شادگان ابتکار
 
تحلیلی، اجتماعی

 شبکه تلویزیونی ام بی سی که به خاندان پادشاهی عربستان سعودی وابسته است، در یکی از مسابقه های هدایت شده خود، سوالی طراحی کرده و در ان از مخاطبان خود می خواهد تا "نجس ترین و حقیرترین مردم" دنیا را انتخاب کنند

این شبکه چهار گزینه ایران، اسراییل، امارات و سعودی را برای پاسخ در نظر گرفته بود و در نهایت با وقاحت تمام جواب درست(!)  ایران  بود...

 وهابی های بدبخت عقده ای  بی شعور نمی دونند عقده شون راچه جوی خالی کنند ... دیر نیست طومار شما وهابی های ازخدابی خبر پیچیده میشود وبه زباله دان تاریخ انداخته میشود وسرزمین وحی از لوث وجودتان پاک میشود . نصرمن الله وفتح قریب

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ توسط 

شادگان ابتکار به  نقل  از  التزام: از برخی منابع موثق غیررسمی شنیدیم که اداره کل آموزش و پرورش خوزستان از 48 معلم باقیمانده پروسه استخدام 140 معلم بومی شادگان دعوت به همکاری نموده و در آینده ی خیلی نزدیک این شهروندان نیز جذب آموزش و پرورش خواهند شد .

با استخدام این 48 نفر تعداد شادگانی هایی که جذب آموزش و پرورش شده اند به عدد 138 خواهد رسید . از میان این 140 نفر تعداد 35 نفر سهمیه 25 درصدی بنیادشهید و جانبازان است که از این 35 نفر متاسفانه تنها 27 نفر شرایط استخدام داشته اند و از سهمیه بنیادشهید تعداد 8 سهمیه خالی مانده است .

اخیرا در خصوص این استخدام ، شایعات و فرافکنی های فراوانی پیش آمده بود و برخی از وبلاگهای مخرب به آن دامن زده اند . لازم به ذکر است در این استخدام هیچ یک از معلمان ؛ غیر بومی نیستند ( هر کسی در یک شهری بدنیا بیاید یا دو دوره تحصیلی را در آن شهر سپری کند بومی بحساب می آید ) .

به سرانجام رسیدن این پرونده جنجالی موجی از خوشحالی را در بین شهروندان موجب شده و با تماس با تمیمی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و حاجی زاده رئیس آموزش و پرورش از تلاشهای آنان جهت احقاق حقوق حقه شهروندان تشکر و قدردانی نموده اند


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ توسط 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ توسط 

همه ما تصوراتی از خودمان داریم. شاید احساس می‌کنیم بسیار جذاب، باهوش یا سختکوشیم. همچنین ممکن است احساس کنیم که بسیار بداخلاق، بیرحم و خودخواهیم. آزمون مفهوم خویشتن بـِک (BeckSelf-concept test) به شما خواهد گفت که این تصوراتتان ضعیف است یا قوی.

«تصور از خود»‌‌ همان ادراک از خویشتن است؛ به عبارت دیگر، تصور فرد از مهارت‌ها، خصوصیات و توانایی‌هایی است که دارد. ویژگی‌های شخصیتی که در این مقیاس بررسی می‌شود مفهومی از خود را ارائه می‌دهند. این مقیاس پنج جنبه از ویژگی‌ها را بررسی و اندازه گیری می‌کند که عبارت است از:

۱) بعد توانایی‌های ذهنی شامل سوالاتی درباره معلومات، هوش، حافظه، توانایی خواندن و هوشیاری.

۲) بعد کارآمدی (تحصیلی یا شغلی) شامل سوال‌هایی درباره تلاش و سخت کوشی، موفقیت، تنبلی، به اتمام رساندن کار‌ها و یادگیری مطالب.

۳) بعد جذابیت ظاهری شامل سوال‌هایی درباره قیافه، محبوبیت، وضع ظاهر و مرتب بودن.

۴) بعد مهارت‌های اجتماعی شامل سوال‌هایی درباره شوخ طبعی، حسادت، شخصیت و ورزشکاربودن.

۵) بعد عیب‌ها و حسن‌ها شامل سوال‌هایی درباره حرص و طمع، خودخواهی، بی‌رحمی، مهربانی و خلق و خو.

می‌توانید در هر یک از صفات و ویژگی‌هایی که در ادامه ارائه می‌شود، خود را با دیگران مقایسه کنید و آن عبارتی را علامت بزنید که درباره شما بیشتر مصداق دارد.

۱) قیافه‌ام...

الف - تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بهتر است.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بهتر است.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بد‌تر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بد‌تر است.

۲) معلوماتم...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

۳) حرص و طمع من...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

۴) شوخ طبعی من...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

ب- بیش از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

۵) هوش من...

الف- تقریبا بیش از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- بیش از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

۶) محبوبیت من...

الف- بیشتر از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- بیشتر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- کمتر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ه- تقریبا کمتر از همه کسانی است که می‌شناسم.

۷) حافظه من...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، قوی‌تر است.

ب- قوی‌تر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، ضعیف‌تر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، ضعیف‌تر است.

۸) جذابیت من...

الف- تقریبا بیش از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- بیش از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- به اندازه بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

۹) شخصیت من...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بهتر است.

ب- بهتر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بد‌تر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بد‌تر است.

۱۰) تنبلی من...

الف- تقریبا کمتر از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- کمتر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

۱۱) خودخواهی من...

الف- تقریبا کمتر از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- کمتر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

۱۲) وضع ظاهری من...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بهتر است.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بهتر است.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بد‌تر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بد‌تر است.

۱۳) خلق و خوی من...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بهتر است.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بهتر است.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- بد‌تر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بد‌تر است.

۱۴) استقلال من...

الف- تقریبا بیش از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- بیش از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

۱۵) مرتب بودن و پاکیزگی من...

الف- تقریبا بیش از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- بیش از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

۱۶) موفقیتم...

الف- بیشتر از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- بیشتر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- کمتر از بیشتر کسانی که می‌شناسم.

ه- تقریبا کمتر از همه کسانی که می‌شناسم.

۱۷) مهربانی‌ام...

الف- بیشتر از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- بیشتر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- کمتر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ه- تقریبا کمتر از همه کسانی است که می‌شناسم.

۱۸) در یادگیری مطالب...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بهترم.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بهترم.

ج- مثل بیشتر کسانی هستم که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، ضعیفترم.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، ضعیفترم.

۱۹) حسادتم...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- بیش از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

۲۰) تلاش و سختکوشی من...

الف- تقریبا بیش از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- بیش از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- به اندازه بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- کمتر از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

۲۱) توانایی خواندن و مهارت بیان من...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بهتر است.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بهتر است.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بد‌تر است.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بد‌تر است.

۲۲) در به اتمام رساندن کار‌ها...

الف- از همه کسانی که می‌شناسم، بهترم.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بهترم.

ج- مثل بیشتر کسانی هستم که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بدترم.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بدترم.

۲۳) تیزهوشی و هوشیاری من...

الف- تقریبا بیش از همه کسانی است که می‌شناسم.

ب- بیش از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ج- به اندازه بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، کمتر هستم.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

۲۴) از نظر ورزشکار بودن...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بهترم.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بهترم.

ج- مثل بیشتر کسانی هستم که می‌شناسم.

د- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، بدترم.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بدترم.

۲۵) بی‌رحمی من...

الف- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ب- از بیشتر کسانی که می‌شناسم، کمتر است.

ج- مثل بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

د- بیش از بیشتر کسانی است که می‌شناسم.

ه- تقریبا از همه کسانی که می‌شناسم، بیشتر است.

 

روش نمره‌گذاری آزمون

ه‌مان طور که ملاحظه کردید در این پرسشنامه چندین گروه سوال وجود دارد که هر کدام بیان‌کننده صفتی در فرد است. هریک از این موارد شامل ۵ اظهارنظر درجه‌بندی شده است که فرد یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کند. گزینه‌های این آزمون از ۵ تا یک نمره گذاری می‌شود. به عبارت دیگر برای هر گروه گزینه الف امتیاز ۵، گزینه (ب) امتیاز ۴، گزینه (ج) امتیاز ۳، گزینه (د) امتیاز ۲ و گزینه (هـ) امتیاز یک را به خود اختصاص دهید.

پس از جمع امتیازات حداقل نمره‌ای که شخص در این مقیاس به دست می‌آورد ۲۵ و حداکثر آن ۱۲۵ است.

نمره آزمون شما عددی بین ۲۵ تا ۱۲۵ خواهد بود که تحلیل آن براساس جدول زیر انجام خواهد شد:

۷۱ و کمتر از آن بسیار ضعیف

۷۲ تا ۸۱ ضعیف

۸۲ تا ۹۱ متوسط

۹۲ تا ۱۰۱ قوی

۱۰۲ و بیشتر از آن بسیار قوی

تصور از خود و اهمیت آن

 

«خود کارآمدی» فرد رابطه مستقیمی با عملکرد او دارد و می‌توان آن را در افراد (بخصوص کودکان و نوجوانان) به شیوه‌های گوناگونی تقویت کرد. کسانی که خود را کارآمد می‌پندارند، علاوه بر کسب موفقیت از نظر عملکرد نیز بیشتر از زندگی احساس رضایت می‌کنند.

«تصور از خود» تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد؛ نگرش دیگران بویژه والدین، تعامل‌های اجتماعی، ارتباط فرد با محیط و زمینه‌های محیطی از جمله عواملی است که روی تصور از خود تاثیر می‌گذارد. به علاوه ارتباط کودک با والدین، موفقیت و شکست در زندگی و انعکاس نگرش‌های دیگران و خود شخص درباره آن‌ها و شرایط اجتماعی – اقتصادی ازجمله عواملی است که در شکل گیری و تحول تصور از خود اثر می‌گذارد.

وقتی یک شخص ارزش کمی برای خود قائل است کمتر می‌تواند در برابر فشار عقیده دیگران مقاومت کند. در مقابل کسانی که ارزش زیادی برای خود قائلند، تصور خدشه ناپذیری از ظرفیت‌ها و فردیت خود دارند. همچنین ثابت شده است که اشخاص خلاق و اشخاصی که حرمت بالایی برای خود قائلند، می‌توانند بیش از دیگران، یک نقش فعال در گروه اجتماعی بر عهده گیرند و به صورتی آزاد و مؤثر آنچه را می‌خواهند بیان کنند.

مطالعاتی که به بررسی تصور از خود در افراد عادی پرداخته‌اند حاکی از آن است که تصور از خود، نقش اساسی در بهداشت و سلامت روانی افراد به عهده دارد، به گونه‌ای که با کاهش سطح تصور از خود علایم و نشانه‌هایی چون اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی، کمرویی، درون گرایی و... ظاهر خواهند شد و در صورت تداوم، اشکالات جدی به همراه خواهند داشت. همچنین افراد مضطرب، افسرده و کسانی که خلق و خوی بسیار متغیری دارند، تصور از خودِ ضعیفی دارند. ناتوانی در ابراز وجود، می‌تواند متاثر از تصور از خود نامطلوب فردی باشد. این گروه از افراد از ابراز احساسات، افکار و نظرات خود به دیگران ناتوانند، قادر به دفاع از حقوق خود نیستند و در حضور جمع، مضطرب و ناراحتند.

چه باید کرد؟

آموزش «ابراز وجود» یکی از فنون رایج رفتار درمانی است که می‌تواند باعث تغییر در تصور از خود شود. یکی از شیوه‌های آموزش ابراز وجود، ایفای نقش است. «مورنو» ایفای نقش را یکی از شیوه‌های درمان گروهی می‌داند. امروزه ایفای نقش کاربردهای متعددی از قبیل تخلیه هیجانی، تغییر نگرش، ایجاد بینش و بصیرت دارد.

>> روزنامه خراسان/ سیما سیفی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ توسط 
سوابق و زندگی‌نامه جاسم جادری+عکس

شادگان ابتکار: جاسم جادری رئیس ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در استان خوزستان که پیش از این گزینه استانداری های خوزستان، بوشهر و قزوین بود، فردا چهارشنبه به عنوان استاندار جدید هرمزگان معرفی خواهد شد

جادری ارتباط نزدیکی با دکتر روحانی دارد و از سوابق وی می توان به نماینده دوره های سوم تا پنجم استان خوزستان در مجلس شورای اسلامی، قائم مقام معاون وزیر صنایع و معادن ، مدیرکل وزارت صنایع و معادن، مشاور وزیر نیرو، مشاور وزیر صنایع و معادن، معاون وزیر نیرو و ... اشاره کرد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ توسط 
 شادگان ابتکار :معاون اداره کل هواشناسی خوزستان بیشترین بارندگی ثبت شده در شب و روز گذشته در این استان را 5/28 میلی متر در شهرستان شادگان اعلام کرد.
علیرضا غلامپور با اعلام این خبر افزود: برابر آمار ثبت شده در واحدهای تابعه در شب و روز گذشته در شهرستان دزفول 18میلی متر،بستان6/15، اهواز 1/13، مسجد سلیمان 6/7، رامهرمز 7/5، آبادان 4/15،ماهشهر 2/16،امیدیه 4،آغاجاری 2/6میلی متر باران باریده است.

وی اضافه کرد: در بهبهان نیز 7/16 ،درشوشتر 11،در ایذه 5/11،حسینیه 5/24،دهدز 9/9،هندیجان 4/3،لالی 8/7،شادگان 5/28 ،شوش 3/12 وگتوند 2/16میلی متر بارش ثبت شده است.

گفتنی است بارندگی های دو روز گذشته در اهواز و امیدیه موجب بروز عارضه تنفسی و راهی شدن تعدادی از شهروندان این دو شهرستان به مراکز درمانی شده است.

همچنین مدارس مقطع ابتدایی در روز گذشته و نوبت صبح امروز تعطیل شدند
.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ توسط 
ست روانشناسی - روان شناسان شخصیتی اعتقاد دارند که شماره تولد، شما را از آن شخصیت شناسی از روی تاریخ تولد - تست روانشناسی چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید:

فرض می کنیم که شما متولد 29 اردیبهشت 1364 هستید.اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :

9=1+8=18=5+9+3+1=1395=1364+2+29

شماره تولد 9 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

 

تفسیر اعداد:

 

1- خالق و مبتکر:

 

'یک' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال 'یک' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که 'بهترین' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

 

2- پیام آور صلح:

 

'دو' ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.

 

3- قلب تپنده زندگی:

 

' سه ' ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.

 

4- محافظه کار:

 

'چهار' ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.

 

5- ناهماهنگ با جماعت:

 

'پنج' ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.

 

6- رمانتیک و احساساتی:

 

' شش' ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.'شش' ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

 

7- عاقل و خردمند:

 

'هفت' ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

 

8- آدم کله گنده:

 

'هشت ' ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.

 

9- اجرا کننده و بازیگر:

 

'نه ' ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ كس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

منبع: پرداد


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ توسط 
 

شادگان ابتکار :معاون درمان دانشکده علوم پزشکی آبادان گفت: بعد از تاسیس دانشکده علوم پزشکی آبادان، با افزایش پزشکان متخصص در شادگان، تعداد آنها با 15 نفر در رشته‌های مختلف رسیده است.

نصرالله حسونی بحرینی اظهار کرد: بعد از تاسیس دانشکده علوم پزشکی آبادان، تعداد پزشکان متخصص مستقر در شادگان بیش از سال‌های گذشته شده است.

وی با اعلام آمار مقایسه‌ای پزشکان متخصص حاضر شده در شادگان قبل و بعد از شکل‌گیری دانشکده علوم پزشکی آبادان، اضافه کرد: در سال 89 تعداد هشت پزشک متخصص و در سال 90 نیز هفت پزشک متخصص که یکی از آنها نیز به صورت پاره‌وقت در شادگان فعالیت می‌کرد، در این شهرستان حضور داشتند که این تعداد در حال حاضر به 15 پزشک متخصص رسیده است.

معاون درمان دانشکده علوم پزشکی آبادان در همین خصوص افزود: شهرستان شادگان بعد از تاسیس دانشکده علوم پزشکی آبادان، به نسبت سال قبل از تاسیس این دانشکده، تعداد هشت پزشک متخصص بیشتر را در اختیار دارد.

وی از جزییات حضور پزشکان متخصص در شادگان گفت و خاطرنشان کرد: با توجه به این موضوع که در سال 89 و 90 میانگین مراجعه به بیمارستان معرفی‌زاده شادگان، یک‌صد و 7 هزار نفر بوده است بعد از راه‌اندازی دانشکده علوم پزشکی آبادان، تلاش‌های ویژه‌ای برای رفع مشکلات درمانی این شهرستان از سوی معاونت درمان دانشکده صورت گرفت.

بحرینی تصریح کرد: به هر حال از ابتدای سال 91 تاکنون نیز به صورت میانگین تعداد یک‌صد و 13 هزار بیمار به بیمارستان معرفی‌زاده مراجعه کرده که این آمار نشان می‌دهد باید توجه خاصی به اضافه کردن پزشکان متخصص به این منطقه داشته و با تجهیز و تکمیل برخی از زیرساخت‌ها، باز هم پزشکان جدیدی را به شادگان اختصاص می‌دهیم.

وی با اشاره به پزشکانی که به تازگی در شادگان مشغول به کار شده‌اند، افزود: پیش از این شادگان فاقد متخصصان روانپزشکی، ارولوژی و پوست بود که این نقیصه را برطرف کردیم.

معاون درمان دانشکده علوم پزشکی آبادان گفت: پزشکان متخصص قلب و عروق، ارولوژی، جراحی‌عمومی و رادیولوژی نیز پیش از به صورت مشترک در شادگان و شهرستان‌های اطراف مشغول به خدمت بودند که با تلاش‌های صورت گرفته در این رشته‌ها نیز پزشکان به صورت ثابت در شادگان مستقر شدند.

وی در پایان به تفکیک سال، تعداد و رشته‌های پزشکان متخصص حاضر شده در شادگان را عنوان کرد و افزود: در سال 91 پزشکان متخصص رادیولوژی، جراحی‌عمومی، ارولوژی، روانپزشکی، پوست و داخلی را به این شهرستان اعزام کرده و در سال 92 نیز در رشته‌های داخلی، اطفال، بیهوشی، قلب و عروق و زنان و زایمان، پزشکان متخصصی را به شادگان اختصاص دادیم


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ توسط 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ توسط 
ارزشمندترین دارایی شما در زندگی چیست؟ بهترین دوستتان؟ کارتان؟ خلاقیت و مهارت هایتان؟ همسر و فرزندانتان؟

آیا هرگز فکر کرده اید در دنیا چه چیزی وجود دارد که از تمام این موارد ارزشمندتر است؟ یک لحظه به اعتماد به نفستان فکر کنید؛ همان احساس و نگرشی که شما نسبت به خودتان دارید و مفهوم شکست و پیروزی یا محبوب و منفور بودن را برایتان معنادار می کند.

اعتماد به نفس شما در بیشتر رفتارهایتان نمود عینی پیدا می کند و حتی فردی که تخصصی در زمینه رفتارها و احساسات انسانی نداشته باشد می تواند آن را ببیند. این دو رفتار را تصور کنید:

یک نفر با سرِ افتاده، قدم های آهسته و شانه های قوز کرده راه می رود و هنگامی که صحبت می کند به زحمت می توان صدای او را شنید. جملاتش را با ترس بیان می کند و به محض دیدن کوچکترین مخالفتی کلامش را نیمه تمام رها می کند. در مقابل فرد دیگری را تصور کنید که با سر بالا و پشت صاف، محکم و راسخ قدم برمی دارد، لحن صدایش گیراست و با حالتی مطمئن نظرش را بیان می کند.



کمتر کسی متوجه تفاوت میان این دو نفر نمی شود. راه های زیادی برای ارزیابی میزان اعتماد به نفس وجود دارد و یکی از این راه ها، پاسخگویی به سوالات آزمون حاضر است: در آزمون زیر لیستی از رفتارها و باورهایی جمع آوری شده که نشان می دهند شما نسبت به خودتان چه احساسی دارید و اعتماد به نفستان در چه حدی است:
 

1- معمولا در میان غریبه ها راحت هستم و از بودن در جمع آنها معذب نمی شوم.

صحیح


غلط


2- معمولا به دیگران حسودی می کنم.

صحیح


غلط


3- بدون اینکه عصبانی شوم یا خجالت بکشم انتقادها را می پذیرم.

صحیح


غلط


4- اگر کسی کار قابل توجه و مهمی انجام دهد، از او آزادانه تشکر و قدردانی می کنم.

صحیح


غلط


5- تقریبا همیشه می توانم مخالفت ها را با روی باز بپذیرم.

صحیح


غلط


6- به شدت دنبال تحسین و تقدیر هستم.

صحیح


غلط


7- من به فردی معروف هستم که به سختی خوشحال می شود.

صحیح


غلط


8- اگر نظر کسی مخالف نظر من باشد، به شدت ناراحت و آزرده می شوم.

صحیح


غلط


9- بسیاری اوقات در جمع از افرادی که نزدیک من هستند، خجالت می کشم.

صحیح


غلط


10- برای اینکه به ارزش خودم پی ببرم، خودم را با دیگران مقایسه می کنم.

صحیح


غلط


امتیازات

برای محاسبه امتیازاتتان به هر پاسخی که مطابق با کلید است یک امتیاز بدهید:

1- صحیح، 2- غلط، 3- صحیح، 4- صحیح، 5- صحیح، 6- غلط، 7- غلط، 8- غلط، 9- غلط، 10- غلط


امتیاز 6 و بالاتر از آن

اعتماد به نفس شما در حد قابل قبولی است، شما خود و توانایی هایتان را قبول دارید و به همین دلیل، در محافل عمومی و در جمع غریبه ها خیلی معذب نمی شوید. شما به ارزش واقعی خود واقف هستید و توانایی هایتان را به خوبی بروز می دهید.

