در یکی از اتاقها که کارمند آقا داشت کارم را انجام میداد، همزمان به خانم کناریاش -که حجاب خوبی هم داشت- پیشنهاد میداد که برای تعطیلات با جمعی از دیگران به سفر بروند. و جالبتر که خود مرد هم به راحتی میگفت که همسرش نیست و میتواند راحت سفر کند! نگاه و لحن کثیفش، دیگر طاقتم را سر آورد.. نفس عمیقی کشیدم و مودبانه ولی با جدیت گفتم آقای محترم، این چه طرز حرف زدن با زن مردم است؟ کاری زشتی است. کناریهایم با نگاههای موافقانهشان تایید میکردند. مرد عصبانی شد. مودبانهترین حرفش این بود که به تو چه مرتیکه عوضی؟ خانم کارمند هم همراه چندتن از مراجعین به کارمند میگفتند آقای فلانی آروم. بعضی هم سعی میکردند من را دور کنند. ولی او ادامه میداد.
کاغذی که برای انجام کارم دستش بود پاره کرد و گفت کارت را انجام نمیدهم. من خیلی سعی کردم عصبانی نشوم. آرام گفتم کار من را انجام نده اما رفتارت را درست کن. داشتم میرفتم که برگه را از اول بگیرم به خانم هم گفتم تقصیر شما هم هست که این آقا به خودش جرات چنین برخوردی داده است. بگذریم. یکی دو ساعتی کارم اضافه شد.
ولی ماجرا خیلی عمیق است.... تقریبا در همه ادارات با کم و زیاد چنین برخوردهایی دیده میشود. روابط راحت و شوخی و صمیمیتهای ضد اسلامی و…؛ این وضع ادارات دولتی است و کارمندهایش. فکر کنید اوضاع منشیهای با «ظاهر برازنده و روابط عمومی بالا» در شرکتهای خصوصی که پول برای آرایش در محل کار میگیرند!!
مردها که هیچی! اما زنها واقعا چرا اینگونه برخورد میکنند؟ واقعا خاک بر سر اینگونه زنها که خیال میکنند چون یک شوهری دارند، میتوانند آزاد و راحت با نامحرم همکلام شوند؟ خدا لعنت کنه این نوع زنها را که خیال میکنند چون شوهر دارند، دیگر هیچ کس نگاهی به زنانگی ایشان ندارد؟ و مردان دیگر تنها با بعد انسانی آنها کار دارند؟ بگذریم که در عمل این دو بعد به هیچ وجه قابل جدا شدن نیستند. و دستورهای اسلام برای حجاب و عدم اختلاط، تلاش دارد تا آن بعد زنانگی را بپوشاند.
یک بعد غیر قابل انکارش هم این است که وقتی زن و مردی ۳۰۰ روز از سال را در یک اتاق با هم هستند، و سالها با هم هم کار میشوند، اکثریت مطلق به صمیمیتها و برخوردهای کاملا غیر ضروری میرسند و نمیتوانند آن خشکیای که باید در روابط زن و مرد در جامعه باشد را رعایت کنند. بگذریم که وقتی زن برای تفنن، پز دادن و کلاس، و بدتر از همه برای پول مستقل سر کار میرود، چنین برخوردهای غیر ضروری لاجرم به برخوردهای غیر انسانی میانجامد.
قطعا باید توهم نزنیم که همه کارمندان ما مریم مقدس و حضرت یوسفاند. اساسا اسلام شرایط جامعه را متناسب با سطح پایین ایمان میخواهد و نه اولیاء الهی! اینجور نیست که اسلام بگوید جامعه فاسد باشد ولی شما خودتان را حفظ کنید. اسلام میگوید خودتان را در هر شرایطی حفظ کنید، ولی بخش زیادی از احکامش برای اصلاح سطح جامعه است تا برای کم ایمانها هم امکان خوب شدن باشد. تا رشد کنند. نگاه تربیتی و انسانسازی چنین الزامی را دارد
موضوعات مرتبط: داستانهای آموزنده
.: Weblog Themes By Pichak :.