✅پرسش:
سلام خواهش ميکنم جواب بدين.ديگه طاقت نداريم بخدا بابام با داداشم يکسره قهرو دعوا داره روز ميره بيرون بابام گير ميده شب ميره گير ميده ديگ خسته شديم داداشم بخدا ديگ ديوونه شده تو اوج جوونيشه 23 سالشه جوري شده ديگ مامانم نفرين ميکنه بابامو همش دعواس خونمون داداشم تا ميره بيرون بابام فشش ميده بهش ميگم حرفتو ب خودش بزن اعصاب مارو خراب نکن تا داداشم مياد خوابه يني خودشو ميزنه ب خواب همش قهر همش دعوا خوش جوون بوده همه کار کرده فک ميکنه ماهم مث خودشيم اما اينطور ني بخدا همسايها حسرت داشتن بچهايي مث مارو دارن راهنمايي کنيد خواهش مبکنم چيکار کنيم ما
🌸☘️☘️☘️☘️☘️🌸
🌺پاسخ مشاور:
با سلام، رنج زیادی را تحمل میکنید، بایستی این شرایط تغییر کند. گاهی بایستی مسائل را سطحی مطرح کرد و به دنبال راهکارهای ساده و مقطعی بود، بمرور شرایط بهتر میشود و میتوان اصلاحات بزرگتری را انجام داد.
اولین هدف این است که که این هفته تنش و ناراحتی در خانواده کمتر ازهفته گذشته باشد. در این راستا انتقادهایی که پدرتان از برادرتان دارد را بنویسید. خواستههای برادرتان را نیز بنویسید. حال مشخص کنید که کوچکترین کاری که میتواند برادرتان انجام دهید که پدرتان خوشحال شود، چیست؟ کوچکترین کاری که پدرتان میتواند انجام دهد که برادرتان خوشحال شود چیست؟ در گام نخست سعی کنید هر کدام از پدر و برادر را راضی کنید که یک کار کوچک برای دیگری انجام دهند و در گام بعد به دنبال کارهای بزرگتر باشید. مثلا برادرتان میتواند یک خاطره خوب ازدوران کودکی تعریف کند و پدرتان میتواند یک روز عصر همه را بستنی مهمان کند.
با توجّه به نکاتی که گفتید به نظر میرسد برادرتان انعطاف بیشتری دارد، با برادرتان صحبت کنید و بررسی کنید که چه گزینههایی دارید و کدام گزینه بهتر است. مثلا پدرتان چه اوقاتی کمتر عصبانی میشود؟ چه رفتاری پدرتان کمتر عصبانی میشود، آن کارهارا انجام دهید.
#کارشناسمشاور
✅پرسش:
من دختري 23ساله هستم متاهل هستم يک سال از ازدواجم ميگذره شوهرم مردي عصبي و شکاک بود هميشه به هربهانه اي بامن بحث ميکرد تا اينکه به خانه پدرم برگشتم و شوهرم به پدرم دشنام گفت و پدرم ديگر اوراقبول ندارد و ميخاهد اورا از من جدا کند و طلاق بگيريم من هم از اين وضع خسته شدم و مدتي پيش ک استخاره انداختم بهم گفتن که اون بدردم نميخوره و تغيير نميکنه اما من اونو دوست دارم و الان بين دوراهي قرار گرفتم که باپدرم ک مصلحت منو ميخاد باشم يا شوهري ک منو اذيت ميکنه اما دوستش دارم؟
از اون موقع تا الان روحيه خرابي دارم و حتي درست غذا نميخورم و درواقع افسرده شدم لطفا راهنمايي کنيد؟
🌸☘️☘️☘️☘️☘️🌸
🌺پاسخ مشاور:
با سلام، رنج زیادی را تحمل میکنید و درباره آینده نگران هستید. بایستی با پدرتان گفتگو کنید و از او بخواهید که به مشاوره حضوری مراجعه کنید.
مشاور به حرفهای شما و پدرتان گوش میدهد، از حالت افسردگی بیرون میایید، سپس به رابطه شما و همسرتان و پدرتان میپردازد، احتمالا همسرتان را به جلسه مشاوره دعوت میکند و راهکارهایی برای بهبود روابط ارائه میکند. ممکن است در نهایت مشاور به این نتیجه برسد که بهتر است جدا شوید و ممکن است که راهکارهایش را شما و همسرتان انجام دهید و زندگیتان خوب شود.
آنچه که آشکار است، در این مقطع زمانی، وظیفه شما استخاره نبوده است، استخاره پس از تفکر و مشورت معنا دارد. بنابراین صدقه دهید و به نتیجه آن استخاره قبل توجّه نکنید.
بطور کلی بایستی از برخورد شوهر و پدرتان اجتناب کنید، بلکه از محبتهایی که هر کدام نسبت به شما داشتند تعریف کنید (یعنی در نزد پدرتان از محبتهای پدر و در نزد شوهرتان ازمحبتهای شوهرتان تعریف کنید.) تا محبتشان به شما زیاد شود و بخاطر شما فداکاری کنند و یکدیگر را تحمل کنند، تابه مرور رابطهشان خوب شود.
#کارشناسمشاور4