امتیاز 5 و کمتر از آن

اعتماد به نفس شما خیلی بالا نیست اما اگر می خواهید موفق تر باشید و از زندگی بیشتر لذت ببرید، باید سعی کنید اعتماد به نفستان را بالاتر ببرید. این کار خیلی دشوار نیست فقط کمی تمرین و اراده ای قوی نیاز دارید تا بتوانید خود و توانایی هایتان را بهتر آشکار کنید.

اعتماد به نفس یکی از نشانه های سلامت یا عدم سلامت روح و روان افراد است اما ریشه اصلی بالا یا پایین بودن اعتماد به نفس چیست؟

اعتماد به نفس نوعی ارزیابی شخصی است که از دوران کودکی با توجه به بازخوردهایی که از دیگران دریافت می کنیم در ما ایجاد می شود. عملکرد ما در دوران مدرسه و در جمع همسالان، ویژگی های ظاهری و شخصیتی، وضعیت درسی و توانایی های مختلف همگی بازخوردهای مختلفی دارند که برخی از آنها در ما احساس رضایت و غرور ایجاد می کنند و برخی دیگر موجب می شوند احساس سرخوردگی و شرمندگی کنیم. واکنش های اطرافیان موجب می شود ما تصویر خاصی در ذهنمان از خود بسازیم و احساس کنیم فرد با ارزش و والایی هستیم. کودکی که از ویژگی هایش راضی است و به خودش می بالد مسلما اعتماد به نفس بالاتری خواهد داشت اما در مقابل کودکی که مدام از او انتقاد می شود اعتماد به نفس پایینی خواهد داشت و همواره از خودو ویژگی هایش شرمنده و خجالت زده می شود.

چنین فردی احساس خوبی نسبت به خودش نخواهد داشت، خجالتی و کم رو می شود و نمی تواند در حضور دیگران خود واقعی اش را بروز دهد، این فرد حتی نمی تواند با دیگران ارتباط موفقی برقرار کند و سعی می کند به گونه ای رفتار کند که نظرش با دیگران متفاوت نباشد تا از او انتقادی نشود چون نمی تواند از خودش دفاع کند، این فرد دوست ندارد در معرض قضاوت دیگران قرار بگیرد.

از آنجا که برخوردهای نادرست دوران کودکی اعتماد به نفس این فرد را به شدت پایین آورده شخصیت او بسیار ضعیف شده است و از خودش اظهار عقیده نمی کند و متاسفانه به سادگی نظرات دیگران را می پذیرد و بسیار اتفاق می افتد که تنها به دلیل اعتماد به نفس پایینش در دام افرادی بیفتد که از ضعف شخصیت او سوء استفاده می کنند.

اما گاهی اوقات اعتماد به نفس بالا با خودبینی و خودشیفتگی اشتباه گرفته می شود، فردی که اعتماد به نفس بالایی دارد واقع بین است. همانطور که خود و توانایی هایش را باور دارد به نقاط ضعفش نیز واقف است و آنها را می پذیرد اما به جای اینکه از ضعف هایش سرخورده و خجالت زده شود سعی می کند نقاط ضعفش را به قوت تبدیل کند.

بیش از بیست سال است که روانشناسان در مورد اعتماد به نفس تحقیق و بررسی می کنند و به این نتیجه رسیده اند که برای بالا بردن اعتماد به نفس فرد باید الگوی ذهنی تفکر و باورهایش را تغییر دهد. درمان های شناختی یکی از راه هایی است که به افرادی با اعتماد به نفس بسیار پایین پیشنهاد می شود، در این روش درمانی به افراد آموخته می شود که به گونه دیگری بیندیشند و به آنها کمک می کنند دیدگاه شان را نسبت به خودشان بهبود بخشند. این تفکرات جدید باید کم کم به باور فرد تبدیل شود و در کنار آموزش مهارت های رفتاری و کلامی فرد بتوانند اعتماد به نفسش را بالاتر ببرد.

منبع: مجله موفقیت

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ توسط 

یادمان باشد


وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم


در برابرش مسئولیم...


در برابر اشکهایش


شکستن غرورش


لحظه های شکستنش در تنهایی


و لحظه های بی قراریش


و اگر یادمان برود


در جایی دیگر


سرنوشت یادمان خواهد آورد


و این  بار ما خود فراموش خواهیم شد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ توسط 

امام باقر عليه السلام فرمودند: زيارت قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و زيارت مزار شهيدان، و زيارت مرقد امام حسين عليه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله بجا آورده شود.

 

شادگان ابتکار : از قدیم الایام، خانواده ها بر سر دختر یا پسر بودن فرزندان خود اختلاف هایی داشته اند. البته عقاید خرافی در مورد شوم بودن دختر و مانند آن هم در بسیاری از جوامع، در این امر نقش داشته است. این روزها اگر چه عقاید فوق – حداقل در جامعه ما – کمرنگ شده است؛ اما با اجرای سیاست های تنظیم خانواده و کاهش تعداد فرزندان خانواده ها به یک یا دو فرزند، بار دیگر، تمایل به تعیین جنسیت دلخواه فرزند یا به قول معروف جور بودن جنس، در بین زوج ها شدت گرفته است. در این نوشتار بر آن هستیم تا شما را با اصول علمی این مساله از دیدگاه طب جدید آشنا کنیم -که با قدری مسامحه اکثرا مورد پذیرش طبّ قدیم نیز هستند- و راهکارهای عملی برای علاقه مندان ارایه دهیم.

 

۱– روش تغدیه‌ای

در منابع طبّ سنّتی ایران آمده است که خوردن بعضی از غذاها در هنگام باردار شدن، در تعیین جنسیت جنین موثّر است.(مثلا کاهو، خرما، هل، زعفران و … برای پسردار شدن و ماست، ترشی، تخم مرغ و… برای دختردار شدن) این مساله در طبّ جدید نیز مورد پذیرش است و به دو روش قابل انجام است:

الف: تغییر در PH رحم: بر اساس برخی تحقیقات، ثابت شده است که تغییر در غلظت بعضی از املاح خون باعث کمک به تعیین جنسیت می شود به این شکل که افزایش سدیم و پتاسیم و کاهش کلسیم و منیزیوم بدن برای پسرشدن جنین و عکس آن برای دختر شدن آن کمک کننده است.

علّت این امر آن است که مواد غذایی، ارتباط مستقیمی با کاهش یا افزایش PH رحم دارند. بالا بودن نسبت سدیم و پتاسیم و کم بودن کلسیم و منیزیوم، با افزایش PH رحم(قلیایی شدن رحم)، متابولیسم تخمک و به خصوص لایه خارجی آن را به نحوی تغییر می دهد که اسپرماتوزوییدهای حامل جنسیت پسر به طرف آن جذب می شوند؛ امّا به عکس برای جذب اسپرماتوزویید جنسیت دختر به سمت تخمک، لازم است با بالا رفتن میزان کلسیم و منیزیوم و کاهش سطح پتاسیم و سدیم خون، PH رحم پایین بیاید(اسیدی شدن رحم). بنابراین مصرف مواد غذایی حاوی سدیم، فسفر، آهن، پتاسیم و روی نظیر ماهی، پرتقال، سیب، هویج، برنج و اسفناج که PH رحم را افزایش می دهند؛ از ۳۰ تا ۶۰ روز قبل از آمیزش، نقش مفیدی در پسر شدن جنین ایفا می کند. برعکس، استفاده از خوراکی هایی که حاوی کلسیم، منیزیوم و مس هستند مثل لبنیات، کلم، قارچ، نخود سبز، لوبیا سبز و جو، قادرند میزان PH رحم را کاهش دهند و باعث تولد نوزاد دختر خواهند شد.

 

منابع غذایی حاوی سدیم: نمک طعام، غذاهای دریایی، گوشت، تخم مرغ، شیر، جگر گوساله، هویج، اسفناج و….

منابع غذایی حاوی پتاسیم: گوشت، غلات، میوه ها، سبزی ها و….

منابع غذایی حاوی کلسیم: شیرکاکایو، ماست، بستنی، شلغم، بادام، ساردین و ….

منابع غذایی حاوی منیزیوم: قهوه، کاکایو، غلات، سبزی ها، مخمر آبجو، سویا، چغندر، گردو، جوانه گندم و ….

بنابراین استفاده بیشتر از غذاهای دو گروه اوّل، برای پسردار شدن و دو گروه دوّم برای دختردار شدن مفید است.



پس به طور خلاصه غذاهایی که برای پسردار شدن مناسبند عبارتند از: نمک طعام و غذاهای شور، موز، پرتقال، سیب، برنج، خرما، هویج، سیب زمینی، جگر، گوشت، تخم مرغ، ماهی و غذاهای دریایی، جگر گوساله، هویج، اسفناج، غلات، میوه ها، سبزی ها و ….

و غذاهایی که برای دخترشدن جنین مناسبند عبارتند از: شیر و فرآورده های آن، ماهی ساردین، قارچ، نخود سبز، لوبیاسبز، جو، خاویار، بادام، جوانه گندم، کلم، کدو، فلفل سبز، شیرکاکایو، ماست، بستنی، شلغم، قهوه، کاکایو، غلات، سبزی ها، مخمر آبجو، سویا، چغندر، گردو و ….



چند نکته:

۱- در مطالعه ای روی ۴۷ زن که از این رژیم استفاده کرده بودند، مشخّص شد که ۴۰ نفر توانستند فرزند دلخواه خود را به دنیا آورند. بعضی تحقیقات تا ۸۵ درصد موفقیت  را برای این روش گزارش کرده اند که نتیجه بسیار خوبی است.

۲- لازم است رژیم از سه ماه قبل از اقدام برای بارداری و به خصوص در ماهی که لقاح صورت می گیرد مورد استفاده واقع شود.

۳- این روش فقط لازم است توسط زن اجرا شود زیرا تغییرات یونیک تخمک است که اسپرماتوزویید موردنظر را انتخاب می کند.

۴- این رژیم بهتر است زیر نظر پزشک و با مراقبتهای خاص و با مقادیر معین انجام شود و انجام خودسرانه آن توصیه نمی شود.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ توسط 

نتايج تحقيقي گسترده در مورد تفاوت ميان خوابيدن روي سمت چپ يا راست بدن در اين حالت، نشان مي‌دهد هنگامي که شخص روي سمت راست خوابيده باشد، عبور غذا در معده به سوي لوله گوارش حدود 5/2 تا 5/4 ساعت طول مي‌کشد اما هنگام خوابيدن روي سمت چپ، بين 5 تا 8 ساعت طول خواهد کشيد بنابراين خوابيدن روي سمت چپ از لحاظ هضم غذا غيرقابل‌قبول است...

 علاوه بر اين، قلب در طرف چپ بدن قرار دارد و خوابيدن روي سمت چپ باعث مي‌شود ريه راست بر قلب فشار بياورد و فعاليت آن را کاهش دهد. مخصوصا كه علم تشريح نشان مي‌دهد ريه راست بزرگ‌تر از ريه چپ است. علاوه بر اين، کبد که سنگين‌ترين عضو احشاء است، هنگام خوابيدن روي سمت چپ، به حالت معلق قرار مي‌گيرد. خوابيدن روي سمت راست، وضعيتي صحيح است زيرا ريه چپ کوچک‌تر از ريه راست است بنابراين قلب راحت‌تر عمل مي‌کند. کبد نيز معلق نخواهدشد و در حالت ثابتي قرار مي‌گيرد.

آنچه گفته شد، نظريه‌هاي دانشمند مشهور فرانسوي «دکتر ساموئل دنکل» است. اين دانشمند در طريقه هشتم تفاوتي بين خوابيدن روي سمت راست يا چپ بدن قائل نشده است.


1. خوابيدن جنيني شکل

اين وضعيت عبارت است از جمع كردن پاها و نزديک كردن زانوها به شکم و جمع‌کردن دست‌ها و نزديک كردن آنها به سر يا قرار‌دادن دست‌ها در اطراف زانوها. شخصي که اينگونه مي‌خوابد، زانو‌ها را با دست‌هايش محاصره مي‌كند يا بالش را در آغوش مي‌گيرد، وضعيتي شبيه به وضعيت جنين در رحم مي‌يابد. اين روش خوابيدن نشان مي‌دهد مزاج فرد ناآرام است، جرات رويارويي با سختي‌هاي زندگي را ندارد و نمي‌تواند بدون تکيه بر ديگران به خواسته‌هاي خود برسد. علاوه بر اين، فردي اجتماعي نيست و تمايل دارد به کسي که داراي نفوذي نسبي در خانواده است و او را ياري مي‌دهد، پناه ببرد تا نيازهاي او را برآورده كند.

2. خوابيدن ساندويچي شکل

در اين حالت، دوپا روي هم و 2 دست نيز روي يکديگر قرار داده مي‌شود به‌طوري که بدن شبيه نان ساندويچ به نظر مي‌رسد. اين حالت نشان‌دهنده آرامش رواني و به‌طورکلي اطمينان است. شخصي که به اين شکل خوابيدن عادت دارد، مايل است كارهاي خود را به‌صورت متعادل و در حد موردقبول انجام دهد. چنين شخصي كه از زمان کودکي با اين شيوه خوابيدن خو گرفته است، تلاش مي‌کند از مشکلات دوري كند، زندگي خود را نظم و ترتيب دهد، محبت ديگران را به‌دست آورد و با صلح و آرامش به آسودگي‌خاطر برسد.


3. خوابيدن به‌شکل سجود

اين شكل خوابيدن، بيشتر در کودکان ديده مي‌شود و به حالت سجود در نماز بسيار شبيه است ولي جزيي از زندگي بسياري از بزرگسالاني كه از زمان کودکي به آن عادت كرده‌اند، مي‌شود. نتايج يک تحقيق نشان مي‌دهد افرادي که به اين شکل مي‌خوابند، از خستگي‌هاي رواني يا جسمي در زندگي رنج مي‌برند. گويي آنها براي فرار از سختي‌ها و ناراحتي‌هايي که ممکن است هجوم آورد يا با آنها روبرو شوند، آماده ايستادن و پريدن هستند. چنين اشخاصي گاهي به ضعف اعصاب، عدم تحمل و اضطراب شناخته مي‌شوند و گاهي ديگران در حضور آنها احساس راحتي نمي‌کنند.


4. خوابيدن روي طرف راست بدن و قسمتي از سينه و بازگذاشتن پاها

اين شکل از راحت‌ترين شيوه‌هاي خوابيدن محسوب مي‌شود و پزشکان آن را به بيماراني که از لغزش فقرات و درد کمر شکايت دارند، توصيه مي‌کنند زيرا خوابيدن به اين شکل، استراحت جسم را تضمين مي‌كند، چيزي که فرد در بيداري کمتر احساس مي‌کند. به عبارتي، اشخاصي كه اينگونه مي‌خوابند، آنچنان که در خواب به آسايش و راحتي جسم دست مي‌يابند، در زندگي عملي به آرامش و راحتي رواني دست نمي‌يابند و از اينجا آشکار مي‌شود که عامل مهم در زندگي انسان، طبيعت و حالت رواني و اميالي است که رفتارهاي انسان را هدايت مي‌کنند.


5. روش استراحت کامل

در اين مدل، شخص کاملا دراز مي‌کشد بدون آنکه قسمتي از بدن خود را جمع کند و دست‌هايش را زير سر قرار مي‌دهد، به‌طوري که سر روي 2 کف دست تکيه مي‌کند و يک پا روي پاي ديگر و در امتداد آن قرار مي‌گيرد. کسي که به اين شکل مي‌خوابد، منطقي است و هر چيز را در جاي خود مي‌شناسد و هرگاه چيزي از حد و مرز منطق و واقعيت خارج شود، براي او غيرقابل‌قبول است. چنين شخصي از خيال‌ها و حدس و گمان‌ها و احساسات غيرمنطقي به دور است و در نظر او هر آنچه عقل آن را نپذيرد، در زندگي واقعي نبايد وجود داشته باشد.


6. خوابيدن روي شکم

کسي که به اين شکل مي‌خوابد، علاقه‌مند است بر امور تسلط داشته باشد و در ميان مردم شاخص باشد. چنين شخصي تمايل دارد سلطه خود را بر ديگران تحميل كند بنابراين دوست دارد در ميان مردم زندگي کند و به‌طورکلي طاقت دوري از مردم را ندارد. او تلاش مي‌کند در زندگي جايگاه و قابليت و توانايي داشته باشد تا بتواند با سختي‌ها و مشکلات روبرو شود. او در عين حال گاهي دچار خشم و عصبانيت مي‌شود و خطاي ديگران را نمي‌بخشد. همچنين در کارهايش دقيق و مراقب قول‌ها و وعده‌هاي خود است و با وجود آنکه به‌سرعت خشمگين يا به‌شدت متاثر مي‌شود، زندگي او، زندگي نظم يافته و والايي به شمار مي‌آيد.


7. خوابيدن به شيوه فرمانروايان

در اين شيوه شخص بر پشت مي‌خوابد و دست‌ها را از دوطرف بازمي‌گذارد. بعضي از کساني که به اين طريق مي‌خوابند، گاهي خود را همانند بزرگان و فرمانروايان يا کساني که در ميان مردم داراي مقام و شهرت هستند، تصور مي‌كنند. مي‌توان اين خصوصيات را در زندگي و در روش رفتار آنها با ديگران به‌صورت آشکارا مشاهده كرد و آنها را افرادي قابل‌احترام يافت. اين افراد داراي نوعي قدرت و توانايي هستند که مي‌توانند با سختي‌ها و مشکلات مبارزه و به اندازه توانايي‌شان، نيازهاي مردم را برآورده ‌كنند. علاوه بر اين، تا حد توان براي ديگران فداکاري مي‌كنند.


8. خوابيدن به طريقه نيمه‌جنيني

آمار نشان مي‌دهد اين شيوه، شايع‌ترين شيوه خوابيدن است. در اين حالت، شخص روي يکي از پهلوها مي‌خوابد، زانوها را از هم نيمه‌باز مي‌گذارد، يکي از دست‌ها را زير سر قرار مي‌دهد و دست ديگر را به‌صورت آزاد و کشيده رها مي‌کند. خوابيدن به اين طريق، راحتي بدن را بدون آنکه راه تنفس بسته شود، تضمين مي‌كند و اکسيژن به اندازه نياز طبيعي به ريه‌ها مي‌رسد بنابراين بهترين شيوه خوابيدن به شمار مي‌آيد. براساس آمار، کساني که چپ دست هستند، روي دست چپ مي‌خوابند و برعكس آنها، کساني هستند که از دست راست استفاده مي‌كنند و روي دست راست مي‌خوابند يک تحقيق روان‌شناسي نشان مي‌دهد مرد يا زني كه به اين شکل مي‌خوابد، توانايي سازش با شرايط مختلف زندگي را دارد و از موهبت عقل و خوش‌رفتاري به يک اندازه برخوردار است. چنين شخصي تمام مشکلات زندگي را به راحتي مي‌پذيرد و بر آنها غلبه مي‌كند و بسيار کم اتفاق مي‌افتد که در رويارويي با مشکلات شکست بخورد يا موفق نشود.

منبع: کتاب پرتوهايي علمي از قرآن، تحقيق و تاليف دکتر محمد صابر، دارالمعرفه، چاپ اول 2007م


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ توسط 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ توسط 

آی خدا

 خسته ام.................

خسته از خستگی هام

   خسته از سردرگمی هام 

   خسته از فکرای تو ذهنم

    خسته از زندگی

خسته ام...................

واقعا دوست دارم بدم زندگیمو دست یکی دیگه بگم تو بازی کن

سوختیم عیبی نداره فدای سرت فقط بازی کن


من نه عاشق هستم ؛
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من دلم تنگ خودم گشته و بس…!


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ توسط 

سر خاک من...!!


اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه...!!


اونی که نخواست ما رو بالاخره میاد دیدن جسدم...!!


اونی که حتی نیومد تولدم زیر تابوتمو گرفته...!!


اونی که سلام نمیکرد میاد برا خدافظی...!!


عجب روزیه اون روز...!!


حیف كه اون موقع 

 

خودم

 

 نیستم...!!



نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ توسط 

 شادگان ابتکار :سامانه ي پيام كوتاه ((همراه معلم))بصورت آزمايشي راه اندازي شد.  اين سامانه بانام ((همراه معلم))مراحل تست وآزمايشي  خودرامي گذراندوهم اينك برروي برخي ازتلفن هاي همراه راه اندازي شده است.

 به گفته ي مرتضي ساكي مسئول روابط عمومي آموزش وپرورش شادگان اين سامانه همانگونه كه ازنام آن مشخص است همراه دائمي معلمان درتمامي زمينه ها بوده وباراه اندازي رسمي آن ،فرهنگيان محترم شادگان مي تواننددرتمامي اوقات شبانه روزازامكانات موجوددرسامانه استفاده وبعنوان يك پل ارتباطي مابين خودوكارشناسان اداره آموزش وپرورش شادگان استفاده نمايند.

اين سامانه دوسويه بوده وآماده دريافت پيشنهادات وانتقادات وسوالات معلمان درحوزه آموزش وپرورش خواهدبود


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ توسط 

 

خیلی وقت ها  دیدید که اکثر  روضه خوان ها تو ی  صحبت هایشان  بارها از این دست الفاظ استفاده می کنند که "زندگی من حسینه".سوال! اگر واقعا این طوری هست چرا برای خواندن در وصف زندگی  خودت(امام حسین ) اول میگی"ببخشیدشما  چقدر پول به من می دهید"....!!!؟؟؟لطفا این جمله را برای بنده معنی کنید.یعنی اول پول وبعد امام حسین (ع)؟ 

امام صادق (ع) میفرمایند کسی که برای ما روضه بخواند و صله را تعیین کند برای ما نخوانده و او از ما نیست امام رضا (ع) نیز فرموده اند که ملعون است کسی که برای روضه خوانی ما پول تعیین کند....

