بر اساس سوابق درخشان او مدیریت یک دبستان نوساز می دهند ولی در روستایی کمی دور از شهر و سکنه نصف بیشتر آن از مردم افغان بودند .
این همکار می گوید به محض اینکه رسیدم همسایه مدرسه مردی کشاورز و دامدار از راه رسید و شروع کرد به دادن اطلاعات و من هم از او سوالاتی می پرسیدم که یکی از سوالات این بود که (سرایدار مدرسه کیست ؟ آیا شما هستید ؟ )
مرد با معذرت خواهی گفت ببخشید منظور شما را متوجه نشدم .منظور شما کیست ؟ سرایدار چیست ؟
بعد از کلی توضیح در آخر به او گفتم ، حاجی سرایدار به اصطلاح خیلی ساده (می شود نگهبان مدرسه)
یک لحظه آن پیرمرد ناراحت شد و گفت آقا چرا توهین می کنید ؟ چه معنی دارد که ما یک نگهبان بگذاریم ؟
مگر این مدرسه برای فرزندان ما نیست ؟ پس نگهبان بگذاریم تا ما مدرسه خودمان را ندزدیم ؟
بلافاصله به یاد مدارس شهر عزیزم که به زور از آن دل کنده بودم افتادم و ناگهان شکایت دهها مدیر از سرقت اموال مدرسه و تخریب مدارس در ذهنم پدیدار شد .
متاسفانه در جامعه ای هستیم که دیگر مدارسی که هر وسیله آن برای ساختن آینده فرزندان این مرز و بوم مهم است ، امنیت ندارند و یا بدتر، تخریب اموال مدارس توسط خود دانش آموزان مدارس صورت می گیرد و اینجاست که باید به حال خودمان گریه و زاری کنیم .
در جامعه ای که به مدارس دستبرد می زنند انتظار ارتقای آنچنانی نباید داشت . دزد سابق به مسجد و مدرسه و انسان بی بضاعت رحم می کرد و دست درازی نمی کرد ولی چه افسوس که امروز......
این بزرگترین زنگ خطر است
.: Weblog Themes By Pichak :.