جا داره یک خاطره تلخ برای شما در این باب تعریف کنم.رفته بودم یه بیمارستان یه دکتر گفت  "این  آخوندا همشون واسه کسب کارشون میرن  بالای منبر ...! من موندم چی بگم واقعا هیچ جوابی نتونستم  بدم. 

چرا بعضی   هابه اسم  ملا ( به قول ما شادگانی ها ) و به این راحتی دارند با آبروی این  قشر بازی می کنند؟.شما اون دکتر رو یکی از چند میلیون قشری حساب کنید که به نوعی از بیرون به این قشر از جامعه نگاه می کنند. و به  اصطلاح هیئتی نیستیند.

آیا ما توانسته ایم آبرو خودمان را از بعضی از مسائل مقابل این دسته   افراد حفظ کنیم؟ یا با ندانم کاری های خود نعوذبالله با آبروی بیرق امام حسین بازی کرده ایم؟پول گرفتن حرام نیست  اما وقتی که آقای  آخوند روضه خوان  برای روضه خوانی اش پول  تعیین می کند این می شود  حرام!

و گرنه وقتی که بانی جلسه هر چقدر بده هیچ ایرادی هم نداره و ثواب هم داره و خواهش میکنیم از کسانی که  روضه خوان رو دعوت میکنن به عنوان  هدیه  بدهند و نباید زحمت آنان را هم نادیده بگیرند (روایت است که امام رضا دهان "دعبل" را به خاطر روضه خوانی در محضر ایشان پر از سکه  طلا کردند.) اما متاسفانه بعضی از  روضه خوان های شاخص  شادگان قبل از هرچیز برای جلسه قیمت  می گذارند که واقعا جای تاسف دارد. چرا داری امام حسین میفروشی آقا ی  روضه خوان!!!! واقعا جای تاسف  و افسوس است ....

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ توسط 
شادگان ابتکار:طبق خبر های  رسيده  حكايت از درگيري لفظي بين مدير يكي از بانک ها و یکی از نمایندگان خوزستان در مجلس شورای اسلامی دارد.

ماجرا از اين قرار است كه این نماينده در تماس تلفنی با مدیر بانک ، ضمن انتقاد از عملكرد اين دستگاه از مدير درخواست مي كند كه مطالبات مردم  را پيگيري كند.
از قرار معلوم تحقق برخي از اين مطالبات براي اين بانک سخت و ناممكن بوده و نماينده مجلس هم وقتي پاسخ رضايت بخشي از اين مدير نمی شنود با الفاظ تندي مدیر مورد نظر را مورد خطاب قرار می دهد!

به هر حال يادمان نرود اگر چه وظيفه نمايندگان مجلس به عنوان وكيل مردم، پيگيري حقوق آنهاست اما بايد درخواست نمايندگان از مديران دستگاه ها در چارچوب قوانين و مقررات باشد


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ توسط 

 

*ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺎﻝ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ “ﺷﺮﯾﻒ ” ﺍﺳﺖ،” ﻫﺮﺯﻩ ﻫﺎ” ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﻤﺎﻧﻨﺪ .

*وقتی دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش

*برای اداره کردن خودت از فکرت؛ وبرای اداره کردن دیگران از قلبت استفاده کن.

*بیشتر، کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند.

*قله ای که چندین بار فتح شود بی شک روزی تفریحگاه عمومی می شود؛ مواظب دلت باش.....


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ توسط 

 

از امشب می خوام نامه های دخترانی را که با مشکلات مختلفی در رابطه با تأخیر ازدواج مواجه شده اند جهت اطلاع شما و هم اندیشی و یافتن راهکارهای مناسب برای رفع مشکل تأخیر ازدواج بدون اشاره به نام آن ها منعکس کنم . خواهشم این است که با دقت بخوانید و چنانچه پاسخ مناسبی داشتید بنویسید .

خانم ن - ر  نوشته :

سلام بی هیچ مقدمه میرم سراصل مطلب
ماجرای من از اونجایی شروع شد که دانشگاه توی شهر خودم قبول شدم عمه ام هم چون دخترش یه رشته بدرد نخور و یه شهر دور قبول شده بود خیلی بهم حسودی میکردن که حتی چند بار که خونشون بودم از حرکاتشون متوجه شدم
گذشت و گذشت و من روز به روز سنم بالاتر رفت و پدرم از تعصبات غیر منطقی که داشت اصلا نمی ذاشت کسی اسم منو اصلا بیاره چه برسه که خواستگاری هم بکنه
تا این که مامانم سال 90 رفت پیش یه زن دعانویس و اون واسم سرکتاب باز کرد و گفت عمه هاش با سحر و جادو براش بستن بخت گذاشتن، اجاق کوری گذاشتن، مریضی گذاشتن چرا الان اومدی؟ ما حتی به حرفای این اکتفا نکردیم و من خودم شخصا پیش 5-4 نفر رفتم و همشون همینا رو بهم گفتن حتی یکیشون اسم عمه ام را هم گفت! هر کدوم دعاهای خاصی برای ابطال سحر بهم دادن همه رو مو به مو انجام دادم مثلا یکی رو گفت بسوزونم، یکی رو گفت توی قبرستون دقن کنم، یکی رو گفت باهاش غسل کن و ... من همه اینکارارو کردم 2 ساله تمومه که دارم نذر و نیاز میکنم هر دعایی که برای بخت بوده خوندم الان 27 سالمه و مشکل بسته بودن بختم اینه که الان بابم خواستگار راه میده ولی اصلا هیچ موقغیتی برام جور نمیشه هر کدوم یه جور می پرن! یکی منو نمی پسنده، یکی دیگه میره خبری ازش نمیشه می خوام بدونم آیا بازم با این همه دعایی که کردم بازم دست عمه هام تو کاره؟ ضمنا فال قهوه هم رفتم باز گفته سحر 10 ساله تو فالته تو رو خدا کمکم کنید هیچکس مثل من نیست...

ادامه نامه خانم ن - ر در ای میل بعدی ، پس از این که من در پاسخ به ای میلشان به نکته هایی اشاره کردم :
با سلام مجدد
من 2 سال دارم از خدا میخوام پس فکر کردین از کی می خوام 2 ساله با نذر، با سفره، با ختم صلوات، با ختم یا علی، با امامزاده رفتن، همه جور نمازا رو خوندن دارم از خدا میخام صلاحم رد پیش پام بذاره ولی دیگه از امسال نمیتونم بگذرم مامانم از خودم داغون تره
اگه سحر و جادویی در کار نیست پس این چند نفر دارن چی به من میگن؟ تازه یکیشون میگفت تو همش دعای ابطال سحر میخونی باطل میکنه ولی اونا دوباره تمدید میکنن من دارم کم کم به اثراتش پی میبرم امسال چندتا موقعیت داشتم که همشون الکی بهم خوردن آخه چرا؟ پس چرا خدا رحم نمیکنه؟ چرا دعاهای مادرمو اجابت نمیکنه؟ مگه دعای مادر در حق بچه اش روا نیست؟ من تا کی باید خوشبختی رو فقط تو خونهها مردم ببینم؟ آخه هیچکس مثل من نیست هیچکس براس بخت بستن نذاشتن مشکل من با بقیه متفاوته این دعانویس هاهم که میرم پیششون همش دعای قرآنی بهم میدن ینی همین آیات قرآن نمیتونه اون جادوهارو بشکنه؟ تروخدا به دادم برسید توی فامیلمون از من کوچیک ترا دارن میرن....
در 2013 12 11 


خانم ف - ف نوشته :
Saalam
من بیست و هشت سالمه
راه حل شما برای امنثال من چیه ؟
منون میشم ازلطفتون

خانم س - ف نوشته :
سلام ساراجون.خواستم راهکارت رو واسه ازدواج بدونم.ممنون میشم اگه کمک کنی.خدا خیرت بده.امیدوارم در تمام مراحل زندگیت موفق سالم و خوشبخت باشی.

خانم ن - ن نوشته :
همین الان وب شما رو دیدم
خواهشا در مورد پیدا کردن همسر مورد علاقم منم کمک کنید
خسته شدم
خانم ر - ر نوشته :
سلام.من 22سالمه هنوزازدواج نكردم.خيلي دوست دارم ازدواج كنم. ديگه نااميدشدم.ميشه لطف كنيداون نذري كه گفتيدوآخرين راه روبه ايميلم بفرستيد؟! ممنون ميشم.

نسرین نوشته

با سلام من یک خواهر 28 ساله دارم خیلی نگرانم که چرا هرخواستگاری که میاد میگن خوبه اما بعد از جلسه دوم  یه بهانه ای میارن خواهش میکنم کمکم کنید  تا حالا هیچ دوست پسری هم نداشته  خیلی بچه پاکیه

مونا نوشته :

سلام  من تبلیغ فایلی را که تهیه کرده اید در یک سایت اینترنتی  دیدم من الان 32 سالمه و مذهبی متعادل هستم یک خواستگار خوب داشته ام و او را دوست نیز داشتم که با ندانم کاری خودم و نداشتن هنر خوب حرف زدن برای رسیدن به توافق و تفاهم او را از دست داده ام و حالا خیلی پشیمانم او الان ازدواج کرده است ولی من ماندم و دیگر هیچ خواستگار خوبی ندارم فکر می کنم دیگر مجرد بمانم و این موضوع من  را عذاب می دهد.

می خواهم بدانم چگونه فایلتان را تهیه کنم و راهکارهای مناسب را پیدا کنم.

با تشکر

 

آذین نوشته :

سلام من 21سالمه و تاحالا حدود 9-8 خواستگار داشتم  اما خونوادم به امید یکی از این بهتر یکی یکی این خواستگارارو رد میکردن تاحالاکه سالی 1پیشنهاد فقط میشه و اونم طبق معمول باید بگیم نه پدرم تاحالا خواستگار تو خونه راه نداده وفکرمیکنه که چون ماغرببه ها رو نمیشناسیم نباید قبول کنیم ازطرفی با ازدواج فامیلی هم موافق نیست حالا من موندم و این اخلاق غیرنرمال خونوادم و جوونیم که داره غیر مفید حروم میشه تروخدا بهم بگید چکار باید بکنم؟ بابام اصلا به هیچ صراطی مستقیم نمیشه

خانم ش نوشته :

سلام .من 27 سالمه خواستگار زیاد داشتم دانشجوی کارشناسی ارشد هستم تک دختر با یه پدر عصبی وخشن.اصلا خودش همه رو رد میکنه دوس دارم سر وسامون بگیرم تو رو خدا اگه دعایی یا نذری هست بهم بگین.مرسی

مریم نوشته :

سلام میخوام ازدواج کنم ولی هرخواستگاری میاد خوباش میپرن معتاداش پافشاری میکنن  زیبا هستم وضع مالیمون زیاد خوب نیست 30سالمه  پیش دعاگرهم رفتم اما جواب نداد یه تیکه نخ داد بسوزونم ویه تیکه تو اب ندازم واینا ولی جلسات بعدیشو نرفتم چون واقعا بی پولم واینکه الانم  30سالمه تو رو خدا کمکم کن

سارا نوشته :


سلام
من دختری 30 ساله هستم که هیچ خواستگاری ندارم یا اگرم داشته باشم هیچ موقیت خوبی ندارن اگه موقیتشان خوب باشه میرن پشت سرشان را نگاه نمیکنن فکر کنم بیشتر بخاطر سنم باشه خواهش میکنم کمکم کنید تا ازدواج کنم.

.....  نوشته  :سلام ساراجان
امیدوارم خوب باشی ؟
نمیدونم چرا این ایمیل را واستون میفرستم شاید به قول خودتون نا امیدی! امیدوارم بتونید بهم کمک کنید
من یه دختر28 ساله هستم که ظاهرا همه چیز دارم اما تو مسایل عشق و عاشقی ضربه های سختی بهم خورده از همون زمان به مردا بد بین شدم و فقط فقط درس خوندم هر کسیم وارد زندگیم شد بی دلیلی ترکم کرد!! تمام خواستگارام هم من بی دلیل رد کردم هیچ مردی به هیچ وجه دیگه به دلم نمیشینه اکه هم بشینه حتما یه مشکلی داره و بی دلیل ترکم میکنه 4 سال پیش خواهر کوچکترم ازدواج کرد و.....حس تنهایی در حد وحشتناکی دارم با حودم تصمیم گرفتم با این تنهایی کنار بیام اما گاهی واقعا سخته....مخصوصا که هنوز به عشق اعتقاد دارم خیلی دعا کردم که عشق وارد زندگیم بشه اما ظاهرا من لیاقت عشق را ندارم با اینکه نمیدونم چرا
من دختر معتقدیم لطفا اگه میتونی کمک کن


....  نوشته  :
با سلام خدمت شما سارا خانم...
دختری هستم 31 ساله ، با مدرک لیسانس کامپیوتر که در آموزشگاه خودم مشغول به کار هستم . موقعیت های زیادی پیشنهاد میشه ولی شرایط ایده آل من رو ندارند . در ضمن حین کار با پسری که همسن خودم هست و واقعا شرایط تحصیلی و کاری خوبی داره آشنا شدم . پسر خوبی هست و خیلی به پیشرفت من کمک کرده ولی بحث ازدواج که پیش میاد غیر مستقیم فهمیدم که من رو در نظر نداره . در صورتیکه از همه لحاظ همخوانی داریم به نظر شما چه نذری بکنم که بتونم باهاش ازدواج کنم و خوشبخت بشم . من واقعا دوستش دارم ............................
دوست دارم یا با اون ازدواج کنم یا کسی که حتی بهتر از اونه
کسانی که فعال هستند اهل مطالعه و زندگی اکتیو دارند را خیلی دوست دارم چون به  منم انگیزه پیشرفت میدند و هر روز یه کار و ایده جدید ارائه میدند.
.........................
میخواستم اگه براتون ممکنه من رو راهنمایی کنید چه نذری انجام بدم که به فرد مورد علاقم برسم و واقعا منو دوست داشته باشم .دوست دارم وارد خانواده ای بشم که از وجود من خوشحال باشند

.....  نوشته :
دوست عزيز بسيار خوشحال ميشم كه نذرتون رو هم بدونم چون منم مثل خيلي از دخترها كه برايتان ايميل زد بسيار بسيار دعا كردم و از خدا خواسته ام اما نشده كه نشده اما مثل هيمشه و همچنان اميدم به خودش بوده كه بشه

.....   نوشته  :
سلام خانومی 32 سالمه 8 سال پیش بعد از 50 روز عقد، طلاق گرفتم و تا
یکسال پیش اصلا راضی به ازدواج نمی شدم الان به شدت راضیم اما خواستگار
مناسبی که کفوم باشه برام نمیاد یه ختم قرآن نذر کردم و 40 تا حدیث کسا
که دارم می خونم  تا حالا 15 تا خوندم نماز جعفر طیار و آیه 74 سوره
فرقان درقنوت نمازم می خونم یکی گفت آیاتی از سوره شوری رو تو ماه رمضون
بنویس بذار لای قران گذاشتم به لطف خدا دعای خیر پدر و مادرم خیلی همراهم
روزای جمعه زیارت  جامعه کبیره و گاهی شب جمعه ها دعای کمیل می خونم آخه
دو بار توی دو تا خواب دو تا خانم سید بهم گفتن برای ازدواجت اینا رو
بخون من اون موقع قصد ازدواج نداشتم من این همه نسخه پیچیدم حالا بگو شما
چی بلدی که من از تنهایی نجات بدی آخه مامانم فوت کرده و بابام 72 سالشه
خدا عوضت بده راستی سوره احزابم وشتم گذاشتم توی اتاقم


.......  نوشته  :باسلام،ساراخانوم میخواستم بگم من 22سالمه.یکبارعقد کردم و به خاطر بداخلاقی و ناپاکیه نامزدم ازش جداشدم.ما یکسال طول کشید که طلاق بگیریم،اما فقط  4ماه باهم بودیم.الان6ماهه که قانونی طلاق گرفتیم.الان 2تاخواستگار دارم که یکیش فوق دیپلم کامپیوتره.70درصد به پاک بودنش که دخترباز نیست ایمان دارم.اخلاقشم خیلی خوبه.اما ازنظر مادی خیلی ضعیفه و هیچی نداره.28سالشه ومجرده.یکی دیگه ازخواستگارامم لیسانس مترجمی زبانه.30سالشه.وضع مالیشم خوبه.تو آموزشگاهی که زبان میخونم معلمه.اما قبلأ زن داشته یکساله که جداشده.خیلی هم بهم محبت میکنه.به نظرشما کدوم بهتره و من باید چیکارکنم؟به نظرشما میتونم الان ازدواج کنم؟
 
....  نوشته  :
سلام. خوب هستید؟
دختری 33 ساله هستم. از نظر تحصیلات و خانواده شرایط خوبی دارم. قیافم خیلی معمولیه. تا به حال چند موقعیت ازدواج داشتم. البته زیاد نبوده ( چون خودم روابط اجتماعی محدودی دارم به دلیل کمرو بودن و نداشتن اعتماد به نفس بالا)
ولی خیلی احساس تنهایی میکنم و دوست دارم ازدواج کنم . فقط دنبال یک آدم با فرهنگ و با شخصیت و قابل اعتماد هستم ولی متاسفانه موردی نبوده که خیلی از من خوشش بیاد و به ازدواج ختم بشه. می خواستم ازتون کمک بگیرم. مرسی
  
 
سلام ممنون سارا جون
خانومها خودتون کردین که الان وضعیتتون اینه وقتی به راحتی خودتونو به حراج میذارین پسرها هم بدون اینکه تکلیفی در برابر شما احساس کنند ازتون استفاده کرده و به راحتی رهاتون می کنند وقتی یک دختر با تحصیلات و موقعیت خوب با یک پسر صرفا جهت اینکه پسره حاضره هر کاری انجام بده فکر میکنین پسرها مریضن بیان خودشونو به زحمت بیاندازن من اگه پسر بودن دنبال کسی میرفتم که دست نیافتنی باشه اصولا اینقدر عجله برای ازدواج نیاز نیست فقط از خدا بخواید بهتون میده همونی رو که لیاقت شما رو داره ترو خدا اینقدر راحت گوهر پاکی تون رو از دست ندید التماستون میکنم عزیزای دلم پس :
1.به جای خواستن از بشر خدا از خود خداوند بخواید.
2.این خواسته صرفا از روی تنهایی و ... نباشه از ته دل بخواهید .
3.اصولا حرفهای مردم رو رها کنید که اگه زودتر بله نگی میترشی چون ازدواج یک معنی دیگه داره که ما ایرانی ها نمی فهمیم چیه
4.از هر نوع قشری دوست دارید همسرتون باشه سعی کنید در مکان هایی بیشتر فعالیت دارن شرکت کنید .
5.از عشق یک طرفه جدا خودداری کنید چرا که هیچ پسری رو نمیشه با زور عاشق یا فارق کرد .
6.دست نیافتنی باشید یعنی حضور داشته باشید خوشتیپ باشید و همه ی صفات که دوست دارید همسر آینده تون داشته باشه رو در خودتون ایجاد کنید و خودتون رو به راحتی عرضه نکنید باور کنید پاکی یکی از راه های پیدا کردن یک همسر ایده آل است
7.به دوستان و اقوام بگویید که قصد ازدواج دارید شاید آنها هم موردی داشته باشند اما نه مستقیم که شما را وقیح جلوه دهد مثلا بگویید " به تازگی خواستگاری برایم آمده بود ولی با این خصوصیاتی که من میخواهم جور نبود ای کاش این موارد را داشت آنوقت بله میگفتم "
بهتر است از مادر خود بخواهید این موارد را ذکر کند چرا که شما را بهتر جلوه میدهد.
امیدوارم کمکی کرده باشم
" هرچه دلم خواست نه آن شد
هرچه خدا خواست همان شد "
به امید فردایی بهتر برای جوانان عزیز میهنم ایران
 
 
....  نوشته :
 
سلام سارا جان
عزیزم
من یک دوست دارم اسمش  .....  هست
یکساله از عشق یکی از اساتید بی تابی میکنه
منو یکی از دوستای دیگه ام هم رفتیم با استاده حرف زدیم
گفت نه نامزد دارم نه دوست دختر ولی عشق دوستتونم بنظرم منطقی نیست
و گفت خواستگاریش نمیام
حالا این دوستم خونریزی معده کرده ازناراحتی
خوابم دیده که امام رضا و علی اصغرم بهش گفتند حاجتت بر آورده میشه ولی خب استاده اینجوری گفته
میشه کمک کنید
من پایه ام آخه دوستم مثل خواهرم می مونه و داره جلو چشمام نابود میشه
خیلی ممنون
 
 
 
....  نوشته  :
 
سلام وقت بخیر ازاین که این وبلاک روطراحی کردین سپاسگذارم میخواستم اگربراییتان  زحمتی نیست اون مقاله های درزمینه ازدواج هست رو برام ارسال کنین واقعا خیلی حالم بده چندساله برای ازدواج دعامیکنم ولی مستجاب نمیشود هرنمازونذری بگیدرواداکردم وخوندم ولی جوابی نشنیدم من یه ادم خیلی مذهبی هستم ودوست دارم همسر اینده ام یه شخص مومنی باشد ولی تاحالا چنین خواستگاری نداشتم تازگیهاهم چند خواستگار که منومعرفی کردن برام میان ولی دیگه ادامش ونمیگیرن خیلی اعصابم خورده احساس میکنم شایددظاهرم مشکلی داره یاخانواده ام طوریشه درحالی که اصلا چنین نیست بنده 25 سالمه ولیسانس هستم
 
خیلی ممنون میشم راهکارهای روبهم بگین تامنم جوابی بگیرم
 
....  نوشته :
 
سلام سرا خانم.من30  ساله هستم..از خانوادهای نجیب و متدین .تا به حال  20 تا خواستگار داشتم ولی هر کدام به نحوی نشده .می شه راهنماییم کنید
 
 
....  نوشته  :
 
 سارا جان خودمم سنی ندارم 21سالمه ولی یدونه ام خواستگار ندارم
یعنی اینقدر زیاد بودند که اعصابمو بهم ریخته بودند ولی حالا دوسه ماه یکبار یه نفر که یا قدش کوتاه تره یا لاغره و کوچولو
اون موقع که خواستگارام زیاد بودند مامانم به همه میگفت
یکی دونفرم بدجور باهام لجند
من شخص خاصی مدنظر ندارم
برای منم دعایی هست؟
ممنون میشم کمکم کنی
۱۸ / ۹ / ۹۲
 
 
....   نوشته  :
 
سلام ، من وبلاگ شما رو دیدم و از مطالبش خوشم اومد البته ای کاش دوسال زودتر این مطالب رو جایی می خوندم و اشتباهاتی که مرتکب شدم رو انجام نمی دادم 
به هر حال ، خیلی علاقه مندم راجع به نذری که در وبلاگتون فرموده بودین اطلاعاتی داشته باشم . امیدوارم کلید حل مشکلاتم این نذر باشه .
منتظر جواب شما هستم .با تشکر
۲۰ / ۹ / ۹۲
 
....  نوشته :
 
سلام سارا جان

من 22 سالمه و دانشجوی برق هستم. تا الان فقط 2 تا خواستگار داشتم. خیلی ناراحتم که کسی منو نمیخواد

قیافه ظاهریم معمولیه ولی مشکلی که دارم اینه که قیافه و هیکلم مث بچه دبیرستانیاس. ینی هرکی منو میبینه میگه 15،16 سالمه

توی دانشگاه هم خیلی سنگین و رنگین هستم و با هیچ پسری حرف نمیزنم

اون اوایل چند نفر میخواستن باهام رابطه داشته باشن ولی من توجهی نکردم و اونام پی قضیه رو نگرفتن

برای ازدواج نذرم کردم ولی هیچ اتفاقی تا الان نیوفتاده. دلم میخواد ازدواج کنم و یکیو دوست داشته باشم . به شدت احساس تنهایی میکنم

تازگیا دیگه دلسرد شدم و سعی میکنم فقط به درس فکر کنم ولی واقعا سخته و نمیشه

خواهش میکنم نذری که گفتیو به منم بده. به خدا خیلی دعات میکنم
۲۵ / ۹ / ۹۲
 
 
....   نوشته :
 
سلام
من یه سوال داشتم.یکیو دیوونه وار میپرستم
الان 9 ماهه ترکم کرده ولی هر چن ماه یه زنگی میزنه و باز میره و خطشم خاموش میکنه
دارم نابود میشم
چطوری میتونم دلشو بدس بیارم و اون بیاد طرفم
وقتی باش حرف میزنم دستو پام میلرزه نمیتونم درس حرفامو بزنم
راهنمایی کنین
۲۷ / ۹ / ۹۲
 
.... نوشته :
 
سلام سارا جون . نزدیک یک ساله که سخت دلباخته پسرعموم هستم اونم منو خیلی دوست داره همه چی بهش جمعه اما عمو سخت مخالف این وصلت بود . روی نذری که برام فرستادی با اعتقاد کامل نیت کردم . امروز زن عمو زنگ زده به مامان که عمو رضایت داده به این ازدواج . ممنونم از تو که مشکلمو حل کردی . همین طور که منو خوشحال کردی از خدا می خوام همیشه کمکت کنه تا دلی شاد داشته باشی

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ توسط 

به گزارش  شادگان ابتکار ،نماز ظهر عاشورا به  یاد سرور  و سالار شهیدان  به امامت حجت السلام و المسلمین زنبوری با حضور پر شور عزاداران امام حسین و هیئت های مذهبی به یاد آخرین نماز سید شهیدان امام حسین (ع) و 72 یاران وفادارش  در  خیابان امام جنب مسجد امیر اقامه شد  ضمن اینکه مراسم شام غریبان اباعبدالله الحسین (ع) شب گذشته  هم در تمامی نقاط شهرستان شادگان برگزارشد. مردم غیور و عشاق حسینی شهرستان شادگان به یاد بی پناهی و غربت اهل بیت (ع) شبیه سازی واقعه کربلا و سوزاندن خیمه ها را برگزار و بعد از نماز مغرب و عشاء مراسم شام غریبان و روشن کردن شمع را برگزار کردند 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ توسط 
شادگان ابتکار : متاسفانه بسیاری از خانم ها براحتی دروغهای مردان متاهل را باور کرده و ناخواسته خود را درگیر چنین روابطی میکنند و وقتی در نهایت متوجه متاهل بودن طرف مقابل می شوند دلشکسته و سرخورده میشوند.

برخی مردهای متاهل یک وجه مشترک دارند که برای انجام آن تلاش زیادی هم می‌کنند. این وجه مشترک فریبکاری است. این مردهای تنوع طلب در پی روابط خارج از ازدواج هستند و سعی می کنند خود را مجرد جلوه دهند و متاسفانه بسیاری از خانم ها براحتی دروغهای آنها را باور کرده و ناخواسته خود را درگیر چنین روابطی میکنند و وقتی در نهایت متوجه متاهل بودن طرف مقابل می شوند دلشکسته و سرخورده میشوند. در زیر به مواردی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مردی که با او وارد رابطه شده‌اید متاهل است.


پولی برای اینکه شما را شام بیرون ببرد ندارد زیرا همسرش همه پول‌های او را کنترل می‌کند
احتمالاً خانواده‌ای را تحت حمایت دارد که شما از آن بی‌اطلاع هستید. احتمال اینکه ازدواج کرده باشد بسیار زیاد است. ممکن است شما را به مکانی ببرد که ادعا می‌کند برای خودش است یا اجاره کرده است. اما ممکن است فریبتان داده باشد و آن مکان متعلق به دوست او باشد.


از چند خط تلفن‌همراه استفاده می‌کند و احتمالاً شماره‌ای که به شما داده سیم‌کارت اعتباری است
نسبت به آقایانی که از چند خط تلفن همراه استفاده می‌کنند کمی بیشتر نگران شوید. این می‌تواند نشانه این باشد که پشت سر شما اتفاقات عجیبی می‌افتد که شما اطلاعی از آن ندارید. ممکن است خط ثابت او متعلق به خانواده یا همسرش باشد. او هیچوقت اطلاعات دقیقی نسبت به خانواده‌اش به شما نمی‌دهد یا وقتی بعضی ساعات خاص با او تماس می‌گیرید پاسخگوی شما نیست یا شما را از سرش باز می‌کند.


دروغش را رو می‌کنید
کمی در مورد او تحقیق می‌کنید و به بعضی دروغ‌های او پی می‌برید. متوجه می‌شوید که همه چیزهایی که از او سوال می‌کنید را انکار می‌کند اما قطعاً می‌دانید که صحت دارد. شناسنامه‌اش که در آن ازدواجش ثبت شده را پیدا می‌کنید اما طلاقی برای او به ثبت نرسیده است. این نشان می‌دهد که او هنوز به همسرش متعهد است.


فقط زمان‌های مشخصی می‌تواند با شما تلفنی صحبت کند
خانم‌ها، اگر عادت دارد فقط در ساعت‌های عجیبی با شما صحبت کند، معنی‌اش این است که یک جای کار می‌لنگد. اگر می‌گوید بخاطر مشغله کاری‌اش فقط می‌تواند نیمه‌شب با شما حرف بزند، گول نخورید. هر مردی که ازدواج نکرده باشد، می‌تواند طی ساعت‌های عادی روز با شما حرف بزند.


بعضی وقت‌ها که به او زنگ می‌زنید پاسخ نمی‌دهد
وقتی می‌گوید که وقتی به او زنگ زدید پیش مادرش بوده و به همین دلیل نمی‌توانسته صحبت کند، باور نکنید. مطمئناً چیزی را از شما پنهان می‌کند، مخصوصاً اگر خودش هم فقط سر ساعات غیرعادی به شما زنگ می‌زند. می‌توانید هر سوالی که داشتید از او بپرسید اما مطمئناً انکار خواهد کرد، مگراینکه مدرک درست در دست داشته باشید. کسی که تلفن شما را پاسخ نمی‌دهد، مطمئناً شما را فریب داده است و پای یک شخص سوم وسط است.


نداشتن عکس و اطلاعات پروفایل درصورتیکه اینترنتی با او آشنا شده باشید
برخی از مردهای متاهل در سایت‌های دوست‌یابی اینترنتی، عکسی روی پروفایل خود نمی‌گذارند اما اگر بخواهید عکسشان را برایتان ایمیل می‌کنند. دلیل آن این است که نمی‌خواهند کسی از حضور آنها در این سایت‌ها مطلع شود.


فقط از طریق ایمیل یا پیامک با شما تماس برقرار می‌کند
خیلی از افراد این روش‌های ارتباطی را ترجیح می‌دهند. اما اگر این تنها روش ارتباطی آنها باشد، قطع بر یقین مشکلی وجود دارد. یک فرد متاهل می‌تواند خیلی راحت از طریق اینترنت یا پیامک با شما ارتباط برقرار کند اما صحبت کردن تلفنی برای او مشکل خواهد بود.


هیچگاه شما را با خانواده یا دوستان خود آشنا نمی‌کند
مردان متاهل معمولاً دوست‌دخترشان را به کسانی که همسرشان را می‌شناسند معرفی نمی‌کنند.


هیچوقت آدرس خانه اش را به شما نمی دهد
اگر آدرس خانه‌اش را به شما نمی‌دهد، نشانه هشدار مهمی است. خیلی‌ها این بهانه را می‌آورند که از نظر خانوادگی مشکل دارند و نمی‌توانند شما را به خانه‌شان دعوت کنند. اما خیلی‌وقت‌ها این بهانه واقعیت ندارد و مشکل جای دیگری است.


می‌گوید متارکه کرده است
مردان متاهل معمولاً ادعا می‌کنند که متارکه کرده‌اند نه اینکه قانوناً طلاق گرفته باشند. کاری که شما باید بکنید این است که از آنها بخواهید هر زمان به طور قانونی از همسرشان جدا شدند با شما تماس بگیرند.


هیچوقت شما را به مکان‌های عمومی نمی‌برد
اگر هیچوقت شما را بیرون نمی‌برد، ممکن است پول کافی نداشته باشد یا برای بیرون رفتن تنبل باشد؛ اما ممکن است موضوع چیز دیگری باشد و بخاطر متاهل بودن نخواهد کسی شما را با او ببیند.


اگر رابطه‌تان از راه دور است، فقط وقتی در شهر شماست با شما تماس برقرار می‌کند
اگر وقتی در خانه است ناگهان گم می‌شود و هیچ خبری از او به دستتان نمی‌رسد، نشانه یک مشکل جدی است.


هیچوقت شما را در لیست دوستان اینترنتی‌اش در شبکه‌های اجتماعی اضافه نمی‌کند
اگر مدتی است با او رابطه دارید اما شما را به لیست دوستانش اضافه نکرده است، احتمالاً چیزی را از شما پنهان می‌کند.


در روزهای تعطیل و آخرهفته‌ها کاملاً ناپدید می‌شود
اینکه به همسرش بگوید آخرهفته‌ها را باید کار کند تا بتواند با شما وقت بگذراند برای او قطعاً سخت‌تر خواهد بود.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 


شادگان ابتکار : اگر شما، بتوانید زبان بدن پسران را رمزگشایی کنید، می‌توانید تا حدودی از درست بودن حرف‌های شان مطمئن شوید و بدانید خود واقعی‌شان، همین فرد است یا نه! پس پیش از آنکه جواب نهایی را به پسر مورد علاقه خود بدهید، در خواندن زبان بدن حرفه‌ای شوید.

آیا او ادعا‌هایش درست است یا تنها برای به دست آوردن دل شما دروغ می گوید؟ و آیا او همین‌قدر آرام و قابل اعتماد است یا قرار است بعد از رسیدن به شما، نقاب از چهره‌اش بردارد و فرد دیگری شود؟ جواب دادن به این سۆال‌ها کار هر کسی نیست. اما اگر شما، بتوانید زبان بدن پسران رمزگشایی کنید، می‌توانید تا حدودی از درست بودن حرف‌هایش مطمئن شوید و بدانید خود واقعی‌اش، همین فرد است یا نه! پس پیش از آنکه جواب نهایی را بدهید، در خواندن زبان بدن حرفه‌ای شوید.
 
گذاشتن  دست در جیب
خواستگار دست به جیب شما، احتمالا اطلاعات با ارزشی را پنهان می‌کند و نمی‌خواهد بخشی از زندگی‌اش را برایتان فاش کند.


 پنهان کردن دست چپ
اگر دست چپش را پنهان می‌کند، به احتمال زیاد، مسائل شخصی‌اش را از شما مخفی می‌کند و  دوست ندارد از زندگی‌اش سر دربیاورید.
 
پنهان کردن دست راست
اگر دست راست را پنهان می‌کند، احتمالا مسائلی را که ارتباط زیادی به خودش ندارد و به دیگران یا محیط بیرون مربوط است را از شما مخفی می‌کند.


‌پوشاندن دهان
پوشاندن دهان هنگام صحبت کردن یعنی ترس از بیان، پنهان کاری و خجالتی بودن.


دست به آسمان
اگرکف دست‌هایش را روبه بالا و با انگشتان کشیده نشان می‌دهد، صادق است و به شما علاقه دارد.اما اگر کف دست‌هایش به سمت پایین باشد، احتمالا در زندگی‌اش فردی گشاده‌رو نیست.
 
چه قدر از شما فاصله می‌گیرد؟
اگر او در فاصله نیم تا یک متری شما می‌ایستد، می‌توانید به او اعتماد کنید، زیرا نه خود را با شما بیگانه می‌داند و نه بیش از آنکه شایسته این موقعیت باشد به شما نزدیک می‌شود.
اگر او در دایره‌ای به شعاع 15 سانتی‌متر تا نیم متری شما می‌ایستد، احتمالا شما را از همین حالا همسر آینده‌اش می‌داند و می‌خواهد با شما صمیمی‌تر باشد. البته او نمی‌داند که هنوز برای ایجاد چنین حسی زود است و با این کارش شما را از خود دور می‌کند، زیرا این فاصله تنها متعلق به والدین، همسر، دوستان صمیمی و کودکان اطراف‌تان است.
اگر او در فاصله یک متری و بیشتر از شما دور می‌ایستد، یا به شما بی‌علاقه است یا آنقدر خجالتی است که هنوز نمی‌تواند شما را به عنوان یکی از عزیزان خود بداند. چون این فاصله، مناسب غریبه‌هایی است که در خیابان از کنار‌تان رد می‌شوند یا فروشنده‌هایی که از آنها خرید می‌کنید.
 
با پاهایش  چه می‌کند؟
_ تکان دادن پا :
اگر مدام پاهایش را تکان می‌دهد، احتمالا از این خواستگاری پشیمان شده و بعد از جداشدن از شما، دیگر سراغتان را نمی‌گیرد.


_ گذاشتن هر دو پا روی زمین :
اگر پاهایش را در کنار هم و محکم روی زمین قرارداده، روی راستگویی‌اش حساب کنید، چون فردی صادق و متعادل است. اما اگر پایش را روی پنجه یا پاشنه تکیه داده، احتمالا او فرد صادقی نیست و تمام حقیقت را نمی‌گوید.


_ انداختن پا روی پا :
اگر یک پا را بالاتر از زانوی یک پای دیگر قرارداده، احتمالا همه حقیقت را به شما نمی‌گوید یا از اینکه در شرایط امنی قرار دارد مطمئن نیست.


_ جفت کردن پاها :
اگر او در حالتی ایستاده که پاهایش کنار هم هستند، احتمالا حالت دفاعی به‌خود گرفته و چندان با گفته‌ها یا کارهای شما موافق نیست.


با چشم‌هایش چه می‌کند؟
اگر نمی‌خواهد به شما نگاه کند، موضوعی را از شما پنهان می‌کند.
اگر او مدام به پایین نگاه می‌کند، احتمالا به شما دروغ می‌گوید.
اگر او چشم‌ در چشم شما می‌دوزد، دوست دارد با شما صمیمی‌تر شود.


چشم‌هایش را پنهان می‌کند؟
بررسی‌ها نشان می‌دهد دروغگوها با مالیدن چشم‌ها، پوشاندن آنها با دست یا بستن آنها می‌خواهند از دیدن آنچه در مقابل چشمان‌شان می‌گذرد جلوگیری کنند؛ پس خاراندان چشمش را پای حساسیت فصلی نگذارید.


زیاد پلک می‌زند؟
فردی که ریگی به کفشش نباشد و در شرایط عادی قرار داشته باشد، در هر دقیقه، حدود6 تا 8 بار پلک می‌زند. اما بررسی‌ها نشان می‌دهد افراد در زمان استرس، بیشتر پلک می‌زنند. پلک زدن بیش از اندازه، به شما می‌گوید فرد مقابل‌تان از لحاظ روانی چندان در آرامش قرار ندارد یا دلیلی برای اضطراب و نگرانی دارد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 

شادگان ابتکار : در برخی فیلم‏ها می‏بینیم که عشاق نیمه‏شب در جنگل زیر نور ماه یا در هلی‏کوپتر هنگام سقوط، عشقشان را ابراز می‏کنند، اما بهتر است شما منطقی‏تر باشید. براساس زندگی خودتان موقعیت مناسب را بیابید و درخواستتان را مطرح کنید.

وقتی به او فکر می‏کنم، قلبم می‏زند. دست و پایم را گم می‏کنم، تمام حواسم پیش اوست...


 آیا این عشق است، یعنی عاشق شده‏ ام؟ همیشه به او فکر می‏کنم، می‎خواهم همه جا حضور داشته باشد، اگر نباشد دلتنگ می‏شوم، وقتی می‏خندد خوشحالم و وقتی گریه می‏کند، ناراحت می‏شوم، همانی را می‏خواهم که او می‏خواهد. به طور حتم این عشق است.


آیا واقعا عاشقی؟
برخی نشانه‏ها می‏تواند به شما اثبات کند که عاشق طرف مقابل هستید و او هم به همان اندازه شما را دوست دارد.


1 - به سمت هم کشیده می‏شوید
یکی از نشانه‏های عشاق این است که از کنار هم بودن احساس غرور می‏کنند و همدیگر را در مقابل دیگران به‏گونه‏ای توصیف می‏کنند که انگار برترین هستند. در مقابل افرادی که همدیگر را دوست دارند اما عاشق واقعی نیستند، عیوب همدیگر را بیشتر از خوبی‏های هم می‏بینند و هر یک در رابطه احساس حقارت می‏کنند.


2 - با هم خوش می‏گذرانید
وقتی عاشقید حضور طرف مقابل لذت‏بخش است و در عین داشتن اضطراب، فرد عاشق احساس لذت می‏کند و این در واقع همان تقابل عقل و احساس است. وقتی با فردی قراری عاشقانه دارید، اما احساس افسردگی خستگی و سردرگمی می‏کنید یعنی یا شما عاشق نیستید یا طرف مقابلتان.


3 - همیشه برای هم حاضرید
وقتی با او تماس می‏گیرید حتی اگر در جلسه کاری باشد پاسخ شما را کوتاه هم که شده می‏دهد. همیشه خوش خلق است و به دنبال فرصتی برای دیدنتان می‏گردد. تمامی این کارها یک معنا دارد طرف مقابل عاشق شماست. شما اولویت اول او هستید، او می‏خواهد این حس را نشانتان دهد. اگر طرف مقابلتان به شما زنگ نمی‏زند خود را با کار سرگرم کرده و وقتی با شماست مرتبا با تلفن حرف می‏زند یعنی عاشقتان نیست.


4 - نگران هم هستید
وقتی با هم هستید از شما می‏پرسد که روز خوبی را گذرانده‏ای یا نه و اینکه شما مشکلی نداری؟ به عبارت دیگر فرد عاشق نیازهای نارسیسیک خود را فراموش می‏کند و به دیگری گرایش می‏یابد. این گرایش نه از روی احترام، بلکه به خاطر عشق است. اگر طرف مقابلتان توجه زیادی به شما نشان نمی‏دهد و مشکلات درگیری‏هایتان برای او مهم نیست، چشم و گوشتتان را بهتر باز کنید.


5 - آسیب‏پذیرید
فرد عاشق دوست دارد برای طرف مقابل از خود بگوید؛ از هر آنچه که دوست دارد از کودکی‏اش و موقعیت‏هایی که از دست داده. او سعی می‏کند اعتماد طرف مقابل را به دست بیاورد البته با توصیف آنچه که هست نه آنچه که باید باشد. معمولا خود را آسیب‏پذیر نشان می‏دهد تا در پناه دیگری امنیت و محبت را بیابد. اگر طرف مقابل شما اظهار می‏کند که مردها و زن‏ها را خوب می‏شناسد، مراقب باشید. او تنها می‏خواهد مدتی را با شما خوش بگذراند.


6 - در رویای هم هستید
داشتن یک خانه، فرزندان زیاد و زندگی رویایی. عاشق‏ها رویاهای هم را همانند یک پازل کنار هم می‏چینند و زندگی آینده را کنار هم می‏سازند. اگر فردی که در کنار شماست، زندگی را یکنواخت می‏بیند و اشتیاقی به رویاپردازی ندارد و اهمیتی به برنامه‏ریزی‏های شما برای آینده نمی‏دهد، خود را گول نزنید او عاشق شما نیست. وقتی عاشق کسی هستید، بزرگ‏ترین نگرانی این است که چگونه فرد مقابل را از احساسات خود نسبت به او باخبر کنید. اکثر افراد فکر می‏کنند باید این کار را به صورت ناخودآگاه و در کمتر از 3 ثانیه انجام داد اما این بدترین روش است. اگر جزو افرادی هستید که تصور می‏کنید برای ابراز احساساتتان باید جلو بروید و به فرد مقابل بگویید «سلام من شما را دوست دارم و می‏خواهم با هم باشیم»، تکنیکی است که تنها باعث دورشدن طرف مقابل از شما خواهد شد. پس به این 6 روش عمل کنید. به طور حتم این روش‏ها موثرتر خواهد بود.


7 - دلتان را به دریا بزنید
می‏گوید 4 ماه است که عاشق او شده اما جرات نمی‏کند به او بگوید. اما چرا؟ چون نمی‏داند عکس‏العمل او چه خواهد بود؟!
اگر عاشق هستید به جای انتظار کشیدن راهی برای بیان خواسته‏تان پیدا کنید با انتظار چیزی درست نمی‏شود. پا پیش بگذارید و به نحوی باب صحبت را باز کنید.


8 - نگویید عاشق شما هستم
هرگز در برخورد اول به فرد مقابل نگویید که عاشقانه او را دوست دارید. می‏توانید پیشنهاد رفتن به سینما یا رستوران را به او بدهید تا با هم بیشتر آشنا شوید. به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید و قدم به قدم پیش روید.


9 - منتظر موقعیت باشید
مطمئنا نمی‏شود در یک جمع دوستانه به خانمی گفت که عاشقش هستید. برای اظهار عشق همه چیز باید برنامه‏ریزی شده باشد. بهترین زمان از روز برای بیان احساسات، عصر است. البته برای بیان احساساتتان موقعیت فرد را در نظر بگیرید، اگر فرد مقابل شما درگیر کار و رسیدگی به دستورات رییس خود است یا به تازگی بحثی با دوستان یا والدینش داشته، مطمئنا توجهی به اظهار عشق شما نخواهد کرد. بهتر است بعد از اینکه موقعیت مناسبی یافتید رودررو ( نه تلفنی یا با فرستادن اس‏ام‏اس و ایمیل ) اظهارات خود را ابراز کنید و خجالت را کنار بگذارید.


10 - اصرار نکنید، از نو شروع کنید
به عکس‏العمل‏های طرف مقابل احترام بگذارید. اگر او درخواست شما را رد کرد، بیش از حد اصرار نکنید. شانس دیگری به خود بدهید و بعد از مدتی صبر (مثلا پس از گذشت چند روز) دوباره درخواستتان را مطرح کنید. اگر در نهایت موفق نشدید به احساسات طرف مقابل بها دهید.


11 - اعتماد به نفس داشته باشید
آنچه زنان را عاشق مردان می‏کند، ثبات‏قدم و اعتمادبه‏نفس آنهاست. پس با ترس و لرز برای اظهار عشق قدم برندارید. اگر واقعا نمی‏دانید چگونه باید عشقتان را ابراز کنید چند کتاب و مجله بخوانید یا در سمینارهای مربوطه شرکت کنید. وقتی اعتمادبه‏نفستان به اندازه کافی بالا رفت، عشقتان را ابراز کنید.


12 - بیش از حد رمانتیک نباشید
در برخی فیلم‏ها می‏بینیم که عشاق نیمه‏شب در جنگل زیر نور ماه یا در هلی‏کوپتر هنگام سقوط، عشقشان را ابراز می‏کنند، اما بهتر است شما منطقی‏تر باشید. براساس زندگی خودتان موقعیت مناسب را بیابید و درخواستتان را مطرح کنید.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
شادگان ابتکار : دخترهای بسیاری هستند که به قصد ازدواج با پسری که به آنها ابراز علاقه می‌کند، آشنا می‌شوند و وقتی حس می‌کنند رابطه عشقی آنها دوطرفه است، ...

ناگهان می فهمند رودست خورده اند و طرف مقابل فقط قصد داشته احساسات او را به بازی بگیرد. دختری می گوید" تا به حال سه مورد این چنینی برای من اتفاق افتاده است. اولی در دوران دبیرستان بود که حس کردم خام بودن من باعث شده که آن پسر را نشناسم. بعد از آن در دوره دانشگاه به پسری که دو ترم از من بالاتر بود دل بسته شدم و به او و حرف های عاشقانه ای که می زد، اعتماد کردم اما خیلی اتفاقی فهمیدم که او این رفتار را با دو دختر دیگر هم دارد و به خاطر رابطه چندماهه ای که داشتیم آن قدر سرخورده شدم که چند واحد درسی ام را افتادم و مدتی افسرده شدم. حالا هم که 26 ساله هستم و در یک شرکت کامپیوتری کار می کنم با یکی از همکارانم که در بخش دیگری مشغول است، دوست شده ام. او می گوید تمایل دارد فعلا با من فقط دوست باشد و اگر شرایط ازدواج مهیا شد شاید ازدواج کنیم. نمی دانم باید چه کار کنم؟ اگر به او اهمیت ندهم، شاید دیگر به چنین موقعیتی برنخورم و بعدها افسوس بخورم اما از طرفی می ترسم که او نیز مثل قبلی ها با احساسات ام بازی کند و دست آخر هم از ازدواج طفره برود. کاملا گیج شده ام و نمی توانم تصمیم بگیرم..."

دکتر بدری سادات بهرامی روان شناس و مشاور

یکی از نیازهای اساسی ما آدم ها نیاز به دوست داشته شدن و دوست داشتن است. اگر نتوانیم کسی را دوست بداریم، از سلامت روانی فاصله داریم. به دلیل اهمیت این نیاز، فرد تامین کننده آن نیاز می تواند در ما تاثیر فراوانی بگذارد و گویا کمندی نامریی بر گردن ما بیندازد و ما را دنبال خود بکشاند. بنابراین ما در هر نوع رابطه عاطفی که قرار بگیریم، به درجاتی وابستگی های عاطفی روانی را تجربه خواهیم کرد. البته میزان وابستگی در کسانی که خلأهای عاطفی روانی را از گذشته داشته باشند عمیق تر و سریع تر خواهد بود. آنچه اهمیت دارد این است که ماهیت رابطه داشتن به خاطر جذابیت هایی که دارد ما را به خود وابسته می کند.

وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می بینیم که دوست مان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت می شود. برعکس، وقتی می بینیم کسی دوست مان ندارد و یا از رابطه ای که با ما دارد، خارج می شود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می شود، احساس بی ارزشی است.

اگر در شما هیچ وابستگی ایجاد نشود و بی اهمیت پس از پایان یک دوستی، همه چیز را فراموش کنید و انگار نه انگار، از کنار آن بگذرید، واقعا جای نگرانی دارد و باید برای این مشکلی که دارید تحت بررسی قرار بگیرید. به طور کلی، وقتی شاهد ابراز علاقه کسی نسبت به خود هستیم و یا در رفتار و گفتار او می بینیم که دوست مان دارد، احساس ارزشمندی در ما تقویت می شود. برعکس، وقتی می بینیم کسی دوست مان ندارد و یا از رابطه ای که با ما دارد، خارج می شود؛ اولین موضوعی که باعث آسیب روانی ما می شود، احساس بی ارزشی است.

یکی از مسیرهایی که دو فرد را در یک رابطه عاطفی قرار داده و ممکن است عوارضی را برای هر دو به وجود آورد دوستی های دختر و پسر است. شاید تنها راهی که بتوان با آن به این دختر و پسرها کمک کرد آن است که انواع رابطه ها را برایشان تعریف کنیم تا با شناسایی تغییر رفتارهای خود بتوانند بر اوضاع مسلط شوند. می توانند به این موضوع فکر کنند که چه طور رفتار کنند تا کسی نتواند احساسات و عواطف آنها را به بازی بگیرد.

چرا بعضی ها با احساسات دیگران بازی می کنند؟


وابستگی دختر و پسر

وقتی کسی آنچه در درونش نیست را به شما منتقل کند، در واقع عواطف شما را به بازی گرفته است. در این بازی، هر یک از دوطرف که آگاهانه بازی را شروع می کنند در جستجوی یک رابطه جدی و هدف مند نیستند اما وانمود می کنند لبریز از عشق و عاطفه اند و احساس خوشایندی به هم دارند. آنها به دروغ با بیان الفاظی محبت آمیز و کلیشه ای قصد دارند احساسات طرف مقابل را به بازی بگیرند. زیربنای این بازی شاید امری طبیعی و بیولوژیک باشد و به نوعی کشش درونی برای رسیدن به ازدواج تعبیر شود اما آنها یکدیگر را به بازی می گیرند.

برخی معتقدند در صورت سلامت نفس طرفین و وجود انگیزه های سالم و غیرفریبکارانه این بازی حرکت به سوی رفتارهای پخته و آمادگی برای ازدواج است. شک دارم که تا به حال، برخی الفاظی را که توسط برخی دختر و پسرهای جوان به کار برده می شود نشنیده باشید: «طرف را به تور انداختم... مخ طرف را زدم...» اما وقتی در مورد به کار گرفتن دروغین الفاظ محبت آمیزی که قاعدتا در عشق های واقعی رد و بدل می شود از این جوان ها می پرسم، در توجیه رفتار خود می گویند: «اینها را می گم چون عادتمه؛ چون قاعده بازی همینه. اگر من نگم، دیگری می گه و خلاصه من قوانین بازی را بلدم...»

پسرهایی که وارد زندگی یگانه "دختر مذکور" شده اند دچار مشکلات روانی نبوده اند اما آنها قوانین بازی فریبکارانه را از هم سالان خود آموخته و می دانستند چه طور باید رفتار کنند تا بتوانند احساسات او را به بازی بگیرند. دو دختری که در دانشکده با آن پسر رابطه داشته اند نیز می دانستند چه طور باید حرکت های مقابل او را انجام دهند تا رودست نخورند. این دختر و پسرها دنبال رابطه های ابزاری و یا دوستی ساده و شاید هم رابطه ای حمایتی باشند و به هر جهت، خواهان رابطه ای عاشقانه و به قصد تشکیل خانواده نیستند.

اگر حتی می دانیدقرار است با خواستگار خود آشنا شوید و هدف هر دو شما ازدواج است، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایطش شود.

درس دوم اینکه اگر حتی می دانیدقرار است با خواستگار خود آشنا شوید و هدف هر دو شما ازدواج است، باز هم نباید چنان در فاز عاطفی غرق شوید که وابستگی شدید مانع از محک زدن منطقی او و شرایطش شود. چه بسا جواب شما در نهایت به درخواست او منفی باشد، پس نباید کاری کنید که زمینه بازی با عواطف تان فراهم شود و اگر روزی خواستید به هر دلیلی این رابطه را ختم کنید و او را مورد مناسب ازدواج ندانستید، نباید کارتان به مراکز اعصاب و روان بکشد و یا در کنج خانه افسردگی بگیرید یا متقابلا چنین مشکلاتی را برای او ایجاد کنید.

به یاد داشته باشید که رعایت حدود شرعی و اخلاقی لازمه حفظ سلامت شما و طرف مقابل شماست. مثلا اگر می بینید به سمت وابسته شدن در حرکت اید و مغز شما در حال شرطی شدن و دریافت تغذیه عاطفی از اوست و یا آن قدر احساساتی هستید که با شنیدن کلمات عاشقانه از او بین زمین و آسمان معلق می مانید، باید هوشیارانه عمل کنید. گاهی موبایل تان را خاموش کنید و یا به او بگویید دیگر نباید از این کلمات استفاده کند، وگرنه به تماس هایش پاسخ نمی دهید.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
 شادگان ابتکار : همیشه در نظر داشته باشید که شما و شریکتان با هم مساوی هستید از تمامی جهات همیشه بودن در یک رابطه با جنس مخالف بسیار هیجان انگیز است. مهمترین نکته در ذهن شما این است که اگر زمانی فرد مورد علاقه تان را پیدا کردید، تا چه زمانی می توانید با او در رابطه باقی بمانید؟ خوب، بزرگترین نگرانی این است که چگونه در یک رابطه شاد و راضی باشیم! اما در آخر، یک رابطه سالم، رابطه ای است که هم دختر و هم پسر از بودن با هم خوشحال باشند! در زیر مواردی برای رسیدن به این شادی لیست شده است.

مواردی برای شاد بودن در یک رابطه


در همه ی موارد مساوی باشید.

همیشه در نظر داشته باشید که شما و شریکتان با هم مساوی هستید از تمامی جهات. صرفنظر از اینکه چه کسی بیشتر پول در می آورد و یا اینکه یا تا دیر وقت کار می کند و یا اینکه در خانه کار می کند هیچ وقت این مسائل را با هم مقایسه نکنید. این مسئله فقط منجر به یک دعوای غیر ضروری می شود که بسیار زشت است. پس سعی کنید و همیشه به جای اینکار خیلی دوستانه وظایف و مسئولیت هایتان را کنار بگذارید. زمانی که شما به این مطلب برسید که شریک شما هم مانند شما از همه لحاظ خوب است آنوقت این مسئله به شما کمک می کند تا از کاری که او برای شما انجام می دهد متشکر و ممنون باشید.

ارتباط برقرار کنید

مهمترین نکته ای که برای شاد باقی ماندن در رابطه وجود دارد تلاش برای برقراری رابطه است. اکثر زوج ها برای این بینشان فاصله به وجود می آید چون که نمی توانند با هم ارتباط برقرار کنند. این فاصله های کوچک اکثرا باعث می شود تا دعواهای بسیار جزئی بالا بگیرند و از کنترل خارج شوند. اغلب مشاوران روابط اعتراف می کنند که صحبت نکردن زوج ها با یکدیگر منجر به انهدام رابطه می شود. بهترین چیز این است که اگر چیزی در ذهنتان دارید در موردش با او صحبت کنید هیچ چیزی نباید از طرف مقابلتان پنهان شود. چرا که اگر همینگونه انباشته شود به شدت عمیق تر، بزرگتر و زشت تر می شود.

جرقه های آتشین را دوباره برگردانید

معمولا دیده شده است که رابطه ها بعد از مدتی خسته کننده و یکنواخت می شود. هر کاری که هر یک از طرفین انجام می دهند تکراری و کسل کننده به نظر می رسد هیچ عشقی باقی نمانده است. در این موارد بهترین کار این است که جرقه ها را دوباره به رابطه برگردانید. به مسافرت بروید، در کلاس رقص با هم شرکت کنید یا در مورد ایده های خلاقانه که باعث می شود شما دو نفر زمان بیشتری را با هم بگذرانید، فکر کنید. در آخر تنها چیزی که به درد می خورد این است که شما یک تفریحی برای سرگرم کردن یکدیگر در دست داشته باشید. نگذارید رابطه تا اندازه ای دچار رکود شود که ضربات ناشی از آن غیر قابل کنترل باشد.

به یکدیگر فضا بدهید

رابطه باید به فرد احساس آرامش بدهد. شما نباید وقتی با فرد دیگری بیرون هستید احساس اضطراب و خفقان کنید. شما باید زمان بی نظیری را با هم سپری کنید در حالی که باید به یکدیگر فضای لازم را نیز بدهید. به او اجازه بدهید با دوست های خود بیرون برود همچنین دختر ها هم نیاز دارند تا زمانی را با دوست های دخترشان سپری کنند. به سرعت مشکوک نشوید و اجازه ندهید که هر گونه حسادت چیزهای خوبی را که با هم دارید به خطر بیندازد. اجازه بدهید تا هر اندازه ای که می تواند با دوست هایش خوش بگذراند آنجاست که کم کم دلش برای شما تنگ می شود. شما هیچوقت تا از کسی دور نباشید دلتنگش نمی شوید.

در آخر مهم نیست که شما چه اندازه نصیحت می شنوید و میخوانید اما تا زمانی که خودتان نخواهید که رابطه تان کار کند و به جایی برسد، این اتفاق هرگز نخواهد افتاد هیچ کسی هم نمی تواند به شما کمک کند. الان که فهمیدید که چگونه می توانید رابطه شاد داشته باشید بروید و آن جادو را دوباره برگردانید.

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
شادگان ابتکار : اگر می خواهید بدانید چگونه به راحتی می توانید زنان را جذب خودتان کنید با ما همراه شوید :

مردها می‌گویند دنیای زنان عجیب و غریب است. آنها به راحتی همسران‌شان را به بی‌فکری و غیرمنطقی بودن متهم می‌کنند و گاهی به حال این زن‌های همیشه حساس و همیشه مشکوک افسوس می‌خورند اما واقعیت این است که زنان نه از مردها کم‌هوش‌ترند و نه بی فکرتر. آنها تنها دنیا را از دریچه دیگری می‌بینند و به موضوعات از بعد دیگری نگاه می‌کنند.


با وجود این، برای مردهایی که حتی اگر احساساتی ترین فرد روی زمین باشند، باز هم دوست دارند مثل آهن‌ربا زندگی کنند، پذیرش این واقعیت آسان نیست. اگر شما هم یکی از این مردها هستید، بهتر است تا دیر نشده، دست از این برچسب زدن‌ها بردارید و از آنچه در دنیای زنان می‌گذرد باخبر شوید. شاید تمام مشکلات به این دلیل اتفاق می‌افتد که شما هیچ چیز از زنی که قرار است شریک زندگی‌تان باشد نمی دانید.

اگر می خواهید بدانید چگونه به راحتی می توانید زنان را جذب خودتان کنید با ما همراه شوید :


بگذارید جای زندگی را انتخاب کند
شاید فکر کنید علاقه همیشگی زن‌ها به همسران‌شان برگ برنده شماست؟ شاید اینطور باشد اما گاهی هم این ویژگی مسئولیت شما را در مراقبت از همسرتان و تامین نیاز عاطفی‌اش بیشتر می‌کند. تا پایان عمر باید به یاد داشته باشید که ارتباطات برای زن‌ها از آب حیات هم واجب‌تر است. آنها حتی بعد از ازدواج هم بیشتر از مردها به بودن در کنار دوستان، خانواده پدری و اعضای فامیل‌شان احتیاج دارند. قرار نیست به‌خاطر در نظر گرفتن این اصل، به همسرتان اجازه دهید که به خانواده یا اطرافیانش وابستگی اغراق شده داشته باشد و استقلال زندگی بعد از ازدواجش را از بین ببرد، بلکه باید به او این حق را بدهید که در صورت دور بودن از عزیزانش به شکل غیرقابل جبرانی دلتنگ و افسرده شود. قرار نیست همه وقت تان را در کنار نزدیکان او بگذرانید و از بودن با کسانی که دوست‌شان دارید محروم شوید، بلکه کافی است کمی هم احساسات لطیف او را درنظر بگیرید و به او اجازه بروز این احساسات را بدهید.


کافی است دوستش داشته باشید
برای یک زن، ارتباطاتش باارزش ترین دارایی‌های زندگی است. از همان دوستی‌های کودکی گرفته تا روابط خانوادگی و بعد هم ارتباط عاطفی، همه و همه برای زن‌ها از هر داشته دیگری باارزش‌تر است. شاید زن‌ها هم مثل هر آدم دیگری در زمان ازدواج به امکانات مالی، خانوادگی و تحصیلات خواستگارشان توجه کنند اما آنچه برای‌شان ملاک تصمیم گیری است، پاسخ این سؤال است:«چقدر دوستم دارد؟» پس اگر دلبسته دختری شده‌اید و دیگران گمان می‌کنند که شما را نمی پذیرد، حرف‌های‌شان را نادیده بگیرید و برای اثبات عشق‌تان به او، تمام توان‌تان را خرج کنید. باور کنید بیشتر خانم‌ها برای خوشبخت‌بودن، به هیچ چیز جز آرامش خاطر نیاز ندارند.


پای سقراط را وسط نکشید
اگر می‌خواهید چالش‌های میان شما و همسر آینده‌تان زیاد نشود، بهتر است دنیا را از دریچه دید او ببینید. درست است که زن‌ها به همان اندازه مردها ذهنی رشد یافته دارند و از پس دیدن واقعیات زندگی بر می‌آیند، اما آنها در اغلب موارد، واقعیات را به شکل دیگری می‌بینند. اگر شما در مورد یک موضوع جدی برای همسرتان استدلال بیاورید، در کمال ناباوری، واکنش عاطفی و هیجانی او را می‌بینید و گاهی از ادامه دادن بحث منصرف می‌شوید. باید بپذیرید که زن‌ها به اندازه شما از پس کنترل احساسات و حفظ خونسردی شان برنمی‌آیند، پس اگر می‌خواهید در مورد موضوعی با او بحث کنید و به نتیجه منطقی برسید، از کوره در نروید و به جای سرکوب احساساتش به او برای کنترل آنها کمک کنید. البته این اتفاق همیشه به ضرر شما نیست، چراکه با استفاده از این ویژگی، می‌توانید با گفتن «دوستت دارم» به دلخراش‌ترین بحث‌ها پایان دهید.


مشکلات را در همان لحظه حل نکنید
دنیای زن‌ها، دنیای توصیف و جزئیات است. برخلاف مردها که همیشه به دنبال کوتاه‌کردن راه و حل کردن مشکلات هستند، زن‌ها دوست دارند در زمان دلتنگی در مورد مشکلات‌شان صحبت کنند و به جای حل کردن‌شان، احساس همدردی فرد مقابل‌شان را به دست بیاورند. وقتی همسر آینده‌تان با شما از نگرانی‌هایش درمورد مراسم عروسی صحبت می‌کند، انتظار ندارد که شما مراسم را به شکلی دیگر برگزار کنید، بلکه تنها می‌خواهد این جمله را بشنود : « نگران نباش، همه چیز را درست می‌کنم. » اگر نمی‌خواهید زن مورد علاقه‌تان را ناامید کنید، در زمان صحبت کردنش به فکر راه حل نباشید و به بحث پایان ندهید، بلکه به او اجازه بیان آنچه در سر دارد را بدهید و با یک همدردی ساده، مشکلی که در ذهن آزارش می‌دهد را حل کنید. گمان نکنید که همیشه باید با یک جمله دندان‌شکن به حرف‌های همسرتان پاسخ دهید.
گاهی تنها کافی است شنونده خوبی باشید و به او اطمینان دهید که درکش می‌کنید.


حرف‌هایش را وارونه ببینید
گرچه مردها حرف‌های‌شان را صریح و مستقیم می‌زنند، اما زن‌ها همیشه دقیقا آنچه می‌گویند را نمی‌خواهند. زن‌ها گمان می‌کنند که همسرشان باید از ذهن آنها خبر داشته باشد و بدون هدایت آنها، همه چیز را بفهمد. اما مردها عقل‌شان به گوش‌شان است و تنها آنچه را که می‌شنوند باور می‌کنند.


اگر نمی‌خواهید این موضوع زندگی مشترک شما را به خطر بیندازد، بعد از شنیدن هر جمله از طرف همسر آینده یا امروزتان، به منظور احتمالی که می‌تواند پشت حرفش باشد توجه کنید. یادتان نرود که زن‌ها حتی در زمانی که آزاردهنده ترین جملات را بیان می‌کنند، در انتظار جلب محبت شما هستند.  پس اگر واقعا نمی دانید که مشکلش چیست و چه می‌خواهد، با مهربانی و آرامش پیشقدم شوید و از حرف‌های او سر دربیاورید. باور کنید که یک صدای آرام، یک چهره حمایتگر و بیان چند جمله عاشقانه می‌تواند پیچیده‌ترین مشکلات را هم حل کند.


به حسادت احترام بگذارید
چه بخواهید و چه نخواهید این حس در همسر شما وجود دارد. ممکن است او یک زن منطقی و آرام باشد و حسادتش را در دلش نگه دارد و ممکن است کمی هیجانی‌تر رفتار کند و مدام شما را سؤال پیچ کند. اما حتی زن‌هایی که وانمود می‌کنند حساس و حسود نیستند، هم از پشت پرده همسرشان را زیر نظر دارند و تا زمانی که احساس کنند محدوده زندگی شان تهدید نمی‌شود، ساکت می‌مانند. زن‌ها آدم‌های انحصار طلبی هستند که دوست دارند همیشه برای همسرشان اولین باشند. آنها دوست ندارند هیچ‌کس دیگری به دل همسرشان نفوذ پیدا کند و گذشته از این، حتی اگر بدانند همسرشان یکی از اعضای خانواده خود را بیشتر از آنها دوست دارد، آشفته و مضطرب می‌شوند. نمی‌خواهیم شما را ناامید کنیم چون این مشکل هم مثل مشکلات دیگر چاره ای دارد. برای آنکه آرامش زندگی مشترک‌تان تهدید نشود، بهتر است همیشه به محدوده همسرتان احترام بگذارید و این حس را به او منتقل کنید که هیچ کس و هیچ چیز قرار نیست تخت پادشاهی‌اش را تصرف کند.


بگذارید علیه شما حرف بزند
شما به عنوان یک مرد می‌توانید رازهای دوستان‌تان را تا پایان عمر در دل نگه دارید و حتی خودتان کارهایی بکنید که هیچ کس هرگز از آنها باخبر نمی‌شود. اما زن‌ها رو تر از شما رفتار می‌کنند و حتی اگر در مورد خودشان رازی داشته باشند، به خاطرش زجر می‌کشند. گرچه شما حتی بعد از سخت‌ترین دعواها هم در مقابل دیگران طوری رفتار می‌کنید که انگار اتفاقی نیفتاده است، اما همسرتان احتمالا بعد از رنجیدن از شما، سراغ پیامک فرستادن برای یکی از دوستانش یا صحبت کردن با او می‌رود. زن‌ها می‌توانند با کسی که تاکنون برای‌شان کاملا غریبه بوده، هم از مشکلات بزرگ زندگی شان حرف بزنند و اگر بخواهید در این مورد مانع‌شان شوید، هیچ وقت دلتنگی‌های‌شان از بین نمی رود و به آرامش نمی‌رسند. پس به همسرتان این حق را بدهید که مشکلاتش را به اشتراک بگذارد و گاهی علیه شما با یکی از دوستانش حرف بزند.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
شادگان ابتکار : مردها می‌گویند دنیای زنان عجیب و غریب است. آنها به راحتی همسران‌شان را به بی‌فکری و غیرمنطقی بودن متهم می‌کنند و گاهی به حال این زن‌های همیشه حساس و همیشه مشکوک افسوس می‌خورند اما واقعیت این است که زنان نه از مردها کم‌هوش‌ترند و نه بی فکرتر. آنها تنها دنیا را از دریچه دیگری می‌بینند و به موضوعات از بعد دیگری نگاه می‌کنند. با وجود این، برای مردهایی که حتی اگر احساساتی ترین فرد روی زمین باشند، باز هم دوست دارند مثل آهن‌ربا زندگی کنند، پذیرش این واقعیت آسان نیست. اگر شما هم یکی از این مردها هستید، بهتر است تا دیر نشده، دست از این برچسب زدن‌ها بردارید و از آنچه در دنیای زنان می‌گذرد باخبر شوید. شاید تمام مشکلات به این دلیل اتفاق می‌افتد که شما هیچ چیز از زنی که قرار است شریک زندگی‌تان باشد نمی دانید.

بگذارید جای زندگی را انتخاب کند

شاید فکر کنید علاقه همیشگی زن‌ها به همسران‌شان برگ برنده شماست؟ شاید اینطور باشد اما گاهی هم این ویژگی مسئولیت شما را در مراقبت از همسرتان و تامین نیاز عاطفی‌اش بیشتر می‌کند. تا پایان عمر باید به یاد داشته باشید که ارتباطات برای زن‌ها از آب حیات هم واجب‌تر است. آنها حتی بعد از ازدواج هم بیشتر از مردها به بودن در کنار دوستان، خانواده پدری و اعضای فامیل‌شان احتیاج دارند. قرار نیست به‌خاطر در نظر گرفتن این اصل، به همسرتان اجازه دهید که به خانواده یا اطرافیانش وابستگی اغراق شده داشته باشد و استقلال زندگی بعد از ازدواجش را از بین ببرد، بلکه باید به او این حق را بدهید که در صورت دور بودن از عزیزانش به شکل غیرقابل جبرانی دلتنگ و افسرده شود. قرار نیست همه وقت تان را در کنار نزدیکان او بگذرانید و از بودن با کسانی که دوست‌شان دارید محروم شوید، بلکه کافی است کمی هم احساسات لطیف او را درنظر بگیرید و به او اجازه بروز این احساسات را بدهید.

کافی است دوستش داشته باشید

برای یک زن، ارتباطاتش باارزش ترین دارایی‌های زندگی است. از همان دوستی‌های کودکی گرفته تا روابط خانوادگی و بعد هم ارتباط عاطفی، همه و همه برای زن‌ها از هر داشته دیگری باارزش‌تر است. شاید زن‌ها هم مثل هر آدم دیگری در زمان ازدواج به امکانات مالی، خانوادگی و تحصیلات خواستگارشان توجه کنند اما آنچه برای‌شان ملاک تصمیم گیری است، پاسخ این سؤال است:«چقدر دوستم دارد؟» پس اگر دلبسته دختری شده‌اید و دیگران گمان می‌کنند که شما را نمی پذیرد، حرف‌های‌شان را نادیده بگیرید و برای اثبات عشق‌تان به او، تمام توان‌تان را خرج کنید. باور کنید بیشتر خانم‌ها برای خوشبخت‌بودن، به هیچ چیز جز آرامش خاطر نیاز ندارند.

پای سقراط را وسط نکشید

اگر می‌خواهید چالش‌های میان شما و همسر آینده‌تان زیاد نشود، بهتر است دنیا را از دریچه دید او ببینید. درست است که زن‌ها به همان اندازه مردها ذهنی رشد یافته دارند و از پس دیدن واقعیات زندگی بر می‌آیند، اما آنها در اغلب موارد، واقعیات را به شکل دیگری می‌بینند. اگر شما در مورد یک موضوع جدی برای همسرتان استدلال بیاورید، در کمال ناباوری، واکنش عاطفی و هیجانی او را می‌بینید و گاهی از ادامه دادن بحث منصرف می‌شوید. باید بپذیرید که زن‌ها به اندازه شما از پس کنترل احساسات و حفظ خونسردی شان برنمی‌آیند، پس اگر می‌خواهید در مورد موضوعی با او بحث کنید و به نتیجه منطقی برسید، از کوره در نروید و به جای سرکوب احساساتش به او برای کنترل آنها کمک کنید. البته این اتفاق همیشه به ضرر شما نیست، چراکه با استفاده از این ویژگی، می‌توانید با گفتن «دوستت دارم» به دلخراش‌ترین بحث‌ها پایان دهید.

مشکلات را در همان لحظه حل نکنید

دنیای زن‌ها، دنیای توصیف و جزئیات است. برخلاف مردها که همیشه به دنبال کوتاه‌کردن راه و حل کردن مشکلات هستند، زن‌ها دوست دارند در زمان دلتنگی در مورد مشکلات‌شان صحبت کنند و به جای حل کردن‌شان، احساس همدردی فرد مقابل‌شان را به دست بیاورند. وقتی همسر آینده‌تان با شما از نگرانی‌هایش درمورد مراسم عروسی صحبت می‌کند، انتظار ندارد که شما مراسم را به شکلی دیگر برگزار کنید، بلکه تنها می‌خواهد این جمله را بشنود:«نگران نباش، همه چیز را درست می‌کنم.» اگر نمی‌خواهید زن مورد علاقه‌تان را ناامید کنید، در زمان صحبت کردنش به فکر راه حل نباشید و به بحث پایان ندهید، بلکه به او اجازه بیان آنچه در سر دارد را بدهید و با یک همدردی ساده، مشکلی که در ذهن آزارش می‌دهد را حل کنید. گمان نکنید که همیشه باید با یک جمله دندان‌شکن به حرف‌های همسرتان پاسخ دهید.
گاهی تنها کافی است شنونده خوبی باشید و به او اطمینان دهید که درکش می‌کنید.

حرف‌هایش را وارونه ببینید

گرچه مردها حرف‌های‌شان را صریح و مستقیم می‌زنند، اما زن‌ها همیشه دقیقا آنچه می‌گویند را نمی‌خواهند. زن‌ها گمان می‌کنند که همسرشان باید از ذهن آنها خبر داشته باشد و بدون هدایت آنها، همه چیز را بفهمد. اما مردها عقل‌شان به گوش‌شان است و تنها آنچه را که می‌شنوند باور می‌کنند.

اگر نمی‌خواهید این موضوع زندگی مشترک شما را به خطر بیندازد، بعد از شنیدن هر جمله از طرف همسر آینده یا امروزتان، به منظور احتمالی که می‌تواند پشت حرفش باشد توجه کنید. یادتان نرود که زن‌ها حتی در زمانی که آزاردهنده ترین جملات را بیان می‌کنند، در انتظار جلب محبت شما هستند.  پس اگر واقعا نمی دانید که مشکلش چیست و چه می‌خواهد، با مهربانی و آرامش پیشقدم شوید و از حرف‌های او سر دربیاورید. باور کنید که یک صدای آرام، یک چهره حمایتگر و بیان چند جمله عاشقانه می‌تواند پیچیده‌ترین مشکلات را هم حل کند.

به حسادت احترام بگذارید

چه بخواهید و چه نخواهید این حس در همسر شما وجود دارد. ممکن است او یک زن منطقی و آرام باشد و حسادتش را در دلش نگه دارد و ممکن است کمی هیجانی‌تر رفتار کند و مدام شما را سؤال پیچ کند. اما حتی زن‌هایی که وانمود می‌کنند حساس و حسود نیستند، هم از پشت پرده همسرشان را زیر نظر دارند و تا زمانی که احساس کنند محدوده زندگی شان تهدید نمی‌شود، ساکت می‌مانند. زن‌ها آدم‌های انحصار طلبی هستند که دوست دارند همیشه برای همسرشان اولین باشند. آنها دوست ندارند هیچ‌کس دیگری به دل همسرشان نفوذ پیدا کند و گذشته از این، حتی اگر بدانند همسرشان یکی از اعضای خانواده خود را بیشتر از آنها دوست دارد، آشفته و مضطرب می‌شوند. نمی‌خواهیم شما را ناامید کنیم چون این مشکل هم مثل مشکلات دیگر چاره ای دارد. برای آنکه آرامش زندگی مشترک‌تان تهدید نشود، بهتر است همیشه به محدوده همسرتان احترام بگذارید و این حس را به او منتقل کنید که هیچ کس و هیچ چیز قرار نیست تخت پادشاهی‌اش را تصرف کند.

بگذارید علیه شما حرف بزند

شما به عنوان یک مرد می‌توانید رازهای دوستان‌تان را تا پایان عمر در دل نگه دارید و حتی خودتان کارهایی بکنید که هیچ کس هرگز از آنها باخبر نمی‌شود. اما زن‌ها رو تر از شما رفتار می‌کنند و حتی اگر در مورد خودشان رازی داشته باشند، به خاطرش زجر می‌کشند. گرچه شما حتی بعد از سخت‌ترین دعواها هم در مقابل دیگران طوری رفتار می‌کنید که انگار اتفاقی نیفتاده است، اما همسرتان احتمالا بعد از رنجیدن از شما، سراغ پیامک فرستادن برای یکی از دوستانش یا صحبت کردن با او می‌رود. زن‌ها می‌توانند با کسی که تاکنون برای‌شان کاملا غریبه بوده، هم از مشکلات بزرگ زندگی شان حرف بزنند و اگر بخواهید در این مورد مانع‌شان شوید، هیچ وقت دلتنگی‌های‌شان از بین نمی رود و به آرامش نمی‌رسند. پس به همسرتان این حق را بدهید که مشکلاتش را به اشتراک بگذارد و گاهی علیه شما با یکی از دوستانش حرف بزند.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
 
 

مرگ عشق

آشنایی مقدمه ازدواج است و به همین دلیل خیلی از مشاوران ازدواج معتقدند که اهمیت این دوره حتی بیشتر از دوره های بعدی است. یک دوره آشنایی درست و اصولی می تواند تا حدود زیادی تکلیف شما را با طرف مقابلتان روشن کند و در عوض یک آشنایی اشتباه می تواند منجر به شکست رابطه شود. بنابراین بد نیست چند اشتباه رایج در این دوره را بشناسید تا بتوانید از این دوران حداکثر استفاده را ببرید:

▪ وقتی دهانتان را می بندید

خیلی وقت ها فکر می کنیم که این اولین و آخرین شانس ماست و درست همین حالا باید برای آینده خود تصمیم بگیریم.

یا حتی بدتر از آن، فکر می کنیم که سوال پرسیدن تجاوز به حدود شخصی طرف مقابل است و برای آن که محترم تر جلوه کنیم، سعی می کنیم زیاد وارد مسائل شخصی او نشویم و دانستن خیلی از موضوعات را به آینده موکول می کنیم

عده ای هم سوال پرسیدن را مته به خشخاش گذاشتن می دانند و معتقدند همین قدر که کلیات را درباره کسی می دانند، کافیست. به این ترتیب وقت کافی برای پرداختن به این که چرا نباید با کسی ازدواج کنیم، پیدا نمی کنند.

▪ وقتی گوش هایتان را می گیرید

روابط یک شبه از بین نمی روند. معمولا پیش از آن که هر رابطه ای خراب شود، علائم و هشدارهایی به شما آلارم می دهند و زنگ خطرهایی برای شما به صدا در می آیند اما شما با این بهانه که نباید زیاد حساس بود، باید او را تغییر دهم، با گذشت زمان همه چیز درست می شود و... گوش هایتان را سفت می چسبید و خلاء ها و کاستی های طرف مقابل را نادیده می گیرید.

▪ وقتی چشم هایتان را می بندید

این که هر کس ممکن است کم و کاستی داشته باشد یا اشتباهاتی مرتکب شود چیز عجیبی نیست اما اتفاق بد وقتی می افتد که شما چشم هایتان را بر این کاستی ها می بندید و به خود اجازه فکر کردن به آنها را نمی دهید. بنابراین با هر درخواستی که از طرف مقابلتان مطرح می شود سازش می کنید و آن را می پذیرید.

بعد از مدتی ممکن است احساس کنید مدام در حال اطاعت و کرنش هستید و از عقاید و مواضع خودتان حسابی کوتاه آمده اید اما چاره ای نیست و مجبورید این رویه را ادامه دهید چون اگر غیر از این را انجام دهید، مجبور به دعوا، درگیری و پایان دادن رابطه هستید. بنابراین برای حفظ یک تفاهم یک طرفه، چشم هایتان را بسته نگه می دارید.

این که طرف مقابل شما زیبا و تحصیل کرده و دارا باشد ایرادی ندارد اما به شرطی که در کنار آن آدم درستی باشد، خانواده خوبی داشته باشد، به شما شباهت داشته باشد، حرفتان را بفهمد و به اخلاقیات پایبند باشد.

در غیر این صورت شما تنها با یک مدل، یک تریلیاردر یا یک فردصاحب منصب «هم خانه» شده اید.

▪ وقتی چراغ عقلتان را خاموش می کنید

وقتی همسرتان را صرفا بر اساس مادیات، ظاهر، معیارهای اجتماع پسند و نه بر اساس معنویات و تشابهات درونی انتخاب می کنید، وارد یک رابطه ای نادرست شده اید و هرچه پیش تر بروید، بیشتر فرو خواهید رفت.

این که طرف مقابل شما زیبا و تحصیل کرده و دارا باشد ایرادی ندارد اما به شرطی که در کنار آن آدم درستی باشد، خانواده خوبی داشته باشد، به شما شباهت داشته باشد، حرفتان را بفهمد و به اخلاقیات پایبند باشد.

در غیر این صورت شما تنها با یک مدل، یک تریلیاردر یا یک فرد صاحب منصب «هم خانه» شده اید و عملا کسی به عنوان همسر و همراه وارد زندگی تان نشده است.

▪ وقتی یک چشمی می بینید

خیلی وقت ها، در زمان آشنایی چنان جذب یک ویژگی از طرف مقابل می شوید که بقیه وجوه شخصیتی او را فراموش می کنید. تعهد او آنقدر برایتان مهم می شود که فراموش می کنید طرف مقابل آدم ایرادگیر و سرسختی است. یا آنقدر شیفته صداقت او می شوید که فراموش می کنید طرف مقابل تان فرد افسرده و تنبلی است.

وقتی از خواستگاری ها خسته می شوید و تحت فشار اطرافیان بر سامان گرفتن اصرار می کنید، یا برای فرار از موقعیت فعلی تن به ازدواج می دهید، یعنی بین دو دیدگاه مطلق در حرکت هستید و فکر می کنید که یا ازدواج می کنید یا تنها می مانید و بدبخت می شوید و در این بین هیچ گزینه سومی هم وجود ندارد

▪ وقتی صفر و یکی می شوید

وقتی ماجرای ازدواج برایتان آنقدر حیاتی می شود که با همه وجود تصمیم می گیرید این آخرین تجربه خواستگاری شما باشد، هیچ کس نمی تواند جلودار بدبختی تان شود جز یک معجزه الهی!

وقتی از خواستگاری ها خسته می شوید و تحت فشار اطرافیان بر سامان گرفتن اصرار می کنید، یا برای فرار از موقعیت فعلی تن به ازدواج می دهید، یعنی بین دو دیدگاه مطلق در حرکت هستید و فکر می کنید که یا ازدواج می کنید یا تنها می مانید و بدبخت می شوید و در این بین هیچ گزینه سومی هم وجود ندارد.

این تفکر مطلق و صفر و یکی باعث می شود شما در هر آشنایی، دستپاچه، چشم و گوش بسته و زبان بسته رفتار کنید و در نتیجه بدون منطق و دلیل کافی وارد مسیری شوید که نتیجه ای جز شکست ندارد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
شادگان ابتکار : از آنجا که در جامعه سنتی، خانواده‌ها یکدیگر را می‌شناختند،آشنایی چندان معنا نداشت.اما در جامعه کنونی که اکثر افراد یکدیگر را نمی‌شناسند به نظر می‌رسد که آشنایی یک نیاز جدی باشد.

آشنایی به عبارتی همان خواستگاری است. از آنجا که در جامعه سنتی، خانواده‌ها یکدیگر را می‌شناختند و اکثر مردم به نوعی باهم آشنا بودند، آشنایی چندان معنا نداشت. اقتضای آن زمان‌ها این بود که از بین آشنایان به خواستگاری یک نفر بروند. اما در جامعه کنونی که اکثر افراد یکدیگر را نمی‌شناسند و تحرک اجتماعی افزایش پیدا کرده است، به نظر می‌رسد که آشنایی یک نیاز جدی باشد. از قدیم ما ایرانیان معتقد بوده‌ایم که ازدواج بهتر است با یک فرد «دیده و شناخته» انجام گیرد. بسیاری از ما ایرانیان در این سال‌ها به ازدواج خویشاوندی روی آورده‌ایم چرا که ازدواج با خویشاوند، ازدواج با یک فرد دیده و شناخته است. اما واقعاً ما تا چه زمانی می‌توانیم برای ازدواج دیده و شناخته به ازدواج خویشاوندی روی آوریم. ازدواج خویشاوندی شرایط ژنتیکی دشواری را برای نسل آینده فراهم می‌سازد و مشکلات ژنتیکی را به ارمغان خواهد آورد. پس به نظر می‌رسد که برای دیده شدن و شناخته شدن و انجام ازدواج دیده و شناخته باید به دنبال راههای دیگری باشیم. نیاز جامعه امروز ما دیده شدن و شناخته شدن است

خواستگاری، درخواست ازدواج از یک فرد آشناست اما اگر آشنا نبودیم اگر غریبه بودیم چه باید بکنیم؟! آشنایی نیاز جامعه شهری ماست که مردم اکثراً یکدیگر را نمی‌شناسند. اکثراً غریبه‌اند، آشنایی به طور طبیعی در سال‌های گذشته در بین مردم شهرها و روستاها پیش می‌آمد. آدم‌ها یکدیگر را یا به طور مستقیم یا به طور غیر مستقیم می‌شناختند، از یکدیگر دور نبودند و اکثر افراد، دیده می‌شدند. اما امروزه در پهنه‌ی شهرهای چند میلیون نفری چه کسی، چه کسی را می‌شناسد؟! خانواده‌های پر ارتباط کاهش یافته‌اند؛ سازمان‌ها؛ شرکت‌ها و ادارات؛ قبایل جدیدی هستند که با یک نفر از خانواده در ارتباطند و با سایر افراد خانواده کاری ندارند، روابط خانوادگی بین کارکنان سازمان یافته نیست و بنابراین فقط این کارکنان هستند که یکدیگر را می‌شناسند نه خانواده‌های آنها و طیف وسیع‌تری از اجتماع.

روابط انسانی در شرایط ویژه‌ای به سر می‌برد. اگر یک نفر درونگرا باشد و عزلت گزین در بین انبوده جمعیت دیده نخواهد شد. آنچه امروز مانع دیده شدن و شناخته شدن است انبوه جمعیت است و سست شدن روابط سنتی انسان‌ها از قبیل خویشاوندی و پا نگرفتن روابط مدرن و جدید؛ انسان‌ها در یک جامعه‌ی بدون ساختار به حال خود رها شده‌اند. پارک‌ها فضای آشنایی و شناخت شده است و ملاک آشنایی در پارک و خیابان هرچه باشد به نظر عمیق و اصیل نمی‌آید. خانواده به عقب رانده شده و روابط انسان‌ها بدون شکل و خیابانی شده است، بدون عمق و بدون ریشه و بدون تاریخچه؛ انسان‌ها با یکدیگر آشنا نیستند.

انسان‌ها غریبه‌هایی هستند که بدون عمق باهم آشنا می‌شوند. یک آشنایی سطحی یک آشنایی بی‌مایه، یک آشنایی نسنجیده و بی‌قید؛ ازدواجی که از این گونه آشنایی برخیزد می‌تواند ازدواجی سطحی و بی‌قید و غیرمسئولانه باشد. ریشه‌ها سست شده است و مردمان بی‌ریشگی را دوست دارند. ارتباط با خواهر و برادر و خویشاوند سست شده و درختان تنومند اصیل به یک گیاه یک ساله فروخته می‌شوند.

موضوعات جنسی و لذت آنی محور شده است و ازدواج به عنوان سرآغاز یک نسل و یک تبار و یک ماندگاری هزاران ساله به فراموشی سپرده شده است. تمتع جنسی و لذت آنی اعتقاد اکثریت مردمان بی‌اعتقاد شده است. بزرگترین لذت‌ها را در سریع‌ترین لذت‌ها می‌یابیم، صبوری را فراموش کرده‌ایم و سرعت را پذیرفته‌ایم، غذاهای سریع به جای خوراکی‌هایی نشسته است که مهمترین لذت آنها در طول زمان تهیه و فرآوری آنها بود. ازدواج بیشتر به سمت موقت بودن جاری است تا به سمت دائمی بودن.

درختچه‌های چند ماهه‌ی ارتباط جنسی بر درختان تنومند یک نسل که در هزاره‌ها جاری است ارجحیت یافته‌اند. همه چیز سرعت گرفته است؛ همه چیز تند شده است و همه چیز به تندی و سرعت باید به لذت منتهی شود. انسان وقار خود را از دست داده است و بازگشت به اجداد حیوانی را تجربه می‌کند.

در این شرایط چه باید کرد؟

آشنایی در این شرایط نیاز انسانی ما قبل از خواستگاری شده است اما از آنجا که حرص آدمیان به موضوعات جنسی افزایش یافته است، این نیاز اساسی به دیده‌ی منفی نگریسته می‌شود. اگر پسری بخواهد با دختری آشنا شود تا بعد از آشنایی برای خواستگاری از او تصمیم‌گیری کند، این آشنایی را به چشم یک ارتباط بی‌جا و بی‌قاعده و اصول می‌نگریم که در آن پسر قصد سوء استفاده جنسی دارد؛ البته در بسیاری از اینگونه روابط این قصد وجود دارد اما این بدین معنی نیست که آشنایی یعنی قصد سوء استفاده؛ آشنایی قرار ملاقات (Date) نیست، آشنایی، دوستی دختر با پسر یا پسر با دختر نیست، اکثر خانواده‌های شهری آشنایی را به رسمیت نمی‌شناسند آنها خواستگاری را جدی می‌گیرند. و دختر و پسر آنها تعارض را تجربه می‌کند و در برابر این ضرورت خاموش تنهایی را احساس می‌کند. پدر و مادر او را تنها می‌گذارند، آنها نمی‌دانند که این تنهایی می‌تواند برای او بسیار پر هزینه باشد و جوانان پنهان کاری می‌کنند فاصله نسلی به شدت خود را به نمایش می‌گذارد و این دو نسل یکدیگر را نمی‌شناسند و از یکدیگر پرهیز می‌کنند.

تجارب نسل قدیمی‌تر به هیچ گرفته می‌شود و احساس و نیاز نسل فعلی به تمسخر گرفته می‌شود. و چنین است که این دو نسل بسیار با یکدیگر مبارزه می‌کنند، بسیار می‌جنگند. خانواده‌ها عقب‌نشینی می‌کنند تا موعد تصمیم‌گیری، آن وقت است که ساز مخالفت می‌زنند و نسل فعلی را به چالشی جدی فرا می‌خوانند. و همه رشته‌های آنها را پنبه می‌کنند. افزایش جدایی‌های قبل از ازدواج و افزایش طلاق می‌تواند ما شما از هدی این دو نسل از یکدیگر باشد.

مراحل ازدواج

دو نوع نگاه و رویکرد نسبت به ازدواج وجود دارد یکی نگاه فرایندی یا نگاه چند مرحله‌ای و دیگری نگاه تک مرحله‌ای که البته هرکدام از این دو رویکرد عواقب و نتایج خاص خود را در ازدواج دارند.

رویکرد تک مرحله‌ای؛ ازدواج را یک تصمیم می‌داند که وقتی این تصمیم گرفته شد، امکان بسیار اندکی برای تغییر آن وجود دارد. ما بسیار شنیده‌ایم که که گفته می‌شود: «دو جلسه یکدیگر را دیده‌ایم و من باید تا آخر هفته پاسخ بدهم»، این نوع گفتگو بیانگر رویکرد تک مرحله‌ای به ازدواج است. ازدواج یک تصمیم است که پس از آن، امکان بازگشت یا تغییر نظر بسیار اندک است. در این گونه ازدواج مراسم «بله بران و مهربران» مهمترین مرحله است و مابقی مراحل فقط یک تشریفات است که باید طی شود. تصمیم در مراسم بله بران یا مهربران گرفته می‌شود و در مراحل بعدی همه درصدد به انجام رساندن آن تصمیم هستند که امکان تغییر و بازنگری در آن بسیار کم است.

رویکرد چند مرحله‌ای یا رویکرد فرایندی، نگاه دیگری به ازدواج است. در این رویکرد، ازدواج پس از چند گام به انجام می‌رسد و در هر گام «تصمیم» ازدواج مورد بررسی مجدد قرار می‌گیرد و در صورتی که در هرکدام از این مراحل، فرد تصمیم به جدایی بگیرد، امکان آن وجود دارد. در نگاه چند مرحله‌ای تصمیم به ازدواج یک شبه گرفته نمی‌شود، این تصمیم در طول یک فرایند و با سپری شدن زمان اتخاذ می‌شود. ازدواج فرایندی یا ازدواج چند مرحله‌ای حداقل از سه مرحله تشکیل شده است. مراحل «آشنایی»، «نامزدی» و «عقد» سه مرحله یا سه گام اصلی ازدواج فرایندی هستند.

ممکن است برخی بر این تصور باشند که ازدواج فرایندی یک جور ازدواج مدرن است و ازدواج تک مرحله‌ای ازدواج سنتی است اما به نظر می‌رسد که هم افراد سنتی و هم افراد متجدد اکثراً درگیر ازدواج تک مرحله‌ای هستند و افراد بسیار اندکی هستند که نگاه فرایندی به ازدواج داشته باشند. اگر ازدواج را شامل سه مرحله اصلی آشنایی، نامزدی و عقد بدانیم، افراد سنتی معمولاً اهمیت بیشتری به دوران عقد می‌دهند. خانواده‌های سنتی معمولاً مرحله آشنایی و نامزدی را در یک زمان بسیار کوتاه پشت سر می‌گذارند تا خطبه عقد خوانده شود و از آنجا به بعد با خیال راحت به دختر و پسر فرصت و مجال می‌دهند تا باهم آشنا شوند و نامزدی را تجربه کنند و عقد هم که هستند.

به عبارت دیگر برای افراد سنتی دوران عقد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و دو مرحله آشنایی و نامزدی بسیار فشرده و مختصر می‌شود و قصد بر آن است که به سرعت از این دو مرحله عبور شود چرا که خانواده‌های سنتی بیشتر بر این اعتقاد هستند که مرحله آشنایی یا مرحله نامزدی به گونه‌ای ممکن است منجر به سوء استفاده و مسایل دیگری شود که آنها با کاهش زمان سعی در پیشگیری از آنها دارند.

اما متجددین بیشتر بر این عقیده‌اند که دوران آشنایی مهم‌تر است و به آن اهمیت ویژه‌ای می‌دهند. معمولاً در این گونه خانواده‌ها دوران آشنایی را طولانی می‌کنند در آشنایی طولانی مدت نامزدی مدت نامزدی و عقد هم اگر به طور غیررسمی هم اتفاق افتاد از نظر آنها قابل پذیرش است. اما قرار دادن نامزدی و عقد در دوران آشنایی همانند قراردادن آشنایی و نامزدی در دوران عقد است و هیچ تفاوتی ندارد. هرگونه خلاصه‌سازی و مختصرسازی این مراحل منجر به تک مرحله‌ای شدن ازدواج می‌شود. همان‌طور که ملاحظه می‌کنید هر دو گروه دارای نگاه تک مرحله‌ای به ازدواج هستند حالا یک گروه دوران عقد را برجسته می‌کند و دیگری دوران آشنایی را.

جالب اینجاست که مراسم و سنن ما ایرانیان مبتنی بر نگاه چند مرحله‌ای و فرایندی به ازدواج است اما رفتار و عرف اجتماعی ما اکثراً مبتنی بر رویکرد تک مرحله‌ای به ازدواج است. مراسم مربوط به خواستگاری، نامزدی و عقد نشان از وجود مراسم و سنن فرایندی است اما فشرده سازی و تأکید بر یکی از این مراحل و حذف یک یا دو مرحله، نشان از رفتار و نگاه تک مرحله‌ای متجددین و سنتی‌های ما ایرانیان دارد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
شادگان ابتکار : سخنان رهبر انقلاب که در جایگاه ولی‌فقیه، معارف غنی اسلامی را برای مخاطبان به زبانی ساده و کارآمد و بنا بر مصادیق عینی و مشخص ارایه می‌کند، کاربردی‌ترین منبع برای فهم دیدگاه روشن اسلام در موضوعات و چالش‌های روز است.

یکی از این موضوعات عینی و ملموس که شاید هیچ‌کس نتواند به اندازه رهبر انقلاب در ارتباط با آن رهنمودهای شفاف و روشن ارایه کند، مسأله مهم و حساس و دقیق «حجاب» است و جالب این ‌که حجم اهتمام و گفتار ایشان در این موضوع بر خلاف توقع و انتظار بسیار قابل توجه است.

ایشان از این زاویه با استفاده از تعبیر دقیق و گویای «نقشه انسانی عالم» با نگاهی حکیمانه و رویکردی تمدنی به تحولات اجتماعی بشری می‌نگرند و مسأله زن را پیش از بحث حجاب به عنوان پایه چالش‌های بعدی چون حجاب مطرح می کنند: «وقتی ما به نقشه انسانی عالم و جوامع بشری نگاه می کنیم ـ هم جوامع اسلامی مثل کشور خودمان و سایر کشورهای اسلامی، هم جوامع غیر اسلامی و از جمله جوامع به اصطلاح متمدن و پیشرفته ـ می‌بینیم که در همه این جوامع، متأسفانه مسأله‌ای به نام مسأله زن همچنان وجود دارد».

و سپس از همین نقطه بحث اساسی و محوری خانواده را که زنان رکن اصلی آن به‌ شمار می‌آیند، با اشاره به برخی آمار و اطلاعات جدید درباره مشکلات مربوط به خانواده در سطح جهان، به بحران جدی دنیای معاصر در همه نقاط جهان به‌ ویژه کشورهای غربی و صنعتی اشاره دارند و ریشه آن را خطای راهبردی در تعریف نقش زن و روابط او ارزیابی می‌کنند: «مسأله خانواده که امروز یک مشکل اساسی در دنیاست، از کجا ناشی می‌شود؟... اگر این یک قلم مسأله خانواده را شما در دنیا بررسی کنید و این بحرانی را که در مسأله خانواده وجود دارد درست مورد توجه و کاوش قرار بدهید، می‌بینید که این ناشی از آن است که مسائل مربوط به ارتباطات دو جنس و همزیستی دو جنس و روابط دو جنس حل نشده یا به تعبیر دیگری، نگرش نادرستی است».

زن، آن بخش زیبای آفرینش بشر است. این بخش زیبا به طور طبیعی با اندکی در پرده بودن همراه است، این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانی است. این پرده را دریدن و آنچه را باید با نظم و قانون پیگیری شود ـ آن نیاز غریزی انسانی، چه در زن و چه در مرد ـ بی‌قانون و بی‌نظم در جامعه رواج دادن، بزرگترین خیانتی است که در درجه اول به زن و در درجه بعد به همه بشریت ـ زن و مرد انجام گرفته، این کار را سیاست های غربی کرده‌اند.

ایشان با تأکید بر جایگاه زن در تفکر اسلامی از اهتمام شگفت رسول گرامی اسلام ـ صلى‌الله‌علیه‌وآله ـ به این مسأله یاد می‌کنند و بوسیدن دست فاطمه زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ توسط آن حضرت را چیزی بسیار بالاتر از یک رابطه عاطفی و شخصی و نشانه جایگاه والای زن در اندیشه اسلامی می دانند و با این تعبیر که «اسلام به خانواده اهمیت می‌دهد» به جایگاه زن در خانواده و سپس ترکیب محیط اجتماعی می‌پردازند: «مسأله زن واقعاً مسأله مهمی است... نقش زن در خانواده، در اجتماع، ارزش و اهمیت زن و اموری از این قبیل، چیزهایی است که ما حقیقتا به آنها کم پرداخته‌ایم و از این کم پرداختن خسارت هم می‌بینیم».

آنگاه از این خاستگاه با قاطعیت و صراحت کامل از تشریع حجاب و  دیدگاه اسلام در این زمینه دفاع می‌کنند و بلکه از این بالاتر، می‌کوشند تا موضع جمهوری اسلامی در جنگ فرهنگی و نرم‌ستیز فکری موجود را از یک موضع انفعالی برای پاسخ‌گویی به یک موضع جدی و فعّال و پرسشگر تبدیل کنند: «در مسأله زن ما از دنیا طلبکاریم، ما مدعی دنیاییم... این ما نیستیم که باید از موضع خودمان دفاع کنیم، این فرهنگ منحط غرب است که باید از خودش دفاع کند».

«در مسأله زن ما از دنیا طلبکاریم، ما مدعی دنیاییم... این ما نیستیم که باید از موضع خودمان دفاع کنیم، این فرهنگ منحط غرب است که باید از خودش دفاع کند».

ایشان با این رویکرد تعریفی انسانی و همه‌فهم و معقول از زن در دیدگاه اسلام به دست می‌دهند و بر این اساس به تحلیل استراتژی روانی و تبلیغی کلان غرب در حوزه فرهنگ می‌پردازند و به موضوعی اشاره می‌کنند که شاید بدون روشنگری درست آن هرگز نتوان به نتیجه چشمگیری درباره بحث حجاب رسید: «زن، آن بخش زیبای آفرینش بشر است. این بخش زیبا به طور طبیعی با اندکی در پرده بودن همراه است، این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانی است. این پرده را دریدن و آنچه را باید با نظم و قانون پیگیری شود ـ آن نیاز غریزی انسانی، چه در زن و چه در مرد ـ بی‌قانون و بی‌نظم در جامعه رواج دادن، بزرگترین خیانتی است که در درجه اول به زن و در درجه بعد به همه بشریت ـ زن و مرد انجام گرفته، این کار را سیاست های غربی کرده‌اند.

آن طور جنس زن را ـ یعنی همان بخش زیبا و لطیف و در پرده وجود بشر را ـ برای شغل، برای تبلیغات، برای کار به میدان کشاندن، از لبخند او، از زیبایی‌های او، از جسم او، از چهره او برای ترویج فلان جنس بی‌ارزش و پست، برای به دست آوردن پول استفاده کردن، این چیزها را هم دنبال خودش دارد، طبیعی است».

حجاب

ایشان با این رویکرد، به روح تشریع حجاب در احکام اسلامی یعنی تکریم و تجلیل زن اشاره می‌کنند و با تعبیر دقیق و مختصر «حجاب زن، تکریم زن است» به سرنوشتی که فرهنگ غربی برای زن رقم زده است، اشاره می‌نمایند و به‌رغم آن‌که منکر تجربه‌های مثبت فرهنگ غرب نیستند، وضعیت آشفته زن در جهان امروز را مورد بررسی قرار می‌دهند: «زن در فرهنگ و دنیای غربی به ابتذال کشانده و تحقیر و به او اهانت شده است... زن برای این‌که شخصیت خودش را نشان بدهد، باید برای مردان چشم‌نواز باشد. این شد شخصیت برای یک زن؟

باید حجاب و عفاف را کنار بگذارد، جلوه‌گری کند تا مردها خوششان بیاید، این تعظیم زن است یا تحقیر زن؟... یکی از نشانه‌های مردسالاری غربی‌ها همین است که زن را برای مرد می‌خواهند؛ بنابراین، می‌گویند زن آرایش کند تا مرد التذاذ ببرد. این مردسالاری است، این آزادی زن نیست. این در حقیقت آزادی مرد است. می‌خواهند مرد آزاد باشد، حتى برای التذاذ بصری، برای همین، زن را به کشف حجاب و آرایش و تبرّج در مقابل مرد تشویق می‌کنند».

با این مقدمه صریح و روشن، تعریفی که اسلام برای زن ارایه داده آشکار می شود و آن جمع بین شرایط طبیعی و ویژگی های بشری و اختصاصی زن با ارزش‌ها و کرامت‌هایی است که سعادت و نیکبختی فرد و جامعه را در دنیا و آخرت تأمین می‌کند و در مقابل آن حقارت و پستی، به زن عظمت و بزرگی می‌بخشد: «عظمت زن آن است که بتواند حجب و حیا و عفاف زنانه را که خدا در جبلّت زن ودیعه نهاده است، حفظ کند. این را بیامیزد با عزّت مؤمنانه، این را بیامیزد با احساس تکلیف و وظیفه. آن لطافت را در جای خود به کار ببرد، آن تیزی و بُرندگی ایمان را هم در جای خود به کار ببرد. این ترکیب ظریف فقط مال زن‌هاست، این آمیزه ظریف لطافت و برندگی، ویژه زن‌هاست؛ این امتیازی است که خدا به زن داده است».

حال آیا دیدگاه اسلامی چنین زنی را در چنین محیط و جامعه‌ای به انزوا و پنهان شدن دعوت می‌کند یا برعکس، با حفظ کرامت و جایگاه والای او نقش‌های برجسته‌تر اجتماعی برای او رقم می‌زند؟ رهبر انقلاب با ذکر نمونه‌های عینی و مقایسه شرایط در دوران طاغوت و تحولات گسترده پس از انقلاب تأکید می‌کنند که نه تنها حفظ حجاب به معنی انزوا و حاشیه‌نشینی زن نیست، بلکه برعکس زن در چنین دیدگاهی از یک عنصر حاشیه‌ای و تزئینی به یک عنصر تعیین‌کننده و فعّال و مؤثر تبدیل می‌شود و این چیزی است که امروز جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگویی برای دیگر جوامع عرضه می‌کند.

بدین ترتیب ایشان صراحتاً حجاب را در متن حضور اجتماعی پویا و جدّی زن تعریف می‌کنند: «مسأله حجاب به معنای منزوی کردن زن نیست، اگر کسی چنین برداشتی از حجاب داشته باشد، برداشتش کاملاً نادرست و انحرافی است... حجاب به هیچ وجه مزاحم و مانع فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و علمی نیست».


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 

شادگان ابتکار : همان طور که خانم ها اصولا از مردهایی که مدام از زنان دیگر صحبت می کنند یا زنان زیادی با آنها تماس برقرار می کنند، خوششان نمی آید، مسایلی هم هست که مردها دوست ندارند و به خاطر آنها حاضرند قید ازدواج با شما را بزنند.

برای اینکه بزرگ ترین اشتباهات آداب معاشرت را بشناسید و بدانید چه مسایلی باعث ناراحتی و بی حوصله شدن مردان در طول قرارهای ملاقات می شود، مطلب زیر را مطالعه کنید.


چه چیزی می تواند یک آشنایی بالقوه بسیار خوب را خراب کند؟ فراموش کردن اصول اخلاقی مهم در قرار ملاقات های ابتدایی! همان طور که خانم ها اصولا از مردهایی که مدام از زنان دیگر صحبت می کنند یا زنان زیادی با آنها تماس برقرار می کنند، خوششان نمی آید، مسایلی هم هست که مردها دوست ندارند و به خاطر آنها حاضرند قید ازدواج با شما را بزنند. به طور مثال، پرسیدن سوالات خیلی شخصی وقتی هنوز در اولین جلسات آشنایی هستید.
 
تشکر نمی کنید
درست است که تنظیم دیدارها و ترتیب دادن مقدمات آن به عهده داماد و خانواده او است اما قرار نیست شما هم نقش یک شاهزاده را ایفا کنید. اگر قبل یا بعد از جلسه خواستگاری، دیداری در خارج از خانه دارید، یادتان باشد از این که وقت و هزینه ای برای این دیدار متقبل شده تشکر کنید. شاید اضطراب و هیجان و شرم مانع از این شود که آداب معاشرت را به درستی به جا بیاورید. اما باید بدانید که تشکر نکردن یکی از بزرگترین اشتباهات ممکن برای از چشم دیگری افتادن است.  همسر آینده شما انتظار ندارد صورت حساب را پرداخت کنید، اما انتظار دارد هنگام خداحافظی حداقل یک تشکر ساده بکنید. یا حتی فردای آن روز از طریق پیامک تشکر کنید.
 
شروع یک مکالمه بحث‌برانگیز
در هنگام مکالمات، به تمایل طرف مقابل برای گفتگو توجه کنید. او را با زیاد سخنرانی کردن و تعربف کردن از خود در موضع ضعف قرار ندهید. همیشه موضوع های آرام و دوطرفه برای صحبت های خود انتخاب و از بحث و منفی بافی دوری کنید. بگذارید بحث بین هر دو شما در جریان باشد. متکلم وحده بودن و مسلسل وار از خود و خانواده تان گفتن، فقط داماد آینده را کلافه می کند.
 
صحبت در مورد نامزد سابق
به هیچ عنوان کار درست و عاقلانه ای نیست که در مورد نامزد سابق خود با مردی صحبت کنید که برای نخستین بار او را ملاقات می کنید و قرار است دوستی طولانی مدتی با هم داشته باشید. این کار ممکن است باعث ناراحتی و انزجار طرف مقابل بشود و دیگر هرگز با شما تماس نگیرد زیرا تصور می کند اگر یک روز از او جدا شوید، در مقابل مرد دیگری خواهید نشست و او را مسخره خواهید کرد. اگر حرفی برای گفتن ندارید، بهتر است اصلا حرفی نزنید.


مدام چک کردن موبایل
اگر فکر می کنید که تلفن همراه شما قرار است مدام زنگ بخورد یا پیامک برسد و شما مجبور به پاسخ هستید، بهتر است آن را خاموش یا سایلنت کنید. مردها اصولا از زن هایی که مدام تلفنی با دوستان خود صحبت می کنند و برای روزهای آینده برنامه ریزی می کنند، خوششان نمی آید. اگر تلفن کاری مهمی دارید که در طول قرار باید پاسخ بدهید، بهتر است از قبل آن را به طرف مقابل بگویید و پیشاپیش از هر گونه وقفه ای عذرخواهی کنید.
 
بیشتر از حد لازم ماندن
در قرارهای اول و ملاقات های آشنایی معمولا ساعت ها همچون چند دقیقه کوتاه می گذرند. اما باید حواستان به ساعت باشد. اگر مردی مدام به ساعت خود نگاه کرد، خمیازه کشید یا در مورد مشغله ای که فردا صبح دارد صحبت کرد، زمان رفتن فرا رسیده است و باید مودبانه خداحافظی کنید و بروید تا یک قرار مهم به یک کابوس ناراحت کننده تبدیل نشود.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
شادگان ابتکار : چت کردن نقطه شروع آشنایی اینترنتی است. ابزاری که از نظر خیلی ها وسیله مناسبی برای برقراری  ارتباط با افراد مختلف به شمار می رود و حتی برای انتخاب شریک زندگی خود هم به آن متوسل می شوند. البته قرار نیست پیش داوری کنیم و پرونده شناخت چتی را از همین اول ببندیم چرا که خیلی ها معتقدند با تغییر جوامع و رایج شدن روش های ارتباطی جدید، چت کردن هم می تواند جایگاه خود را به عنوان یک روش ارتباطی پیدا کند. به هر حال حتی اگر این فرضیه هم درست باشد، باید دید که در زمان فعلی و جامعه امروزی ما، چت کردن چقدر برای برقراری رابطه مناسب است و مهم تر از آن چقدر می تواند برای هدفی مثل ازدواج به کار گرفته شود.

مشکل اساسی این شیوه ی آشنایی این است که چون افراد در آن با هم ارتباط رو در رو و حضوری ندارند، شناخت، منحصر به گفته های افراد می شود. از آنجایی هم که اغلب نوجوانان و جوانان احساسی و عاطفی هستند به سخنان غیر واقعی فرد مقابل و تناقض های گفتاریش توجه نداشته و پس از گذشت مدتی به فرد مقابل علاقه مند می شوند.

در اغلب موارد ارتباط از چت روم به ارتباط تلفنی مبدل می شود. این ارتباط همچنان ادامه مییابد و طرفین هر روز بیشتر شیفته ی گفتار و بیان یکدیگر می شوند بدون آنکه حتی بدانند ظاهر همدیگر را می پسندند؟ شیوه رفتاری طرف مقابل از نظرشان مورد قبول است یا حتی جایگاه اجتماعی آنها و خانواده شان تناسبی با هم دارد یا نه.

شاید بگویید که روابط می تواند از این هم پیشرفته تر شده و وارد مرحله ارتباط رو در رو شود. به هر حال موارد زیادی اتفاق افتاده که دو طرف پس از ملاقات، با دیدن یکدیگر شوکه شده و متوجه می شوند که هیچ سنخیتی با هم ندارند. اما چون پیش تر دلبسته و عاشق هم شده اند یا در بهترین حالت به هم عادت کرده اند، پذیرش واقعیت برایشان سخت می شود. این افراد حتی گاهی به سبب ترحم و یا ترس از نفرین وتهدید فرد مقابل و ... به ازدواج با او تن می دهند. لذا آشنایی از طریق چت راه مطمئن و معقولی نیست.

اینترنت محیطی مجازی است و خیلی ها به چشم سرگرمی به آن نگاه می کنند و زندگی ایده آل یا حتی فانتزی شان را در آن به تصویر می کشند. از معرفی خود با یک جنسیت دیگر گرفته تا ادعای تحصیلات و موقعیت خاص

بنابراین آسیب های این روش آشنایی را می توان در چند گزینه خلاصه کرد

ـ معمولاً کسانی چت را انتخاب می کنند که به دلایلی نمی خواهند دیده و کاملاً شناخته شوند. بنابراین ارائه اطلاعات غلط توسط یکی از طرفین به دیگری، درصد بالایی را به خود اختصاص می-دهد.

ـ افراد در این نحوه آشنایی چون فقط از فرد مقابل خوبی میشنوند او را کاملاً آرمانی و خوب تصور میکنند چون روابط در این نوع از آشنایی براساس احساسات است.

ـ چت اعتیادآور است و معلوم نیست شخص با چند نفر در ارتباط بوده و هست. پس فرد را در آینده دچار سوءظن و سلب اعتماد می کند.

ـ این مورد را هزار بار شنیده اید. ما هم برای بار هزار و یکم تاکید می کنیم که اینترنت محیطی مجازی است و خیلی ها به چشم سرگرمی به آن نگاه می کنند و زندگی ایده آل یا حتی فانتزی شان را در آن به تصویر می کشند. از معرفی خود با یک جنسیت دیگر گرفته تا ادعای تحصیلات و موقعیت خاص.

ـ در این گونه ارتباطات، شناخت جدی امکان پذیر نیست. چون دو طرف مراقب خود هستند و طبیعی است که فهرستی از معایب خود را در اختیار دیگری قرار نمی دهند.

ـ این ارتباط که ماه ها بدون هیچ آشنایی واقعی به طول می انجامد، می تواند فرد را درگیر توهمات و واقعیات ساختگی کند.

ـ در این روش آشنایی فقط یک یا دو تا از حواس افراد درگیر می شود. به همین دلیل اطلاعات غیر کلامی از فرد رو به رو ندارند.

ـ معمولاً خانوادهها از این گونه آشناییها و ازدواجها حمایت نم یکنند.

مزایای آشنایی اینترنتی

ـ بعد از آنکه گفتگوهای رسمی در چند جلسه با اطلاع خانواده ها انجام شد، چت می تواند راه مناسبی باشد برای تکمیل بحث یا مواردی که قبلاً از یاد برده اید. باید در نظر داشت که چت کردن بدون تشریفات انجام می شود و زحمت بیرون رفتن را به شما نمی دهد.

ـ با اخلاقیات و فرهنگ عموم مردم آشنا می شوند.

ـ چون در فرهنگ ایرانی موانع زیادی برای ارتباط طولانی قبل از ازدواج بین خانواده های جوانان وجود دارد و جوانان نمی توانند با خصوصیات یکدیگر آشنا شوند استفاده از این ابراز برای آشنایی پیش از ازدواج مطلوب و مفید خواهد بود. البته در صورتی که همه در بیان اطلاعات و خصوصیات خود صادق باشند.

- ازدواج اینترنتی در یک صورت می تواند موفق باشد که صرفاً نقش واسطه (معرف) را ایفا کند و دو طرف به شدت مراقب دلبستگی ها و شیدایی ها باشند و کر و کور نشوند که البته همین نوع ازدواج هم دو تا مشکل دارد که باید به آنها توجه کرد:

1. در ایران به طور معمول، والدین جوانان زیر بار چنین ازدواجی نمی روند.

2. حضور در چت روم و ارتباط با جنس مخالف ممکن است پس از ازدواج، عامل سلب اعتماد طرفین از هم شود.

استفاده از اینترنت برای همسریابی ظاهراً آسان ترین راه تشکیل زندگی مشترک به نظر می رسد اما واقعیت این است که فضای نامطمئن مجازی نمی تواند ملاک دقیق و قابل اعتنایی برای یافتن یک شریک دائمی به حساب آید.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 

رمز و راز کاهش وزن نه در بشقاب غذا بلکه در لیوان شما است. نوشیدنی های پر طرفداری مثل آب میوه ها و نوشابه های انرژی زا که سرشار از شکر و کربوهیدرات هستند، می توانند روند کاهش وزن را مختل کنند.


پنج نوشیدنی را به شما معرفی می کنیم که نقش زیادی در کاهش وزن دارند:

1 - آب
همه می دانند آب بهترین نوشیدنی برای کاهش وزن است. اما نوشیدن آن در طول پروسه کاهش وزن می تواند کسل کننده باشد. برای این که آب را طعم دار کنید و از نوشیدن اش لذت ببرید می توانید در آن لیمو ترش، خیار و گوجه فرنگی بیندازید تا مزه دار شود.

2 - آب سبزیجات
آب سبزیجات خانگی یا صنعتی تفاوتی ندارند. هر دو منبع عالی برای تامین فیبر و مواد غذایی برای کاهش وزن بدن هستند، چون پس از نوشیدن آن ساعت ها گرسنه نمی شوید. پزشکان توصیه می کنند از سبزیجاتی استفاده کنید که سدیم کمتری دارند. 

3 - چای تلخ
نوشیدن چای سبز علاوه بر این که متابولیسم بدن را بهبود می دهد، سرعت کاهش وزن را نیز افزایش می دهد. سعی کنید چای سبز را - گرم یا سرد - همراه عسل بدون شکر بخورید. راستی چای سیاه را فراموش نکنید چون سرشار از آنتی اکسیدان است و سموم را از بدن خارج می کند. 

4 - قهوه خالص
نوشیدن یک فنجان قهوه در صبحانه و عصرانه به دلیل وجود کافئین در آن گرسنگی را سرکوب و به کاهش وزن کمک می کند. این نوشیدنی همچنین بدن را گرم می کند و متابولیسم را بهبود می بخشد. فقط مراقب باشید شکر و خامه کمی به ان اضافه کنید.

5 - شیر بدون خامه
شیر سرشار از کلسیم، ویتامین د و پروتئین است که استخوان ها را محکم تر و ماهیچه ها را قوی تر می سازد. شیر بدون خامه و چربی منبعی سرشار از ویتامین است که به کاهش وزن کمک می کند. اگر می خواهید طعم شیر را تغییر دهید می توانید از شکلات بدون چربی استفده کنید.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
شادگان ابتکار : صحبت مان درباره کسانی که فرصت مناسب و دلخواه ازدواج را پیدا نمی کنند نیست. از کسانی حرف می زنیم که خودشان تصمیم به مجرد ماندن می گیرند. آنهایی که از ازدواج می ترسند یا نفرت دارند. چرا بعضی از زنان از ازدواج فرار می کنند؟

استقلال

این یکی از شایع‌ترین دلایل حفظ استقلال است. به نظر می‌رسد این روزها خانم‌ها بیشتر از آزادی خود لذت می‌برند. آنها فکر می کنند ازدواج استقلال شان را به مخاطره می اندازد و با مسئولیت های جدید و تعهدهای خانوادگی محدودشان می کند. بنابراین مجبورند از کار و تحصیل و علایقشان فاصله بگیرند. تصوری که البته اشتباه است. ازدواج ممکن است سبک زندگی شما را عوض کند اما با انتخاب درست می توانید همسری داشته باشید که حامی استقلال شما و فعالیت هایتان باشد نه مخالف آن.

اوقات تنهایی

بعضی از زنان وقت گذراندن برای خودشان را یکی از دلایل عدم تمایل به ازدواج می دانند. تجرد طولانی مدت برای عده ای باعث می شود انزوا و تنهایی شان را به هر چیزی ترجیح بدهند. این عده عموما سازگاری خوبی ندارند و به راحتی با دیگران کنار نمی آیند.

روابط قبلی

تجربیات بد از ازدواج‌های قبلی گاهی یکی دیگر از دلایلی است که خانم‌ها را از ازدواج دور می‌کند. نه فقط ازدواج، روابط عاطفی شکست خورده و دوستی های ازبین رفته و بی اعتمادی ناشی از آنها مانع از وارد شدن آنها به یک رابطه طولانی مدت می شود. تجربیات تلخ دیگران هم گاهی مزید بر علت می شود تا زن ها قید ازدواج را بزنند.

چطور با این ترس ها مقابله کنید؟

برای خودتان تعیین کنید که دقیقا از چه چیزی می‌ترسید: بیشتر افراد از خود ازدواج نمی‌ترسند، از حواشی و آن ترس دارند. برای مقابله با این ترس بدترین تصویر ذهنی که نگرانتان می کند و باعث می شود از ازدواج بترسی، در ذهن خود مجسم کنید و سعی کنید حربه های مقابله با آن را برای خود تعیین کنید. این که چطور می توانید از این اتفاق پیشگیری کرده و در صورت وقوع چطور باید با آن برخورد کنید.

مشورت بخواهید: از هر کسی که در زندگی مشترک خود موفق است بخواهید تا درباره ترس ها و نگرانی هایی که قبل از ازدواج داشته و موفقیت هایی که در مقابله با آنها یا حل و فصل شان به دست آورده برایتان صحبت کند.

قبل از ازدواج توجه کنید: ترس های شما تا حد زیادی با انتخاب همسر مناسب تان از بین می رود. نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شریک زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریکتان متوجه نیازهای شما می‌شود و هم می توانید در رابطه خود موفق تر به پیش بروید.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 

روزی جوانی خدمت مرحوم حجه السلام و المسلمین آقای سید یونس اردبیلی  رسید و سوال زیر رو پرسید: دو روز پیش مادرم از دنیا رفت و من او را دفن کردم, هنگامی که وارد قبر شدم  و جنازه اش را در قبر گذاشتم، خواستم صورت او را روی خاک بگذارم، اسناد و مدارک و پول و چک هایی که در جبیم بود ، از جیبم بیرون ریخت، چون در یک حالت خاص بودم فراموش کردم آنها را بردارم و روی قبر پوشیده شد. با این حال اجازه می فرمایید نبش قبر کنم و آن مدارک رو برداریم یا نه؟ چنانچه امروز می فرمایید، نامه ای به مسئولین قربستان مرقوم فرمایید تا اجازه نبش قبر دهند.

آقا فرمودند: همان قسمتی از قبر رو که می دانید مدارک در آنجاست، بشکافند و مدارک رو بردارند و سریعاً قبر را بپوشانید. پس نامه ای به همین مضمون برای مسئولین قبرستان نوشتند. بعد از چند روز ان جوان به منزل آقای اردبیلی آمد و در حالی که غمناک و مضطرب می نمود، آقا از او پرسید آیا شما کارتان را انجام دادید و به نتیجه رسیدید؟

جوان با ناراحتی گفت: وقتی نبش قبر کردم ، دیدم مار سیاه و باریکی دور گردن مادرم حلقه زده و سرش را در دهان مادرم فرو برده و او را نیش میزند ! این منظره به قدری وحشتناک بود که طاقت مرا گرفت و از شدت ترس و هراس فوری روی قبر را پوشاندم.

آقا از او پرسید: آیا مادرت کار زشتی مرتکب می شد؟

جوان گفت: من چیزی به خاطر ندارم ، ولی همیشه پدرم او را نفرین میکرد؛ زیرا مادرم نسبت به ارتباط با نامحرم پروایی نداشت و با سر رو روی باز با مردان نامحرم رو به رو میشد و بی حجاب و بی پروا با انان سخن میگفت و با نامحرمان شوخی میکرد و می خندید و به همین خاطر همیشه مورد عتاب و نفرین  و سرزنش پدرم بود.

چه بد جایگاهی است قبر برای زنان بد حجاب و بی حجاب

و اضافه شود: که در قیامت، هر قسمتی از بدن زن رو که نامحرم دیده، از همان قسمت به دار آویخته میشود


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 


شادگان ابتکار به نقل از  التزام : بنابر منابع موثق و غیررسمی ، نیروهای تلاشگر انتظامی شادگان موفق شدند یک کارگاه پیشرفته تولید شیشه و مواد مخدر که در اعماق زمین ساخته شده را در روستای آبشار از توابع دهستان بوزی شادگان کشف کنند .

 

بنابراین گزارش تا کنون 5 نفر در رابطه با این جریان دستگیر شده اند . گویا برای ورود به این کارگاه تمام اتومات و مدرن می باید یکی از کاشیهای ساختمان را فشار داد تا در ورودی آن باز شود

کشف چنین کارگاه پیشرفته ای تعجب مسئولین را برانگیخته است جایی که می توانست هزاران نفر از جوانان منطقه را به کام مرگ و اعتیاد بکشاند

کادر هفته نامه التزام و گروه  شادگان ابتکار ضمن تقدیر و تبریک به نیروهای انتظامی و در راس آنها سرگرد پارسایی سرپرست ستاد فرماندهی انتظامی شادگان اعلام می دارد که متعاقبا خبرهای تکمیلی را به اطلاع شما هموطنان عزیز خواهند رساند


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
 

شادگان ابتکار :سرپرست شهرداری شادگان از اقدام ضربتی برای آسفالت خیابان‌های این شهر خبر داد.

حسن مزبانی‌پور اظهار کرد: در ادامه اجرای پروژه‌های اجرایی عمرانی، آبادسازی شهر شادگان و همچنین به منظور ساماندهی، بهسازی و تسهیل عبور و مرور شهری، این شهرداری اقدام به زیرسازی، بیس‌ریزی، خیابان‌ها کرده است.

وی از بهسازی خیابان 30 متری در منطقه مشمولی به طرف منازل پشت ترمینال اهواز در این شهر خبر داد و افزود: آسفالت‌ریزی این خیابان در آینده‌ای نزدیک آغاز می‌شود.

سرپرست شهرداری شادگان تصریح کرد: با توجه به اینکه یکی از اهداف مهم شهرداری شادگان تأمین رفاه و آسایش شهروندان با ارائه خدمات و فراهم کردن امکانات رفاهی است تمام تلاش خود را در راستای تحقق این اهداف به کار می‌گیریم.

وی با اشاره به انجام آسفالت در منطقه مشمولی خاطرنشان کرد: این خیابان جزو مناطقی است که سالیان سال است دچار مشکل بوده و تاکنون هیچ‌گونه خدماتی در آنها انجام نشده است.

مزبانی‌پور ادامه داد: ساکنان این منطقه می‌دانند که بیش از چند سال است که اکثر معابر این منطقه به لحاظ بهسازی وضعیت مناسبی نداشته و مردم از وضع موجود آن ناراضی هستند.

وی اضافه کرد: به همین دلیل دست به کار شده‌ایم و رفع مشکلات منطقه را در دستور کار قرار داده‌ایم.

سرپرست شهرداری شادگان در پایان با بیان اینکه مردم محروم منطقه، استحقاق بیشترین خدمت‌رسانی را از سوی مسئولان دارند عنوان کرد: امیدواریم با بهسازی و ساماندهی خیابان‌ها و معابر در مناطق محروم، بخشی از مشکلات مردم شادگان را برطرف کنیم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ توسط 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک